کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به وضعیت جهان در قرن ششم میلادی و ظهور اسلام آغاز میشود و اصول اساسی اسلام شامل توحید، عدل، برابری و اخوت را تشریح میکند. سپس به گسترش اسلام و عوامل رکود آن در برخی اعصار، از جمله اختلافات داخلی مسلمانان و تقلید کورکورانه از غرب، میپردازد. در ادامه، به نگاه استعماری اروپا به جهان اسلام و تلاشهای سیاستمداران غربی برای تضعیف اسلام و تجزیه کشورهای اسلامی اشاره میکند. در پایان، بر لزوم اتحاد مسلمانان و تحریم کالاهای غربی برای مقابله با استعمار تأکید میکند و این دو راهکار را برای حفظ کیان و موجودیت جامعه اسلامی ضروری میداند.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس به صفحات تاریخ نظر کند، درمییابد که در قرن ششم میلادی، ابرهای وحشت و اضطراب فضای جهان را تاریک ساخته و اعتماد جهانیان به وسایل شر، بیشتر از اعتمادشان به وسایل خیر بود؛ چنانچه نور ضعیفی که از تعالیم انبیا و رجال علم و اصلاح بر بشریت میتابید نبود، توحش و بربریت به سیر خود سرعت بخشیده و سیل بنیانکن آن، جهان را زیر و رو میکرد.
در آن روزگار تیره و سیاه که جامعه بشری نیازمند اصلاحات اساسی بود، خورشید جهانتاب اسلام از افق مکه سر برآورد و محمد(ص) پیامبر اسلام در حالی که قرآن را به دست داشت، جهان را به سوی اصلاح فراخواند:
فی یدیه قبس التّوحید یدعو
لسناه الشرق و الغرب معا
(اسلام، ظاهر شد و شرق و غرب جهان را به نور علم و عرفان و توحید روشن ساخت.)
این دین استوار، به منظور اصلاح جهان و نیل انسان به سعادت جاوید، بر چند اصل عالی و رکن اساسی تکیه داشت:
۱. توحید: به این معنا که، ساحت مقدس خداوندی از عقاید خرافی و شرک و بتپرستی منزه است: شَهِدَ اللهُ انَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ المَلَائِکَةَ وَ أولَو العِلمِ قَائِمًا بِالقِسطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ العَزیزُ الحَکِیمُ. توحید، یگانه عقیدهای است، که عقل بشر، بر حسب فطرت، آن را میپذیرد.
۲. عدل: که نظام اجتماع و تمدن بشری بر پایه آن استوار میگردد: اِنَّ اللهَ یأمُرُ بِالعَدلِ وَ الإِحسَانِ وَ إِیتَاءِ ذِی القُربَی وَ یَنهَی عَن الفَحشَاءِ وَ المُنکَر [۲].
۳. برابری و مساوات: یا أیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقنَاکُم مِن ذَکَر وَ أنثَی وَ جَعَلنَاکُم شَعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللهِ أتقَیکُم [۳]. اسلام، با این قانون، تعصبات نژادی قرن حاضر، قرن علم و تمدن را که بسی مایه قتلها در اروپا شده و میشود، نابود ساخته است. بر اساس آموزههای این دین، هیچ کس شرافتی بر دیگران ندارد، جز به تقوی و عمل صالح: «لا فَضلَ لِعربیّ عَلَی عَجَمِیّ وَ لا لِاَبیَضَ عَلَی الاسوَدِ اِلَّا بِالتَقوَی اَو عَمَل صالح». یعنی عرب بر عجم و نژاد سفید بر نژاد سیاه جز، به تقوی و عمل شایسته برتری ندارد. این رهنمود قرآن است که گرامیترین انسانها در پیشگاه الهی را پرهیزکارترین آنها میشمارد.
