کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با یادآوری شهدای نهضت اجرای فقه جعفری و سایر شهدای مسلمان آغاز می‌شود. سپس بر اهمیت قرآن و سنت به عنوان مبنای اعتقادی مسلمانان پاکستان تأکید شده و اجتماع حاضر به عنوان نمادی از پایبندی به این اصول معرفی می‌گردد. در ادامه، به نقش مردم در تأسیس پاکستان و لزوم اجرای نظام اسلامی با مشارکت همه مسلمانان، به ویژه شیعیان، اشاره می‌شود. سخنران به عدم اخلاص دولت وقت در اجرای نظام اسلامی و نقض توافق‌نامه ۶ جولای ۱۹۸۰ می‌پردازد و خواستار تلاش مشترک برای اجرای کامل نظام اسلامی در سراسر کشور می‌شود. در بخش بعدی، به نفوذ آمریکا و شوروی در پاکستان و لزوم استقلال سیاسی و اقتصادی اشاره شده و از مسلمانان خواسته می‌شود تا با کنار گذاشتن تعصبات قومی و فرقه‌ای، به وحدت اسلامی روی آورند. در پایان، سخنران توصیه‌هایی به ذاکرین، علما، جوانان، خواهران مسلمان، خبرنگاران، تجار و صاحبان زمین ارائه می‌دهد و همگان را به تقوا و عمل به وظایف دینی و اجتماعی فرا می‌خواند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم ... لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنا بِالبَیناتِ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المِیزانَ لِیقُومَ النّاسُ بِالقِسطِ.[۱] و قوله تعالی: إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللهِ الإِسلامُ[۲] قبل از همه برای شادی روح مؤسس «نهضت اجرای فقه جعفری» پاکستان، قائد مرحوم، علامه مفتی جعفرحسین، شهدای فقه جعفریه، بالاخص شهید محمدحسین شاد، شهدای کربلای کویته، شهدای ایران، لبنان، افغانستان و شهدایی که جانشان را فدای کشمیر کردند و شهدایی که برای تأسیس کشور پاکستان خونشان را تقدیم کردند، فاتحه‌ای قرائت نمایید. درود و سلام ما به فرزندان قرآن و سنت! ای فرزندان قرآن! این اجتماع عظیم و باشکوه شما ثابت کرده است که شما معتقد به همان قرآنی هستید که بین مسلمان‌ها وجود دارد، قرآنی که پیامبر اکرم (ص) آوردند. شما به همان قرآن ایمان دارید، شما هم قائل به هیچ گونه تحریفی در آن نیستید و به کسانی که به شما تهمت تحریف قرآن را می‌زنند، جواب دندان‌شکن داده و ثابت کرده‌اید که صحبت‌های آنان دروغ است. ای فرزندان سنت! اجتماعی که به نام قرآن و سنت منعقد کرده‌اید ثابت کرد که شما منکر سنت نیستید، بلکه همراه با قرآن، ایمان به سنت را نشانی از ایمان و اسلام قلمداد می‌کنید و البته همراه با سنت رسول (ص)، سنت معصومین (ع) را نیز طبق حدیث ثقلین حجت می‌دانید. شما ثابت کردید که اگر قرآن و سنت دروغ می‌گفتند، امروز سخنان‌شان هیچ ارزشی نداشتند و مردم هیچ بهایی به سخنان آنها نمی‌دادند. ای فرزندان قرآن و سنت! شما به نام قرآن و سنت، کنفرانسی را در شهر تاریخی لاهور و زیر سایه مینار پاکستان منعقد کرده‌اید. این اجتماع عظیم ثابت کرده است که اگر سران جمهوریت می‌خواهند در پاکستان، نظام جمهوریت اجرا شود، باید بدانند بدون حمایت آنانی که امروز به نام قرآن و سنت در این اجتماع عظیم شرکت کرده‌اند، این امر میسور نخواهد