کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر لزوم عمل به قرآن و احکام شرع برای حفظ ممالک اسلامی آغاز می‌شود و بیان می‌کند که بقای کشورهای اسلامی تنها با حاکمیت قوانین الهی ممکن است. در ادامه، بر اهمیت تخلق به اخلاق اسلامی و پرهیز از عادات دشمنان تأکید شده و دوری از اختلافات داخلی و تعصبات مذهبی به عنوان راهی برای جلوگیری از سوءاستفاده اجانب مطرح می‌شود. سپس، به ضرورت تربیت مبلغان آگاه و مهذب برای ترویج اسلام در سراسر جهان اشاره شده و بر لزوم رفع مرعوبیت از بیگانگان و شجاعت در برابر دشمن تأکید می‌گردد. در بخش‌های بعدی، نویسنده به اهمیت تأسیس مدارس جدید، کاهش وابستگی به اجانب در صنایع و تولیدات، افزایش ثروت ملی از طریق صادرات و مالیات، تسهیل حمل و نقل و تجارت، استخراج معادن و توسعه کشاورزی می‌پردازد. در نهایت، بر لزوم اتحاد و همبستگی حکومت‌های اسلامی، ایجاد ارتش‌های قدرتمند، یکسان‌سازی قوانین سیاسی بر اساس کتاب و سنت، و ترویج زبان عربی به عنوان زبان رسمی مسلمانان تأکید شده و توصیه می‌شود که از دادن امتیاز به اجانب و استخدام مستشاران خارجی پرهیز شود تا مسلمانان به خودکفایی علمی و فنی دست یابند.

متن کامل گزارش

مسلمانان دنیا اگر عزت و سیادت را در دوره زندگانی دنیا بخواهند باید امور ذیل را کماینبغی[۱] معمول دارند. ما نظر به محبت هم‌کیشی، دریغ از نُصح[۲] به اخوان نمی‌نماییم تا آن که در پیشگاه خدا و رسول و وجدان مسئول نباشیم. اول چیزی که لازم است مسلمانان، اکسیر سعادت و سیادت خود بدانند و نردبان ترقی و تعالی بر سایر امم، همانا عمل به قرآن کریم و احکام شرع شریف و دین حنیف اسلامی دام مجده السّامی است که یگانه وسیله‌ای است فعال از برای ترقی و تعالی. مسلمانان اگر بخواهند ممالک اسلام را نگاه دارند باید با اسلامیت آن را نگاه دارند و الان هیچ مملکت هیچوقت بی‌مالک و بی‌زمامدار و بی‌صاحب نمی‌شود. اگر بنا شد آن که مملکت اسلام به دست زمامداران و ملتِ عاری از دیانت اسلامی باشد، مملکت اسلام ابقاء نشده و دیگر هرکس ببَرد فرق ندارد. پس باید اهتمام داشت که مملکت اسلام مال و مملکت مسلمانان باشد که در حقیقت قواعد و قوانین قرآن و سنت پیغمبر (ص) کماینبغی در آنجا مُجری و معمولَ‌به باشد و در تحت این الفاظ، مفاهیم و مصادیقی است که منوط و مربوط است ترجمه آنها به نظر علمای ملت[۳] اسلام که مسئول ابلاغ شرع شریف می‌باشند، مشروطِ به این که واقف به مصالح باشند. و دیگر آن که باید متخلّق به اخلاق اسلام باشند نه اخلاق و عادات دشمنان اسلام؛ زیرا که هر کسی از عادات کسی خوشش آید البته اقتباس می‌کند و چون طبیعت دزد است، به مرور ایام متدرجاً تمام حرکات و سکنات محبوب را هم مستحسن[۴] می‌پندارد، یک وقت ملتفت می‌شود که درست نصاری شده، به گمان آن که هنوز مسلمان است وَ یَحسَبُونَ أَنَهُم یُحسِنُونَ صُنعًا،[۱] آن وقت باز نتیجه عکس مطلوب واقع می‌شود؛ زیرا که ما خواستیم