۴. اخوت و برادری: إِنّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ [۴]: بر اساس این آیه شریفه، مسلمانان در شرق و غرب جهان بدون ملاحظه تفاوتهای نژادی و زبانی، با یکدیگر برادر دینی هستند و این اخوت دینی و ایمانی، اساس رابطه متین و پیوند استواری است که میان مسلمانان وجود داشته و آنان را در حکم اعضا و اجزای یک پیکر واحد قرار میدهد: «مَثَلَ المُؤمِنینَ فِی تَوادّهِم وَ تَراحُمِهم وَ تَواصُلِهم کَمَثل الجَسدِ اِذَا اشتَکَی مِنهُ عُضواَ تَداعَی لَه سائِرُ الأعضاءِ بِالحَمی وَ السَّهَر» [۵]. یعنی مسلمانان همچون اعضای یک جسدند که درد و رنج هر یک از اعضای آن، دیگر اعضا را به رنج و تعب میافکند.
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
بنیانگذار شریعت اسلامی، با یک دست ریشههای بتپرستی و باورهای خرافی را برکند و با دیگر دست، بنای باشکوه مدنیّت و اخلاق فاضله را محکم و استوار ساخت. کوتاه مدتی از ظهور اسلام نگذشت مگر آن که انوار درخشان آن در جهان پرتو افکن گشته و قلمرو ممالک اسلامی گسترش یافت؛ چندان که قلمرو حکومت اسکندر مقدونی نیز، با همه وسعت و عظمت مرزهای آن، چنین گسترهای نداشت. حدود قلمرو اسلام، از یک سو تا رودخانه جیحون در آسیای میانه و رودخانه سند در شبه قاره هند و از دیگر سو تا کشور اسپانیا در اروپا امتداد یافت.
دین اسلام، آیینی مبتنی بر توحید و یکتاپرستی، و اخلاقی موافق با عقول فلاسفه بزرگ جهان ایجاد کرد و اتحادی بزرگ از مسلمانان تشکیل داد؛ به گونهای که در پرتو یگانگی و اشتراک عقیده دینی، همه آنها حکم اعضای گوناگون یک پیکر را یافتند. همچنین حکومتی را بنیان نهاد که نظام آن از اصول و قوانینی که روح حکومتهای متمدن و قانونمند را تشکیل میدهد؛ مدد میگیرد. پرچم اسلام، در سرزمینی وسیع از دامنه کوههای آلپ در فرانسه تا سواحل رودخانه گنگ در هندوستان به اهتزاز درآمد و این سیر شگفتآور در پرتو اصول بالنده دین استمرار یافت، هرچند در بعضی اعصار، به دلیل برخی عوامل که ادیان گذشته را نیز در طول زمان دچار توقف و رکود ساخت، از پیشرفت آن در جهان جلوگیری شد. عوامل مزبور از قرار زیر بودند:
۱. اختلافات کلمه مسلمین در بعضی از فروع و اصول، که از انحراف پارهای از مسلمانان از حقایق قرآن و احادیث نبوی ناشی میشود.
۲. ایجاد اختلافات سیاسی و تشکیل فرقههای گوناگون.
۳. ظهور بعضی از فرق ضاله بر اثر نفوذ و خرابکاری عناصر مجوس و یهودی یا زندیقان متظاهر به اسلام در بین مسلمانان و القای شبهه در عقاید آنها به منظور نشر آیین یا تجدید شوکت دین قدیمی خویش؛ چنان که تاریخ، اقدامات بعضی از زردشتیان در دوران سلطنت عباسیان را ثبت کرده است. نیز بایستی به برخی از جاهلان مسلمان اشاره کرد که عقاید باطل و خرافات را وارد دین اسلام میکردندکه به هیچ روی لایق این آیین شایسته نبود.
۴. تقلید و تبعیت کورکورانه برخی از مسلمانان از تمدن غربی.
۵. ظلم و ستم شدیدی که از ناحیه حکام و زمامداران نسبت به مسلمانان و مردم تحت قلمرو خویش وارد میشد.
