تعیین حدود اختیارات ولی فقیه
تعیین و نصب امام برای اصلاح امور مردم و از بین بردن فتنه و نزاع است. اگر انتخاب امام به اختیار مردم باشد، به دلیل اختلاف آراء، موجب افزایش فتنه خواهد شد؛ بنابراین امام باید به نص الهی و پیامبر تعیین شود تا خلافت و نیابت حقیقی محقق گردد. آیات و روایات بر وجوب اطاعت از خداوند، پیامبر و اولوالامر و همچنین علما و فقها به عنوان نایبان ائمه در عصر غیبت تأکید دارند. قضا و فتوا از مناصب امام است که مجتهد به عنوان نایب عام امام میتواند در آنها و سایر امور مانند تصرف در اموال ایتام و غایبین دخالت کند. اما برخی مناصب مانند جهاد، مخصوص امام بوده و تصرف نایب عام در آنها بدون اذن خاص امام جایز نیست.

حدود اختیارات ولی فقیه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چه دلیلی از عقل و نقل، اجتماع رأی افراد غرضورز و فاقد عصمت، عدالت و علم به باطن و مصلحت خلایق را برای اعطای مرتبهای بزرگ به هر فردی و وجوب اطاعت از او، حتی اگر مانند معاویه و یزید باشد، تأیید میکند. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که شناخت مسائل دین و اداره امور دنیوی و اخروی مسلمانان باید به فردی امین، مصون از خطا و عالم به احکام الهی سپرده شود که چنین فردی جز خدا و پیامبر نیست. سپس، با استناد به اتفاق شیعه مبنی بر اینکه مراد از اولوالامر، ائمه معصومین (ع) هستند، وجوب اطاعت از سلطان ظالم و جاهل به احکام الهی را قبیح دانسته و نتیجه میگیرد که عقل و نقل بر لزوم عصمت و علم کامل برای کسی که اطاعتش واجب است، تأکید دارند، مگر در شرایط اضطرار که اطاعت مجتهد عادل واجب میشود. در پایان، بیان میشود که نهایت آنچه از ادله استنباط میشود، نیابت مجتهد در اموری مانند مرافعات، احکام، ولایت بر اموال صغار و غایبان و تقسیم خراج است، نه ولایت مطلق بر اموال امام.

شرایط لازم برای رهبری علمای دین
متن با تقسیم علما به سه دسته آغاز میشود: دسته اول، علمای ظاهرگرا که به دلیل دلبستگی به دنیا و عدم شناخت عمیق از آخرت، صلاحیت رهبری ندارند، هرچند ممکن است عوام به واسطه آنان هدایت شوند. دسته دوم، علمای باطنگرا که به دلیل عدم احاطه بر امور ظاهری، توانایی رهبری گسترده را ندارند. در ادامه، دسته سوم معرفی میشود که علم ظاهر و باطن را توأمان دارند و به مثابه آفتاب، شایسته رهبری و راهنمایی خلق خدا هستند. در پایان، به این نکته اشاره میشود که چنین رهبرانی، به دلیل مخالفت علمای ظاهرگرا که دنیا را معشوق خود میدانند، مورد طعن و آزار قرار میگیرند و به همین دلیل، ممکن است از انظار پنهان بمانند.
شرایط لازم رهبری جامعه اسلامی و راهکارهایی جهت جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور
این رساله با تأکید بر جامعیت دین اسلام و نقش حیاتی علما در حفظ و پیشبرد آن آغاز میشود. نویسنده با اشاره به جایگاه ائمه و پیامبران به عنوان رهبران جامع روحانی و جسمانی، وظایف علما را در عصر غیبت امام زمان (عج) تبیین میکند. در ادامه، به نقد وضعیت موجود جامعه اسلامی و ایران میپردازد و عواملی چون غفلت علما از مسائل سیاسی و اجتماعی، ضعف مالیه، عدم توسعه علوم و صنایع، و مشکلات ناشی از بیکاری و فساد در طبقات مختلف جامعه (از جمله برخی روحانیون، سادات، مرثیهخوانان، دراویش، زنان و ملاکین) را برمیشمارد. در بخش پایانی، راهکارهایی عملی برای جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور ارائه میدهد که شامل تشکیل دارالفنون اسلامی در ایران، آموزش علوم جدید، تأسیس راهآهن حسینی و جمعآوری کمکهای مالی از مسلمانان برای تقویت قوای دفاعی و اقتصادی است. نویسنده بر لزوم حضور فعال علما در صحنه اجتماع و سیاست، و دوری از انزوا و خانهنشینی تأکید میکند و این اقدامات را برای حفظ استقلال و شوکت اسلام و ایران ضروری میداند.