نصاری مالک و قاطن[۲] ممالک اسلام نشود - العیاذ بالله-خودِ قاطنین، نصاری شده‌اند. هرچه بترسی، برسی خواهد شد. از اینجاست که پیغمبر (ص) در آن آخر حیات در طی وصیت فرمود کفار و مشرکین را از جزیرةالعرب خارج کنید، زیرا که می‌خواست با مسلمانان خلطه و آمیزش نداشته باشند؛ برای دو فائده یکی آن که از اسرار داخلی مسلمانان مطلع نشوند و بر همان رعب باقی باشند؛ و دیگر آن که مسلمانان از اخلاق و عادات آنها اقتباس ننمایند. مسلمانان صدر اول، نصاری را به نظر حقارت و ذلت می‌دیدند و مرعوب آنها نبودند بلکه آنها را طعمه خود می‌دانستند. متخلق شدن مسلمانان به اخلاق اسلامی کما هو حقه خودش به تنهایی جهادی است اقتصادی که فوج فوج مردم را مجذوب این دین مبین می‌نماید. و دیگر آن که لازم است مسلمانان اختلافات داخلی را جداً ترک نمایند و عصبیت را قبول نکنند بلکه به توسط ادلّه عقلیه و نقلیّه، در مدارس به تدریج حق را از باطل تمییز دهند که اجانب از اختلاف آنها بهره‌مند نشوند و به مرور ایام درست رفع اختلاف کلمه شود و مردم به جاده مستقیم مشی و حرکت کنند که البته به مرور ایام تدریجاً کشف و معلوم خواهد شد اگر عصبیّت را ترک کنند، زیرا که طریق رشد و هدایت بحق، با عدم لجاج و تعصب خیلی واضح است. امید است که ان شاء الله به مرور ایام و سطوع[۳] علم و نورانیت، کشف حقایق شده، این اختلاف داخلی مسلمانان هم رفع شده، همه از یک سرچشمه إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللهُ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُم راکِعُونَ،[۴] آب حیات نوشیده و در ریاض[۵] مَن کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مَولاهُ تعیّش کنند[۷] و از خوان گوارای إِنّی تَارِکُ فِیکُمُ الثّقَلَین کِتَابَ اللهِ وَ عِترَتِی[۸] تغذّی نمایند و چشم دشمنان این دین که همیشه از اختلافات این قوم روشن می‌شد کور و نابینا گردد و ان شاء الله تعالی. و دیگر آن که باید مسلمانان در اقطار عالم دارای دُعات[۱] اسلامی باشند که موظف باشند از طرف مراکز اسلامی و فقط وظیفه و شغل آنها دعوت به این دین باشد لاغیر. ولیکن خیلی باید دقت داشت آن که دُعات، اشخاص با علم و عمل باشند. السنه[۲] و احکام اسلام و قوانین مذهبی و سیاسی اجانب را هم خوب بدانند. به علاوه اخلاقاً هم مهذب باشند نه آن که از اشخاصی باشند که درست احکام و قواعد اسلام را ندانند، یا آن که زبان اجانب را ندانند و اطلاع از فلسفه و احکام دینی و سیاسی آنها نداشته باشند، یا آن که اخلاق خودش هم فاسد باشد، یا آن که جوان و خام و دلچران باشد که از صفای زن‌های آنها یا انس به مجالس تیاتر یا تماشاخانه‌های عجیب آنجا از خود غفلت کند، آن وقت ضد مطلوب به عمل آید. و دیگر آن که مسلمان باید مرعوبیت را به کلی از اجانب از خود دور کند. فرمود: فَإِنّهُم یألَمُونَ کَمَا تَأَلَمُونَ.