کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با استناد به آیه «إنّا نَحنُ نُحیی المَوتَی وَنَکتُبُ مَا قَدّمُوا وَ آثَارَهُم وَ کُلّ شَیءٍ أحصَیناهُ فِی إِمام مُبین» آغاز می‌شود و به بحث درباره مفهوم «امام مبین» می‌پردازد. سپس به وظیفه حوزه‌های علمیه، به‌ویژه حوزه علمیه قم، در قبال کفالت ایتام آل‌محمد اشاره می‌کند و با تأکید بر کشتار شیعیان در پاکستان و بحرین، این حوادث را مصداق یتیمی آل‌محمد می‌داند. در ادامه، با استناد به روایات و کلام پیامبر و امیرالمؤمنین درباره اهمیت رسیدگی به ایتام، تعطیلی حوزه علمیه در روز شنبه به احترام خون شهیدان پاکستان و مظلومین بحرین را اعلام می‌کند. در بخش دوم، سخنرانی به نقد اعلامیه جهانی حقوق بشر و عملکرد سازمان ملل متحد می‌پردازد. با اشاره به مواد اول، دوم و سوم این اعلامیه، تناقض میان اصول مطرح شده و واقعیت‌های جهانی، به‌ویژه در مورد شیعیان پاکستان و بحرین، را برجسته می‌کند. در پایان، با مقایسه مفهوم حقوق بشر در اسلام (با تأکید بر سیره امیرالمؤمنین) و عملکرد سازمان‌های بین‌المللی، حقوق بشر غربی را ابزاری در دست استکبار جهانی معرفی کرده و آن را به باد رفته می‌داند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیّما بقیةالله فی الأرضین و اللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین. بحث ما در این آیه کریمه بود: «إنّا نَحنُ نُحیی المَوتَی وَنَکتُبُ مَا قَدّمُوا وَ آثَارَهُم»[۱] و در چند جلسه در این دو قسمت بحث شد. باقی ماند قسمت سوم: «وَ کُلّ شَیءٍ أحصَیناهُ فِی إِمام مُبین»[۲]. بحث در این جمله مربوط است به این که تحقیق بشود که «امام مبین» چیست و کیست که شیء که اعم مفاهیم است حتی بر خدا اطلاق می‌شود، ولو "شیءٌ لا کَالاشیاءِ"، با این اطلاق، مصدّر است به لفظ موضوع برای عموم که کل است. کل شیء مُحصی است در این امام مبین. در قرآن «وَ کُلّ شَیء أحصَینَاهُ»، به این تعبیر در چهار مورد است. سه مورد: «وَ کُلّ شَیءِ أَحصَینَاهُ فِی کتابٍ مُبِین». در یک مورد: «وَ کُلّ شَیءٍ أحصَینَاهُ فِی إِمامِ مُبین». بحثی است بسیار عظیم و شریف به قدر میسور باید تعرض کرد. ولکن مطلب مهمی که پیش آمده که این تحقیق به جلسه بعد موکول می‌شود این است که وظیفه روحانیت و حوزه‌های علمیه، آن هم حوزه علمیه قم که امروز ملاذ و مرجع جمیع ابناءِ شیعه در اکناف عالم است، نسبت به این مسئولیت چیست؟ اولا، وظیفه حوزه علمیه یک کلمه است؛ اما آن کلمه، خود، کتاب‌ها است؛ آن کلمه، کفالت ایتام آل‌محمد است. کفالت چیست؟ ایتامی که در این جمله هست چه حدی دارد؟ بعد، طرف اضافه این ایتام کیست؟ آیا ما این وظیفه را فهمیدیم؟ آیا ادا کردیم؟ «وَ نَکتُبُ مَا قَدّمُوا و آثارَهُم وَ کُلّ شَیءٍ أحصَینَاهُ فِی إِمَامِ مُبِین». ایتام آل‌محمد در پاکستان قتل‌عام می‌شوند؛[۱] اینها که کشته می‌شوند زن و مرد، صغیر و کبیر، اینها جرمشان چیست؟ فقط در اثر انتساب به آن مقام تشیع، این روزگار را می‌بینند. آیا ما چه کردیم؟ در مقابل، چه عکس‌العملی نشان دادیم؟ در بحرین بر این ایتام چه می‌گذرد؟ به قدری مسئله مهم است... روایات بهت‌انگیز است. اگر کسی دست بکشد بر سر یک یتیم، به عدد هر مویی که از زیر دست او درآید - و این نکته مهمی دارد- یک حسنه در نامه عمل این شخص نوشته می‌شود، خدا یک نوری به عدد هر شَعر،[۲] به این شخص می‌دهد که با آن نور، ظلماتِ قیامت را طی کند. این، یک دست کشیدن بر سر یک یتیم عادی است. امیرالمؤمنین ضربت خورد، آن ضربتی که جبرئیل بین زمین و آسمان داد می‌زد: «تَهَدّمَت وَاللهِ أرکانُ الهُدی»[۳]، در همچو هنگامه‌ای او می‌فرمود: «اللهَ اللهَ فِی الأیتامِ ... وَ لا یَضِیعُوا بِحَضرَتِکُم»[۴]. ایتام در کلام امیرالمؤمنین منحصر به ایتام جسمانی نیست. «اللهَ اللهَ فِی الأیتام». همان کسی که در آن حال گفت «اللهَ اللهَ فِی القرآنِ»، فرمود: «اللهَ اللهَ فِی الأیتام». این، حساب یک یتیم معمولی است. اما خود پیغمبر چه فرمود؟ فرمود: «أنَا و کافِلُ الیَتیمِ کَهاتَین»[۵] [اشاره به دو انگشت اشاره و وسطی]. باز خود او فرمود: «أشَدّ مِن یُتمِ الیَتِیم»[۶]، آنچه که اشدّ است از یُتم[۷] هر یتیمی که پدر را از دست داده، یتیمی آن کسی است که «اِنقَطَعَ عَن إِمامِ زَمانِهِ». این نص کلام پیغمبر است. ایتام او الآن قتل‌عام می‌شوند، حوزه علمیه چه باید بکند؟ آن خدمت ناچیزی که از ما میسر است فعلًا، این است که روز شنبه این حوزه به احترام خون آن شهیدان در پاکستان و آن مظلومین در بحرین، تعطیل است و باید تمام حوزه علمیه حال عزا به خود بگیرد. اگر فرزند ما بود، حالِ ما چگونه بود؟ آن یتیمان بی‌پناه که هم پدر را از دست دادند، هم مادر را... خوشا به حال آن پدرها و مادرها. سلام ما را به تمام عزادارن پاکستان برسانید. اما مردها قطعاَ در آغوش امیرالمؤمنین‌اند، اما آن زن‌ها در آغوش صدیقه کبری‌اند. مصیبت، برای آن اطفال بی‌پناه مانده از همه جا است. بعد از جنگ جهانی دوم، در پاریس، سازمان ملل متحد، جلسه تشکیل داد. حقوق‌دانان، متفکرین، سردمداران ممالک، اعلامیه حقوق بشر را در سی بند تنظیم کردند. این اعلامیه، منشور سازمان ملل متحد است،[۱] اما مواد قانون سی ماده است؛ هر ماده، بحثی دارد ولی آنچه که امروز لازم است، این است که نص اعلامیه این است که تمام زعمای ملل و دول مکلفند به اجرای این مواد و عدم تخطی از مواد این منشور. ماده اول این است که تمام افراد بنی نوع انسان... - خوب این‌ها را دقت کنید، بعد ببینید در جهان چه می‌گذرد و در این آیین چه گذشت- همه آزاد متولد می‌شوند و تمامشان در حرمت و حقوق برابرند، چه رئیس جمهور امریکا، چه آن زنی که در گوشه فلان ده است در پاکستان؛ هم در حرمت، هم در حقوق برابرند و همه باید با یکدیگر برادرانه زندگی کنند. این قانونی است که تمام رؤسای جمهور امریکا و اروپا به آن موظفند و به آن متعهدند. آیا آن رئیس جمهور اروپا و امریکا و ملکه انگلیس، در حرمت و حقوق، با آن کسانی که در ممالک مستعمره آنها، در زیر دست حکام و امرای حلقه به گوش آنها دست و پا می‌زنند و از ادنی حقوق انسانیت محرومند، برابر است؟ آن درست است یا این؟ ماده سوم این منشور این است که هر فرد بدون هیچ امتیازی، از هر ملتی، از هر امتی، ۱) باید زندگی کند، ۲) باید آزاد باشد، ۳) باید از امنیت ملی و شخصی برخوردار باشد. آیا شیعیان پاکستان و بحرین در زیر دست عمّال شما امنیت دارند؟ آیا سازمان ملل متحد که خود را متعهد به کلمه کلمه این منشور می‌داند، عکس‌العملش در مقابل این قضایا چیست؟ روی سخن با سازمان ملل متحد است. آنچه مهم است این است: در مَرأی و منظر دنیا است که آنهایی که فرمانبر امریکا و اروپا هستند، یک خانواده! تمام ثروت و قدرت آن مملکت، در اختیار او است. از آن طرف، قانون بردگی را لغو می‌کنند؛ از آن طرف، ملت‌ها را برده اینها می‌کنند. به چه منطق، با چه منشورِ حقوق بشر، همان حکام در همان سازمان ملل متحد کرسی دارند؟ یکی نیست که از آن مردی که ادعا می‌کند دبیر سازمان ملل است، سؤال کند: این کرسی‌نشین که ثروت آن مملکت را این جور یک خانواده می‌گیرند و می‌خورند و در حساب آنها میلیاردها دلار هست، ولی یک عده‌ای سال‌ها بی‌محاکمه در زندان‌ها از تمام حقوق انسانی محرومند چگونه برابرند؟! این است منشور جامعه ملل؟[۱] این وضع امروز دنیا است. ماده دوم (بهت‌آور است این مطالب!): در آنچه آزادی‌های ثبت شده در این منشور است، تمام افراد بشر، بدون امتیاز رنگ، بدون امتیاز نژاد، بدون امتیاز مذهب، بدون امتیاز عقاید - چه عقاید دینی، چه عقاید سیاسی - در همه حقوق و آزادی‌ها برابرند و هیچ تمایزی بین احدی از افراد بشر از هر عقیده‌ای، از هر آیینی، از هر نژادی نباید باشد. از آن طرف، اسلحه و پول‌ها فرستاده می‌شود که زن‌ها و بچه‌ها حتماً باید کشته بشوند. این آزادی است؟ این وضع سازمان ملل متحد است؟ با این بیان، برای جامعه ملل متحد آبرو باقی نخواهد ماند ولو آبرو هم به باد رفته است. از یک طرف، زیر دست دبیر کل، این منشور است؛ از طرف دیگر چند نفر حق وتو دارند! هر دو تا زیر دست یک نفر است! آن کسی هم که اسلحه می‌فرستد، میلیون‌ها دلار برای آدمکش‌ها می‌فرستد، همان کس همان جا کرسی دارد، منشور هم در دست او هست! آن کسی هم که مردمش آن جور کشته می‌شوند، آن هم یک طرف است. هر دو تا این سی ماده را دارند. این است عدم تمایز! آنچه بهت‌آور است، این است که نوشته: اول بار در دنیا برای حقوق بشر این مجموعه در پاریس تدوین شده. بی‌شرمی این است. اول بار این شده، این هم اثرش! اما هزار و چندی سال قبل از تدوین این منشور، یک نفر پیدا شد، شاهنشاهی ایران و تمام دارایی و ثروت جهان در دستش بود، اما وقت افطار به نان جو و نمک افطار می‌کرد؛ «لَعلّ بالحجاز اَو الیَمامَة مَن لا طمعَ لَهُ فِی القرص»[۲]، برای این که مبادا سفره یک نفر در حجاز و در یمامه از سفره او رنگین تر باشد. آن است عدم تمایز یا این؟ به باد دادید حقوق بشر را! او احیا کرد حقوق بشر را. دنیا در قبضه‌اش بود سبط پیغمبر را طلب کرد، سه دینار به سبط اکبر پیغمبر خاتم داد. یک حبشی سیاه رنگ را هم از آن طرف صدا کرد، سه دینار هم به دست او داد. این است حقوق بشر یا این که تو منشور ملل متحد آوردی؟ حقوق بشر این است که امیرالمؤمنین خودش با خدمتگزارش آمد میان بازار (آن وقتی که شاهنشاهی ایران در قبضه او بود)، رفت کنار دکان بزازی، یک پیراهن کرباس خرید به چهار درهم و یک پیراهن کرباس هم به دو درهم. آن پیراهن چهار درهمی را داد به خدمتکارش، آن پیراهن دو درهمی را خودش پوشید. خدمتگزار گفت: تو امیرالمؤمنینی، آن پیراهن را تو بردار. فرمود: تو جوانی، عمری برای تو گذشته، مراعات حال تو اولی است. آن است حقوق بشر یا این؟ ای مظلوم عالم! مجری و محیی حقوق بشر در دنیا آن رادمردی است که قدم می‌زد، نگاه کرد دید پیرمردی گدایی می‌کند، تا گدا را دید، فرمود: مگر در مملکتی که من حاکم آن هستم گدا باید وجود داشته باشد؟ دست‌اندرکارها معذرت خواستند. گفتند: یاامیرالمؤمنین! این گدا نصرانی است. تا این کلمه را شنید برآشفت، فرمود: در مملکتی که من حاکم آن هستم، از این نصرانی در جوانی استفاده کردید، در پیری ولَش کردید؟ همان جا قدم برنداشت تا اسم پیرمرد نصرانی را در دفتر بیت‌المال با اسم خود و فرزندش نوشت. این است حقوق بشر یا آن؟ ختم کلام. حقوق بشر این قتل‌ها است! این شکنجه‌ها است! این ناله یتیمان است در پاکستان و غیر پاکستان، یا حقوق بشر آنجاست که شنید خلخال از پای یک دختر یهودیه کشیده شده، گفت: اگر کسی آرزوی مردن بکند جا دارد. آروزی مرگ می‌کند که چرا در زیر بیرق حکومت او خلخالی از پای یک دختر یهودیه کشیده شده. این است حقوق بشر یا آن؟ افسوس که اول المظلومین شناخته نشد. قیامت انسانیت، وجود او است. آن روزی که دنیا در قبضه قدرت او بود و ذخائر عالم و قافله‌های شتر در بیت‌المال او خالی می‌شد، خودش آبکشی می‌کرد. از راه آبکشی آنچه درمی‌آورد قوتی برمی‌داشت، بعد مازاد را، یک قسمت را شب، یک قسمت را روز، یک قسمت را آشکار، یک قسمت را پنهان انفاق می‌کرد تا این آیه عملی بشود: «الَذِینَ یُنفِقونَ أموالَهُم بِاللّیل وَ النّهَارِ سِرّاً وَ عَلانِیَةً»[۱]. این است حقوق بشر یا آن ؟ **پاورقی‌ها:** [۱] سوره یس، بخشی از آیه ۱۲: بی‌تردید ما مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه را پیش فرستاده‌اند و برجا مانده از ایشان را ثبت می‌کنیم. [۲] سوره یس، بخشی از آیه ۱۲: و همه چیز را در کتابی روشن برشمرده‌ایم. [۱] اشاره به کشتار شیعیان در منطقه پاراچنار پاکستان است. [۲] مو [۳] به خدا سوگند، ارکان هدایت فروریخت. [۴] خدا را خدا را درباره یتیمان ... مباد که در کنار شما تباه شوند. از وصایای امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع). [۵] اشاره به فرمایش پیامبر اکرم (ص) است، آنگاه که انگشت اشاره و میانی خود را نشان داد، فرمود: من و سرپرست یتیم در صورتی که از خداوند عزّ و جلّ پروا کند، در بهشت مانند این دو [انگشت کنار هم] هستیم. [۶] اشاره به فرمایش پیامبر اکرم (ص) است که فرمود: از یتیمی کسی که پدرش را از دست داده، سخت‌تر، یتیمی کسی است که از امام خود بریده شده است. [۷] بدون پدری در انسان [۱] این اعلامیه در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ برابر با ۱۹ آذر ۱۳۲۷ به تصویب رسید. [۱] منظور آیت‌الله وحید از جامعه ملل، همان سازمان ملل است. [۲] شاید در سرزمین حجاز یا یمامه کسی باشد که حتی امید به دست آوردن یک قرص نان را نداشته باشد. [۱] سوره بقره، آیه ۲۷۴: کسانی که دارایی‌های خود را در نهان و آشکار انفاق می‌کنند.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حوزه های علمیه, عموم مسلمانان, مجامع بین المللی
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)