کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با اشاره به موفقیت انقلاب اسلامی در دو سال اخیر آغاز می‌شود و بر لزوم تبیین دقیق‌تر جهت، شعار و رهبری انقلاب تأکید می‌کند. در ادامه، انقلاب اسلامی را رویدادی ریشه‌دار در تاریخ ملت ایران می‌داند که از سال ۱۳۴۱ و به خصوص ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، با رهبری روحانیت و امام خمینی، ماهیتی کاملاً اسلامی و آشتی‌ناپذیر با رژیم پهلوی پیدا کرده است. این رویکرد را در تقابل با جنبش‌های پیشین مانند ملی شدن صنعت نفت قرار می‌دهد که شعارشان صرفاً ملی‌گرایانه و لیبرالیستی بود و به دنبال نظام سلطنتی مشروطه بودند، نه نظام تمام‌عیار اسلامی. سپس به نگرانی امام خمینی از تلاش برخی گروه‌ها برای انحراف انقلاب از مسیر اسلامی خالص و کشاندن آن به سمت دموکراسی غربی یا لیبرالیسم اشاره می‌کند. این گروه‌ها را «میراث‌خواران انقلاب» می‌نامد که با وجود سوابق مبارزاتی، اکنون با دیدگاه‌هایی مانند «اسلام نمی‌تواند تمام مسائل سیاسی، اقتصادی و قضایی را حل کند» به دنبال مصادره انقلاب هستند. در پایان، از ملت ایران می‌خواهد که هوشیار باشند و با تظاهرات و اعلام موضع، اجازه ندهند این نغمه‌های خطرناک گسترش یابند و بر لزوم تجدید بیعت با رهبر انقلاب و حفظ خط اصیل اسلامی تأکید می‌کند. همچنین به امکان برگزاری تظاهرات گسترده در آینده نزدیک اشاره دارد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم جامعه ما و ملت ما در دو سال اخیر موفق شد انقلاب اسلامی، اجتماعی خود را شتاب و سرعت و قدرتی تازه ببخشد؛ جهت انقلاب و شعار انقلاب و رهبری کلی انقلاب را دقیق‌تر مشخص کند؛ سویی را انتخاب کند و به آن سو برود و به یاری خداوند و با فداکاری و جانبازی زنان و مردان باایمان از جان گذشته فداکار و با استفاده از تاکتیک‌های مبارزاتی بسیار مؤثر و مطلوب و بجا و به موقعی که به وسیله رهبری این انقلاب فراراه انقلابیون گذاشته می‌شد، توانست با سرعت، مرحله اول انقلاب را با پیروزی پشت سر بگذارد. در اینجا لازم می‌دانم چند نکته را بیان کنم: ۱. انقلاب اسلامی، اجتماعی ما یک رویداد دو ساله نیست؛ اندیشه‌های این انقلاب در تاریخ ملت ما ده‌ها سال به جلو می‌رود و به خصوص در سی و هشت سال اخیر (از شهریور ۱۳۲۰ به این طرف) در ملت ما جنب‌وجوش‌ها، تحرک‌ها، مبارزه‌ها درگیری‌های فراوان، فعالیت‌ها و کوشش‌های زیادی از طرف افراد و گروه‌های مخلتف وجود داشته و سابقه دارد و همه این کوشش‌ها و فعالیت‌ها، زمینه اجتماعی ما را برای پیروزی انقلاب در مرحله کنونی فراهم کرده و همه افراد و گروه‌هایی که به صورت مثبت در فراهم کردن این زمینه‌های گوناگون پیروزی، خدمتی کرده‌اند و سهمی داشته‌اند - خواه سهمی معمولی و خواه سهمی برجسته- بی‌شک مورد تقدیر هستند؛ ولی تقدیر ما، تجلیل ما، قدردانی ما از نقش مؤثر افراد و گروه‌های مختلف در جای خود محفوظ بماند؛ به شرط آن که ما را از یک نکته اساسی غافل نکند و آن نکته اساسی این است که انقلاب ملت ایران در مرحله سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۴۲ به بعد، یعنی حوادثی