بود. ای فرزندان قرآن و سنت! شما به کنفرانس قرآن و سنت لبیک گفته و در این شدت گرما، با طی مسافتی دو سه روزه، از مناطق دوردست پاکستان آمده و در اینجا تجمع کرده‌اید. شما به نظام اسلامی در پاکستان ثابت کرده‌اید که اگر می‌خواهد در پاکستان نظام اسلامی اجرا شود، باید حتماً رضایت شما فرزندان قرآن و سنت را کسب کند. به خدا قسم! اگر این انبوه جمعیت را در نظر نگیرند، هیچگاه در مقاصدشان پیروز نخواهند شد. ای فرزندان غیور قرآن و سنت! شما به نام قرآن و سنت در اینجا جمع شده‌اید. این اجتماع عظیم و باشکوه ثابت کرده است که اگر شما منکر قرآن و سنت بودید، هیچگاه در این هوای گرم، از صبح تا حالا اجتماع نمی‌کردید. شما با این اجتماع عظیم، دولتمردان غرق در خواب اقتدار را نیز بیدار کرده‌اید. شما به این مسندنشینان گفته‌اید که پاکستان را مسلمانان به نام اسلام تأسیس کردند، لذا از آیین خود صیانت خواهند کرد و زیر بار این خلافکاری‌ها نخواهند رفت. ای فرزندان قرآن و سنت! شما با این اجتماع بزرگ کارهای بزرگی انجام دادید. ما می‌خواهیم این اجتماع، اثرات مثبت خود را داشته باشد. شما در تأسیس پاکستان مؤثر بودید. رهبران پاکستان و مسلمانان شبه‌قاره هند دو چیز را در نظر داشتند: اول، دولت مستقل؛ و دوم، این که اساس این دولت باید اسلام باشد. امر اول، در زمان قائد اعظم محمدعلی جناح حاصل شد، اما امر دوم که همان اجرای نظام اسلامی بود، مع‌الاسف تا حالا حاصل نشده است و در این هدف، پیروز نشده‌ایم. شما با این اجتماع، این امر را نیز می‌خواهید ثابت کنید که در تأسیس کشور پاکستان سهم داشته‌اید. بدون فداکاری و همکاری شما، تأسیس پاکستان امر مشکلی بود، اما هنگامی که شما فداکاری می‌کردید، با دیگر مسلمانان همکاری داشتید، مملکت خداداد پاکستان تشکیل شد. امروز هدف دوم اجرای اسلام است که آن نیز بدون همکاری شما ممکن نیست؛ لذا آنان که خواهان اجرای نظام اسلامی در پاکستان‌اند باید درک کنند که حقیقتاً اجرای این نظام بدون همکاری شیعیان حیدر کرار امکان‌پذیر نیست. شما بدون شیعیان نمی‌توانید در این کار موفق باشید. برادران عزیز! من کوتاهی زمان را احساس می‌کنم و می‌دانم که شما با طی مسافتی سه چهار روزه به اینجا آمده‌اید و برگشت‌تان نیز سه چهار روز طول خواهد کشید. گرم بودن هوا را نیز درک می‌کنم. من افراد ریش‌سفیدی را در این جمع مشاهده می‌کنم که با صرف صدها هزار روپیه هم حاضر به آمدن به لاهور در این هوای گرم نبودند، اما عشق به قرآن و سنت موجب شده است که آنان گرم بودن هوا، طولانی بودن مسافت و موانع دیگر را زیر پا بگذارند و به اینجا بیایند. من احساسات این عزیزان را درک می‌کنم و ان شاء الله در نتیجه این احساسات، ما در پاکستان پرچم نظام اسلامی را سربلند خواهیم دید. دعا می‌کنم که خداوند این احساسات شما را در راه قرآن و سنت حفظ نماید. برادران عزیز! شیعیان حیدر کرار! راجع به نهضت، همه شما مستحضرید که حکومت فعلی بعد از استقرار حکومتش توسط اقدامات نظامی، اطلاع از نفسیات و احساسات مردم پاکستان داشت و می‌دانست که مردم پاکستان همه مسلمان و