کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این مصاحبه با بررسی فاجعه منا آغاز می‌شود و بی‌کفایتی و سوءمدیریت آل سعود را عامل اصلی آن معرفی می‌کند. سپس به تحلیل دلایل تغییر دیدگاه‌ها در قبال تحولات سوریه می‌پردازد که شامل مقاومت سوریه، ناکامی‌های ائتلاف آمریکا در مبارزه با داعش، شکست حملات هوایی ائتلاف، بحران پناهجویان، توافق هسته‌ای ایران و تشدید حمایت‌های روسیه از سوریه است. در ادامه، نقش روسیه در محور مقاومت را مثبت ارزیابی کرده و ادعای دخالت ایران در امور سوریه را رد می‌کند. تفاوت جنگ حزب‌الله با اسرائیل و تروریست‌ها را تشریح کرده و بر اجباری بودن نبرد با تروریست‌ها تأکید می‌کند. در بخش بعدی، به شکست نقشه‌های سعودی در جنگ یمن اشاره کرده و مقاومت یمنی‌ها را عامل اصلی تغییر معادلات می‌داند. در پایان، خواسته عربستان در مورد قیام مردم بحرین را غیرمنطقی خوانده و عربستان را عامل اصلی دخالت در امور لبنان معرفی می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم **فاجعه مِنی به علت بی‌کفایتی و سوء مدیریت آل سعود** فاجعه مِنی برای هر انسانی دردناک بود. البته برای مسلمانان سخت‌تر، به ویژه این که این افراد در سرزمینی مقدس حضور داشتند و یکی از واجبات دینی را انجام می‌دادند. در این فاجعه در حدود ۷۰۰ نفر جان باختند و ۹۰۰ نفر مجروح شدند و شماری هم مفقود هستند که مشخص نیست مجروحند و یا جان باخته‌اند. این فاجعه، بسیار بزرگ بود و نمی‌توان آن را محدود عنوان کرد. اما نکته مهم آن که پیگیری این مسئله نباید از حوادث منطقه و تنش‌ها و درگیری‌های سیاسی متأثر شود و حقوق حجاجی که جان باخته‌اند و یا مجروح شده‌اند ضایع گردد. نظام سعودی باید مسئولیت این فاجعه را بر عهده بگیرد و این یک موضوع کاملاً منطقی است. این، سعودی است که اداره حج را به عهده دارد و نمی‌تواند کس دیگری را در پذیرش مسئولیت با خود مشارکت دهد. این که حجاج، مسئول معرفی شوند و گفته شود که آنها عامل تراکم جمعیت بوده‌اند و یا به دستورات گوش نکرده‌اند، ساده کردن مسئله است. کسی که اداره مراسم را بر عهده دارد باید برای تراکم جمعیت حجاج هم فکری می‌کرد. در سال ۱۹۹۰ تراکم جمعیت در منی رخ داد که در اثر آن ۱۴۲۶ نفر از حجاج جان خود را از دست دادند که علت فوت بیشتر آنها خفگی بود. در سال ۲۰۰۴ تعداد ۲۴۴ نفر از حجاج در روز اول رمی جمرات جان خود را در منی از دست دادند. در سال ۲۰۰۶ تراکم جمعیت حجاج بر روی پل جمرات در دومین روز ایام تشریق ۳۴۰ نفر جان خود را از دست دادند. این چگونه اداره مراسم است؟ باید طی این سال‌ها علت این حوادث مشخص می‌شد و از بروز دوباره آن‌ها جلوگیری می‌گردید. فاجعه‌های پی در پی نشان می‌دهد که مشکلی جدی در اداره، برنامه‌ریزی، و مقدمات اجرایی وجود دارد. در مورد فاجعه اخیر باید تحقیق صورت گیرد. باید کمیته تحقیقی تشکیل شود که نمایندگانی از کشورهایی که در این فاجعه آسیب دیده‌اند – به‌ویژه کشورهایی که بیشترین آسیب‌دیدگان را دارند مثل ایران و مغرب – در آن نمایندگانی داشته باشند تا اطمینان حاصل کنند که تحقیق بصورت علمی و دقیق انجام می‌شود و کسی قصد پوشاندن حقایق را ندارد. باید در «سازمان همکاری اسلامی» در خصوص موضوع برگزاری مراسم حج بحث و بررسی شود و در این باره تجدید نظر صورت گیرد. در این مورد دو طرح وجود دارد: اول، این که اداره حج به نهادی اسلامی واگذار شود که بی‌شک سعودی با آن مخالفت خواهد کرد. دوم، این که این نهاد، بر برگزاری مراسم نظارت داشته باشد؛ بدان معنا که برگزاری مراسم به