کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به لزوم بازخوانی تاریخ پر رنج عراق برای نسلهای آینده آغاز میشود و به سختیها و مصائب دوران حکومت حزب بعث، از جمله زندان، اعدام و آوارگی، میپردازد. در ادامه، به نقش آیتالله سید محمدباقر حکیم در این دوران اشاره شده و او به عنوان نماد مظلومیت و امید مردم عراق معرفی میشود. سپس بر ضرورت مشارکت فعال علما در مسائل سیاسی و مسئولیت مردم در پشتیبانی از آنان تأکید شده و خطر خالی ماندن صحنه سیاسی از افراد شایسته گوشزد میشود. در بخش پایانی، با اشاره به پایان دوران صدام، بر لزوم همکاری و تفاهم میان گروههای مختلف و پرهیز از اختلافات جزئی برای بازسازی عراق و خدمت به مردم تأکید شده و هوشیاری در برابر فرقهگرایی و حفظ وحدت شیعه و سنی ضروری دانسته میشود.
متن کامل گزارش
چنانچه فرزندان ما خواسته باشند تاریخ این مرحله را بازخوانی کنند، شایسته است که بدانند پدرانشان از کدام گذرگاه تاریخی عبور کردهاند و این رسالت را چگونه بر دوش آنها نهادهاند. تدوین درد و رنجهای این مرحله، برای این که فرزندان، عظمت پدرانشان را به ارث ببرند کافی نیست؛ چه، هدف از تدوین تاریخی مرحله کنونی برای این است که فرزندان ما به ارزش میراث فرهنگی و سیاسی خود که با تحمل درد و رنج به آنها رسیده است پی ببرند و از آن پاسداری نمایند. شایسته است فرزندان ما این سفرنامه پر درد و رنج را که سی و پنج سال طول کشید،[۱] خوب بشناسند و بدانند که هیچ خانوادهای در این مدت از ترکش این درد و رنجها در امان نبوده است.
شکی نیست که تاریخ از بازگو کردن درد و رنج، زندانها، اعدامهای دستهجمعی، تعقیب جوانان، جوّ خفقانآور و رعب و وحشت ناتوان است؛ چه بسا خانوادههایی که در کشورهای گوناگون آواره و پراکنده نشدند، چه بسا پدران و مادرانی که فرزندانشان یکی پس از دیگری به دست دژخیمان طاغوت ربوده شد، چه بسا جوانانی که بهترین دوران جوانیشان را در سیاهچال زندانها سپری نکردند، چه بسا بهترین جوانان بااستعداد و بامهارت که در جنگهای بیهوده و در زندانهای نظام و در تبعیدگاهها و جنگ و گریزها و میادین اعدام از بین رفتند.
با وجود این که تاریخ پیروان اهلبیت (ع) از دوران خلافت امویان گرفته تا امروز همواره خونین و سرشار از سرکوب بوده است، اما درد و رنجها و عذاب و نسلکشی که در مرحله حکومت حزب بعث نسبت به شیعیان صورت گرفته، از همه مراحل قبلی وحشیانهتر بوده است.
شهید محراب، آیتالله سید محمدباقر حکیم در چنین برهه سخت و طاقتفرسا میزیسته و درد و رنجهای آن را به جان خریده و زندان، شکنجه و آوارگی را متحمل شده و در برابر شهادت برادران و افراد خانوادهاش کمر خم نکرده است. او با سرافرازی و سربلندی به لقاء الله پیوست و از درد و رنجهای مرحله کنونی درسهای فراوان آموخت، اما هرگز تسلیم نشد. با شهادت او، تجربه حدود چهل سال پیکار سیاسی و اجتماعی را از دست دادیم. او که در زمان حیات پدرش سید محسن حکیم، موقعیتها و مسئولیتهای کلیدی را بر عهده داشت، پیکار سیاسی و جهاد در راه خدا، استعدادها و مهارتهای او را در زمینههای سیاسی و اجتماعی گسترش داده و در پیکار سیاسی، تجربه و تبحری بینظیر کسب کرده بود که کمتر کسی به چنین امکانی دست مییافت. مرحلهای که شهید حکیم پیش از مهاجرت از عراق و پس از بازگشت به این کشور که در آن مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی برعهده داشت، از سختترین و دشوارترین مراحل تاریخ معاصر عراق است.
