شایسته سالاری
متن با تأکید بر اهمیت شایستهسالاری (امتیاز فضلی) به عنوان یکی از چهار رکن ترقی و آبادی هر مملکت آغاز میشود. در ادامه، به تشریح وضعیت نامطلوب ایران در این زمینه میپردازد و با ذکر مثالهایی از وضعیت سربازان و اعطای مناصب نظامی و مذهبی بر اساس وراثت یا رشوه به جای لیاقت، به نقد شدید این رویه میپردازد. سپس، با استناد به آیات قرآن و سیره انبیا، شایستهسالاری را اصلی الهی و عقلی معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقش علم در پیشرفت دنیا و آخرت اشاره کرده و بیتوجهی به علوم دنیوی و صنایع را عامل عقبماندگی ایران و وابستگی به بیگانگان میداند. در ادامه، به دفاع از مجلس شورای ملی پرداخته و آن را احیاکننده احکام اسلام و مانع فساد و رشوه معرفی میکند و مخالفان مجلس را خائن و دزد مینامد. در پایان، با تأکید مجدد بر لزوم شایستهسالاری و مبارزه با رشوه و وراثت مناصب، مردم را به اتحاد و هوشیاری در برابر دشمنان داخلی و خارجی دعوت میکند و از آنان میخواهد که از مجلس حمایت کنند تا کشور به ترقی و استقلال دست یابد.

توجیه مردم در انتخاب درست نمایندگان خود
متن با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و سیاسی مناطق مختلف ایران آغاز میشود و بیان میکند که در برخی مناطق، به دلیل نزدیکی به کشورهای متمدن، استبداد کمتر رواج دارد، اما در مناطق دورافتاده، استبداد ریشهدار شده و هرگونه تلاش برای تمدنخواهی با مخالفت شدید مواجه میشود. در ادامه، اغتشاشات و انقلابهای محلی را ناشی از عدم درک صحیح نظامنامه انتخابات و اعمال سلیقههای شخصی در انتخاب وکلا میداند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میشود که دو نفر امین خداترس و وطنپرست، یکی از طرف مجلس و دیگری از طرف وزارت داخله، برای نظارت بر انتخابات و اجرای صحیح نظامنامه به ولایات اعزام شوند. این اقدام را موجب آسایش ملت، امنیت کشور و رفع اغتشاشات دانسته و تأکید میکند که حضور این امینها به مدت یک تا دو ماه در هر شهر، به شناسایی افراد مغرض و مفسد کمک کرده و اطلاعات لازم را در اختیار وکلای ملت قرار خواهد داد تا از اشتباه در انتخاب نمایندگان جلوگیری شود.
لزوم آموزش نظامی همگانی و ایجاد ارتش جدید مرکب از ایلات و عشایر و طوایف و ارجاع خدمات دولتی به افراد ذیصلاح
متن با استناد به آیه «أُفَوِّضُ اَمری إِلَی الله» آغاز میشود و به تحلیل وضعیت سیاسی ایران در مواجهه با احتمالات وخیم داخلی و خارجی میپردازد. نویسنده معتقد است که دولت ایران برای مقابله با این تهدیدات، نیازمند یک نیروی قوی و منسجم است که دستیابی به آن در شرایط فعلی مالی و سیاسی، زمانبر خواهد بود. دو تهدید اصلی شامل ملوکالطوایفی بر اساس تقسیمات جغرافیایی معاهده دولتین و احتمال تغییر سلطنت از خاندانی به خاندان دیگر، به دلیل نفوذ روزافزون یک طایفه در امور لشکری و کشوری، مطرح میشود. نویسنده تأکید میکند که این احتمالات، استقلال ایران را نابود خواهد کرد و رؤسای کنونی کشور فاقد حس وطنخواهی کافی برای چشمپوشی از منافع شخصی و مقابله با سازشهای سیاسی خارجی هستند. در ادامه، راهکارهایی برای دفع این احتمالات ارائه میشود: برای دفع احتمال اول، اجرای قوانین مشق اجباری و اصلاح افراد ملت، تشکیل قشون امروزی از ایلات و عشایر با رعایت توازن قوا و نظارت بر ارتباطات رؤسا با اجانب پیشنهاد میشود. برای دفع احتمال دوم، جلوگیری از نفوذ بیش از حد یک طایفه در امور لشکری و کشوری و واگذاری خدمات دولتی بر اساس علم، لیاقت و قابلیت، نه بر اساس طایفهگرایی، توصیه میشود. این امر مستلزم جذب مستشاران عالم و بیغرض و حفظ موازنه رقابتی بین طوایف است تا از خیالات دور و دراز جلوگیری شود.