کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با پرسشی درباره چرایی دخالت یک عالم دینی در سیاست و نظر او درباره احزاب آغاز می‌شود. در پاسخ به بخش احزاب، به عدم کارایی و موفقیت احزاب در جذب ملت و انجام اصلاحات اشاره شده و دلیل آن را عدم توافق و تأیید متقابل احزاب می‌داند. در ادامه، به تبیین مفهوم دخالت در سیاست از دیدگاه خود می‌پردازد و آن را وظیفه‌ای شرعی و الهی برای وعظ، ارشاد، مبارزه با فساد، پند دادن به سیاستمداران و هشدار در برابر استعمار و بردگی می‌داند. این وظیفه را برگرفته از مسئولیت رهبری دینی و خلافت الهی می‌شمارد که در قرآن و روایات نیز به آن تصریح شده است. سپس، با تفکیک میان سیاست صحیح و سیاست مبتنی بر آشوبگری، اخلال، ظلم و منفعت‌طلبی شخصی، از نوع دوم به خدا پناه می‌برد. در ادامه، به مسئولیت علما در برابر ستم و جور ظالمان و لزوم امر به معروف و نهی از منکر تأکید می‌کند و وضعیت مسلمانان را در معرض حمله استعمارگران و تفرقه داخلی توصیف می‌کند. در پایان، با اشاره به کهولت سن خود، هدف از این سخنان را پند و آگاهی‌بخشی و ادای وظیفه دینی می‌داند و آرزوی وحدت و اتحاد ملت‌ها و دولت‌های اسلامی را برای مقابله با استعمار و دستیابی به آزادی، ترقی و استقلال بیان می‌کند.

متن کامل گزارش

س: بارها شنیده‌ام که گفته‌اند چرا حضرت آیت‌الله کاشف‌الغطاء در عین حالی که یک فرد مذهبی و دینی است در سیاست دخالت می‌کند. نظرتان در این باره و درباره احزاب چیست؟ ج: از احزاب فایده‌ای را که از آن انتظار می‌رفت تاکنون به دست نیامده است و در شرایطی هم قرار نگرفته‌اند که بتوانند ملت را به خود جلب کنند و آنان را به امور اصلاحی وادار نمایند. این مطلب، ویژه عراق نیست بلکه در کلیه ممالک عربی آشکار است که از احزاب فایده و ثمره مؤثر به دست نیامده است و این بی‌خاصیتی احزاب به این خاطر است که بینشان توافق ضمنی وجود ندارد و یا به خاطر این که یکدیگر را (حتی در مراحل اولیه) تأیید نمی‌کنند ... و یا علل دیگری دارد. در هر حال ما برای احزاب آرزوی توفیق و پیروزی می‌کنیم و انتظار داریم که خداوند آنها را مورد لطف و عنایت قرار دهد تا که شاید عملی جدی و شایسته از آنان سر زند. و اما دخالت در سیاست: اگر مقصودتان وعظ و ارشاد و مبارزه با فساد و پند دادن به سیاستمداران و قدرتمندان بلکه به تمام مردم و نیز اعلام خطر از گرفتار شدن در چنگال استعمار و بردگی و در زنجیر بندگی افتادن و به یغما رفتن سرزمین‌هایشان باشد، به خدا پناه می‌برم که در این اعمال و کارها دخالت نکنم. آری، من از فرق سر تا کف پا غرق در همین مطالبم و این کارها از واجبات و امور لازم من است و خود را در مقابل خدا و وجدانم مسئول و متعهد می‌دانم و از اعمال واجب واجب خود و پدرانم می‌دانم که بیشتر از سیصد سال است ریاست دینی را نه تنها در عراق به عهده داشته‌اند، بلکه در جهان اسلام رهبری دینی به عهده آنان بوده است. مدیریت دینی، خلافت الهی بزرگی است که خداوند درباره آن در قرآن می‌گوید: «ای داوود! تو را در روی زمین نماینده خود قرار دادیم، بین مردم بر مبنای حق حکومت کن» (سوره ص، آیه ۲۶). در «زیارت جامعه» می‌خوانیم که: «ای پیشوایان معصومین! شما سیاستمداران، بندگان خدا و رکن‌های مملکت‌ها هستید.» روی همین اصل، سیاست ما سیاست پیغمبر (ص) و امامان است که خالی از کلیه هوی و هوس‌ها و طمع و لجن‌بازی‌ها است؛ چنانچه خدا به رسولش می‌گوید: «متابعت هوی و هوس را مکن زیرا که از راه خدا گمراه می‌گردی.» این وظیفه