تجربه پیکار طولانی و حضور فعال در صحنه سیاسی، از شهید آیتالله سید محمدباقر حکیم، یک چهره برجسته سیاسی و رهبری فعال در جهان اسلام و رکنی از مهمترین ارکان پیکار در عراق ساخته بود. او واقعاً نماد مظلومیت مردم عراق پیش از سرنگونی رژیم صدام و امید توده مردم پس از سرنگونی صدام بود. شهادت او، ضایعه بزرگی بود که از خداوند متعال مسئلت دارم با رحمت و کرم خود این ضایعه را جبران کند.
شهید محراب آیتالله سید محمدباقر حکیم همواره بر ضرورت مشارکت فعال علمای دین در مسائل سیاسی تأکید میکرد، زیرا تصدی مسئولیتهای سیاسی، بخشی جداییناپذیر از مسئولیتهای علمای دین است. حضرت امیرمؤمنان علی بن ابیطالب (ع) در خطبه شقشقیه میفرماید: وَ مَا أَخَذَ اللهُ عَلَی العُلَماءِ أن لا یُقارُوا عَلَی کِظَةِ ظالِم وَ لا سَغَب مَظلَوم.[۱]
کسی که جان و عقل خود را با دانشهای گوناگون لبریز کند و از آن برای خدمت به مردم و پیکار سیاسی بهره نجوید، عالِم دین نیست.
در حقیقت در حالی که پیکار سیاسی و اجتماعی، با شیوههای بوروکراسی و مبادله اتهامات ناروا و درگیریهای لفظی و رویارویی حاشیهای، مردم را بدبین میکند، این حضور مردان قابل اعتماد و امین در صحنه سیاسی و رسیدگی و نظارت بر امور مردم و برنامهریزی و اجرای شایسته راهکارهاست که در مردم اعتماد به نفس ایجاد میکند و آنان را امیدوار میسازد.
شهید محراب آیتالله سید محمدباقر حکیم متأسفانه در دوران پیکار سیاسی متحمل تهمتهای ناروا شد و با سعه صدر و بردباری در برابر آنها مقاومت کرد. او بر این باور بود که پیکارگران باید تاوان درگیریهای حاشیهای و برخوردهای انفعالی را بپردازند و کسانی که وارد پیکار سیاسی میشوند، باید خود را برای پذیرش درگیریهای حاشیهای آماده کنند. این امکان برای او وجود داشت که گوشهگیری را انتخاب کند و همانند بسیاری از افراد دیگر احترام و قدردانی مردم را برای خود محفوظ نگه دارد، اما ترجیح داد حرمت خویش را بشکند ولی بار سنگین مسئولیت را بر زمین نگذارد.
ضرورت حضور عالِم دین در صحنه پیکار و بر عهده گرفتن مسئولیت، یک بُعد از قضیه است و بُعد دیگر آن نیز به تکلیف مردم در پشتیبانی از عالِم دین و پیکارگر بستگی دارد. این دو بُعد جدای از یکدیگر نیستند، چون اگر حضور علمای دین در صحنه پیکار سیاسی یک وظیفه شرعی است، پشیتبانی توده مردم از دیدگاه و رفتار آنان نیز یک وظیفه شرعی است. حضور علمای دین در صحنههای سیاسی و اجتماعی کفایت نمیکند، مگر این که از پشتیبانی توده مردم و حضور فعال اقشار سالم و صالح و نیروهای امنیتی برخوردار باشند.
صحنه پیکار سیاسی و اجتماعی نباید خالی بماند، و این خلأ جایز نیست برای مدت طولانی ادامه یابد. اگر افراد شایسته و سالم و فداکار، صحنه را خالی گذاشتند، بیتردید دستهای جنایتکار و فرصتطلب این خلأ را پر میکنند، آنگونه که در چهار دهه گذشته در عراق شاهد آن بودهایم و تاوان سخت و سنگینی در ازای این سهلانگاری پرداختیم.
