کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به سابقه بدعهدی حکومت‌ها از مشروطه تاکنون، به تردید و نگرانی مردم نسبت به پدیده‌های نوظهور، به‌ویژه احزاب دولتی، می‌پردازد. سپس به مسئله حزب رستاخیز و دعوت اجباری مردم به آن اشاره می‌کند که بدون تبیین اهداف مشخص، موجب شک و سؤال در افکار عمومی شده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم تدبر و اطمینان در امور مبهم و مجهول‌العاقبه تأکید می‌شود و از شتابزدگی در اجرای این طرح انتقاد می‌کند. نویسنده بیان می‌کند که ایمان و عقیده با اجبار و تهدید حاصل نمی‌شود و این روش نه تنها فاصله مردم و دولت را کم نمی‌کند، بلکه آن را افزایش می‌دهد. در پایان، این اقدام را مغایر با منشور ملل و قانون اساسی می‌داند که حق انتخاب آزادانه را به مردم می‌دهد و تأکید می‌کند که دعوت به حزب تنها زمانی موجه است که اهداف و اساسنامه آن مطابق با موازین اسلام و مصالح عمومی باشد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم به قیاس تحولاتی که از صدر مشروطیت تاکنون پدید آمده و همه جا مصادر امور وعده‌های پر زرق و برق به مردم داده و در بیشتر آنها نتیجه برخلاف آرزوها و امیدهاشان بوده و همواره درِ باغ سبز نشان‌شان داده‌اند، مردم طبعاَ در برابر هر پدیده نوظهور حالت شک و تردید پیدا می‌کنند و از این که امکانا از بد به بدتر دچار گردند بیمناک می‌شوند، مخصوصاً از سوابق احزابی که بنا بر تمایل یک یا چند نفر نه در جهت مصالح عامه تشکیل یافته و پس از چند صباحی به اغراض خصوصی منحل شده است، خاطره خوش و امیدبخشی ندارند؛ لذا مسئله‌ای که به نام «حزب رستاخیز» مطرح و سخن روز شده و از عارف و عامی به پیوستن بر آن بی‌آن که هدف مشخص شده باشد دعوت به عمل آمده است، از نظر عامه با شک و نگرانی خاطر تلقی شده و در برابر علامت سؤال قرار گرفته است و از خود می‌پرسند: ما را کجا می‌برند و چه باید کرد؟ و چون اظهار نظر برای همگان مجاز اعلام شده است، اینجانب به عنوان یک فرد مسلمان متعهد (با توجه به ناراحتی‌هایی که در شرایط حاضره محتمل است) آنچه به نظرم می‌رسد اجمالاً در معرض افکار برادران ایمانی خود قرار می‌دهم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. به موجب آیات شریفه قرآن مجید و احادیث متفق علمای سُنی و شیعی از حضرت خاتم‌الانبیاء صلوات الله علیه و آله که نمونه‌هایی از آن ذیلاً درج می‌شود، به حکم شرع و عقل، در هر امر مشتبه و مبهم و مجهول‌العاقبه که رشد و صلاح آن به ثبوت رسیده است و معلوم نیست سرانجامش چه خواهد بود، نباید بدون تدبر و اطمینان از عاقبت کار، کورکورانه و نسنجیده در آن وارد شد. در قرآن مجید آمده است: وَ لا تَقفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ [۱]: در امر شبهه‌ناک ایست کن و شتابزده مباش چه درنگ کردن در آن بهتر از آن است که به مهلکه بیفتی. تصور می‌کنم این موضوع مبهم و مجهول‌العاقبه حتی از طرف مصادر امور هم مورد تجزیه و تحلیل و بررسی کافی قرار نگرفته و نقاط تاریک آن هنوز روشن نشده باشد؛ معهذا با شتابزدگی و مصرانه به مرحله اجرا گذارده شده و چنان که شایع است در پیشبرد آن، عوامل تشویق و ترغیب و احیاناَ اجبار و تهدید به کار می‌رود. این دیگر چرا؟ شگفتا که بدین واقعیت مهم توجه نشده است که ایمان و عقیده- اعم از مذهبی و مسلکی- راز درونی دل است نه حرف سر زبان. البته با عوامل یاد شده می‌شود زبان‌ها را بست و قلم‌ها را شکست، ولی ایمان و عقیده را جز با حسن تفاهم و منطق قانع‌کننده نمی‌توان در دل مردم جابجا کرد. چگونه ممکن است کسی را به چیزی که درک نکرده است بطور خلق‌الساعه مؤمن و معتقد ساخت؟ اگر مقصودشان صف‌آرایی در برابر قوای استعماری است، از این طومارها و امضاهای بی‌اراده که به شکل تصدیق بلاتصور از مردم دریافت می‌شود چه طرفی می‌توان بست و یا خود از مردم اراده باخته و به زبونی کشانده شده چه آید که روز کارزار را شاید؟ و اگر منظور، از میان بردن فاصله بین مردم و دولت است، این طرز عمل اگر فاصله را بیشتر نکند کمتر نتواند نمود. اساساً این طرز عمل چگونه با منشور ملل و قانون اساسی که هر دو را به رسمیت شناخته‌اند وفق می‌دهد؟ مگر نه این است که در هر دو، این حق به مردم داده شده است که آزادنه و آگاهانه راه خودشان را برگزینند؟ گذشته از همه اینها باید دید این عناوین که با قانون اساسی ردیف قرار داده شده، اگر در چارچوب قانون اساسی است که دیگر احتیاج به طرح کردن آن و بیعت گرفتن نیست (چون که صد آمد نود هم پیش ماست)؛ چه، قانون اساسی حدود و حقوق قوای سه‌گانه و عامه ملت را به تفصیل و توضیح مرزبندی کرده است و تحصیل حاصل چه معنی دارد؟ و اگر متضاد و مخالف آن است چگونه می‌توان بدان رسمیت داد و الزام‌آور شمرد؟ و به ظن قوی بسا هست مفاسد و مضراتی هم در برداشته باشد. دعوت و تشویق مردم به پیوستن به حزب و جمعیتی وقتی موجه و شایسته است که هدف، مشخص ارائه شده و اساسنامه منطبق به موازین اسلام و مبتنی بر مصالح عامه به مردم عرضه شود. و السلام علی من اتبع الهدی و نهی النفس عن الهوی. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره اسراء، آیه ۳۶.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)