خواهان اجرای نظام اسلامی هستند، لذا با استفاده از این احساسات اعلام کرد که نظام اسلامی را اجرا می‌کند، اما افراد آگاه و ما همان زمان می‌دانستیم که این دولت با اسلام مخلص نیست. شعار اسلامی آنان فقط جهت استفاده شخصی‌شان است، لذا نقاب از چهره آنان برداشتیم و گفتیم با اینها همکاری نشود، اما متأسفانه بعضی‌ها گول خوردند و به وعده‌های دولتمردان اعتماد کردند. اینها فکر می‌کردند که دولت فعلی در اجرای نظام اسلامی اخلاص دارد و با او همکاری کردند، اما با گذشت ده سال، الحمد لله این افراد نیز پی بردند که این دولت با اسلام مخلص نیست. اگر آنان واقعاَ خواهان اسلامند باید همکاری با این دولت را ترک و در راه درست برای اسلام تلاش کنند، اعتماد همه افرادی را که خواهان اسلامند جلب نمایند تا بتوان ان شاء الله تلاش مشترکی را در پاکستان انجام داد و نظام اسلامی را اجرا کرد. این دولت اول شعار داد که در پاکستان فقه حنفی را نافذ خواهد کرد، اما شیعیان چون با فقه اهل‌بیت سر و کار دارند، عکس‌العمل نشان دادند که طبیعی هم بود، لذا شیعیان این شعار را سر دادند که اگر می‌خواهید در پاکستان نظام اسلامی را اجرا نمایید، برای ما فقه جعفری اجرا شود. مفتی جعفرحسین با تأسیس «نهضت اجرای فقه جعفری» در این زمینه تلاش کرد. ما به روح این قائد مرحوم سلام و درود می‌فرستیم که با وجود پیری وضعف، در این راه تلاش کرد و حاصل تلاش‌هایش، توافق‌نامه ۶ جولای ۱۹۸۰ اسلام‌آباد بود، اما متأسفانه مثل وعده‌های دولت با افراد سیاسی، دولت برخلاف توافقنامه عمل کرد. بعد از آن شیعیان، ۶ جولای را در کل پاکستان روز «فقه جعفری» نامیدند و هر سال این رو را گرامی می‌دارند. در سال ۱۹۸۵ وقتی ما اعلام کردیم که جز شهر کراچی، در بقیه مراکز استان‌ها اجتماعاتی برگزار شود، در شهر کویته با توجه به ناکامی مسئولین، حادثه‌ای رخ داد که قلوب همه مسلمین را جریحه‌دار نمود و در نتیجه آن، افراد متعددی به شهادت رسیدند و جان‌ها و بزرگان ما اسیر شدند و ده‌ها تن از آنان که در اسارت به سر می‌بردند، بعدها آزاد شدند. اما الان نیز مسائلی باقی است. بالاخره حکومت اعلام کرد که ما در اجرای نظام اسلامی ناکام مانده‌ایم. الان ما چه کار باید بکنیم؟ هنگامی که دولت شعار نظام اسلامی را سر داده بود، ما نیز در مقابل او برای مطالبات خودمان کار می‌کردیم، اما اکنون که دولت از شعارش عقب‌نشینی کرده، آیا ما نیز باید از مطالبات فقه جعفری عقب‌نشینی کنیم؟ هرگز! آیا جوان‌هایی که به رهبری علماء مبارزه را شروع کرده بودند، باید به این جریان خاتمه بدهند و یا این حرکت را به عقب بیندازند؟ هرگز! اکنون احساس می‌کنیم وظایف ما بیشتر شده است. اگر قبلاً وظیفه‌مان اجرای فقه جعفری بود، هم اکنون مطالبه می‌کنیم که باید در کل کشور نظام اسلامی اجرا شود و در این راه تلاش می‌کنیم. ما نظام اسلامی‌ای را مطالبه می‌کنیم که در سایه آن مسلمان‌ها با اخوت اسلامی و صلح و صمیمیت، طبق عقاید مکتبشان به راحتی و با آزادی عمل و در مقابل دشمنان اسلام مقاومت کنند. ما به برادرانمان این مطلب را گفته‌ایم و اینک خدمت