کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به دوره اختناق رضاخانی آغاز می‌شود و هدف اصلی رضاخان را سرکوب علما و جلوگیری از مخالفت آنها با مقاصد مسموم خود می‌داند. در ادامه، به مقاومت علمایی چون مدرس و قیام‌های علمای اصفهان، تبریز و مشهد در برابر فسادهای رضاخان اشاره می‌کند که به دلیل سستی مردم بی‌نتیجه ماند. سپس، به سقوط علما و باز شدن میدان برای «بازیگران عصر طلایی» و سیاه‌روزی‌های ملت می‌پردازد. در بخش بعدی، با وجود پایان دیکتاتوری رضاخان، از ادامه بی‌تفاوتی ملت و فرصت‌طلبی ماجراجویان برای تجاوز به دین و دینداری انتقاد می‌کند. در پایان، با لحنی تند، به نقد غرب‌زدگی و ستایش بی‌خردانه از تمدن اروپا می‌پردازد و تمدن غرب را سرشار از خونخواری، آدم‌کشی و آشوب می‌داند که با عدالت و قانون اسلام در تضاد است. همچنین، به برتری تمدن اسلامی در طول قرون متمادی اشاره می‌کند و فهم ناقص غربی‌ها از این تمدن را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

متن کامل گزارش

در این بیست سال که به درست دوره اختناق ایران و دین به شمار می‌رفت همه دیدید و دیدیم که بالاتر هدف رضاخان علماء بودند و آنقدر که او با آنها بد بود با دیگران نبود، چون می‌دانست اگر گلوی اینها را با سختی فشار ندهد و زبان آنها را در هر گوشه با زور سرنیزه نبندد، تنها کسی که با مقاصد مسموم او طرفیت کند و با رویه‌هایی که می‌خواست برخلاف نفع مملکت و صلاح دین اتخاذ کند مخالفت نماید، آنها هستند. و زمامداران آن روز از نوکرهای خاص او بودند و با مقاصد او همراه بودند و یا ضعیف‌النفس و ترسو بودند و با یک هو از میدان در می‌رفتند. او با مرحوم مدرس روزگاری گذراند و تماس خصوصی داشت و فهمید که با هیچ چیز نمی‌توان او را قانع کرد، نه با تطمیع و نه با تهدید و نه با قوه منطق. از او حال علمای دیگر را سنجید و تکلیف خود را برای اجرا کردن نقشه‌های ارباب‌های خود فهمید. با همه فشارها و شکنجه‌ها و اهانت‌ها که به خصوص ملاها در آن روزهای اختناق ایران توجه پیدا کردند، به نوبه خود چند مرتبه برای دفاع فسادهایی که آنها خصوصی از منابع صحیح اطلاع داشتند قیام و نهضت کردند؛ از اصفهان[۱] و تبریز[۲] و مشهد[۳]، ولی سستی مردم که قوه اجراء مقاصد مدبرانه علما هستند، اقدامات آنها را عقیم کرد. ملاها از همان روزهای اول، تصدی رضاخان را برخلاف مصالح کشور تشخیص دادند و تا توانستند عمومی و وقتی نشد مخفیانه و خصوصی، فسادهای خانمانسوز او را به مردم گوشزد کردند، ولی تبلیغات آن دسته به توسط روزنامه‌های آن روز -که ننگ ایران بودند و امروز نیز بعضی از آنها بازیگر میدان‌اند -آنها را از نظر مردم ساقط کردند. کشف اسرار، ص ۹، ۱۰؛ ۲۷۲، ۲۷۳. بیچاره ملاها ساقط شدند و میدان برای «بازیگران عصر طلایی» باز شد و سیاه‌روزی‌هایی دیدید که صفحه تاریخ شما را تاریک و ننگین کرد و هنوز سال‌های طولانی دیگر جبران‌بردار نیست. این است پاداش آن ملت که افسارگسیختگی را سرافزاری می‌داند و تخلف از دین و مراسم دینی می‌کند. رضاخان رفت، دوره تاریک دیکتاتوری سپری شد. گمان می‌رفت که ملت درد خود را فهمیده و از بیست سال فشارها و دست‌درازی‌ها به جان و مال و ناموسشان عبرت می‌گیرند و بقیه معدودی از ورشکسته‌های عصر طلایی را خود آنها به سزای خود می‌رسانند و طرفداران ترک آیین و مراسم آن را پایمال می‌کنند، ولی باز خوابند و روزگار سیاه خود را فراموش کردند. ملت چون به حقوق حقه خود قیام نکرد، ماجراجوها فرصت به دست آوردند تا از ملاها تجاوز کردند و یکسره با دین و دینداری طرف شدند و محکمات قرآن را پایمال اغراض مسمومه کردند تا با دل گرم بتوانند صفحه مملکت را میدان اجراء نیات فاسده خود کنند و دوباره آن سیاه‌بختی‌ها و روزگارهای تلخ را عودت دهند. خنده‌آور که هیچ، ننگ‌آور است اگر کسی بگوید اروپاییان قانون‌های اسلام را عملی کردند و به اینجا رسیدند و اروپاییان به کجا رسیدند؟ آیا اروپای امروز را که مشتی بیخرد آرزوی آن را می‌برند باید جزء ملل متمدنه به شمار آورد؟ اروپایی که جز خونخوارگی و آدم‌کشی و کشورسوزی مرامی ندارد و جز زندگی ننگین سرتاسر آشوب و هوسرانی‌های خانمانسوز، منظوری در پیش او نیست، با قانون اسلام که کانون عدالت و دادگری است چه کار؟ اروپایی که میلیون‌ها همجنس خود را در زیر تانک‌ها و آتش توپخانه‌ها به دیدار نیستی فرستاده و می‌فرستد،[۲] باز او را از نوع بشر می‌دانید و برای او حسرت می‌برید؟ اف بر این آدمیزاده بیخرد. اروپا به کجا رسیده که از او ستایش می‌کنید؟ اروپایی که صدها هزار تن بمب در شهرهای همکیشان خود ریخته و ریشه حیات زن‌های مظلوم و کودکان خردسال را از بیخ و بن کنده، باز نام او را در طومار انسانی می‌آورید؟ کجا قانون اسلام در اروپا قدم گذاشته؟ آنچه در اروپا است سرتاسر بیدادگری‌ها و آدم‌دری‌ها است که اسلام از آن بیزار است. آنچه در اروپا است دیکتاتوری‌ها و خودسری‌ها است که قانون عدالت از آن برکنار است. کشورگشایی‌های هیتلری از قانون خرد بیرون است و بشر باید یک‌دل و یک‌جهت این مغزهای پر از آشوب و فتنه‌جو را با مشت آهنین خُرد کند تا جهان به آرامش خود برگردد. اگر تمدن اسلام در اروپا رفته بود این فتنه‌ها و آشوب‌های وحشیانه -که درندگان نیز از آن بیزارند -در آنجا پیدا نمی‌شد. اروپا به کجا رسیده تا ما قانون او را با قانون خرد تطبیق کنیم؟ زندگی امروز اروپا از بدترین زندگی‌ها است که با هیچ قانونی آن را نمی‌توان وفق داد، لکن شما بیچاره‌های ضعیف‌العقل، یکسره خود را در مقابل آنها باخته به طوری که قانون خرد را نیز فراموش کردید و آنچه اروپایی کند خوب، و میزان و تمدن را همان می‌دانید و این از بزرگترین خطاهای شما است. در چندین قرن، ممالک بزرگ اسلامی با عملی شدن نیمه قانون اسلامی، بهترین کشورها را تشکیل و بالاترین تمدن را به جهان نشان دادند. خوب است دست کم کتاب گوستاولوبون[۱] و کتاب تاریخ تمدن اسلام[۲] را ببینید با آن که در آن کتاب‌ها نیز از تمدن اسلام خبری نیست مگر به قدر فهم مصنف آنها که خیلی ناقص‌تر از آن است که تمدن اسلام را بفهمند. آنها و مانند آنها از تمدن اسلام طاق‌های نقاشی و ظروف چینی و بناهای مرتفع و پرده‌های قیمتی را فقط می‌فهمند، با آن که اینها و صدها مانند اینها در تمدن اسلام، جزء حساب نمی‌آید. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، مهاجرت حاج آقا نورالله اصفهانی و گروه کثیری از روحانیون اصفهان و سایر شهرها به قم در اعتراض به اقدامات قلدرمآبانه و ضد اسلامی رضاشاه در پاییز سال ۱۳۰۶ است. [۲] منظور، اعتراض گروهی از علمای آذربایجان به سیاست تغییر لباس و کلاه مردان ایران توسط رضاشاه است که به دستگیری و تبعید آنان در سال ۱۳۰۸ انجامید. [۳] منظور، اعتراض علمای مشهد به اجرای مقدمات کشف حجاب در تابستان ۱۳۱۴ است که به دستگیری و محاکمه آنان و کشتار مردم معترض و متحصن در مسجد گوهرشاد انجامید. [۴] احتمالا اشاره امام به یادداشت‌هایی است به همین نام پیرامون شرح حال پنجاه نفر از وزیران، نمایندگان مجلس، رؤسا، استانداران، فرمانداران، نظامیان عالیرتبه و کسانی که در دوره بیست ساله دیکتاتوری رضاشاه، زمامدار امور مهم کشور بوده‌اند، به قلم ابراهیم خواجه‌نوری، که اندکی پس از سقوط رضاشاه، نخست در روزنامه مهر ایران به چاپ می‌رسید و پس از آن به صورت ضمیمه نشریه خواندنیها (به مدیریت علی‌اصغر امیرانی) از آذر ماه ۱۳۲۰ توسط «انتشارات بنگاه زربخش» و سپس «بنگاه مطبوعاتی پروین» که به طور هفتگی انتشار می‌یافت و سرانجام جلد اول آن در سال ۱۳۲۲ (یک سال پیش از انتشار کشف اسرار امام خمینی) انتشار یافت. [۵] اشاره به جنگ جهانی اول و به ویژه جنگ جهانی دوم است که در زمان نگارش کتاب همچنان ادامه داشت. [۶] منظور، این کتاب است: تمدن اسلام و عرب، ترجمه محمدتقی فخر داعی گیلانی، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول، ۱۳۱۸. [۷] تا سال تألیف کتاب کشف اسرار، یک ترجمه فارسی از این کتاب با این مشخصات به چاپ رسیده بود: جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ترجمه عبدالحسین میرزا قاجار و اهتمام میرزا ابراهیم مسعودی قمی، طهران، مطبعه حبل‌المتین، ۱۳۲۹ ق، و یا ممکن است اصل کتاب عربی آن مورد نظر امام خمینی بوده است. با این مشخصات: جرجی زیدان، تاریخ التمدن الاسلامی، [قاهره]، مطبعه الهلال، ۱۹۰۲ و یا چاپ سوم آن در سال ۱۹۳۱. در سال ۱۳۳۳ شمسی علی جواهرکلام مجدداً آن را ترجمه کرد که انتشارات امیرکبیر منتشر نمود.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, غرب زدگان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)