که به رویداد پانزده خرداد ۴۲ انجامید، نقطه عطف بزرگی را نشان می‌دهد و آن نقطه عطف این است که انقلاب از این سال، به خصوص از پانزده خرداد ۴۲، به این طرف خیلی مشخص شده است: «انقلاب اسلامی خالص!» در سال‌های ۱۳۲۸-۱۳۲۹ ایران، انقلابی بزرگ و درخشنده داشت و در این انقلاب، هم قشرهای مخلتف مردم شرکت داشتند و هم گروه‌های مختلف و شخصیت‌های مختلف در رهبری این انقلاب نقش مؤثر داشتند و از جمله مرحوم دکتر مصدق به عنوان یک چهره سیاسی محبوب و با سابقه مطلوب و مورد قبول در میان اکثر مردم ما توانست نفش برجسته‌ای را در آن مبارزه درخشنده داشته باشد. ولی شعار مبارزه چه بود؟ «ملی کردن صنعت نفت ایران». مسلمانان در این مبارزه شرکت کردند، عده زیاد و قابل ملاحظه‌ای از روحانیون در این مبارزه شرکت مؤثر داشتند، از رهبران روحانی، چهره‌های معروف و برجسته‌ای در این مبارزه سهیم بودند و نقش رهبری داشتند[۱]، ولی مبارزه مستقماَ و به صورت تمام عیار بر سر ایدئولوژی اسلام و تحقق بخشیدن به نظام اسلامی نبود. حتی دکتر مصدق و یاران و همفکران او حضور شاه را پذیرفته بودند، رژیم شاه را قبول کرده بودند، نظام سلطنتی را به صورت مشروطه پذیرفته بودند؛ حرف‌شان این بود که «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» و لبه تیز مبارزه روی این بود که اولا، باید صنعت نفت ملی شود و مبارزه با استعمار در این بُعد خاص حالت برجسته‌ای داشت؛ و ثانیاً، می‌خواستند در این مبارزه جلوی استبداد را بگیرند و بگویند که باید کشور بر مبنای نظام مشروطه سلطنتی اداره بشود. خوب وقتی ما این مبارزه را بر \[اساس\] ایدئولوژی اسلام همان وقت عرضه می‌کردیم، می‌دیدیم نظام مشروطه سلطنتی بودن و سلطنت موروثی به طور کلی برخلاف اسلام است؛ بنابر این ما اگر به همین یک نکته خاص و مهم نگاه می‌کردیم می‌دیدیم، مبارزه برای ما تمام عیار اسلامی نیست. همچنین در ابعاد دیگر و در بسیاری از مسائل دیگر ... در حالی که در سال‌های ۱۳۴۱-۱۳۴۲ طور دیگری بود؛ مبارزه در رویارویی با رژیم با تمام ابعادش قرار گرفت؛ رژیم ایران چه از نظر مستبد بودن، چه از نظر سلطنتی بودن، چه از نظر برخوردش با معیارها و قوانین نجات‌بخش اسلام و از همه نظر مورد تعرض قرار گرفت. رهبری مبارزه مستقیماَ در دست برجسته‌ترین چهره‌های روحانی و در سطح عالی‌ترین مقام روحانیت، یعنی مرجع تقلید قرارگرفت. امام خمینی به عنوان پیشگام و نیز مراجع تقلید دیگر و روحانیون دیگر همراه با ایشان وارد مبارزه شدند. روحانیت در سرتاسر ایران حالت بسیج تقریباً عمومی به خود گرفت. مبارزه با رژیم فقط در تهران و شهرها نبود، بلکه به سطح روستاها کشانده شد؛ کارگر، کشاورز، پیشه‌ور، دانشجو و روحانی همه مبارزه می‌کردند. رهبری عالی‌ترین مقام روحانیت و آن رهبر روحانی که نقش اول را در رهبری مبارزه داشت، کسی بود که در نوشته‌های خیلی پیشین‌اش، که چاپ هم شده بود، اصلاً حالت آشتی‌ناپذیری خودش را با این رژیم اظهار و افشا و بیان کرده بود و راهی را انتخاب کرده بود که در این راه ملت باید برود به سمت این که این رژیم را واژگون کند. به این ترتیب مبارزات ملت ایران از