کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این نامه با ابراز تأسف از بازداشت آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و قتل مسلمانان بیگناه آغاز میشود. در ادامه، به اعتراضات روحانیت در برابر تصمیمات خلاف شرع هیئت حاکمه و بیاعتنایی حکومت به تذکرات مراجع دینی اشاره میکند. نویسنده، تحقیر مقامات روحانی و مظاهر دین اسلام، حادثه فیضیه و اعزام طلاب به سربازخانهها را از جمله اقدامات حکومت برمیشمارد. نامه به سوءظن مردم نسبت به هیئت حاکمه و توطئه برای اضمحلال اسلام و استقلال کشور میپردازد و تبلیغات حکومت علیه ملت را محکوم میکند. در پایان، بر لزوم حفظ استقلال و حمایت از دین تأکید شده و دخالت روحانیت در سیاست به عنوان بخشی از سیاست اسلامی ضروری دانسته میشود.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
تهران حضرت آیتالله آقای حاج میرزا عبدالله تهرانی
مرقوم شریف مبنی بر تسلیت و تأسف از فجایع اخیره مخصوصاً مصیبت جبرانناپذیر بازداشت حضرت آیتالله خمینی و سایر آیات و علماء و وعاظ محترم دامت برکاتهم و قتل مسلمانان بیگناه واصل و موجب مزید امتنان گردید.
إِنّا للهِ وَ إِنَّا إِلیهِ راجِعُونَ. این پیشامدهای ناگوار، عموم را عزادار و از هر مسلمانی سلب راحتی و همه را نسبت به آینده اسلام و مذهب تشیع شدیداً نگران ساخته است. در این چند ماهه گذشته، روحانیت برحسب تکالیف شرعیه و مسئولیتی که در مقابل خداوند متعال به عهده دارد در مورد تصمیمات خلاف شرع، نصایح و اعتراضاتی کرد. هیئت حاکمه با این که شرعاً و قانوناً مکلف است به تذکرات علماء و مراجع توجه کند، و نظر آنان را در مورد الغاء مقررات خلاف شرع تأمین نماید، از ابتداء به مخالفت و بیاعتنایی به فتاوای مراجع دینی شروع نمود. حقیر مکرر عواقب سوء این رویه را تذکر دادهام متأسفانه مؤثر نشد و به تحقیر مقامات روحانی و مظاهر دین اسلام پرداختند و حوادث بعد و توهیناتی که ضمن نطقها و مصاحبهها و به وسیله مطبوعات و رادیو از روحانیت کردند، نگرانیها را تشدید کرد و مردم را به منویات هیئت حاکمه نسبت به اساس اسلام و مذهب تشیع و روحانیت بدبین ساخت. سپس حادثه فجیعه مدرسه فیضیه که در مجلسی که از جانب حقیر به منظور عزاداری تشکیل شد پیشامد کرد و خود به چشم دیدم که مأمورین جنایتکار بیجهت به طلاب و علماء و مسلمانان بیدفاع که از نقاط مختلفه آمده بودند حمله برده و آن اعمال وحشیانه را مرتکب شدند و بر اضطراب ملت شیعه در داخل و خارج افزودند و حقیقتا افکار را به وجود یک توطئه خطرناک برای اضمحلال اسلام و استقلال و موجودیت کشور و حکومت شیعه مشغول کرد [۱]
و هیئت حاکمه به هیچوجه در مقام جبران و جواب نصایح علماء برنیامد و آن را متهم به مخالفت با ترقی مملکت نمود. کسانی را که هادیان مترقیترین مکتبهای تربیتی و سیاسی و اجتماعی یعنی مکتب اسلام هستند، کهنهپرست خواندند و به جای این که از ملت نسبت به حادثه فجیع فیضیه عذر بخواهند به اسم نظام وظیفه، برخلاف مقررات، طلاب را تعقیب و جمعی را به سربازخانهها اعزام داشتند.
اگر کسی تاریخ این ایام را بخواند و نطقها و حرفهایی را که زده شده است مطالعه کند و اعمال و عکسالعمل هیئت حاکمه را در مقابل خواستهها و ندای اعتراض عمومی ببیند میفهمد که مسلمانان حق دارند نسبت به هیئت حاکمه سوءظن پیدا کنند و مأیوس شوند و احساسات دینی و ملی هرکس تحریک شده بیجهت نبوده. اینها را با تقویتهایی که از اقلیتهای جاسوسی میشود و دخالتهایی که به آنها در مقامات بزرگ و سیاست و اقتصاد و تجارت دادهاند ضمیمه کنید، ملاحظه خواهید فرمود ناراحتی عموم بیجا نیست و هیئت حاکمه دانسته، موجب این اضطراب شدید شده است، لکن مردم از دهقان و کارگر و کاسب و لشکری و کشوری، به دین و ناموس خود علاقه دارند و با این تبلیغات پوچ، با دین اسلام و با پیغمبر و ائمه هدی ارتباطشان قطع نمیشود. به نظر حقیر تمام حوادث اسفناکی که واقع شده قابل اجتناب بوده و محصول حکومت، غیر از تزلزل ارکان استقلال مملکت و خیانت به جامعه چیز دیگر نبوده است.