عوامل فوق، در واقع چهره شفاف و درخشان اسلام را در پس پردهها و حجابهای ظلمانی پنهان میساخت. در عین حال، اسلام با نیروی معنوی و پرتو درخشان خویش، تاریکیها و پردههای ظلمانی را بر طرف میساخت و این در حالی بود که اروپا در ظلمات توحش و تعصبات غیرمنطقی میزیست تا آن که انقلاب رنسانس، صفحه اروپا را از تاریکی جهالت بیرون آورد و آفتاب ترقی صنعتی، افق آن سرزمین را روشن ساخت. اروپاییان در مسیر تمدن صنعتی پیش رفتند و مشرق زمین که مرکز مسلمانان بود، درجا زد. بدیهی است، توقف یک ملت، در گردونه تقدم و پیشرفتِ دیگر ملل که قبل از این، در یک صف بودهاند، مفهومی جز انحطاط و عقب ماندگی آن ملت ندارد. از این رو، نیروی آسیا ضعیف شد و روزگار پیری و درماندگی وی فرارسید. اینک، اروپا همچون شیری که به شکار خود بنگرد، به آسیا مینگریست. چنین بود که دولتهای نیرومند اروپا درصدد تجزیه و تقسیم ممالک اسلامی و قارة آسیا برآمدند و به سوی شرق گام سپردند.
با این وصف، سیاستمداران غرب احساس کردند در آسیا، ماده آتشفشان بزرگی وجود دارد که چنانچه منفجر گردد، گدازههای آن در جهان پخش شده و اروپا را دچار آسیب خواهد کرد. این قوه آتشفشان، به دیده آنان چیزی جز دین اسلام که پیروانش را به دفاع از سرزمین خویش و جهاد با مشرکان و صلیبیان فرامیخواند، نبود. از این رو است که دیانت اسلام، آماج حمله نویسندگان و سیاستمداران اروپا قرار گرفت.
«مسئله اسلامیه» (به این معنا که اسلام، مانع پیشرفت خیالات و افکار صلیبیان است)، گِره و مشکلی در «مسئله شرقیه» (یعنی قرار تقسیم ممالک شرقی) ایجاد کرد. هانوتو وزیر خارجه و نویسنده سیاسی بزرگ فرانسه به منظور توجه دادن ملت و دولت خود به اهمیت مسأله میگوید: «موضع دولت و مردم فرانسه در برابر مسئله اسلامیه و دین اسلام، موضعی بسیار باریک و ظریف است. در سطح کره زمین جایی نیست، مگر آن که دین اسلام به آنجا نفوذ کرده و پای این دین به تمامی اقطار گیتی رسیده است. اسلام، یگانه دینی است که طبیعت بشری از نظر فطری به آن اقبال میجوید و ممکن است در آینده، مردم جهان، فوج فوج به این دین بگروند. این دین در کشور [دوردست و پهناور] چین، به نحو وحشتآوری رو به گسترش است، به گونهای که تعداد مسلمانان آن کشور به زودی از مرز ۲۰ میلیون به ۱۰۰ میلیون خواهد رسید و عبادت «ساکیامونی» حکیم مشهور چینی جای خود را به بندگی «الله»، خداوند محمد، پیغمبر اسلام خواهد داد.
اشتراک در عقیده توحید، پیروان اسلام را در شرق و غرب جهان به همدیگر نزدیک ساخته و الفت داده است و این رابطه فراگیر، شبیه رشتهای است که اشیای متصل به خویش را به طور یکسان به حرکت یا سکون وا میدارد؛ بلکه همچون قوه مغناطیسی است که برادههای آهن را جذب خویش میسازد. ظهور و تجلی این رابطه جهانی را هنگام حج در اطراف کعبه، معبد بزرگ مسلمین در مکه، مشاهده میکنیم که صفوف انبوه انسانها مرکب از نژادهای گوناگون و زبانهای مختلف، به یک قبله نماز میگزارند. اسلام، در بخش مهمی از اروپا یعنی بیزانس و قسطنطنیه ریشه دوانده و حکومت میراند و مسیحیان تاکنون نتوانستهاند ریشه این دین را از آن منطقه استراتژیک که میتوان از آنجا بر نواحی شرق جهان مستولی شد، محو سازند. سرزمینهایی که از قبل جزو دارالاسلام بوده و اکنون در قلمرو دولتهای مسیحی قرار دارند، در نظر مسلمانان، حکم دارالحرب را داشته و نوع نگاه آنان به اینگونه نقاط، مانند نگاه غضبناک شیر به قفسی است که بچههایش در آن زندانی شدهاند. مسلمانانی که در مستعمرات فرانسه نظیر مراکش زندگی میکنند، آتش عداوت نسبت به دولت فرانسه همواره در قلبشان زبانه میکشد؛ زیرا اصول و قواعد دین آنان بر پایه دشمنی و پیکار با نامسلمانان وضع شده است.