سال ۱۳۴۱ به این طرف، یک مبارزه تمام عیار اسلامی بود که همه چیزهای لازم دیگر را در داخل خود داشت. در سال ۱۳۴۱-۱۳۴۲ ملت برای آزادی مبارزه می‌کرد، اما در لوای اسلام و در چارچوب اسلام، نه آزادی در شکل دموکراسی غربی، و نه آزادی در شکل دموکراسی کشورهای سوسیال دمکرات \[غربی\] یا شرقی، بلکه آزادی در چارچوب قرآن. ملت دنبال بهبود وضع اقتصادی‌اش بود، برای بهبود وضع اقتصادی‌اش مبارزه می‌کرد، ولی نه بهبود وضع اقتصادی به عنوان یک هدف مادی فقط، بلکه بهبود وضع اقتصادی در چارچوب یک زندگی اسلامی که انسان در عین حال که از زندگی و لوازم و ضروریات زندگی بهره می‌برد، حالت الی الله و سیر تکاملی انسانی خودش را به رفاه مادی متوقف نمی‌کند. به همین دلیل می‌دیدید که کسان زیادی تا مرز شهادت در این مبارزه و این انقلاب شرکت می‌کردند، بی‌آن که به دنبال دستاورد اقتصادی برای خودشان باشند، بی‌آن که انگیزه اقتصادی آنها را برانگیزاند. انقلاب از سطح انگیزه خدمت به خلق خدا در راه رضای خدا، جانشین انگیزه‌های قبلی، یعنی انگیزه آزادیخواهی یا رفاه اقتصادی‌خواهی شده بود. باز هم تکرار می‌کنم: نه به این معنی که مردم عدالت اقتصادی نمی‌خواستند، بلکه بدان معنا که همه اینها را در چارچوب اسلام و قرآن می‌خواستند و همراه با فضیلت دوستی و عشق به حق و خیر و عدل می‌خواستند. این، خصلت تازه و نقطه عطف نیرومندی بود در انقلاب ملت ما. و از آنجا که رهبری قاطع و رهبری نخستین در این مبارزه و در آن نقطه عطف، به وسیله یک مرجع بزرگ تقلید و یک استاد بزرگ حوزه که هزاران شاگرد برجسته فعال در سرتاسر ایران داشت انجام می‌گرفت، مبارزه به سرعت به سمت توده‌ها رفت، آنها را در مسجد و حسینیه و جاهای دیگر به مبارزه کشاند و توانست زمینه آن چیزی را که همیشه آرزو می‌کردیم - که مسجد نه فقط جایگاه نماز و ذکر باشد، بلکه جایگاه بسیج نیروهای جهادی هم باشد - ما را به این آرمان نزدیک می‌کرد؛ آن هم در سطح گسترده. وقتی ما این نقطه عطف را در این مبارزه با دقت شناسایی کنیم، آن وقت به این واقعیت اجتماعی پی می‌بریم که انقلاب کنونی ملت ایران که ادامه انقلابی است که از سال ۱۳۴۱ با رهبری رهبران عالیقدر روحانیت و به خصوص رهبری قاطع امام شروع شده و ادامه پیدا کرده، مقطع جدیدی است در تاریخ انقلاب ملت ایران؛ مقطعی جدید با ویژگی‌های خودش. در این ایام و در این روزها رهبر عالیقدر مبارزه، امام خمینی، نگران آن شده‌اند که گروه‌های اجتماعی دیگر که آنها هم مبارزه داشته‌اند و مبارزه کرده‌اند و سابقه‌های طولانی مبارزه هم دارند و سوابق‌شان را نمی‌خواهیم نادیده بگیریم، به دلیل این که به خصوص در دو سال اخیر (البته در سال‌های قبل هم برخی از این گروه‌ها آمده بودند به میدان مبارزه) آمدند و به صفوف انقلابیون با آرمان خالص اسلامی پیوستند، اینها در مرحله‌ی جدید از مبارزه ما که در مقطع جدید، خصلت و ماهیت کاملاً اسلامی و رهبری کاملاً اسلامی پیدا کرده، بخواهند مبارزه را به سمت آن نوع رهبری و آن نوع اندیشه اجتماعی و آن رنگی از مبارزه که قبل از سال ۱۳۴۱ داشت بکشانند و بار دیگر مبارزه تمام عیار اسلامی ما را صرفاً