دست سعودی باشد اما شورایی از سازمان همکاری اسلامی با حضور نمایندگان کشورهایی که دارای شمار بیشتر حجاج هستند مانند ایران، ترکیه، اندونزی و مصر بر آن نظارت کنند. این که نظام سعودی بخواهد با حضور یک یا چند کشور اسلامی در این کمیته تحقیق مخالفت کند هیچ دلیلی ندارد، بخصوص با وجود فجایعی که باعث جان باختن انسان‌های زیادی شده است. شش علت مهم تغییر دیدگاه در قبال تحولات سوریه **مقاومت سوریه:** در حدود پنج سال است که جنگی تمام عیار ضد سوریه با هدف سرنگون کردن نظام و سیطره بر آن کشور در جریان است. مقاومتی که رهبران، مردم، ارتش سوریه و متحدان سوریه در خالی نکردن پشت این کشور علیرغم همه فشارها نشان دادند، عامل اصلی این تغییر دیدگاه‌هاست. تأثیر ناکامی‌ها در سوریه: این شکست‌ها از جمله شکست اوباما در راهبرد مبارزه با داعش که به استعفای ژنرال بازنشسته‌ای منتهی شد که به فرماندهی این ائتلاف گماشته شده بود، از علت‌های دیگر است. اینها دو هزار نفر را که معارضان میانه‌رو می‌خوانند برای مبارزه با داعش آموزش دادند و برای آنها ۵۰ میلیون دلار هزینه کردند، اما این تعداد به ۷۵ نفر کاهش یافت و از آن تعداد به ۵ نفر رسید. **حملات هوایی ائتلاف آمریکا:** حمله هوایی، راهبردی شکست خورده است و نمی‌تواند فصل‌الخطاب جنگ باشد و یا معادلات را تغییر دهد. در واقع همه طرح‌های آنها شکست خورد. آنان از سراسر جهان جنگجویانی را به سوریه آوردند و از آنها حمایت مالی و لجستیکی کردند و اتاق عملیات به راه انداختند اما شکست خوردند. این که گروه‌های مسلح در برخی مناطق، پیشروی داشته‌اند در هر جنگی رخ می‌دهد و امری عادی است. اثر شکست طرح‌های غرب، ضد سوریه، بازگشت همان تروریست‌ها و تکفیری‌ها از سوریه به کشورهای اروپایی است و این همان است که ما از روز اول در مورد آن هشدار دادیم. **پناهجویان و آوارگان:** اروپایی‌ها که دم از حقوق بشر می‌زنند نمی‌توانند مرزهای خود را ببندند و ملت‌های دیگر را رها کنند تا در دریا و اقیانوس بمیرند. آنها ادعا دارند که برای حقوق بشر و دموکراسی احترام قائلند. در واقع، مسئله پناهجویان اثری از اثرات جنگ است. راه حل صحیح مشکل پناهجویان، توقف جنگ در سوریه و راه حل سیاسی است. **توافق هسته‌ای ایران با ۱+۵:** در زمان مذاکرات، آمریکایی‌ها گمان می‌کردند که می‌توانند با ایران بر سر سوریه معامله کنند؛ بدان معنا که امتیازی به ایران بدهند و این کشور را از جنگ سوریه دور کنند. اما این انتظار به بار ننشست و به اعتراف آمریکایی‌ها این مذاکرات فقط هسته‌ای بود. تشدید موضع روسیه و افزایش حمایت‌های مسکو در عرصه سیاسی و نظامی از سوریه: در خصوص پیام‌های پوتین در اعلام حمایت از سوریه باید به دو مقطع اشاره کنم. مقطع اول، آن که روسیه از ابتدا در کنار سوریه ایستاد و حتی از صدور قطعنامه ضد سوری جلوگیری کرد. در عرصه‌های سیاسی، رسانه‌ای، انعقاد قرارداد سلاح و مهمات، مشورت، و موارد این چنینی، روسیه در کنار سوریه بود و این امری طبیعی است. مقطع دوم، حمایت نظامی در حد ارسال جنگنده و خلبانان آنها یا ارسال توپخانه با کادر روسی، یعنی حضور نظامی و نه مستشاری بود. در مقطع اول، روسیه برای منافع ملی و منطقه‌ای و این که سوریه تنها متحد باقیمانده برای روسیه بود از دمشق حمایت کرد. اگر سوریه از دست می‌رفت اوضاع روسیه بسیار وخیم می‌شد. طی سال‌های قبل، غربی‌ها و برخی کشورهای عربی مثل سعودی و قطر و ترکیه انتظار داشتند روسیه از سوریه جدا شود. دیدارهایی که سال گذشته از مسکو صورت گرفت و سعی کردند روسیه را با قرارداد