کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با سلام و درود به دبیرکل سازمان ملل متحد آغاز می‌شود و بحران اشغال کویت را نتیجه طبیعی بحران حکومت خودکامه صدام حسین در عراق می‌داند. در ادامه، نگارنده به تشریح ده حقیقت درباره رژیم عراق می‌پردازد: عدم دموکراتیک بودن حکومت و روی کار آمدن آن از طریق کودتا، خونریزی‌های گسترده و اعدام‌های بی‌رویه، ناممکن بودن هرگونه مخالفت با رژیم و وضعیت مخالفان (شهدا، زندانیان، آوارگان و مهاجران)، شناخت عمیق مردم عراق از جنایات صدام، حمایت قبلی بسیاری از دولت‌ها از رژیم صدام و سرپوش گذاشتن بر جنایات او، عدم حمایت سازمان‌های حقوق بشری از قربانیان صدام، محکومیت اشغال کویت توسط اپوزیسیون عراق و جدا دانستن حساب ملت از رژیم، وضعیت ارتش عراق که همچون ملت تحت فشار است و لزوم مجازات صدام و اطرافیانش به جای مردم، و در نهایت، لزوم به رسمیت شناختن اپوزیسیون عراق به عنوان نماینده واقعی ملت. نامه با درخواست از رسمیت انداختن رژیم موجود عراق و به رسمیت شناختن اپوزیسیون یا حداقل مشارکت دادن آنها در تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی مربوط به عراق پایان می‌یابد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول‌الله و علی الانبیاء جمیعاً و رحمة الله و برکاته. دبیرکل محترم سازمان ملل متحد جناب آقای خاویر پرز دکوئیار! پس از سلام و درود، بحرانی که در اثر اشغال کویت توسط نیروهای عراق به وقوع پیوست نتیجه طبیعی بحران دیگری است که مردم عراق از بیست سال پیش با آن سر و کار دارند. این بحران، بحران حکومت است؛ زیرا صدام حسین حکومتی خودکامه بنیان نهاده که می‌توان آن را بدتر و ناگوارتر از تمام حکومت‌های خودکامه در طول تاریخ دانست. بحران کویت، میوه‌ای از میوه‌های استبداد منفور در دیار رافدین است. با صرف نظر از انگیزه‌ها و عوامل یا منافع و زیان‌هایی که اشغال کویت برای مردم امروز و فردای عراق به بار خواهد آورد، باید بگویم که بحران واقعی آن است که ملت در آن به سر می‌برند و از سال‌ها پیش از جنگ عراق با ایران و در این ایام با اشغال کویت در آتش آن می‌سوزند. برخی حقایق وجود دارد که ناچارم در این یادداشت، آنها را برای شما بیان کنم تا در کار خود که به رفع بحران کویت اشتغال دارید، با آگاهی و اطلاع بیشتری وارد عمل شوید. اول: حکومت عراق در جوّی دموکراتیک تبلور نیافته است، بلکه کودتای نظامی موجب روی کار آمدن احمد حسن‌البکر و جانشین او در آن زمان، یعنی صدام حسین شد. از هفدهم تَموز[۱] سال ۱۹۶۸م تاکنون هیچ‌گونه انتخابات آزاد و به دور از تقلب در عراق صورت نگرفته تا مردم، خود رژیم سیاسی و حکومت ملی خویش را برگزینند. رژیم حکومتی عراق، رژیمی است همچون هرم، اما به شکل واژگون آن. طریقه اداره امور در این کشور آن چنان است که رأس هرم هرچه می‌خواهد امر می‌کند و مردم باید بی‌درنگ اوامر او را اطاعت کنند. رأس هرم معمولاً بدون آن که از مردم نظرخواهی کند یا منافع آنان را در نظر بگیرد، تصمیم‌گیری می‌کند و مردم را به جنگ و یا اشغال کشورهای دیگر فرامی‌خواند. دوم: ریختن خون‌های حرام یکی از آشکارترین ویژگی‌های رژیم فعلی عراق است. مجموعه کسانی که