یک مبارزه ملی و لیبرالیستی و یک مبارزه برای دستیابی به رفاه بیشتر اقتصادی و امثال اینها کنند؛ این نگرانی در ایشان به وجود آمده است. نمی‌خواهم در این وقت کوتاه آن را مطرح کنم، ولی ایشان رهبرند و برایشان این نگرانی به وجود آمده است. به دلیل این نگرانی، در این ایام اخیر به مناسبت‌های گوناگون تأکید می‌کنند، قبلاً هم این تأکید را داشته‌اند، اما در این ایام به صورت مکرر تأکید می‌کنند که ما و ملت ما و انقلاب ما در این مقطع اخیر انقلابی، صرفاً خواستار تحقق یافتن نظام حق و عدل اسلامی به صورت خالص است و اصرار دارند که در این مقطع، نیروهای عمده انقلاب نیروهایی هستند که با انگیزه اسلام و با رهبری اسلامی به میدان مبارزه و شهادت گام نهاده‌اند. باید این انگیزه و این خصلت و این ویژگی نگهبانی شود و می‌گویند آوردن هر تعبیر دیگر جز جمهوری اسلامی، این نگرانی را بیشتر می‌کند که مبادا دستی در کار باشد که بخواهد جهت قاطع و روشن این انقلاب و رهبری قاطع و روشن انقلاب را تغییر دهد؛ چون در این تغییر، بی‌شک این بیم و نگرانی وجود دارد که اصولاً اصل انقلاب به خطر بیفتد، چرا؟ برای این که تجربه تاریخی ایران به همه شماها نشان داده که انقلاب‌های قبلی، به پیروزی قاطع نینجامید، چون شعاری که انتخاب کرده بودند و آرمانی که انقلاب کرده بودند، متناسب با شعارها و آرمانی که در دل و جان اکثر مردم ما ریشه دارد نبود. چون رهبری‌های قبل نتوانسته بودند به خوبی درک کنند که اکثر این ملت به راستی خواهان چیست. اگر تشخیص صحیح رهبری قاطع انقلاب در دوران اخیر و این مقطع اخیر از سال ۴۱ تا امروز عامل مؤثری در پیروزی این انقلاب در مرحله نخستین بوده، همین تشخیص و همین شعار و همین رهبری است که می‌تواند عامل مؤثر و ضمانی برای دوام انقلاب در مراحل بعدی باشد. شما خودتان می‌دانید که اگر انقلابی در مرحله اول پیروز شد، ولی در تداوم تغییر جهت داد، خودبه‌خود چه خطری سر راه اوست: شکست. اگر اصالت انقلاب و انگیزه‌های انقلابی حفظ نشود، چه تضمینی برای تداوم انقلاب در مراحل بعدی وجود دارد؟ چه تضمینی وجود دارد که در مراحل بعدی، دشمن‌ها از راه دیگر وارد نشوند و انقلاب را به نابودی نکشانند؟ حساسیت ایشان در مورد اسلامی نگه داشتن انقلاب به صورت کامل، و محکم نگهداشتن پیوند انقلاب با روحانیت مؤمن مبارزِ متعهدِ آگاه بدین جهت است که در این مقطع زمانی، حضور این دو عامل، نقش بنیادی و قاطع و تعیین کننده در پیروزی انقلاب و به ثمر رسیدن همه گروه‌ها داشته است، و در تداوم آن نیز این دو، نقش تعیین کننده خواهند داشت. نگرانی ایشان این است که یک عده میراث‌خوار انقلاب پا به میدان بگذارند و بگویند انقلابی که تحت تأثیر این دو عامل قاطع و تعیین کننده به ثمر رسید حالا میراثش را بگذارید در اختیار ما، ما می‌خواهیم آن را ادامه بدهیم. این البته جای نگرانی است و متأسفانه ما سر و کله این میراث‌خوارها را در این ماه‌های اخیر به شکل‌های گوناگون در کنفرانس‌ها، در سخنرانی‌ها، در مقالات و نوشته‌ها و در مجامع دیگر مکرر می‌بینیم و روز به روز نگرانی ایشان بیشتر می‌شود و من فکر می‌کنم نگرانی همه