منظورم سهلانگاری و بیتفاوتی در مبارزه با ستمکاران نبوده است، زیرا در جهاد با ستمکاران، عزیزترین فرزندان خویش را در راه خدا قربانی کردهایم، بلکه منظورم از سهلانگاری و سستی این است که عناصر صالح و سالم، صحنه را خالی گذاشته و از پشتیبانی پیکارگران خودداری کردند. این دو مسئله، با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ دارند و به درستی که راهکار جهاد با ستمکاران و مبارزه با زمامداران فاسد، بخشی از اصول دین اسلام را تشیکل میدهند و اگر مسئله پشتیبانی از عناصر شایسته و سالم و پیکارگر و متصدی پیکار سیاسی و اجتماعی، به آن پیوند نخورد، راهکار سیاسی جنبش امت که شرط دوم راهکار جهاد با ستمکاران است، تشکیل نمیشود.
جهاد با ستمکاران و مبارزه با زمامداران فاسد، اقتضا میکند که اختلافات خود را پیرامون مسائل جزیی کنار بگذاریم. منظورم این نیست که با یکدیگر گفتوگو نکنیم و به تفاهم نرسیم و بیچون و چرا تسلیم دیگران شویم، بلکه منظورم این است که اختلافنظرها، عامل بازدارنده پیکار امت نباشد. اگر نتوانیم با یکدیگر به تفاهم برسیم، دست کم اجازه ندهیم حرکت و پیکار امت متوقف گردد. هنگام بروز اختلافنظر سعی کنیم به دیدگاه مشترک دسترسی پیدا کنیم. اگر با یکدیگر تفاهم داشتیم و با میل و رغبت با یکدیگر به تفاهم میرسیدیم، هرگز یک نظام کافر و فاسق و ظالم حدود چهل سال بر ما حکومت نمیکرد.
در حقیقت شیوه رفتار و تعامل فیمابین در پیکار سیاسی به تجدیدنظر جدی نیاز دارد. اخلاق رفتاری فیمابین در پیکار سیاسی این اجازه را به ما میدهد تا در واقعیت سیاسی موجود تجدیدنظر کنیم. اگر بگوییم علت اصلی ظلم و ستمی که از سوی نظامهای ظالم و مستبد در این مرحله بر سر ما میآید، در نتیجه شیوه رفتار ما در صحنه سیاسی است، اغراق نگفتهایم.
**مسئولیت مرحله پس از صدام**
اکنون دوران طولانی ظلم و فساد و بیعدالتی باند جنایتکاری که حدود چهل سال بر عراق حکومت میکرد، سپری شده است. این باند جنایتکار همه چیز را مصادره کرد، همه چیز را فاسد کرد، همه ارزشهای انسانی را هتک حرمت کرد، نسل انسان و کشاورزی را بر باد و فساد را در خشکی و دریا رواج داد، اخلاق و فرهنگ مردم را تباه کرد، میراث فرهنگی و ثروتهای طبیعی سرزمین را قرین غارت کرد. نمیدانم درباره میزان جنایات این باند جنایتکار در این مرحله چگونه سخن بگویم؟
اکنون که به برکت خداوند متعال این مرحله سپری و شب تاریک به پایان رسیده و در برابر انبوه مشکلات و اوضاع پیچیده قرار گرفتهایم، باید راههای همکاری و رفتار متقابل با یکدیگر را بشناسیم. اکنون کشور عراق به رغم میزان گسترده خرابیها و ویرانی چهل سال گذشته، و با توجه به حضور اشغالگران، به میدانی وسیع و باز برای پذیرش همه توانهای بااستعداد تبدیل شده است. همه جریانات و گروههای مبارزِ گذشته وظیفه دارند راههای تکامل و همکاری و تفاهم را شناسایی و از اختلاف و پراکندهکاری پرهیز کنند. باید در رفتار سیاسیمان، شعارهای عاطفی و تبلیغاتی را کنار بگذاریم و با دوراندیشی و تیزهوشی به مسائل نگاه کنیم. جایز نیست با شعارها، بر وضع سیاسی موجود سرپوش بگذارند. باید شرایط دقیق سیاسی وضع موجود را بادقت و منطق و عقل بازنگری کنیم. اگر حوزههای پیکار مخالفان، در دوران حکومت حزب بعث تنگ و محدود بوده، اکنون دامنه صحنه سیاسی باز و گسترده شده است و توان پذیرش همه جریانات و گروهها را دارد.
همانگونه که طرح شعار در مرحله پیکار سیاسی و جهادی یک نیاز مبرم است، بیتردید چهره استراتژی بلند مدت جنبش سیاسی را تشکیل میدهد، اما با این وصف نباید تحت تأثیر شعارها قرار گیریم، بلکه لازم است در پرتو منافع کوتاه مدت و بلندمدتِ مردم و امت و طبق موازین شرعی حرکت کنیم.
