کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این فتواها در پاسخ به استفتای تجار و معتمدان تهران و شهرستان‌ها درباره ملی شدن صنعت نفت و قطع نفوذ شرکت نفت انگلیس صادر شده‌اند. سید محمدتقی خوانساری با استناد به حدیثی از پیامبر (ص) درباره اهمیت اهتمام به امور مسلمین، ملی شدن صنعت نفت را واجب شرعی دانسته و سکوت در برابر پایمال شدن حقوق ملت را مذموم می‌شمارد. بهاءالدین محلاتی با اشاره به آیات قرآن کریم، دوستی با کفار و واگذاری منابع ثروت به اجانب را مخالف مبانی اسلام و موجب انحطاط مسلمانان می‌داند و ملی شدن نفت و تشکیل حکومت ملی را از اهم تکالیف شرعی برمی‌شمارد. محمود روحانی قمی نیز با تأکید بر اینکه نفت و معادن آن ملک مسلمین و ایرانیان است و منافع آن باید عاید ملت شود، ملی شدن صنعت نفت را از ضروریات دین و مطابق آیه «وَ لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکَافِرینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبِیلاً» می‌داند. عباسعلی شاهرودی نیز قطع دست اجانب و ملی شدن صنعت نفت را بر هر مسلمانی واجب دانسته و بر لزوم تبعیت از آیت‌الله کاشانی در این نهضت مقدس تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

برخی از تجار و معتمدان تهران و شهرستان‌ها نظر شرعی برخی مراجع را پیرامون ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست شرکت نفت انگلیس از صنعت نفت ایران و تبعیت از فتوای آیت‌الله کاشانی جویا شدند. چند تن از مراجع کشور در پاسخ به این استفتاء (که متن آن موجود نیست)، فتاوای زیر را صادر کردند. **فتوا** بسمه تعالی شأنه العزیز راجع به سکوت و راضی شدن به پامال شدن حقوق حقه ایرانی در خصوص امر نفت سؤال نموده بودند. البته سؤال از حقیر به منظور به دست آوردن حکم شرع است. در این خصوص، هر چند از متانت سؤال و تنبّهات دقایق و تَفرّس [۱] جهات و برخورد به مصالح و مفاسد و مضار و منافع قضیه دیدم سائل [۲] کاملاً بیدار و متوجه است، و این شخص کسی نیست که احتیاج به سؤال داشته باشد و شبهه برای او نیست که بخواهد رفع نماید، ولیکن ملاحظه کردم که خواسته است در مورد اشخاصی که نظر تشخیص ندارند و در این موضوع می‌خواهند اقدامات آنها به تصویب و طبق دستورات مقرره شرعیه آنها باشد -که بسیار سلیقه و مذاق خوبی است و قابل تمجید است که انسان مقید باشد اقدامات او برطبق قوانین و موازین شرعیه باشد -علیهذا من خبری را برای شما نقل می‌کنم تا مسلمانان، عازم به تکلیف خود شوند. کسی از مسلمین در زمان خاتم‌الانبیاء (ص) از دنیا رفت، علاقه [۱] و دارایی او منحصر به چند بنده بود و این شخص نظر به این که سفر طولانی بی‌زاد [۲] و توشه، خیلی بی‌مناسبت و بنده آزاد کردن در راه خدا خیلی مهم است، شرعاً به حدی که اشخاص سابقه‌دار به مقررات شرع می‌دانند که بنده آزاد کردن در درجه اولی از اعمال حسنه قرار گرفته و در بین اعمال حسنه خیلی برجستگی دارد، از این جهت آنها را آزاد کرد و بعد از فوت و دفن او این قضیه به حضور مبارک حضرت ختمی مرتبت (ص) عرض شد. آن حضرت از این قضیه متأثر شدند و فرمودند: «اگر دفن نشده بود می‌گفتم در قبرستان مسلمانان او را دفن ننمایند». چرا؟ مگر چه شده بود؟ برای آن که چند سر عائله را که عدد آنها به ۱۰ می‌رسید، بی‌مَؤنه [۳] گذارده و آنها را سرگردان و واله و حیران در امر معیشت نموده و مختصر وسیله خدادادی را که داشته صرف آزاد نمودن بنده کرده است. با آن که عبادتِ به آن بزرگی بوده، اگر از این پیغمبر بپرسند که یک منبع مهم و فوق‌العاده ثروتی (طلای سیاه) و عایدات بی‌پایانی که هر روز میلیون‌ها تومان از آن منبع خداداد حقوق حقه این ملت به رایگان در طبق اخلاص گذارده و تقدیم اجنبی شود، و مملکتی که از ۱۵ میلیون [نفر]، ۱۴ میلیون [نفر] آنها فاقد وسایل زندگی هستند و هر روز دچار مخاطرات مختلفه و مبتلای به موت اَصفَر و اَسوَد [۴] شوند، نه معاش [و] نه لباس زندگی داشته باشند، از این منبع عظیم، استفاده و بهره قابلی ببرند، چه صورت دارد، در صورتی که آن شخص فوق‌الذکر، تمام دارایی خود را صرف آزادی بندگان کرد و حضرت از او اظهار تنفر فرمودند، نسبت به ما که دارایی و اهتمام خود را صرف بنده کردن آزادگان می‌کنیم، چه خواهند فرمود و بسیاری از جهات و مفاسد دیگر؟ که هر کس هر قدر بیهوش باشد البته می‌داند و تصدیق خواهد کرد که مسلط نمودن اجنبی بر نفت که مایه حیات این ملت است، غیر از خفت عقل و بی‌علاقگی به جامعه و عدم توجه به مقررات و وظایف دینی و ضعف ادراک و عدم رعایت مصالح و مفاسد جامعه، چیز دیگری نبوده و نیست. به هرحال باز پیغمبر اسلام (ص) می‌فرماید: «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَّم بِأُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُؤمِنٍ وَ لا مُسلِمٍ» [۵]. آیا اهتمام به امور مسلمین مصداقی از این بهتر دارد که میلیون‌ها مسلمان به این فلاکت و به این وضعیت رقت‌بار نباشند؟ اگر سلب عواطف بشریت از ما نشده بود می‌بایست خون گریه کنیم. آیا سزاوار است همچه موضوع قابل اهمیتی را انسان اهمیت ندهد؟ اگر کسی بگوید این اهتمام در امور مسلمین نیست، خلاف وجدان گفته است. اگر حدیث شریف شامل این امر با این اهمیت نباشد، پس شامل چه امری خواهد بود؟ بعد از این که این اهتمام در امور مسلمین بود، اگر این حکم را قبول نکنند [که] در قول پیغمبر (ص) است دیگر چه عذری برای ما باقی می‌ماند؛ خصوصاَ با این که مِثل حضرت مستطاب آیت‌الله کاشانی دامت برکاته که مجتهدی عادل و با شهامت و دلسوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردم با این همه جدیت ترغیب و تحریص و مردم را بیدار می‌کنند، آیا مجال عذری برای کسی نمی‌ماند؟ الاحقر: محمدتقی الموسوی [الخوانساری] **بسم الله الرحمن الرحیم** بدیهی است دین مقدس اسلام وظایف واجبه فردی و اجتماعی پیروان خود را طوری مقرر فرموده که اگر مسلمانان به آنها عمل کنند علاوه بر این که زبون و زیردست اجانب نمی‌شوند بر آنها تفوق می‌یابند؛ چنان که در صدر اسلام به وسیله عمل به مقررات دین، پرچم سیادت و آقایی خود را که پرچم توحید بود بر فراز کاخ‌های مجلل معمور [۶] آن وقت برافراشتند. یکی از مقررات دینی که برای جلوگیری از رخنه اجانب در حصار عظمت و شوکت اسلام در قرآن مجید مکرراً تأکید شده است ترک دوستی و مراوده با کفار است: «یا أیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذَوا بطانَةً مِن دُونِکُم لا یألَونَکُم خَبالاَ وَدُّوا مَا عَنِتَّم قَد بَدَتِ البَغضَاءُ مِن أفواهِهِم وَ مَا تُخفِی صُدُورُهُم أکبَرُ قَد بَینّا لَکُمُ الآیاتِ إِن کُنتُم تَعقِلَونَ» [۷]. ترجمه: «ای گروه مؤمنین! دوست صمیمی و مورد اعتماد خود از دیگران نگیرید. آنها از هیچ کوششی در تباهی کار شما فروگذار نمی‌کنند و رنج و زحمت شما را دوست دارند. همانا کینه و دشمنی از گفتارشان پیداست و آنچه از کینه در سینه خود نهان کرده‌اند بزرگتر است. همانا آیاتی که خیر شما در آن است روشن ساختیم اگر مردمانی