علما و وابستگان نهضت اجرای فقه جعفری هم عرض می‌کنم که: ای علمای اسلام! ای فرزندان قرآن و سنت! امروز وظیفه‌تان سنگین شده است. امروز همه توانایی‌هایتان را برای این نظام به کار گیرید. ما برنامه‌هامان را ترتیب داده‌ایم. ما همیشه برای وحدت مسلمین تلاش کرده‌ایم. همراه با علماء اسلام جهت مصالح مسلمین و ناکام ساختن دشمن، با هم اجتماعاتی را برگزار و برای این هدف برنامه‌ریزی کرده‌ایم. همراه با این، احساس کردیم که مطالبه‌مان برای اجرای اسلام در سرتاسر کشور فقط از راه دین است. از طرفی معتقدیم که در اسلام دین از سیاست جدا نیست، بلکه سیاست جزو دین است. ما مشاهده کردیم که مسائل سیاسی ما به مسائل دینی‌مان ربطی ندارند، در حالی که مسائل مذهبی ما از مسائل سیاسی جدا نیستند، لذا با این احساس که سیاست از اصول اسلامی است گفتیم که ما از مسائل کشوری و بین‌المللی غافل نخواهیم ماند. در کشور چه دارد انجام می‌شود؟ چه نظامی بر ما مسلط است؟ نظامی که تحت آن پولدارها پولدارتر و فقیران فقیرتر می‌شوند؟ رشوه، دروغ، مفاسد، بی‌بندوباری، عیاشی و دیگر مفاسد روز به روز بیشتر می‌شوند. علاوه بر این، استعمار امریکا و شوروی، پاکستان را سیاست خود ساخته، به بازی خطرناکی کشانده است. ما مسلمانیم و یکی از تعلیمات اسلام این است که همراه با نماز و روزه، امر به معروف و نهی از منکر نیز واجب است. همراه با واجبات فردی، فرائض اجتماعی نیز واجب‌اند، لذا ما نمی‌توانیم واجبات اجتماعی را فراموش کنیم. ما تا کی می‌توانیم این نظام را تحمل کنیم؟ نظامی که در آن، مقاصد ابرقدرت‌ها در نظر گرفته می‌شود. نظامی که در آن قوانین تمدن غرب در خانواده‌ها، مدارس و همه جا حاکم باشد. ما احساس می‌کنیم هر چه به صورت انفرادی تلاش کنیم، تا وقتی که این نظام بر ما حاکم است، نمی‌توانیم به اهداف کامل‌مان نائل شویم، لذا جلسات شورای مرکزی را برگزار کردیم و طی آن به این نتیجه رسیدیم که ما باید در پاکستان نظام اسلامی را تشکیل دهیم. ما تا کی می‌توانیم بنشینیم و ببینیم که مقدرات ما در واشنگتن تقدیر شود؟ یا مثل بعضی‌ها که فکر می‌کنند مقدرات ما به جای واشنگتن باید در مسکو تقدیر شود. نه! غیرت اسلامی ما هرگز به ما این اجازه را نمی‌دهد. ما می‌خواهیم مقدرات ما توسط خود پاکستانی‌ها و در اسلام‌آباد مقدر شود نه در جای دیگری. برادران اسلامی!قران به ما می‌گوید: وَ لَن یجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبیلاً.[۱] اما حالا حقیقت برعکس این شده است. امروز هر بعد سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... ما تحت کنترل آمریکا است. امروز آمریکاییان به راحتی به پاکستان رفت و آمد دارند، گویی پاکستان یکی از ایالات آمریکا است. سفیر آمریکا در پاکستان و نمایندگان کنگره ایالات متحده بعد از مراجعت به آمریکا بیاناتی را به کار می‌برند که استقلال ما را خدشه‌دار می‌کند و عزت و شرفمان را زیر سؤال می‌برد. بدتر از همه این که یک مسئول عالیرتبه کشور خود ما می‌گوید آمریکا می‌تواند از پایگاه‌های هوایی ما استفاده کند. ما به آمریکا اعلام می‌کنیم