در سایه رژیم صدام حسین و جنگ ظالمانه او علیه ایران کشته شده‌اند به بیش از نیم میلیون نفر می‌رسد. البته این رقم شامل علما و اندیشمندانی که به دار آویخته شده‌اند و یا رفقای صدام در شورای رهبری انقلاب که به دست شخص وی به قتل رسیده‌اند، نمی‌شود. عراقی‌ها به شنیدن اطلاعیه‌هایی که هرازگاه از سوی رژیم منتشر می‌شود و با جملاتی نظیر «هرکس به تصمیمات صادره بی‌اعتنا باشد به اعدام محکوم می‌شود» و یا «هرکس با این تصمیمات مخالفت کند خود را در معرض مجازات اعدام قرار داده است» تمام شده، عادت کرده‌اند. مجازات‌های سیاسی تماماً به اعدام منتهی می‌شود اگر با اعدام آغاز نشود! سوم: در چنین شرایطی، طبیعی است که هرگونه مخالفتی با رژیم ناممکن باشد، زیرا هرکس جرأت کند با یکی از تصمیمات رژیم مخالفت نشان دهد خود را در معرض خطر بزرگی قرار داده که اقل آن زندان با شکنجه طاقت‌فرساست. بنا به تعبیر خود صدام وی «مخالفان را به جهان آخرت روانه کرد و هر کس که نماینده مخالفان بود به خارج از عراق فرستاد»!! از اینروست که می‌بینیم مخالفان رژیم عراق، به ترتیب زیر توزیع شده‌اند: الف. شهدا که تعداد آنان بیش از ۱۴ هزار نفر می‌باشد. این عده کسانی هستند که یا اعدام و یا ناگهان ناپدید شده‌اند. ب. زندانیان، ارزیابی‌ها نشان می‌دهند که بیش از صد هزار زندانی در زندان‌های عراق به سر می‌برند. ج. آوارگان که شمار آنها بیش از نهصد هزار نفر می‌باشد. د. مهاجران که تعداد آنها به بیش از ده هزار تن می‌رسد. از اینرو مخالفان عراقی از سازمان‌های متعددی تشکیل یافته‌اند که در خارج از عراق و در پنج قاره جهان به سر می‌برند تا آنجا که شما کمتر می‌توانید شهری را بیابید که در آن مخالفی عراقی که از ظلم و تجاوز صدام به تنگ آمده، زندگی نکند. چهارم: از آنجا که جنایات صدام، در اول و آخر، مدت‌های مدید است که مردم عراق را در خود فرا گرفته و در درجه نخست، این ملت عراق بودند که قربانیان بسیاری در برابر این حکومت ستمگر تقدیم کردند، بنابراین آنان بیش از دیگران صدام حسین را می‌شناسند. آزادگان عراق در روزی که جهان چیز زیادی از صدام نمی‌دانست با وی سرستیز داشتند و نیز روزی که بسیاری در صف او قرار گرفتند باز آنها با صدام ضدیت و مخالفت خود را نشان دادند و اکنون هم که همه از جنایات صدام مطلع شده‌اند، باز هم مخالف اویند و حتی اگر مخالفان و کسانی که با وی به جنگ آمده‌اند، با دو دست دوستی دهند، باز هم این ملت به مخالفت خود علیه صدام ادامه خواهد داد. پنجم: بسیاری از دولت‌های عضو در سازمان ملل متحد و شورای امنیت قبلاً و طی دو دهه گذشته در کنار رژیم صدام حسین بودند و از یک سو او را پشتیبانی می‌کردند و از سوی دیگر بر جنایات او سر پوش می‌گذاشتند؛ حال آن که مدارک و اسناد و تصویرها و شواهدی دال بر محکومیت نظام بعثی، آن هم نه تنها از جانب مخالفان که از سوی دستگاه‌های مستقل خبری و سفارتخانه‌های کشورها نیز ارائه می‌شد. چه بسیار کشتارهایی که صدام حسین در حق شیعه و کُردها و ایرانی‌ها مرتکب شد اما دولت‌ها جز سرپوش نهادن بر آنها کار دیگری انجام ندادند! بلکه بسیاری از سران این کشورها صدام حسین را با صفاتی همچون دوراندیشی و قاطعیت و حتی میهن‌پرستی