هانوتو، پس از ذکر این کلمات، مردم فرانسه را به حل این مشکل تحریک میکند. گویا وی اسلام را سد بزرگ و محکمی میانگارد که در برابر مطامع استعماری غرب قد برافراشته و مانع استیلای آنان بر شرق است. کیمون در کتاب خود موسوم به پاتولوجیای اسلام مینویسد: «دین محمد، بیماری جذامی است که بین بشر شیوع یافته و آنها را به پرتگاه هلاکت میکشاند. قبر محمد(ص) در مدینه همچون سیم الکتریسیتهای است که جنون را در مغز مسلمانان سریان میدهد! صلاح بشریت در این است که یک پنجم مسلمانان به قتل رسیده و بقیه به اعمال شاقه وادار شوند و کعبه نیز ویران گردد. این کار به سود و مصلحت بشر است»! با توجه به این اظهارات کینهتوزانه، حدود ۳۰۰ میلیون مسلمان جهان این حق را دارند که به دفاع از موجودیت خویش برخاسته و از آیینشان پاسداری کنند. پارهای از سیاستمداران اروپا نیز مصلحت جهان غرب و مسیحیت را در تجزیه ممالک پهناور اسلامی و تشکیل دولتهای کوچکِ زیر نفوذ و سلطه دول مسیحی میدانند. مستر پلانت در ابتدای کتاب خود به نام آینده اسلام که در آن، افکار و آمال دولت و مردم کشور خویش را فاش ساخته، به مسلمانان دلداری میدهد و میگوید: «از این که این رشته از هم گسسته شود مأیوس نشوید، زیرا به جای آن رشته تازهای تشکیل میشود که از اولی بهتر است!» یعنی از تجزیه دول مسلمان و ضربه خوردن اتحاد اسلامی مأیوس نشوید، ما دولتهای اسلامی نظیر عثمانی را از هم مجزا ساخته و حکومتهای کوچکی نظیر حجاز، شام و عراق، با فرمانروایی دولتهای مسیحی ایجاد خواهیم کرد. در معنا، دولتهای مسلمان را مستعمره بریتانیا و دیگر دول اروپایی قرار داده و آنها را بر وفق صلاح و حاکمیت دول غربی، اداره خواهیم کرد.
از این کلام واضح میشود که غربیها، اتحاد دول مسلمان و ایجاد امپراتوری وسیع اسلامی را که آرمان بعضی از مسلمانان آگاه به مقاصد استعمار صلیبی است، خطر بزرگی برای کیان و هویت اروپا به حساب میآورند. یکی از مسیحیان میگوید: «دشمن بزرگ اروپا و دین مسیحی در آفریقای شرقی، محمد پیغمبر اسلام است، زیرا دین اسلام در صفحه آفریقا بین قبایل وحشی و نژاد سیاه به نحو وحشتناکی گسترش یافته و در نیم قرن اخیر، ۶۰ میلیون نفر از سیاهان آفریقا به اسلام گرویدهاند؛ در حالی که کشیشها و مبشرین مسیحی، با بذل مال و جان، بیشترین سعی خود را برای تبلیغ مسیحیت میان سیاهان به کار برده و موفق به مسیحی کردن آنها نشدهاند یا نتیجه کارشان ناچیز بوده است.»
