کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ابراز نگرانی عمیق از فاجعه بوسنی و هرزه‌گووین آغاز می‌شود و آن را لکه ننگی بر پیشانی بشریت و بدتر از مسئله فلسطین می‌داند. در ادامه، به سابقه تاریخی حضور مسلمانان در منطقه بالکان و ریشه‌دار بودن آنها اشاره می‌کند و نسل‌کشی‌های گذشته را یادآور می‌شود. سپس، این فاجعه را نتیجه تفکر استکبار جهانی و صهیونیست‌ها برای جلوگیری از حاکمیت مسلمانان در دروازه شرقی اروپا می‌داند و آن را با جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین و حادثه دیریاسین مقایسه می‌کند. در بخش بعدی، به اشتباه غرب در تصور تکرار این جنایات و عواقب بلندمدت آن برای اروپا اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که کینه این ملت‌ها از بین نخواهد رفت. در پایان، به سکوت و تعلل کشورهای غربی و سازمان ملل در برابر این جنایات انتقاد می‌کند و آن را با واکنش سریع آنها در قضیه کویت مقایسه می‌کند. همچنین، از تعلل کشورهای اسلامی در تشکیل کنفرانس برای حل این بحران گلایه می‌کند و در نهایت، از قدرت‌های غربی و سازمان ملل می‌خواهد که جدی‌تر با این ظلم برخورد کنند و جلوی آن را بگیرند.

متن کامل گزارش

مسأله ما، در این روزها که بسیار مهم است، مسأله بوسنی و هرزه‌گووین است. حادثه عجیبی است و آدم هر مقدار به عمق فاجعه نزدیکتر می‌شود، بیشتر متأثر می‌شود و برای بشریت امروز، این فاجعه و حادثه و جریان طولانی آن، یک لکه ننگ ماندنی است و اگر علاجی نکنند بدتر از مسأله فلسطین خواهد شد. بالکان الان چند کشور است و شما از ترکیه به آن طرف بروید و از بخش اروپایی ترکیه عبور کنید، به آن منطقه، بالکان می‌گویند. بالکان مدت‌ها است که مسأله مهمی داشته است. این منطقه در قرون گذشته، جزو حکومت اسلامی بود و دولت عثمانی در آنجا حاکم بوده و مردم آنجا تحت قلمرو دولت اسلامی بودند و به همین دلیل تعداد مسلمانان آنجا خیلی زیادند و آن مقداری که حالا هست، بعد از چند تصفیه خونین است. دوبار در گذشته، به همین صورت مسلمانان قتل‌عام شدند ولی باز هم یک مقدار مانده‌اند. عمده مردم آلبانی، کوزوو و سنجاب تقریباً مسلمانند و اکثریت مردم بوسنی و هرزه‌گووین و مقدونیه مسلمان هستند و اینها مسلمانان ریشه‌داری هستند و این طوری نیست که مهاجرت کرده باشند. آنها اهل آنجا هستند و سابقه اسلامی دارند. مسأله مهمی که به نظر می‌رسد این است که کفر جهانی، استکبار - استبداد جهانی به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی -حالا پشت سرش صهیونیست‌ها و چیزهای دیگری که در جریان هستند، فکر می‌کنند در این دروازه شرقی اروپا و این مسیری که اروپا را به آسیا و خاورمیانه متصل می‌کند، مسلمان‌ها نباید حاکمیت داشته باشند. یک چنین مسأله‌ای را آدم احساس می‌کند، نگفتند و این حرف را نزدند و به عنوان یک تز، اکنون در غرب مطرح نیست؛ اما از عمل، ما چنین چیزی را می‌فهمیم