ستودند و در مقابل به اپوزیسیون عراق که قربانی سرکوب منظم و نامنظم صدام حسین بودند، لقب تروریست دادند و دستور تعقیب و دستگیری آنان را در اینجا و آنجا صادر کردند!! ششم: ارگان‌های انسانی و هیئت‌های حقوق بشر، با تمام مؤسسات و هیئت‌های عضو در سازمان ملل متحد، طی دو دهه گذشته هیچ خدمتی برای قربانیان صدام حسین انجام ندادند و معارضان حکومتی صدام از هرگونه ملاحظه انسانی از سوی این سازمان‌ها محرومند تا آنجا که امید واقعی در نفوس آزادگان، چه در داخل و چه در خارج از عراق، به یأس و ناامیدی تبدیل شد. هفتم: ما به نام اپوزیسیون، اشغال کشور کویت را محکوم می‌کنیم و در همین جا یادآور می‌شویم که حساب ملت عراق از حساب رژیم حاکم بر آن جداست. ملت عراق دست‌بسته است و هیچ دخالتی در تصمیم‌گیری حکام خود ندارد؛ از اینرو مجازات ملت عراق به سبب عملکرد حکام منفورش، روا نیست. صدام حسین و خانواده و باندش آخرین کسانی هستند که از گرسنگی و برهنگی و کمبود دارو و شیرخشک در عراق رنج می‌برند. هشتم: ارتش عراق همچون ملت عراق محکوم به دستگاه‌های جاسوسی است و در حصار وحشت از اعدام به سر می‌برد. این ارتش نیز دست‌بسته است و از خود اختیاری ندارد. بنابراین کوبیدن و نابود کردن این ارتش به مصلحت عراق و دیگر ملل منطقه نیست. صدام حسین و اطرافیان او بی‌تردید جنایتکاران جنگ و مرتکبان تباهی‌ها و قاتلان بی‌گناهان و سارقان غذاهای فقیران می‌باشند و تنها آنان سزاوار شدیدترین و بدترین مجازات‌ها هستند و کشورهای جهان و مردم منطقه باید برای نابودی این عده با یکدیگر همکاری کنند و به کمتر از این راضی نشوند. اما مجازات مردم به جای مجازات حکام، در حقیقت پاسخ به تجاوز به غیرمتجاوز و در نتیجه چشم‌پوشی از تجاوز متجاوز است؛ چرا، که مجازات عملاً صورت پذیرفته و دوباره تکرار نمی‌شود. ولی چگونگی مجازات شخص صدام حسین باید با مشورت و همکاری با اپوزیسیون و دیگر طرف‌های درگیر صورت پذیرد تا به شیوه مطلوبی که منجر به عفو متجاوز نشود و کس دیگری را جز او دربرنگیرد، این مهم به انجام رسد. بی‌شک این کاری شدنی و ممکن است. نهم: با این وصف، تنها اپوزیسیون عراق نمایانگر ضمیر ملت عراق و طرف عمده در بحران جاری است و بی‌توجهی به نظریات و عدم همکاری با آن پس از ظلم صدام حسین، ستم دیگری است در حق عراق. همچنین هرگونه تجاهل نسبت به نقش اپوزیسیون این حق را به صدام می‌دهد که به نام عراق صحبت کند و عراقیان را از این معرکه به آن معرکه سوق دهد. دهم: ما خواستار از رسمیت انداختن رژیم موجود عراق در جهان و به جای آن به رسمیت شناختن اپوزیسیون به عنوان نمایندگان واقعی عراق و ملت آن هستیم و دست کم خواستار آن هستیم که به اپوزیسیون اجازه دهند در هیأت‌های بین‌المللی مشارکت جویند و در تصمیم‌هایی که در ارتباط با عراق اتخاذ می‌شود، شرکت و همکاری کنند. در پایان احترامات فائقه مرا بپذیرید. محمدتقی مدرسی ۳۱/۸/۱۹۹۰ م **پاورقی‌ها:** [۱] از ماه‌های رومی، برابر با ماه تیر. ۱۷ تموز ۱۹۶۸ برابر با ۱۷ تیر ۱۳۴۷.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: خاویر پرز دکوئیار (دبیرکل سازمان ملل متحد)
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)