که اگر پایگاهی را ضد جمهروی اسلامی ایران تصرف کند، مردم مسلمان پاکستان به آنها این اجازه را نخواهند داد و شما نمی‌توانید با خیال آرام زندگی کنید. برادران اسلامی! اگر دولتمردان پاکستان این اقدام غلط را انجام دهند، ما آنها را تنبیه می‌کنیم. مردم مسلمان پاکستان از آنان قدرت را می‌گیرند و آنان را در کام ذلت فرو خواهند برد. ما استعمار و دشمنان اسلام را با آمریکا و شوروی مرتبط می‌دانیم. ای مسلمان‌ها! بیدار شوید و از برای خدا بت عصبیت را بشکنید. پشتون چیست؟ پنجابی و بلوچی چیست؟ ما باید روی اسلام و مسلمان بودن خود افتخار کنیم. ما اول مسلمانیم سپس هر چیز دیگری. این همه، توطئه دشمنان اسلام است. هدف آنان از شعار عصبیت، تضعیف مسلمان‌ها است. اسلام می‌گوید: لا فَخَر لِلعَرَبیّ عَلَی العَجَمِیّ وَ لا لِلعَجَمِیّ عَلَی العَرَبیّ: هیچ فرقی بین سیاه، سفید، عرب و عجم نیست، مگر از لحاظ تقوی. پس ای مسلمان‌ها! بت عصبیت را بشکنید؛ به نام عصبیت، به نام فرقه‌گرایی، خادم آمریکا و شوروی نباشید. هر جا مسئله عصبیت باشد آنجا توطئه شوروی است، هر جا مسئله فرقه‌گرایی باشد، آنجا ریشه آمریکاست؛ اما فقط نگاه‌های باریک می‌توانند این را مشاهده کنند. هر چشمی نمی‌تواند این حقیقت را دریابد. برادران اسلامی! من می‌گویم که این تنگ‌نظری چه از طرف اهل‌سنت باشد چه از طرف شیعیان، خطرناک است. آنچه ما در تاریخ می‌خوانیم این است که به موجب این تنگ‌نظری‌ها و تکفیر یکدیگر، دشمنان بیرونی بیشترین ضربه را به اسلام و مسلمین وارد کرده‌اند. تکفیر یکدیگر مرض بزرگ کشور ما و خطر بزرگی است. امروز در پاکستان هیچ‌کس نمی‌تواند خودش را از فتوای کفر مصون نگه دارد. این چیست؟ قدرت‌های بیگانه بر سر ما بمب می‌ریزند و افراد تنگ‌نظر در داخل، بمب‌های تکفیر را. برادران عزیز! من به شیعه، سنی، بَریلَوی [۱]، اهل حدیث، دَیوبَندی[۲] و ... عرض می‌کنم که ای فرزندان توحید! ماحصل این درگیری‌ها چیست؟ چه کسانی دارند سود می‌برند؟ شیعه؟ سنی؟ دیوبندی؟ بریلوی؟ خیر! پس چه کسانی؟ آن که سود می‌برد، کفر است؛ چون زمانی که باید کلمات، زبان‌ها و توانایی‌های خود را برای مصلحت اسلام و مقابله با کفر به کار ببریم، از آنها در مقابل یکدیگر استفاده می‌کنیم، به استعمار خدمت می‌کنیم. اگر شما واقعاً سنی یا شیعه هستید، اختلافات را کنار بگذارید، چون نه تنها خدمت به دشمنان اسلام [است] که موجب خدشه‌دار کردن احساسات یکدیگر است. ای مسلمانان! بیایید از کفار درس بگیریم که چگونه با هم متحدند! چقدر باعث تأسف است، چون کفار باید از مسلمان‌ها یاد می‌گرفتند، اما امروز باید از کفار درس بگیریم که احساسات یکدیگر را جریحه‌دار نمی‌کنند. یقین داشته باشید اگر ما در این خصوص مثل کفار رفتار می‌کردیم، امروز مسئله کشمیر وجود نداشت، مسئله فلسطین حل شده بود، مسئله افغانستان ایجاد نمی‌شد، در هندوستان مسلمان‌ها قتل‌عام نمی‌شدند، بر ایران اسلامی جنگ تحمیل نمی‌شد، در کویت، فلسطین، تونس، مصر و در کشورهای دیگر، مردم به جرم اسلام‌خواهی دستگیر نمی‌شدند و در اجرای تعالیم اسلامی در کشورهایی