از آنچه گفتیم معلوم میشود که اروپا، دین اسلام و جامعه مسلمانان را گردنهای صعب در راه مطامع و ترکتازیهای خود تصور میکند و سیاست حاکم در آن قاره، همانا محو اسلام و اضمحلال مسلمین به هر وسیله و ابزار ممکن است، اما در اجرای این مقصد، خویشتن را با مشکلات بزرگی مواجه میبیند. زمانی که اینگونه افکار و خیالات (که افق سیاست را در نظر سیاستمداران استعمارگر غربی تیره و تار ساخته) در ذهن مستر گلادستون سیاستمدار مشهور انگلیسی جولان یافت، او را بر آن داشت که در مجلس شورای انگلیس بپا خیزد و خطابهای راجع به سیاست استعماری بریتانیا در شرق، مبنی بر محو قرآن و خاموش ساختن نور الهی ایراد کند و در حالی که قرآن را به دست گرفته بود، فریاد بردارد: «تا زمانی که این کتاب، در دست من است، در مشرق زمین فرمانروایی دارد و مسلمانان از دستورات آن تبعیت میکنند، سیاست اروپا خاصه انگلستان پیشرفت نخواهد کرد.» شرح و تفسیر کلام گلادستون آن است، که قرآن در کار اصلاح جهان، به دو رکن اساسی تکیه دارد که هر دو، کیان و حیثیت اروپا را تهدید میکند:
۱. قرآن، جامعه اسلامی بزرگی در جهان تأسیس کرده که در اثر آن، مسلمانان چین به اعتبار آیه إِنَّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ، کشور ایران یا حجاز را که مردم آن، زبان و نژادی مغایر با چینیان دارند، وطن خود دانسته و ساکنان مسلمان آن دو کشور را برادران دینی و ایمانی خود میانگارند. یک مسلمان عربتبار، به دلیل اتحاد دینی و اسلامی، در تزویج دختر خویش به یک مسلمان هندی، تردید نمیکند و این اتحاد و جامعه اسلامیه که قرآن پی افکنده، مایه شوکت و عظمت اقوام و ملل گوناگون اسلامی است که سعادت، نجات و سیادت خویش را در این اتحاد و همبستگی میبینند.
همانگونه که نژاد اسلاو و ژرمن، با اتحاد و همبستگی نژادی و سیاسی خویش، به ترتیب: امپراتوری روسیه و آلمان را تشکیل داده و مدتها بر بخشی عظیم از جهان، حکومت راندند، این جامعه و قدر مشترک، نیروی عظیمی است که قرآن در بدو ظهور خود در جهان ایجاد کرده و امروز هم میتواند در جامعه بشریت منشأ آثار بزرگی گردد و پیدا است که اتحاد و همبستگی اسلامی، با این عظمت و معنویت که ۳۰۰ میلیون مسلمانان جهان را به همدیگر پیوند میدهد، ضرر بزرگی برای جهان فزونخواه و استیلاجوی مسیحی در بر دارد و درست از همین رو، داعیان و کشیشهای مسیحی میکوشند - به ویژه در چین - به تفرقه و دشمنی بین مسلمانان دامن زنند. بنابراین، ضروری است مسلمانان به رشته اتحاد چنگ زده و از قرآن کریم پیروی نمایند.