رادیو و جراید و تبلیغات برای آن که مخالفت مردم را بیاثر و تصمیات خلاف را بر آنها تحمیل کنند، نسبتهای ناروایی را به ملت دادهاند و نفهمیدند که بارزترین مظهر ارتجاع، حکومت در سایه سرنیزه و سلب آزادی مردم است. متأسفانه هیئت حاکمه برخلاف واقع به دنیا اعلام کرد ایرانی وحشی است و با برق و تلفن و مظاهر علم و تمدن مخالف است، اما حقایق را کتمان کرد تا دنیا نفهمد که در ایران چه میگذرد. غرض این است حکومت، ملت را تحریک و وادار به عصیان میسازد و قدرت خود را به رخ ملت میکشد و خود را مافوق ملت فرض میکند و نمیداند که در دنیای امروز در مملکت اسلامی و کشوری که هزاران فرد تحصیلکرده و عالِم دارد عقاید پوسیده چند هزار ساله پذیرفته نمیشود و این روش در هر جای دنیا ایجاد ناراحتی میکند. مردم هرچه متمدنتر باشند عکسالعملشان در برابر این وضع شدیدتر است.
در این مدت اگر چند روزی مختصر هیجان عمومی تخفیف مییافت، اقدام تازه یا حرف تازه میزدند تا هیجان رفع نشود تا بالاخره به حریم مقدس روحانیت عملاً تجاوز کردند و حضرات
آیاتالله آقای خمینی و آقای قمی و آقای محلاتی و سایر علماء و وعاظ را دستگیر و آن حوادث اسفناک و قتل مسلمانان بیگناه را که از فرط علاقه به دین تحریک و تهییج شده بودند به وجود آوردند و تظاهرات عمیق و بیشائبه مردم نشان داد که کاسه صبر و تحملشان لبریز شده است.
در این فاجعه، ملت ایران در دریای مصیبت غرق شد و اگرچه عمال دستگاهها خواستند با اعمال وحشیانه خود تظاهرات واقعی ملت را لکهدار نمایند و مسلمانان را به خرابکاری و اخلالگری متهم نمایند، اما ملت ایران هشیار و از حقایق امور و صحنههایی که به دست دشمنان مملکت ایجاد میشود آگاه است و به این تبلیغات توجه نمیکند و به هرحال اعمال خلاف شرع و غیرانسانی به حساب ملت مسلمان گذاشته نمیشود.
اکنون هم مصادر امور رویه خود را تعقیب دارند و با تبلیغات میخواهند مردان خدا را به اتهامات آلوده سازند. این رجالی که در بازداشتاند کسانی نیستند که از تهمت ارتباط با اجنبی و هر افتراء دیگر دامان قدس و تقوایشان آلوده گردد. مردم، اجنبیپرستها را میشناسند، آنها که شب و روز با اجانب در تماس هستند و از پشتیبانی بیگانه برخوردارند علما نیستند. علما در هر مقام و منصبی که هستند به کمک اجنبی حاجت ندارند، اجانب آنها را روی کار نمیآورند، به آنها قرض و کمک نمیدهند، معادن و ثروت مملکت را از آنها نمیخواهند، روحانیت تحت نظر مستشاران بیگانه اداره نمیشود تا با آنها مربوط باشند، آنها که نوکر اجانب هستند کسان دیگر هستند و ملت آنها را خوب میشناسد. خیلی جای تأسف است از این همه اعلامیههای منطقی که از ناحیه مقامات روحانی صادر شد یکی در روزنامهها نوشته نشد.
در خاتمه اعلام میکنم ما برای حفظ استقلال مملکت شیعه و حمایت از دین همهگونه مصیبت را استقبال میکنیم و به آنها که میگویند روحانیت نباید در سیاست دخالت کند. اعلام میکنم که دین ما دین اسلام و سیاست ما سیاست اسلامی است و مسلمان از سیاست و نظارت در امور کشور اسلامی نمیتواند برکنار بماند تا چه رسد به فقها و مجتهدین که دارای مقام زعامت شرعیه و نیابت عامه هستند.
مزید برکات وجود شریف و حفظ دماء مسلمین و نصرت اسلام را از خداوند متعال مسئلت دارم. به تاریخ ۱۸ شهر محرم الحرام ۱۳۸۳. محمدرضا الموسوی الگلپایگانی
**پاورقیها:**
[۱] اسناد انقلاب اسلامی، ج ۱، ص ۱۱۵، ۱۱۸؛ نهضت روحانیون ایران، ج ۳ و ۴، ص ۴۱۰ - ۴۱۳.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: حاج میرزا عبدالله تهرانی, عموم مسلمانان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