که اینها فکر می‌کنند که این مسیر باید غیراسلامی باشد. خوب، این خیلی کار دشواری است. این که این همه آدم را از وطن‌شان جدا کنیم، این که این همه مردم را با زور و ظلم بیرون کنند، آواره کنند و به قتل برسانند و ناقص کنند، در این زمان دنیا نمی‌تواند این را عمل و اجرا کند. شما می‌بینید که در جمهوری‌های شوروی، مکان‌هایی هست که هفتاد سال پیش به خیال خودشان در زمان استالین محو شدند و نسل‌کشی را آن موقع انجام دادند، ولی حالا که کمی آزاد شده‌اند، هر گوشه‌ای سر و صدای‌شان بلند است؛ یا به عنوان زبان، یا دین و قومیت و منطقه جغرافیایی، حرف خودشان را می‌زنند و دنبال استقلال هستند. مردم بوسنی و هرزه‌گووین را می‌شود محو کرد؟ می‌شود جایگزین کرد؟ شاید آنها فکر می‌کنند که می‌شود، چون همین کار در اسراییل شده است. آنها که مطالعه کرده‌اند، می‌دانند که در اسرائیل، همین طوری شروع شد، اصلاً شیوه کار این است. در اسرائیل قضیه همین بود که در فلسطین که می‌خواستند مسلمانان را بیرون کنند و یهودیان اطراف دنیا را بیاورند، بدین شکل شروع کردند و حوادث بسیار تلخ و وحشتناکی درست می‌کردند تا یک عده‌ای فرار کنند. تازه این سیاستی برای تروریست‌های صهیونیستی بود. حادثه دیریاسین [۱] هنوز در تاریخ مانده، بچه عرب‌ها، بچه مسلمان‌های آن منطقه، وقتی که می‌گویید آنها می‌دانند. اصلاً سعی می‌کردند یک فاجعه مهمی درست کنند که مردم را بترسانند. بعضی از خبرنگاران، وقتی نقل می‌کنند، شاید بعضی‌ها خیال می‌کنند که آنها دلسوزی دارند که نقل می‌کنند. بعضی‌ها برای ترساندن نقل می‌کنند. یک حادثه مهم درست می‌کنند، فرض کنند قتل‌عام این طوری. خوب، بقیه مردمی که در روستا و اطراف هستند می‌ترسند، بازخودشان را جمع می‌کنند و می‌روند. عین این مسأله در اسرائیل اتفاق افتاد. یک دفعه شب می‌ریختند و مردم یک روستا، زن‌ها و مردها را از هم جدا می‌کردند و زن‌ها را می‌آوردند جلوی مردها لخت می‌کردند و در کامیون‌های روباز می‌گذاشتند و دختران را لخت و عریان در خیابان‌ها می‌گرداندند برای این که مردم بترسند و به خاطر این که ناموس‌شان را حفظ کنند می‌گفتند بهتر است برویم و برمی‌گشتند. حالا می‌بینیم بعد از چهل، پنجاه سال هنوز بازنگشته‌اند. غربی‌ها ظاهراً این گونه فکر می‌کنند که این حادثه قابل تکرار است و شبیه جنایات تروریست‌های صهیونی در فلسطین، در بوسنی انجام می‌شود. حالا شکل آن متناسب با زمان ماست، اردوگاه‌ها یک جور، بمباران‌ها یک جور، تجاوزات به عنف، بچه‌کشی‌ها، گرسنگی، محاصره و امثال اینها یک جور. اینها اشتباه می‌کنند، اگر دنبال این مسأله هستند. من خیال می‌کنم این کار، یکی از اشتباهات عمده غرب است که مرتکب می‌شود. با این ملت چه خواهند کرد؟ اینها چند میلیون آدم هستند، بعد هم نوبت کوزوو و سنجاب و مقدونیه خواهد بود. اینها میلیون‌ها آدم هستند، اروپایی هم هستند، اگر هم آواره‌اشان کنند، عمدتاً در کشورهای اروپایی پخش خواهند شد و کمتر به کشورهای آسیایی خواهند آمد و ما هم نباید دنبال این باشیم که اینها را به این طرف جذب کنیم. کینه از دل اینها خارج نخواهد شد. کسی که احساس کرده، با تمام وجودش لمس کرده که برادر و پدرش را به این شکل کشته‌اند و بچه‌اش را زجر داده‌اند، فراموش نخواهد کرد، از تاریخ هم محو نخواهد شد. نسل‌های آینده اینها هم فراموش نمی‌کنند. اینها اگر فردا در آلمان یا انگلیس و یا فرانسه هم باشند، مگر می‌گذارند آنها راحت زندگی کنند؟ میلیون‌ها آدمی که بدترین ظلم را با تمام وجودش دیده و امروز هم تاریخ ثبت می‌کند و روزنامه‌ها می‌نویسند، این آثار در خانواده اینها خواهد ماند. اینها دمار از روزگار کسانی که امروز آنجا نشسته‌اند و این جریان فجیع را تماشا می‌کنند، درخواهند آورد و اگر خودشان تنها بودند، امت اسلامی هم این مسأله را نخواهد بخشید. آنها شاید نزد خودشان فکر می‌کنند حالا دولت‌های ضعیف و بدبخت عرب تن به مذاکره با اسرائیل داده‌اند و خیال می‌کنند که مسأله ختم شد، همان‌ها هم اشتباه می‌کنند. اگر دولت‌های ضعیف عرب هم الان مسائل را ختم کنند، مردم مسلمان در آینده، امضای اینها را محترم نخواهند شمرد. این امضا یک ذره هم ارزش نخواهد داشت. مردم مگر می‌پذیرند که فلسطین تا آخر عمرش یهودی بماند؟ مگر در دوران جنگ‌های صلیبی نزدیک دو قرن، اینجا دست صلیبی‌ها نبود؟ ریختند و بیرون‌شان کردند. یک حادثه کافی است که در دنیا اتفاق بیافتد، آمریکا در داخل خودش گرفتار وضعیت داخلی شود (که همین حالا آثارش به چشم می‌خورد)، مردم اینجا حساب‌شان را می‌رسند. اگر اینها [۲] از مسأله فلسطین الگو می‌گیرند و خیال می‌کنند آنجا تمام شده، اشتباه می‌کنند. به فرض محال هم اگر یک روزی آن تمام شود - که نخواهد شد - اینجا غیر از فلسطین است، اینجا خود اروپاست. مردمی که آنجا هستند، اروپا را رها نخواهند کرد و یا شما باید ظاهر این آزادی را که در اروپا دارید، حفظ کنید. در همین آزادی‌های ظاهری، این مردم، شما را راحت نخواهند گذاشت؛ و اگر به استبداد برگردید، آن هم مسائل دیگری است. به هرحال چطور شما فکر می‌کنید، این که راحت نشسته‌اید و قطعنامه صادر می‌کنید و ابلاغیه می‌دهید و خبر می‌دهید که امروز اینقدر کشتند و قتل‌عام کردند؟ شما همان‌هایی هستید که وقتی کویت به خطر افتاد و نفت شما آنجا به خطر افتاد، مثل صاعقه بر سر صدام فرود آمدید و در ظرف چند روز، همه امکاناتتان را بسیج کردید و با پول همین عرب‌های ثروتمندی که حاضر نیستند این ثروت عظیم‌شان را خرج بوسنی کنند، ولی آنجا میلیارد میلیارد خرج کردید، لشکر کشیدید و چاه‌های نفت‌شان را حفظ کردید. خوب، این فراموش نشده و دنیا می‌فهمد که اگر می‌خواستید، می‌شد. چرا جلوی این ظلم‌ها را نمی‌گیرید؟ چرا این ظلم فجیع را در دنیا تحمل می‌کنید؟ چرا اجازه می‌دهید تاریخ بشریت اینقدر لکه‌دار شود؟ چرا سازمان ملل را که با کارهای گذشته، کمی در دنیا چهره پیدا کرده بود، دوباره این طور لکه‌دارش کردید؟ معلوم شد که او آن روز برای شما، فقط یک آلت‌دستی بود و خودش نبود که تصمیماتی بگیرد. شما همه چیز را دارید ضایع می‌کنید. اصلاً بشریت را مأیوس می‌کنید. معنای این حرف این است که هر جا شما غربی‌ها نخواستید، هر ظلمی می‌تواند انجام شود؛ هر ظلمی را شما خواستید انجام شود، آن می‌شود. خوب، اگر این طوری بود، مردم مرده بودند و خاک مرده بر سرشان ریخته شده بود. امروز دنیا این گونه نیست، آنها اشتباه می‌کنند و اشتباه دیگر، متعلق به مسلمان‌ها است. ما مدت‌ها گفته‌ایم کنفراس اسلامی زودتر تشکیل شود؛ چرا، که شهرهای بوسنی و هرزه‌گووین یکی پس از دیگری سقوط می‌کند. یک ماه، یک ماه و نیم وقت می‌گذارند که حالا یک کنفرانس اسلامی تشکیل شود، اما وقتی که می‌خواهند برای یک مسأله دورغین و ساختگی مثل جزیره ابوموسی تصمیم بگیرند، پشت سر هم جلسه اتحادیه عرب، جلسه شورای فلان تشکیل می‌دهند. قضیه نشان می‌دهد که اینها چگونه فکر می‌کنند. مسأله بوسنی واقعاً از آن مسائلی است که باید روی آن حساب کرد. ما با آنجا فاصله داریم و نمی‌توانیم کار اجرایی زیادی انجام دهیم. بوسنی در محاصره است و یکی از مشکلات عمده آن، همین محاصره است. کروات‌ها دور بوسنی را در محاصره دارند، آنجایی که کروات نیست باز صرب‌ها وجود دارند. بنده‌های خدا نه راه به دریا دارند و نه به هیچ جای دیگر. اگر کسی بخواهد کمک کند، آنهایی که دور اینها هستند نصف یا دو سوم کمک‌ها را می‌خورند تا یک سوم به آنها برسد؛ ولی با همه این مشکلاتی که برای اینها درست کرده‌اند، بالاخره آنها روحیه‌شان را حفظ کردند، نیرومند ایستاده‌اند و دارند جهاد می‌کنند و انصافاً فداکاری می‌کنند. مسلمان‌ها هم بالاخره اینها را تنها نخواهند گذاشت و اگر در یک قطعه‌ای از تاریخ، اینها مظلوم شدند، بالاخره انتقام‌شان را خداوند خواهد گرفت و ما تا آخر عمر همراه اینها ایستاده‌ایم و به قدرت‌های غربی و به سازمان ملل نصیحت می‌کنیم که اینجور از مقابل یک چنین حادثه مهمی که قرن‌ها می‌تواند برای منطقه و دنیا مشکل درست کند و واقعاً زندگی را تلخ کند و آرامش را سلب نماید، این گونه بی‌تفاوت نباشید. جدی باشید و دنبال قضیه بایستید و جلوی این ظلم فجیع را بگیرید. **پاورقی‌ها:** [۱] حادثه دیریاسین، یورش گروهی از صهیونیست‌های مسلح به روستای مسلمان‌نشین فلسطینی دیریاسین در صبحگاه ۹ آوریل ۱۹۴۸ (برابر با جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۲۷) و حدود یک ماه پیش از اعلام تشکیل اسرائیل است که طی آن حدود ۲۵۰ نفر از روستاییان به نحو فجیعی به قتل رسیدند و صدها نفر مجروح شدند و به زنان و دختران روستا نیز تعرض کردند. [۲] منظور صرب‌ها و کروات‌ها هستند.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, دولت های غربی, شورای امنیت سازمان ملل, دولت های عربی و اسلامی
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)