۲. قرآن کریم یک سِری اصول و قواعد کلی تأسیس کرده که فقهای اسلام، از آن قواعد، احکامی را که به مصلحت جهان اسلام است، استخراج میکنند و از جمله، بر پایه این اصول، به مسلمانان میآموزند که به دفاع از دین اسلام برخاسته و ضد دولتهای ستمگر نظیر انگلستان و دیگر دول استعماری قیام کنند. فتوای مرحوم آیتالله میرزا محمدحسن شیرازی، دایر بر حرمت استعمال دخانیات که نفوذ روحانی و معنوی شگرف پیشوای دینی مسلمانان را بر جهان مسیحیت آشکار ساخت، جز معلول این رهنمود کلی قرآنی نبود که به پیروان خویش فرمان میدهد مانع سلطه کفار بر جامعه و میهن اسلامی گردند؛ همچنان که فتوای آیتالله میرزا محمدتقی شیرازی و حکیم اسلام، شیخالشریعه اصفهانی به حرمت انتخاب امیر غیرمسلمان برای حکومت بر کشور اسلامی عراق که استعمار انگلیس را در دستیابی به آمال خویش در عراق ناکام ساخت، بر مبنای همین آیات قرآن صادر شد. به همین روش، فتوای مراجع تبعیدی عراق به قم آیتالله نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی و ... مبنی بر حرمت انتخاب وکلایی که بریتانیا (به منظور استعمار عراق) آنها را برگزیده و آماده کرده بود تا در مجلس (به اصطلاح) مؤسسان، رأی به قیمومیّت وی بر آن کشور بدهند، و نیز فتوای آنها به حرمت شرکت در چنین انتخاباتی، ریشه در استنباط عالمانه فقهای بزرگ مزبور از احکام اسلام داشت که چون فتوای مزبور برای انگلیس و سلطه آن بر عراق و ایران زیان بخش بود، علمای یاد شده را از معابد خود که همچون پیروی از قوانین دینی، بین هر ملتی مقدس شمرده میشود، تبعید کرد.
چنانچه به هیئت اجتماعی مسلمین نظر شود معلوم میگردد که بخش بزرگی از ساکنان آسیا را تشکیل میدهند. هندوستان، برمه، بلوچستان و توابع آن دارای ۷۵ میلیون مسلمان است. همچنین، در داخل مرزهای چین، منچوری، مغولستان، کامبوج، سیام و کشورهای تابع انگلیس در شبهجزیره مالاکا، ۶۰ میلیون مسلمان و در مالزی و اقیانوسیه، ۵۰ میلیون مسلمان زندگی میکنند. افزون بر این، تعداد زیادی مسلمان در کشورهای عربی، مصر، سودان، مراکش، ایران، قفقاز و نیز بلاد ترکنشین در آسیای صغیر وجود دارند که در مجموع به نظر برخی از جغرافیدانان، تعداد مسلمانان در آسیا، بالغ بر ۱۴۰ میلیون میشود. در آفریقای شرقی و شمالی نیز به طوری که بعضی از محققان اروپایی میگویند، در نیم قرن اخیر ۶۰ میلیون از سیاهان به اسلام گرویدهاند و میدانیم که پیش از آن نیز آفریقا از جمله مراکز بزرگ اسلامی بوده است. پس کدام نیرو در جهان بزرگتر از نیروی مسلمانان است؟ کدام نیرو میتواند بر آنها سلطه پیدا کند؟ و چنانچه مسلمانان جهان با یکدیگر متحد شوند، از انجام کدام کار و پیشبرد کدام مقصد، ناتوان خواهند بود؟ همانگونه که دیگر نژادها و پیروان دیگر ادیان و مذاهب دست اتحاد به یکدیگر داده، در راه انجام مقاصد خویش بسیج شدند و پیروز گردیدند. پس بر همه مسلمانان در شرق و غرب جهان سزاوار است، به عروةالوثقای اتحاد اسلامی که قرآن کریم ما را بدان فرامیخواند چنگ زنند و بر علمای اعلام مسلمانان که به مقتضیات زمان آشنایند، فرض است که لزوم اتحاد و منافع آن را برای مسلمانان شرح داده و اعلامیهها و کتابهایی در موضوع اتحاد اسلام و دعوت مردم به آن، تألیف و منتشر سازند؛ به ویژه در این عصر که زمینه برای اتحاد و همبستگی مسلمانان بهتر از اعصار گذشته فراهم است.