خواهران و برادران انقلابی هم علی‌القاعده بیشتر شده باشد. مطلب اساسی این است که انقلاب ملت ما که با رنج‌ها، شکنجه دیدن‌ها، زندان رفتن‌ها، آسیب دیدن‌ها، شهادت‌ها، خون دادن‌ها، یتیم شدن‌ها، فرزند از دست دادن‌ها، پدر از دست دادن‌ها، مادر از دست دادن‌ها، برادر و خواهر از دست دادن‌ها، اعتصاب‌های شکننده خردکننده و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر افراد و گروه‌های پیشتاز و پیشگام در مرحله نخستین به ثمر رسیده است، این انقلاب باید همچنان در مجرای اصلی‌اش باقی بماند. این است مسئله اصلی. حالا ما از این تحلیلگران می‌پرسیم: آیا شما بالاخره این انقلاب ما را اسلامی می‌دانید یا نه؟ اگر این انقلاب را اسلامی می‌دانید که بسیار خوب بفرمایید مثل گذشته در متن این انقلاب قرار بگیرید و در جای خودتان به پیش بروید و اگر این انقلاب را اسلامی نمی‌دانید پس بدانید که جامعه ما، جامعه انقلابی ما، انقلابیون و رهبران انقلاب ما نمی‌توانند و حق ندارند اجازه بدهند که شما در این انقلاب و میدان انقلاب نفوذ کنید و اگر رهبری قاطع موفق انقلاب را مربوط به امام و روحانیت مبارز وآگاه و همه قشرهای مبارز و آگاه دیگر، تحصیلکرده‌های مؤمن و مبارز و آگاه، کارگران و کشاورزان مؤمن و مبارز وآگاه، پیشه‌وران و بازاریان مبارز و مؤمن و آگاه، فرهنگیان، دانشگاهیان، دانشجویان و دانش‌آموزان می‌دانید که در سر این خط امام خمینی قرار دارد و به دنبالش همه این قشرها، روحانی و غیرروحانی، ولی همه مؤمن به انقلاب اسلامی و به رهبری متکی بر انقلاب اسلامی قرار دارد، خوب بفرمایید بیایید. اگر مؤمن به خط انقلاب و مؤمن به رهبری انقلاب هستید کسی با شما حرفی ندارد و انتقاد کنید، کی گفته انتقاد نکنید؟ عیب‌ها را بشمارید، بگویید و عیب ما را برطرف کنید، ولی یادتان نرود که این انقلاب یک انقلابی بود سازش‌ناپذیر و رهبری‌اش، رهبری بود که هیچگاه کارش را رها نکرد؛ رهبری، رهبری بود که بیرون از کشور و در داخل کشور محکم سر حرفش ایستاد و اگر نایستاده بود ما در اینجا نبودیم. اگر شما در این خط انقلاب و به دنبال این رهبری انقلاب می‌خواهید حرکت کنید اهلاً و مرحباً، بفرمایید، بحثی نیست، انتقاد هم بکنید، عیب ما را هم بگویید، فقط هم عیب نگویید، بلکه بیاید کمک کنید عیب ما را برطرف کنید. و اگر غیر از این هستید، در هر لباس که باشید، در هر سمت که باشید و با هر عنوان که باشید جامعه انقلابی ما و خط انقلاب ما و رهبری انقلاب ما حق دارد به شما با دید شک و تردید نگاه بکند و در برابر نقش شما حساسیت نشان بدهد؛ اگر غیر از این بکند خود او اصلاً به انقلاب و ملت خیانت کرده است. خط را نگه داشتن، رهبری را نگه داشتن، مسئله شوخی نیست در انقلاب‌های دنیا. حالا مسئله‌ای که می‌خواهم اینجا مطرح کنم این است که بنده امروز در این روزنامه‌کیهان (۷/۳/۵۸) در صفحه سوم یک سخنرانی دیدم مربوط به اجتماع کنگره وکلای دادگستری، در ستون دوم از صفحه سوم در آن اواسط ستون، سخنرانی گفته است: «اگر ما فکر کنیم تمام مسائل سیاسی و اقتصادی و قضایی را می‌توانیم در انقلاب اسلامی بسازیم، آیات عظام هم می‌دانند این امر