[۳] باید بداند دشمن او هم بشری است مثل خودش. شیر و پلنگ نیست و همانطور که یک حربه کافی است از برای هلاک خودش، نسبت به او هم همینطور است. و در مقام تقابل به دشمن هیچ وقت دل به زندگی نداشته باشد؛ به این معنی که اولاً، حاضر [به] جانبازی با شرف و حریت باشد نه بقاء با ذلت و اسارت؛ و همیشه سران لشکر را و مستشارها باید مردمان دلیر و شجاع و جسور و پُرهنر و فعال قرار دهند نه اشخاص جَبان[۴] تن‌پرور راحت‌دوست که محال است نام نیک بار آورد. از اینجاست که فرموده‌اند: «اَسَدٌ یَقود اَلفُ ثَعلَب خَیرٌ مِن اَلفُ اَسَدِ یَقَودُها ثَعلَبٌ.» یعنی: یک دانه شیری که پیشاهنگ[۵] هزار روباه باشد بهتر است از هزاران شیر که پیشاهنگ آنها یک دانه روباه باشد. کنایه به این که یک مرد دلیر سرکرده هزار نفر جَبان کنند بهتر کار می‌کند از هزار مرد دلیر را که سرکرده آنها یک مرد جبانی باشد. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: لاتُدخِلَنَّ فِی مَشورِتَکَ جَباناً فَیُضعِفَکَ عَن الاَمر وَ یُعَظِمُ عَلَیکَ ما لَیسَ بِعَظیم:[۶] با مردم کم‌دل و ترسناک مشورت منما، زیرا که تو را از کار باز می‌دارد و بزرگ می‌کند در نظر تو هر چیز کوچکی را. و دیگر آن که باید مسلمانان تأسیس مدارس طرز جدید نمایند در تمام ممالک ایالات و ولایات و دهات حتی در ایلات[۱] و عشایر تا آن که بعد از گذشتن چند سالی تمام اهالی شهری و بدوی، عالِم و از وظایف و تکالیف دینی و مدنی خود کاملاً واقف و مطلع و خبیر[۲] گردند. این معنی، خودش تنها امری است که مانند کالسکه بخاربان، سرعت ملت و دولت را رو به عزت سیر می‌دهد.[۳] و دیگر آن که لازم است مسلمانان احتیاجات خود را از اجانب تدریجاً کم کنند تا آن که به کلی سلب احتیاج خود را از اجانب بنمایند در مطلق صنایع و مأکول[۴] و ملبوس[۵] و غیرها. و دیگر آن که ممالک اسلام باید همیشه در مقام ازدیاد ثروت خزانه و تکثیر مالیات و ازدیاد صادرات و تقلیل واردات باشند تا آن که هم ثروت مملکت خارج نشود و هم ثروت از خارج به داخله بیاید و هم خزائه دولت پر گردد که اگر دولت غنی باشد خیلی سهل است تشکیل اردوهای بزرگ و اخذ حقوق و استرداد مغصوبات. به زر می‌توان لشکر آراستن وزو عده دشمنان کاستن[۶] و دیگر لازم است طَرُق[۷] حمل و نقل اثقال[۸] را تسهیل نمایند فیمابین ممالک اسلامی مجاورین و غیرمجاورین و کذا ایالات و ولایات دور و نزدیک که این معنی فتح ابواب خیلی منافع مهمه و استفادات عظیمه می‌نمایند. و دیگر آن که لازم است تأمین طُرُق و شوارع[۹] نمود، راه تجارت را توسعه داد، با عدالت در امر رعیت و کذا تکثیر صنایع و تشویق ارباب صنعت که این معنی خیلی اهمیت دارد در سرعت ترقی که فرمود: «لا دَوله الا بِالرجالِ، وَ لا رِجالٌ الا بِالمالِ، وَ لا مالٌ الا بِالتجارهِ، وَ لا تِجارةٌ الا بِالعِمارهِ، وَ لا عِمارةُ الا بالعدلِ». و دیگر لازم است استخراج معادن ممالک، زیرا ثروت‌های طبیعی است که از قوه به فعل می‌آید و اسباب غنای دولت و ملت می‌شود و کذا لازم است چشمه‌ها و کاریزها