چون ترکیه، اندونزی و ... ممنوعیتی وجود نداشت. به خاطر این که ما از تعلیمات قرآنی فاصله گرفته و دچار اختلاف شده‌ایم. برادران عزیز! سلام ما به جوان‌های افغانستان که امروز در مقابل شوروی بر سر پیکارند. سلام ما به لبنانی‌ها و فلسطینی‌هایی که در قابل آمریکا وارد جنگ‌اند. سلام ما به مصری‌ها و آفریقایی‌هایی که جهت اعتلای کلمه حق الان در زندان‌اند. سلام ما به مظلومان مسلمان در کشمیر و هند. سلام ما به عراقی‌هایی که برای رهایی از چنگ صدام وارد میدان شده‌اند. سلام ما به مسلمانان ایران که تحت رهبری قائد عظیم‌الشأن، امید مستضعفین جهان، حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی (ره) برای تمامی مسلمانان و محرومان، با ابرقدرت‌های جهان درگیرند. برادران عزیز! چون شما خسته‌اید، زحمت زیاد به شما نخواهم داد، ولی خواستم بگویم که نهضت ما در یک معنی وسیعی نهضت دینی است. نزد ما اصل دین است و سیاست، جزیی از دین. ما سیاست را تابع دین می‌دانیم و در این مورد منشوری را اعلام کرده‌ایم؛ لذا جهت پیشبرد این هدف، می‌خواهیم با افراد مسئول ملت‌ها صحبت‌هایی داشته باشیم. از افراد مسئول گروه نخست کسانی‌اند که پیام عزاداری سیدالشهدا را فراگیر می‌کنند و مسئول نشر معارف حسینی‌اند، یعنی ذاکرین و اهل منبر! ای کسانی که می‌خواهید هدف سیدالشهدا را عام کنید! باید بدانید که هدف نهضت سیدالشهدا (ع) طبق فرمایش ایشان این است که فرمود: «لطلب الاصلاح فی امه جدی»: هدف او اصلاح دین جدش رسول خدا (ص) بود. پس ای کسانی که روی منبر سیدالشهدا می‌نشینید و سخنرانی می‌کنید! نباید سخنی را که خلاف اصلاح امت اسلامی باشد و یا با آن منافات داشته باشد، به زبان بیاورید. ای خطبا! شما به گردن ملت منت بزرگی دارید. هیچ‌کس نمی‌تواند احساستان را فراموش کند. ای واعظین! زحمت‌های‌تان قبول درگاه حق باشد، اما طبق قول بعضی از رفقای ما، ای کسانی که بر سر منبر شهید انسانیت می‌نشینید! نباید حرف‌هایی بزنید که دل‌ها را برنجاند. سخن دوم من با علمایی است که در مدارس و رهبران جامعه‌اند و به مردم راه را نشان می‌دهند. ای علمای اسلام! امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه به شما این پیغام را داده که: «خداوند از علما عهد و پیمان گرفته که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند».[۱] ای علمای اسلام! امروز وقت آن رسیده است که شما برای حمایت مظلومین و اعتلای کلمه حق وارد عمل شوید و جوانان را به راه درست راهنمایی کنید. نهضت و سازمانی که اسلامی باشد، رهبری آن باید به دست علما باشد. سخن سومم با جوان‌هاست. ای جوانان! شما سرمایه ملت هستید. ای جوانان! شما امید ملت هستید. آینده کشور به دست شما است، لذا الان از هر جهت خودتان را آماده کنید. عرض دیگرم با خواهران است. ای خانم‌های مسلمان! خانم‌های صدر اسلام در زمان رسول خدا (ص)، صحابه و اهل‌بیت، برای اسلام کارهای بزرگی را انجام دادند. اگر امروز به وظیفه خود عمل کنید و طبق سیرت حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب (س) گام بردارید و خطبه‌ها و