در شرایط حاضر نه مقدور است و نه ممکن و نه مفید.» من در این مجمع شما تحصیلکرده‌های کشور، خواهران و برادران و در مجمعی که عده قابل ملاحظه‌ای هم خوشبختانه از فضلای روحانی جوان حضور دارند، یعنی مجموعه‌ای تمام عیار از تحصیلکرده‌های مبارز این کشور، معمم و غیرمعمم، زن و مرد، این سؤال را می‌کنم که فرد یا گروهی که این دید را در رابطه با انقلاب ما و اسلام دارد، آیا نسبت به انقلاب پیروزمند ما در این مقطع اخیر، خودی است یا بیگانه؟ بنده نمی‌گویم آقا شما حق ندارید حرفت را بزنی؛ ملاحظه کنید ما نه استبداد و خفقان داریم در کشور و نه چیزی شبیه آن، ولی حق داریم که این مطلب را صاف و پوست کنده بیان کنیم که افراد و گروه‌ها هر چند مبارزاتی داشته‌اند و هر چند زندان‌ها رفته باشند، هر چند تلاش‌هایی با سابقه‌های سی و چهل سال داشته باشند، می‌توانیم این سؤال را مطرح بکنیم که آیا این افراد و گروه‌ها رابطه‌شان امروز با انقلاب اسلامی ملت ما و رهبری انقلاب چیست؟ من این سؤال را دوست دارم بر ملت ایران و بر خانواده‌های شهدای انقلاب ایران در این مقطع اخیر عرضه کنم و بگویم: ای ملت مبارز انقلابی به پا خاسته ایران! ای خانواده‌های شهیدان در راه خدا! من سخنم با اکثریت قاطع شماست. از آن اکثریت قاطع انقلابی به پا خاسته می‌پرسم که فرد یا گروهی که در تعریف و رابطه با انقلاب تو می‌گوید: «اگر ما فکر کنیم تمام مسائل سیاسی و اقتصادی و قضایی را می‌توانیم در قالب اسلامی بسازیم، آیات عظام هم می‌دانند که این امر در شرایط حاضر نه مقدور است نه ممکن و نه مفید.» آیا تو ای اکثریت قاطع ملت انقلابی و ای نسل جوانِ انقلابی و ای روحانیت انقلابی متعهد و مبارز و ای دانشگاهیان انقلابی و متعهد مبارز و ای کارگران و کشاورزان و پیشه‌وران و زنان و مردان و فرهنگیان و کارمندان مبارز انقلابی! آیا چنین افراد و چنین گروه‌هایی را در رابطه با خط انقلابیت، خودی می‌دانی یا بیگانه؟ خوب، حالا توجه بفرمایید. مسئله اساسی این است که همین آقای گوینده این سخن و همفکرانش در مبارزات ملی گذشته ما به پاریس آمده بودند تا امام خمینی را به خیال خودشان قانع کنند که ایشان بپذیرند که راه حل بحران سیاسی و اجتماعی ایران، قبول کردن انتخابات آزاد بختیار و قبول رژیم \[سلطنتی\] است. مطلب من با این افراد و این گروه‌ها این است که اقلا بگذارید ماها بمیریم. ماها که از نزدیک در بحث‌های‌تان بوده‌ایم دیگر نباشیم، بعد بیایید خودتان را به عنوان متولیان انقلاب ایران جا بزنید. بحث‌هایی بوده است که خود من در آنها شرکت داشته‌ام؛ این آقایان تأکید داشتند که پافشاری امام در نبودن شاه، بیجا و یک آرمان ایدئالیستی است. بعد یک پله تنزل کردند گفتند: خیلی خوب حالا شاه هم نباشد، ولی ایشان شورای سلطنت و ولیعهد و انتخابات آزاد زیر نظر شورای سلطنت را قبول کنند و در این مسئله پافشاری و تأکید داشتند. اگر رهبر انقلاب نگران آن باشد که این آقایانی که در همین پنج شش ماه قبل در پاریس حضوراَ این بحث‌ها را مطرح می‌کردند و قبل از آن با خود بنده و جمع دوستان در ایران مکرر مطرح می‌کردند، مبادا اینها بخواهند انقلاب اسلامی ما را به سمت یک دموکراسی غربی، یک لیبرالیسم غربی، یک سوسیال دمکراسی شرقی یا یک لیک‌موش[۱] نه شرقی نه غربی بکشانند. اگر ایشان نگران بودند و حساس بودند جا دارد یا جا ندارد؟ بجاست این حساسیت ایشان؛ نه تنها ایشان حساس‌اند، ملت انقلابی ما نیز حساس است. الان نوشته‌اند که در مورد این مقاله، عده زیادی تلگراف نموده و از ایشان تقدیر نموده‌اند. این کارها بیشتر نشانه این است که یک گروه اقلیت روشنفکرمآب و روشنفکرنما می‌خواهد با این بازی‌ها، با دستاودرهای انقلاب خونین اسلامی ما موضع‌گیری تازه داشته باشند؛ برای ما عواقب آن معلوم است. سؤال کرده‌اند که با شناختی که شما از این اشخاص دارید، چرا پست‌های حساس اقتصادی در مملکت را به این اشخاص واگذار کرده‌اند؟ ما با این واگذاری‌ها از روز اول هم موافق نبوده‌ایم؛ ما می‌دانستیم کسانی که تا پنج ماه قبل می‌توانستند انتخابات آزاد بختیار را کلید حل مشکل این مملکت قرار دهند، اگر بیایند حتی در این پست‌های اقتصادی قرار بگیرند، آن وقت روزی شروع می‌کنند برای انقلاب ما دلسوزی‌های چنین کردن. امروز، روی سخن ما با ملت انقلابی ایران است. اعلام می‌کنم که ای ملت عزیز انقلابی مسلمان! هوشیار باش، افراد و گروه‌هایی با دیدهای خودشان که به هرحال قابل قبول من و تو نیست؛ به دلیل این که زندان بوده‌اند، به دلیل این که در مبارزات ده‌ها سال است شرکت داشته‌اند، به دلیل این که با مرحوم دکتر مصدق پیوند و رابطه و دیدار داشته‌اند، اینها نغمه‌هایی را آغاز کرده‌اند که این نغمه‌ها برای انقلاب و جهت اسلامی انقلاب خطرناک است. آگاه و هوشیار و مصمم باش که میدان را برای گسترش این نغمه‌ها باز نگذاری، نظر و تصمیمت را به هر صورت که می‌توانی در برابر این نغمه‌ها نشان بده. اگر تو به راستی این گونه سخنان را که می‌گوید اسلام نمی‌تواند راه حل مشکلات سیاسی و اقتصادی و قضایی تو باشد، به عنوان یک رهنمود گرانبها قبول داری، تو هم تلگراف بفرست و اگر قبول نداری از همین فردا مثل روزهای انقلاب به کوچه و خیابان بیا و با شعارهایت و با تظاهراتت و با هر وسیله سالم که داری نشان بده که این رهنمودها را برایش پشیزی ارزش قائل نیستی. این آقایان یادشان رفته است که ما در پنج ماه قبل با شما عزیز راهپیمایی‌های چند میلیونی در سرتاسر کشور داشتیم؛ باید به یادشان بیاورید. من فعلاً نمی‌خواهم بگویم اینها خائن‌اند یا نه؛ باید اینها محاکمه شوند تا معلوم شود با چه انگیزه‌ای می‌گویند اسلام نمی‌تواند راه حل باشد. اگر صرفاَ یک اظهارنظر است، اظهارنظر آزاد است؛ در این مملکت کسانی هستند که می‌گویند اصلاً خدا نیست و ما متعرض آنها نیستیم، ولی اگر بیش از یک اظهار نظر باشد، اگر بخواهد آغاز یک توطئه باشد، هشدارش می‌دهیم که ما با همان آمادگی که در طول انقلاب برای شهادت افتخارآمیز در راه خدا داشتیم در برابر این توطئه‌ها با همان روحیه و حتی گرم‌تر و داغ‌تر و صمیمی‌تر و مصمم‌تر آماده هستیم. شما خیال می‌کردید با یک کنگره چند صد نفری با نام دهان پرکن «حقوقدان‌ها و وکلای دادگستری» می‌توانید جامعه انقلابی ما را مرعوب کنید؟ شما خیال کردید که حقوقدان در این مملکت منحصر به این چند صد نفری است که آنجا گرد آمده‌اند؟ شما فکر کرده‌اید که اندیشمندان کشور منحصر در این گروه‌های معدود هستند؟ مبادا، مبادا کنگره‌های شما نسخه دوم کنگره‌های اندیشمندان شاهنشاهی باشد. من نگران آن هستم که اگر پرونده این گردآمدگان را یک‌یک بررسی کنیم در میان آنها و در صفوف آنها نام این اندیشمندان را هم مکرر بیابیم. البته رسیدگی خواهیم کرد. ملت عزیز و مسلمان ایران! به پاخیزید، بار دیگر بیعت و پیمانت را با رهبر عالیقدر اسلامی‌ات تجدید کن که در هرگذر انقلابی گاهی نیاز داری به تجدید این پیوند و پیمان تا دشمنان و خائنان یا روشنفکرهایی که نه دشمن‌اند و نه خائن، \[بدانند\] راه آنها از راه انقلاب تو جداست، بدانند که انقلاب اسلامی تو متولیانی این چنین نیاز ندارد. اجازه خواسته‌اید که در پایان این سخن و به دنبال این عرایض من، تظاهراتی در خیابان داشته باشید و با تظاهرات از اینجا خارج بشوید، اشکالی ندارد، ولی بدانید که این باید آغاز یک تظاهرات باشد. ما با این که تظاهرات پرشکوه پانزده خرداد را در سه‌شنبه آینده در پیش رو داریم، اما نمی‌دانم آیا رواست که تا آن روز صبر کنیم یا نه؛ بنابر این، اجازه بدهید در این زمینه مستقیماً با رهبر عالیقدر انقلاب تماس بگیریم و نظر ایشان را بخواهیم. آقایان و خانم‌ها! برادران و خواهران! در انتظار پیام رادیو تلویزیونی مجدد رهبر انقلاب خواهید بود، در این زمینه نظر خواهیم داد؛ اگر تشخیص داده شد که باید واکنش‌ها از نوع دیگر باشد و تظاهرات خیابانی باشکوه هرچه تمام‌تر روز سه‌شنبه پانزده خرداد برگزار شود، از همین حالا خواهش می‌کنم تمام نیروهایتان را برای برگزاری آن راهپیمایی عظیم آماده کنید، و اگر لازم دانسته شد که زودتر واکنش اسلامی ملت غیور انقلابی مسلمان ما برای همه کسانی که در داخل و خارج این نغمه‌ها را شنیده‌اند زودتر آشکار شود، آنوقت ناچاریم با همه پرهیز که از تکرار راهپیمایی و تظاهرات خیابانی داریم -ولو برای مدتی کوتاه و ساعاتی کوتاه -در یکی از روزهای آینده، (شاید جمعه)، برنامه‌ای را اعلام کنیم. به هرحال امیدواریم روشنفکران و کسانی که صاحبان نظرهای دیگر غیر از نظر اصیل اسلام هستند بدانند که در جامعه انقلابی ما اظهارنظر این گونه افراد آزاد است، اجتماعات‌شان آزاد است، اما خود را به عنوان رهبران جا زدن، نه آزاد است و نه مورد قبول است و نه راست و درست، بلکه دروغی است بزرگ. عرایض من تمام شد. **پاورقی‌ها:** [۱] از جمله می‌توان از مراجع تقلیدی چون حضرات آیات: محمدتقی خوانساری، بهاءالدین محلاتی، محمد فیض قمی، محمود روحانی‌قمی و عباسعلی شاهرودی نام برد که همصدا با آیت‌الله کاشانی فتاوایی در ملی شدن صنعت نفت صادر کردند. [۲] کنایه از یک امر ساختگی نامتجانس است و احنمالا اشاره به شعر سعدی در گلستان دارد: «گربه شیر است در گرفتن موش/ لیک موش است در مصاف پلنگ» که لیک موش را حیوانی فرض کرده بود کوچکتر از گربه و بزرگتر از موش!

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, انقلابیون 57, علما و مراجع, خانواده های شهدا
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)