و رودخانه‌ها را نگذارند ضایع و مهمل[۱] بماند بلکه آب‌ها را در مملکت به ضِیاع و عقار[۲] در امر فلاحت بیندازند تا آن که هر چه بیشتر امر فلاحت توسعه یابد که این معنی هم یگانه امری است که اسباب غنا و آسایش ملت و دولت می‌شود. و دیگر لازم است مسلمانان دارای کشتی بحری به طرز جدید باشند و در هر عصری به طرز همان عصر ادوات[۳] حربیه و عساکر بحری داشته باشند، بالخصوص ایرانیان در دریای خزر و خلیج فارس، و عثمانیان در بحر اسود[۴] و مرمره و مدیترانه و بحر احمر[۵] باید کشتی‌ها داشته باشند و کذا حکومات متفرقه مثل مسلمانان مراکش و طرابلس[۶] و الجزیره و مغرب افریقا و زنگبار [و] مشرق افریقیّه و افغانستان از راه جنوب اتصال مملکت به بحر هند و دریای آزاد لازم دارند و هکذا حکومات هند اسلامیه هم کشتی‌ها لازم دارند که باید متدرجاَ در مقام تدارک برای خود باشند. و دیگر لازم است آن که حکومات اسلامیه عالم، اتفاق اسلامی در تحت جامعه توحید و اسلام داشته باشند؛ به علاوه کوشش کنند در اتصال ممالک اسلامی به یکدیگر یعنی حکومات غیراسلامی را نگذارند فاصله فیمابین ممالک اسلامیه شوند. مثلّا حکومت غربی افریقا متصل شود در سرحد به خاک مراکش که شمال غربی افریقاست و مراکشی‌ها متصل شوند در سرحدات به خاک طرابلس و طرابلسی‌ها متصل شوند به خاک مصر و مصری‌ها از طرف جنوب متصل شوند به ممالک سودان و از طرف مشرق متصل شوند به خاک شامات و کذلک عثمانی‌ها از طرف شمال شرقی متصل باشند به آسیای صغیر، و آناطولی نیز از طرف شمال و مشرق متصل باشند به مغرب قفقازیه و مغرب ایران، و ایران از طرف شمال متصل باشد به قفقاز و ترکستان و از طرف جنوب متصل باشند به افغانستان و کذا افغانستان از طرف شما متصل باشند به ترکستان خوارزم و از طرف جنوب متصل باشند به هندوستان و کذا هندوستان حکومات و ایالاتش تا بنگاله متصل به یکدیگر باشد و به همین ترتیب دائماً مراقبت داشته باشند که هر جا اتصال ندارد دفع و رفع مانع نموده متصل شوند. و هرجا متصل است بقاء و ادامه دهند. به علاوه خط‌آهن خودشان را هم فیمابین همین ممالک اسلامیه متصله امتداد دهند و حوائج خود را از مأکول و ملبوس و غیرها از ممالک یکدیگر بطلبند و نگذارند نُقود[۱] مسلمانان به کیسه غیرمسلمانان داخل شود. و در مدینه طیبه کنگره صلحی از طرف تمام حکومات متفقه اسلامیه تشکیل دهند که آن کنگره نمایندگان تمام حکومات اسلامی باشند و نگذارند فیمابین این حکومات را اجانب اخلال و القاء بَأسی[۲] کنند، بلکه این اتفاق ادامه داده شود. و لازم است عساکر اسلام را اقلاً سالی یک مرتبه متوجه طرفی از اطراف خارجه نمود تا آن که به واسطه ترک غزوات مرعوب و تن‌پرور و راحت‌طلب و بی‌هنر نشوند. به علاوه اجانب دائماً در مقام اِسترضای[۳] خاطر آنها باشند و توقع ضدیت با آنها نکنند و لازم است قوانین سیاسی ممالک اسلامیه که مأخوذ از کتاب و سنت است همه با هم متفق باشند که معمولَ‌به همه همان قوانین متفقه