در عصر حاضر، بحمد الله، اختلافات مذهبی نظیر اختلاف اشاعره و معتزله در میان بعضی از فرقههای مسلمان که در جامعه اسلامی موجب دشمنی و ستیز گشته بود تا حدودی زایل شده و مسلمانان احساس میکنند که دشمن بزرگی مانند شیران اروپا در کمین آنها نشسته و عزم حمله به آنها را دارند. به یقین بنیانگذار شریعت اسلام در چنین شرایط سختی که گرگان اروپا به دریدن امعا و احشای مسلمانان و غرق ساختن کشتی اسلام مشغولند، راضی به سکوت علمای اعلام و مسلمانان نمیباشد.
راقم این سطور به عنوان عضوی ضعیف از جامعه بزرگ اسلامی که درد موجود در پیکر امت اسلام را حس میکند با تمام جرأت اعلام میدارد که در این عصر، وضعیت جهان از حیث علوم، فنون، آداب و افکار همواره در تجدید و تجدّد بوده و جامعه بشری به تبع این امر، در حال تجدد و انقلاب به سر میبرد؛ بنابراین، مسلمانان جز به مدد وسایل و اسباب زیر، قادر بر حفظ کیان و موجودیت خویش نخواهند بود:
۱. اتحاد: چنانچه اتحاد محکمی بین مسلمانان به وجود آید، لرزه بر اندام استعمارگران غربی به ویژه انگلیس خواهد افکند؛ چرا، که انگلستان از مسلمانان میترسد هرچند ترس خود را آشکار نمیسازد؛ زیرا مستعمرات بریتانیا مشحون از مسلمانان بوده و شورش آنها، منافع دولت انگلیس را به شدت به خطر افکنده و آینده وی را تاریک میسازد.
۲. وسیله دیگری که مسلمانان میتوانند با تمسک به آن، از کیان و موجودیت خود پاسداری کنند آن است که از استعمال کالاهای اروپایی، خاصه انگلیسی، این دشمن بزرگ مسلمانان، اجتناب کنند. بحمد الله، اصول معیشت در دست اروپاییان نیست و اجتناب مسلمانان از خرید و مصرف کالاهای غربی، دو فایده بزرگ برای آنان در بردارد:
الف) فایدة اقتصادی برای خود مسلمانان؛ چه، پول آنها از مملکتشان خارج نمیشود تا مبتلا به فقر شوند.
ب) زیان بزرگ به دولت انگلیس، که حیات خویش را در رواج تجارت میداند و این زیان، عین سود و منفعت برای اسلام است.
مسلمانان، از این که زنها و جوانانشان مصرف کالاهای وارداتی غرب در پوشاک و لوازم زینت و آرایش را کنار نهاده و به زندگی ساده اقتصادی روی آورند، هیچگاه ضرر نمیبینند و باید مطمئن باشند که دین اسلام چنانچه پیروان این دین به اصول و قواعد آن عمل کنند، به زودی تمام جهان را فراگرفته و نور آن شرق و غرب گیتی را روشن خواهد ساخت؛ چون دین اسلام، آیین رحمت، عدل، مساوات و برادری است؛ بنابراین برای جامعه بشریت سودمند و نافع است و این رهنمود قرآن کریم است که: أَمَّا مَا ینفَعُ النَّاسَ فَیمکُثُ فِی الأرض [۱]: آنچه به سود مردمان است، در زمین پایدار و ماندگار خواهد بود. و السلام علی من اتّبع الهُدی.
**پاورقیها:**
[۱] سوره رعد، آیه ۱۷.
[۲] سوره نحل، آیه ۹۰: به راستی خداوند به عدالت و احسان به خویشاوندان فرمان میدهد و از فحشا و منکر باز میدارد.
[۳] سوره حجرات، آیه ۱۳: ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بیتریدد گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.
[۴] سوره حجرات، آیه ۱۰: جز این نیست که همه مؤمنان با هم برادرند.
[۵] حدیث از پیامبر اکرم(ص)
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان, علما و مراجع
حاکم زمان: احمد شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)