در ماههای آخر پیش از شهادت آیتالله سید محمدباقر حکیم، با دیدگاههای منطقی و موضعگیریهای عقلانی او به روشنی آشنا شدیم. او ضمن تعهد به شعارهای سیاسی در رفتارهای اخلاقی، همواره بر مشارکت همگانی در فعالیتهای سیاسی و در اجرای برنامههای از پیش تعیین شده و در حدود موازین شرع تأکید میکرد.
موضعگیری منفی، بیتفاوتی، گوشهگیری و اتخاذ موضعی غیرمسئولانه، دستاوردی در پی ندارد. همه این رویکردها، این امکان را به دشمنان میدهد تا نقش افراد سالم و گروههای دلسوز را کمرنگ کنند و آنها را از صحنه دور سازند و مردم را به سوی برنامههای خودشان بکشانند. بیتردید، تجاوز به خطوط قرمز، کاری نادرست است و مجاز نیست، زیرا میان طرحهایی که اشغالگران میخواهند بر ما تحمیل کنند و طرحهایی که ما میخواهیم بر اشغالگران تحمیل کنیم، تفاوت کلی وجود دارد. به هرحال، کشورمان امروزه اشغال است. من نمیخواهم اهداف و عناوین مرحله کنونی را وارونه جلوه دهم، اما بر این باورم کسانی که در شیوه برخورد با طرحهای تحمیلی اشغالگران، و طرحهایی که پیکارگران مسلمان شیعه میخواهند بر اشغالگرن تحمیل کنند تفاوت قائل میشوند، نمیتوانند از شرایط موجود برای خدمت به منافع توده مردم محروم و سرکوب شده، بهرهمند شوند.
شهید محراب آیتالله سید محمدباقر حکیم در تشخیص حدود و نیازمندیهای شعارهای سیاسی و برخورد انعطافپذیر با وضع موجود و روش بهرهبرداری از آن به نفع توده مردم بسیار دقیق بود، زیرا این مردم در طول نیم قرن گذشته و در سایه سرکوب سیاسی و فرقهگرایانه به شدت تحت فشار قرار داشتند و اکنون بیش از هر چیز به آسایش و زندگی پویا نیاز دارند.
امروزه صحنه سیاسی عراق بیش از هر چیز دیگر به آگاهی سیاسی متعادل و منطقی و موضوعی و منسجم با موازین شرعی نیاز دارد. همزیستی و همکاری میان مسلمانان شیعه و سنی در عراق یک امر ضروری است. همزیستی میان پیروان این دو طایفه در طول هشتاد سال گذشته بسیار مثبت و سازنده بوده و لازم است میان این همزیستی و گرایشهای فرقهگرایانه که مردم عراق در سایه حکومت حزب بعث از آن رنج بردهاند، تفاوت قائل بود. حوزه پیکارگران اهل سنت در عراق، حوزه حرکت فرقهگرایانه نیست. در هر راهکار برای دور کردن شبح فرقهگرایی در عراق لازم است بر ضرورت همزیستی میان شیعه و سنی و تحکیم روابط میان پیروان آن دو مذهب و اصرار بر تعهد به شعارهای وحدت و تفاهم و همکاری میان شیعه و سنی تأکید کرد. در عین حال باید نسبت به امکان بازگشت طایفهگری سیاسی هوشیار باشیم.
نباید به عناصر مشکوک اجازه داد میان پیروان شیعه و سنی تفرقه ایجاد کنند. تاریخ صد سال گذشته نشان میدهد که پیروان شیعه و سنی از میزان آگاهی بسیار بالا برخوردارند و این آگاهی، آنان را از فتنه طایفهگری مصون میدارد.
از خداوند متعال مسئلت دارم که شهید محراب، آیتالله سید محمدباقر حکیم این رهبر آگاه و فرزانه را که به دست جنایتکاران کوردل به شهادت رسید، قرین رحمت گرداند. در این شرایط سخت و پیچیده چقدر به حضور او نیاز داشتیم.
**پاورقیها:**
[۱] اشاره به دوران حاکمیت حزب بعث در عراق، در دوره زمامداری حسنالبکر و صدام حسین است.
[۲] خداوند از علما پیمان نگرفته بود که با پرخوری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان, مردم عراق
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)