و مسئولیت رهبران دینی بود که در قرآن مجید به آن تصریح شده است، و این که دیگران به این تعهد عمل نمی‌کنند شاید که وظیفه را درک ننمایند و در انجام آن قصور کنند و یا این که در انجام وظیفه عاجز باشند. ولکن اگر معنای سیاست آشوبگری، اخلالگری، مبارزه و ایجاد اضطراب باشد به این منظور که بخواهند حکومت مردم را قبضه نمایند و روی کرسی‌های مجلس جلوس کنند، برای این که با مردم با خشونت و تکبر و ظلم و جور رفتار نمایند و ریاست را برای سودهای شخصی و طمع‌های دنیوی و تحت تصرف خود درآورند و به نفع بیگانگان عمل نمایند و بخواهند - اگر چه به خونریزی باشد - بر ملت تسلط داشته باشند، من به خداوند دانا و شنوا از شرّ شیطان گمراه و رانده شده پناه می‌برم. «بگو (ای پیامبر): آیا به چیزی باخبرتان سازم که سزای آن نزد خداوند بدترین است: کسی که خداوند لعنتش کرده و بر او غضب آورده و آنها را به میمون‌ها و خوک‌ها مسخ نمود و او پرستش طاغوتیان کند. جای این عده بدترین مکان‌ها و از راه راست گمراه‌ترین‌اند.» (مائده، ۶۰). خداوند برایمان کافی است و او بهترین تکیه‌گاه است. همان طوری که گفته‌اند هدف، واسطه را آسان می‌گرداند به خصوص که این مطلب در بعضی از احوال مشخص‌تر است. «زبان پندگو به ز دست‌بوسی دروغین است.» کسی که درباره حق سکوت اختیار نماید، شیطان لال است و بهترین مبارزه‌ها کلمه عدل و حقی است که در مقابل رئیس ستمگر گفته شود. آری، خداوند از علما عهد و پیمان گرفته است که در مقابل ستم و جور ظالمان و مظلومیت ستمدیده سکوت نکنند و بر جای خود نایستند. و خداوند هم می‌فرماید: «کسانی که آیات و هدایت خدا را که نازل می‌گرداند، کتمان می‌کنند، لعنت شده خدا هستند و لعن‌کنندگان، آنان را لعنت می‌کنند.» (بقره، ۱۵۹) همه اینها تعهدات شخصی است، ولکن از طرف دیگر، مسلمانان در موقعیتی قرار گرفته‌اند که پیغمبر اسلام (ص) درباره ایشان خبر داده و به امت خود می‌فرماید: «نزدیک است همانطوری که گرسنه به طرف غذا و نان حمله می‌کند، به شما نیز حمله شود.» سئوال شد که: آیا این حمله به خاطر کمی نفرات ماست؟ حضرت فرمود: «نه، بلکه شما در آن روزگار زیاد هستید، ولی مانند کاهی که روی سیل باشد، زیرا متابعت هوس می‌کنید و در میانتان اختلاف است.» مسلمانان عموماً و اعراب خصوصاً مدت‌ها است که مورد حمله افعی‌های استعمار قرار گرفته‌اند و اخیراً دیوها و عفریت‌های کمونیست و امپریالیست، «استعمار کهنه و نو» از بیرون، به اسلام و مسلمین حمله می‌کنند و از داخل، اختلاف و نفاق و مبارزه و فساد اخلاق تا حد فراوانی ضربه می‌زند. آن کسی که در مطالب ما کمترین دقت را بنماید و شرایط و موقعیت محیط را در نظر بگیرد، تردیدی پیدا نمی‌کند که این مطالب از قلب فروزان و فوران کوه آتشفشان سرچشمه گرفته که چوب را به آتش می‌گیرد و آتش شعله‌ور را توسعه می‌دهد. این مطالب شعله آزادیخواهی است؛ چگونه می‌تواند فرد غیرتمندی در مقابل این امور صبر کند و حال آن که مشاهده می‌کند که سرزمین او غارت و تقسیم می‌گردد و ملت او غنیمت دشمنان گردیده و مسلمین، ذلیل‌تر از یهود و بلکه طعمه آنان قرار گرفته‌اند؟ معذلک با این مطالب ما قصد نداریم عاطفه‌ای و احساساتی را تحریک و ناراحت کنیم و یا احترام شخصی را زیر پا بگذاریم و یا این که کسی را آزار دهیم، تنها هدف ما پند و آگاهی دادن است و محرک ما فقط اداء وظیفه و انجام واجبات دینی است و می‌خواهیم از عهده تعهدات و مسئولیت‌های روز قیامت بیرون آییم تا آن روز به ما نگویند در حالی که آگاه بودی و مشاهده می‌کردی، چرا به امر معروف و نهی از منکر نپرداختی؟ من اکنون در آستانه هشتاد سالگی هستم، قریب یا که بعید در ردیف مهاجرین و کوچ‌کنندگان هستم و امروز و فردا جزو رفتگان و مردگانم. روزگار با سختی‌هایش و دردهایش قوای مرا نابود کرده و از حیات من فقط دردها و آثار قلمی باقی مانده است. شاید خودم از «الم» استفاده نمایم و ملتم از «قلم». و اگر در بیانم خشونتی و عنفی باشد و یا در گفتارم شدتی باشد، اعمال به نیت و توجه به مقصد است نه ظاهر کلمات، و شاید این سخنان شایسته، این عنف و شدت را برطرف سازد و آن سرسختی‌ها را تخفیف دهد. تنها مقصود ما خوبی و احسان است. ما غیر از سُرور و عظمت علّو و برتری و بزرگی، هدف دیگری نداریم و نداشته‌ایم، و نه تنها این مطالب را برای عراقیان نوشته‌ام، بلکه نظر من به جغرافیای وسیع‌تری است: از ممالک عربی که مجاور ما هستند و نور چشم ما می‌باشند، مانند اردن، کویت، مملکت عربی سعودی و لبنان و سوریه و مصر و یمن است و نیز بلکه هدف، شامل آن سرزمین‌هایی است که میان ما و آنها مساحت زیادی است ولی ما از جهت دین و زبان و اخلاق و الم‌ها و ناراحت‌ها و گرفتاری‌ها با آنان متحد هستیم، مانند تونس، الجزایر، مراکش، و لیبی و مطلب من به نفع و سود همه ملت‌های اسلامی که در دین و بلا و توطئه‌ها با ما شریک‌اند؛ همچون ایران، افغانستان، پاکستان و اندونزی. ای کاش این ملت‌ها و دولت‌ها نیت خود را پاک می‌کردند و وحدت خود را تحکیم می‌بخشیدند و سخنان خود را یکی می‌کردند، طمع‌ها را ریشه‌کن می‌ساختند، سیاست مکر و حیله را از میان خویش می‌زدودند و یقین حاصل می‌کردند که شمشیر طمع‌ها است که عقل‌ها را به قتل می‌رساند و آگاه بودند که اتحاد و وحدت قوا و نیرو و اجتماع، ثروت است. چنانچه دولت‌های اسلامی از روی حقیقت و جدیت کار می‌کردند، خداوند آنچنان نیروی‌عظیمی برای آنان به وجود می‌آورد که تمام دولت‌های جهان مثل گذشته تسلیم امر مسلمانان می‌گردیدند. غربی‌ها این را -یعنی این حقیقت را -به خوبی درک کرده‌اند و آنچه که سیاست داشته‌اند به کار بسته‌اند تا این که دولت‌های اسلامی و امت عربی را هم برانداختند و آنها را متلاشی ساخته‌اند. حدود و مرزهای برای آنان به وجود آورده‌اند، میان زن و مرد جدایی و نفاق افکنده، میان برادر با برادر اختلاف انداخته‌اند، بین فرزند و پدر دره عمیقی به وجود آورده‌اند. در چنین وضعی چگونه ممکن است که میان دو ملت مسلمان و دو دولت اسلامی اختلافی وجود نداشته باشد و نفاقی در بین نباشد؟ آیا موقع آن نرسیده است که این حکومت‌ها و ملت‌ها از خواب خویش بیدار گردند و از حالت میّت بیرون آیند و به فکر خود افتند؟ آیا هنوز اعتراف نکرده‌اند که نجات از دست استعمارگر ستمگر کورِ دیوانه بیدادگر، مستلزم اتحاد و وحدت عمیق و متفق شدن محکم یک پیکر گشتن است؟ مسلمین باید اتحاد و استقلال خود را در عین ارتباط و انضمام با برادران خویش حفظ نمایند و از این راه، زندگی این دولت‌ها و ملت‌ها قابل دوام است؛ و در غیر این صورت به طور حتم به سوی حیات دیپلماسی و سیاسی رهسپارند. و راستی اگر قادر نیستند کاری انجام دهند باید که آنان را به کار و عمل صحیح جدی و عظیم و بزرگی بکشاند که نتیجه آن آزادی، ترقی، استقلال و اتحاد باشد و این کار در راه خدا انجام‌پذیر است. بارالها! لطف و رحمت خودت را شامل حال ما بنما و راه ترقی‌مان را آماده گردان. **پاورقی‌ها:** [۱] نامه‌ای از امام کاشف‌الغطاء به ضمیمه کنفرانس تاریخی در پاکستان، ص ۹۲-۹۹.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)