فرامین آنان را در نظر بگیرید و طبق تعالیم قرآن و سنت، فرزندانتان را درست تربیت کنید، در آینده خواهید دید که جامعه اسلامی رنگ دیگری به خود خواهد گرفت، چون دامن شما اولین پرورشگاه فرزندانتان است، لذا خواهشمان از شما این است که به وظیفه خود عمل کنید. از خبرنگاران نیز خواهشی دارم. شما فکر ملت را می‌سازید. شما هر خطی که در روزنامه‌ها و رسانه‌ها ترسیم کنید، ملت همان راه را انتخاب خواهد کرد. ای خبرنگاران پاکستانی! شما مسلمانید. این ملت نیز مسلمان است. از برای خدا سعی کنید که در خبرنگاری، قلمتان تعلیمات اسلام و قرآنی را تحریر کند و از نوشتن هر نکته که به علت آن جوان‌های ما به جای اسلام، راه دیگری را انتخاب نمایند، بر حذر باشید. خواهش دیگری هم از شما دارم. خداوند برای هر کسی وظیفه‌ای را معین کرده است. خداوند برای تجار و صاحبان ثروت نیز وظیفه‌ای معین نموده است. مال، هدف نیست. ثروت، مقصد نیست. خداوند مالی را به شما مرحمت فرموده است که آن را برای دین، کلمه حق و در مقابل باطل صرف کنید. به برادران دیگر و به ویژه صاحبان زمین عرض می‌کنم: خداوند به شما زمین‌هایی را عطا نموده است. طبق توافقنامه ۶ جولای، دولت از شما زکات نخواهد گرفت، اما مراد این نیست که زکاتی بر شما واجب نیست. زکات در فقه جعفری و اجب است. ما که می‌گوییم زکات به دولت ندهید، مراد این نیست که اصلاً زکات پرداخت نکنید، فقرا و مساکین و مدارس دینی را در نظر داشته باشید و به وظیفه خود عمل نمایید. با هر فرد ملت نیز سخنی دارم و آن سخن این است که علی بن ابی‌طالب، امام اول مشکل‌گشا و حیدر کرار در نهج‌البلاغه فرموده است: عباد الله! اوصیکم بتقوی الله: ای بندگان خدا! تقوی را پیشه کنید. امام صادق می‌فرمایند: کُونُوا دُعاه النّاس بِغَیر اَلسِنَتِکُم.[۱] و اما پیروان من! مردم را با کردارتان به سوی ما جلب کنید. پیرو حق و مسلمان باشید. و السلام علکیم و رحمة الله و برکاته. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره حدید، آیه ۲۵: همانا، پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو[ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزید. [۲] سوره آل‌عمران، آیه ۱۹: در حقیقت، دین نزد خدا همان اسلام است. [۱] مکتب کلامی منسوب به احمدرضا بریلوی (۱۲۷۲-۱۳۴۰ ق)، از متکلمان و عرفای بزرگ شبه‌قاره هند. وی بنیانگذار مکتبی است آمیخته از تسنن و تصوف که عناصر فراوانی از تشیع در آن راه یافته است. بریلویان، منتقد و مخالف آرای ابن‌تیمه و محمد بن عبدالوهاب (بنیانگذار فرقه وهابیت) هستند. [۲] از فرقه‌های متأخر اسلامی هند با گرایشات سلفی‌گری و منسوب به مدرسه دینی «دارالعلوم دیوبند» هند. بنیانگذاران آن، محمدقاسم نانوتوی (۱۲۴۸-۱۲۹۷) و رشید احمد کنگوهی (۱۲۴۴-۱۳۲۳ ق) هستند. [۱] نهج‌البلاغه، خطبه ۳. [۱] دعوت‌کنندگان مردم به غیر از زبان‌هایتان باشید. کافی، ج ۲، ص ۷۸.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مسلمانان پاکستان, خبرنگاران, تجار, علما و مراجع, جوانان
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)