خرید سلاح و کمک اقتصادی و تضمین منافع روسیه در سوریه فریب دهند، به ثمر ننشست. در برخی مواقع گفته می‌شد پوتین در حمایت از بشّار اسد جدی نیست اما در مقطع جدید، تحولات مهمی رخ داد. **نقش روسیه در محور مقاومت** برخی رسانه‌ها و اشخاص ادعا می‌کنند که حضور روسیه اثرات منفی دارد یا نگران کننده است که این مسئله درست نیست. تحرک روسیه در این باره دست‌کم با هماهنگی ائتلاف دولت‌های چهارگانه رخ داده است. این مسئله هم که گفته می‌شود حضور روسیه به ضرر ایران است، نادرست است. ایران مگر در سوریه چه می‌خواهد که بگوییم حضور روسیه مزاحم یا رقیب آن است؟ ایران سوریه را جزئی از محور مقاومت می‌خواهد. ایران، مقاومت، نظام سوریه و عدم تسلط تکفیری‌ها بر سوریه را همراه با اصلاحات سیاسی و توسعه اجتماعی در این کشور می‌خواهد. ایران نه در گذشته و نه اکنون، هیچگاه در امور داخلی سوریه دخالت نکرده و این بر خلاف ادعای رسانه‌های منطقه خلیج فارس است. آنها ادعا می‌کنند که ایران بر امور سوریه مسلط شده و تصمیم‌گیری می‌کند و دست به هر کاری که بخواهد می‌زند. این ادعا دروغ است. رهبری کشور و اداره جنگ سوریه کاملاً و بطور صد در صد به دست سوری‌ها است. همه همّ و غمّ ایران آن است که سوریه به دست تکفیری‌ها که همه را تهدید می‌کنند، نیفتد. **تفاوت جنگ حزب‌الله با رژیم صهیونیستی و داعش** فضای جنگ ما با اسرائیل، با جنگ با تروریست‌ها در زبدانی، فوعا و کفریا کاملاً متفاوت است. ما با اسرائیل با خوشحالی می‌جنگیم، ولی نبرد ما با تروریست‌ها توأم با ناراحتی و اندوه است. ما امیدواریم چنین جنگی در این منطقه از سوریه اساسأ وجود نداشته و با تروریست‌ها درگیری نداشته باشیم. ما نمی‌خواهیم با جوانانی که فریب خورده و از سرتاسر دنیا به اینجا آمده‌اند، بجنگیم. ما امیدواریم با بهره بردن از نیروی این جوانان، قدس، مسجدالاقصی و اماکن مقدس اسلامی را آزاد کنیم. جنگ ما با تروریست‌ها در مناطق هم‌مرز با سوریه، اجباری است و همان‌گونه که اشاره شد، با کراهت وارد این درگیری‌ها شده‌ایم. اسرائیل، دشمن اصلی ما است و ما با صهیونیست‌ها با شادمانی می‌جنگیم. من تأکید می‌کنم که اگر زمان به عقب برگردد، حزب‌الله دوباره وارد نبرد با تروریست‌ها در سوریه شده و هیچ تردیدی در این جنگ نخواهد داشت. ما گزینه‌ای جز جنگ با تروریست‌ها نداریم و می‌دانیم که مسیر صحیحی را برای نبرد با آنها انتخاب کرده‌ایم. ما در نقطه مناسبی در منطقه، جهان اسلام و دنیای اعراب ایستاده‌ایم. در حال حاضر، جنگ سوریه در مسیر صحیح خود قرار گرفته است. اسرائیل اولین کشوری است که از درگیری و جنگ در منطقه استفاده می‌کند. شکست نقشه‌های سعودی در جنگ یمن تحلیل‌ها در مورد یمن به نتیجه جنگ در مأرب بستگی دارد. سعودی‌ها مستقیمأ وارد شده‌اند، امارات نیرو وارد کرده، قطر و بحرین هم نیرو دارند و حتی از اتباع کشورهای دیگر هم نیرو وارد یمن و مأرب کرده‌اند. جنگ مأرب، آینده یمن را رقم می‌زند. مقاومت ارتش و کمیته‌های مردمی در این منطقه و ناکامی‌های متجاوزان در حملات خود که دچار خسارت‌های زیادی هم شده‌اند، اگر ادامه پیدا کند راه را برای حل سیاسی مسئله، باز می‌کند. اوضاع یمن بسیار پیچیده است. برخی گمان می‌کنند که سقوط عدن، فصل‌الخطاب جنگ بود، اما این‌گونه نیست. شش ماه نیروهای یمنی در محاصره بودند اما مقاومت کردند و هنوز هم این مقاومت ادامه دارد و حتی فراتر از آن، نیروهای کمیته‌های مردمی وارد خاک سعودی شده‌اند. قبلاً به پایگاه‌های سعودی حمله می‌کردند و باز می‌گشتند اما اکنون وارد این پایگاه‌ها و شهر و روستاها شده‌اند و در آن مانده‌اند. برای من جالب است که از شبکه المسیره و دیگر شبکه‌ها می‌بینم که نظامیان سعودی تانک‌ها و خودورهای خود را رها می‌کنند و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند. کدام ارتش در جهان این‌گونه است و ارتش سعودی چه اهداف و مبانی و ارزش‌هایی دارد؟ ارتش سعودی فقط در نیروی هوایی برتری دارد و در میدان هیچگونه برتری ندارد. نیروهای یمنی پس از توافق با جنبش جنوب از استان‌های جنوبی خارج شدند و اوضاع را به آنها سپردند. اکنون ارتش و کمیته‌های مردمی یمن در شرایط جغرافیایی، راهبردی، جمعیتی، شناخت زمین و انتخاب نوع جنگ، دست برتر را دارند. جنگ هنوز ادامه دارد اما افق حل سیاسی روشن‌تر شده است و فقط منوط به نتایج جنگ مأرب است؛ حتی جامعه بین‌الملل که سکوت کرده و حامی متجاوز بوده است و تخریب مساجد و مدارس و منازل و بازارها و کشتار زنان و کودکان و سالخوردگان را نادیده گرفته، به این نتیجه رسیده است که حل بحران یمن، سیاسی است. اکنون تنها چیزی که راه را بر حل سیاسی بسته، عربستان سعودی است. سعودی‌ها در پی شرایط بهتر برای ورود به مذاکرات هستند. **خواسته غیرمنطقی عربستان در مورد قیام مردم بحرین** مظلومیت‌های قیام مردمی در بحرین این است که به طایفه‌گرایی متهم شده است. برخی انتظار داشتند که ملت بحرین پس از مدتی خسته شوند. مسئولان رژیم بحرین می‌گفتند: رهبران، سمبول‌های قیام، علما، جوانان و زنان را زندانی می‌کنیم؛ کارمندان را اخراج کرده و آنها را سلب تابعیت می‌کنیم؛ بر آنها فشار اجتماعی و امنیتی و روانی می‌آوریم و بورسیه تحصیلی دانشجویان را قطع می‌کنیم تا این که خسته و تسلیم شوند. امیر نایف سعودی در گفت‌وگو با یکی از مسئولان ایرانی گفته بود که بحران بحرین راه حل دارد و آن بازگشت مردم به خانه‌هایشان است! حتی در سوریه هم، نظام یا متحدان آن نمی‌گویند که راه حل، بازگشت مردم به خانه‌هایشان است، بلکه راه حل را گفت‌وگوی سوری- سوری و اصلاحات و تشکیل حکومت وحدت ملی با مشارکت معارضان غیرتکفیری می‌دانند. اما نظام بحرین و سعودی راه حل بحران بحرین را سکوت مردم می‌دانند. در این حالت، زندانیان در زندان می‌مانند، کسانی که تابعیت‌شان سلب شده هم بی‌تابعیت خواهند ماند. این راه، بسیار غیرمنطقی است و به جایی نمی‌رسد. من با اطمینان می‌گویم که ملت بحرین به راهش ادامه می‌دهد؛ زیرا از اراده بسیار قوی برخوردار است. علمای آنها و جوانان‌شان با عزم استوار به فعالیت ادامه می‌دهند و به فرمان رهبران‌شان از درون زندان عمل می‌کنند. **عربستان، عامل اصلی دخالت در امور لبنان** ایران از ابتدا تا کنون در هیچ کدام ازعرصه‌های لبنان دخالت نکرده است. ایران به‌هم‌پیمانان خود در لبنان اعتماد کامل دارد و در قضیه بحرانِ ریاست‌جمهوری و دیگر پرونده‌های جاری این کشور، هیچ دخالتی ندارد. ولی در خصوص عربستان سعودی موضوع فرق می‌کند و سعودی‌ها از ابتدا در بحران لبنان دخالت کرده و می‌کنند. پرونده ریاست‌جمهوری و دیگر پرونده‌های لبنان همگی با دخالت عربستان مواجه است. سعد حریری یکی از عوامل عربستان در لبنان است. دخالت آن کشور در بحران ریاست جمهوری، اهانت به لبنان و عزت، کرامت و سیادت آن است. **پاورقی‌ها:** [۱] گزیده مصاحبه سید حسن نصرالله با شبکه تلویزیونی المنار لبنان.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مصاحبه

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, مردم لبنان, مردم خاورمیانه
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)