باشد. و لازم است لسان رسمی و خط بین تمام مسلمانان دنیا عربی باشد ولیکن در مدارس از لسان‌های مسلمانان دنیا هم تعلیم و تعلم کنند؛ مثلاً ایرانیان به علاوه بر عربی و فارسی و ترکی باید هندی هم بدانند لساناَ و کتباَ، و کذا ترک به علاوه بر عربی و ترکی، فارسی و هندی هم بداند؛ و عرب علاوه بر عربی و فارسی، هندی هم بداند؛ و هندی‌ها علاوه بر لسان هندی، عربی و فارسی و ترکی هم بدانند، و هکذا باقی السنه که این معنی خیلی دخیل در ائتلاف و موجب فوائد عظیمه است. و باید حکومات اسلامیه هیچوقت امتیازی را به هیچ عنوان به اجانب ندهند و مستشار از اجانب نطلبند. بلی، عندالضروره و موقتی برای استفادات[۴] علمی افرادی معدود در تحت استخدام باک ندارد که لدی‌الفراغ مرخص شود و خود مسلمانان تعلیم گرفته به ممالک یکدیگر مبادله شوند تا آن که در تمام علوم و فنون از اجانب مستغنی شوند. ان شاء الله تعالی. و امور دیگر نیز لازم است ملحوظ باشد که بعد از تأسیس و تمهید این اتفاق خودهاشان فهمیده و اصلاح خواهند نمود بعون الله تعالی. چنانچه مسلمانان دنیا این اتفاق را تهیه کنند به فاصله یک قرن تقریباَ سعادت و سیادت دنیا هم‌آغوش آنها خواهد شد، ولی در ابتدا موانع پیش می‌آید که باید جداً آن موانع را دفع و رفع نمایند. سپس همه آسوده شوند ان شاء الله تعالی. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال **پاورقی‌ها:** [۱] چنان که شایسته است. [۲] نصیحت [۳] دین [۴] پسندیده [۱] سوره کهف، آیه ۱۰۴: تصور می‌کنند کار درستی انجام می‌دهند. [۲] ساکن [۳] بالا رفتن، درخشیدن [۴] سوره مائده، آیه ۵۵: ولیّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند. [۵] جمع روضه: باغ‌ها [۶] هر کس را که من سرپرست اویم این علی نیز سرپرست اوست. (حدیث نبوی) [۷] تعیش کردن: خوش زیستن [۸] پیامبر اکرم(ص): من در میان شما دو چیز وزین (به امانت) می‌گذارم: کتاب خدا و عترت من اهل بیتم. [۱] جمع داعی: مبلغان [۲] جمع لسان: زبان‌ها [۳] سوره نساء، آیه ۱۰۴: بی‌گمان آنها نیز مانند شما درد می‌کشند. [۴] ترسو [۵] در اصل: پیش از آهنگ [۶] از نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر. اصل متن عبارت با آنچه که در اینجا آمده متفاوت است. [۱] در اصل: ایالات [۲] در اصل: خبر [۳] عبارت، در اصل چنین است. [۴] خوراکی [۵] پوشاک [۶] در اصل: به زر می‌توان لشکر آراستن / به لشکر بسی کینه‌ها خواستن [۷] جمع طریق: راه‌ها [۸] جمع ثقل: بارها [۹] جاده‌ها [۱] بیهوده. در اصل: معمل [۲] ضیاء و عقار: زمین‌های زراعتی [۳] در اصل: با ادوات [۴] بحر اسود: دریای سیاه [۵] بحر احمر: دریای سرخ [۶] لیبی، [۱] نقدینگی [۲] بأس: زیان، صدمه [۳] کسب رضایت [۴] در اصل: استعادات

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1336
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: رساله

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)