خردمند باشید.» از این قبیل آیات در نهی مسلمانان از طرح الفت و دوستی با غیرمسلمان بسیار است. این که آیات و سایر دستورات اسلامی، خاصه آنها که برای تحکیم مبانی عظمت و استقلال ایران و مسلمانان بود، پشت سر انداخته شد. یکی از مظاهر مخالف با مضمون این آیات شریفه که ضمناً شاهد انحطاط و پستی و بی‌کفایتی ملل مسلمان است، همین واگذار کردن معادن نفت که منابع مهم ثروت و سیادت در جهان امروز است به دست اجانب می‌باشد. پس واضح است که واگذار کردن معادن نفت جنوب به انگلیس‌ها برای دسایس آنها در این کشور اسلامی و ضعیف ساختن بلکه نابود کردن قوای سیاسی و اقتصادی و دینی این کشور، راه وسیعی باز نموده است. بنابراین قراردادهای تحمیلی سابق بین کشور ایران و کمپانی نفت [۸] چون علاوه بر این که به دست حکومت‌های جابره که شرعاً و واقعاً ولایتی بر اهالی مسلمان و ملت مظلوم این کشور نداشته‌اند، به ضرر فاحش و برخلاف مصلحت مسلمانان بوده، لغو و بی‌اثر است، و اکنون هم تهیه وسائل برای کوتاه کردن دست اجانب از سوء مداخله در کار مسلمین و اعاده عظمت و استقلال تام کشور اسلامی ایران عزیز از اهمّ تکالیف هر مسلمانی است. بنابراین واجب است مسلمانان در انتخاب و برقرار ساختن یک حکومت ملی که مقررات موضوعه‌اش همین مقررات اسلام باشد سعی و مجاهده کنند تا آن حکومت، معدن نفت را از دست شرکت غاصب و دولت اجنبی مُستَخلَص [۹] ساخته و طبق دستورات دینی خود به استخراج و بهره‌برداری آن بپردازد و حیات اهالی این کشور را تجدید نماید. البته آقای آیت‌الله کاشانی دامت برکاته نظر به همین مقدمات معروضه، ابقاء معادن نفت در دست شرکت اجنبی، مخالف نظرشان است و به همین دلیل که عرض شد ملی شدن آن را لازم می‌دانند. بنابراین همکاری و مساعدت با حضرت معظم‌له در این مقصودِ شریف و هدفِ حیاتی، فریضه ذمه هر مسلمانی است. بهاءالدین محلاتی **بسم الله تعالی شأنه العزیز** «اَللهُمَّ اهدِنا سَبِیلَ الرَشادِ و اَعدِنا مِن شُرُورِ الکُفارِ» [۱۰]. معلوم است سؤال در موضوع ملی شدن صنعت نفت از جهت عناوین اولیه این موضوع نیست، زیرا نفت و معادن آن، مِلک مسلمین و مال ایرانیان است و منافع او را اجانب می‌برند و چندین میلیون جمعیت از مرد و زن و بچه ایران، دچار بدبختی و بیچارگی است که در نتیجه، هموطنان ما دچار فساد اخلاق و اختلافات مسلکی-که عالَم بشریت را تهدید می‌نمایند-شده‌اند و اگر منافع منابع این مملکت عاید ملت شود، تمام این بدبختی‌ها و پریشانی‌ها مرتفع خواهد شد. و این موضوع قابل انکار و تردید نیست و این حکم روی موازین شرع و از ضروریات دین است و مطابق نص آیه مبارکه: «وَ لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکَافِرینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبِیلاً» [۱۱] واضح و مبرهن است و اگر از جهت الغاء بعض شبهات به عنوان ثانوی یک چنین امر بدیهی بر کسی مشتبه شود، با توجه به این که مثل حضرت آیت‌الله آقای حاج سید ابوالقاسم کاشانی دام ظله که از اول عمر و زندگانی خود، اشتغال به اصلاح امور مسلمین و خیرخواهی مردم و مبارزه با دشمنان دین و دنیای مسلمین داشته‌اند [۱۲] و در مقام دفاع از حقوق حقه ایرانیان از هیچگونه فداکاری و مبارزه دریغ ننموده‌اند و با اطلاع کاملی که از سیاست دارند و در رأس این نهضت مقدس قرار گرفته‌اند و باکمال جدیت امر و قیام فرمایند بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، راهی برای شبهه باقی نمی‌ماند. بنابراین بر تمام مسلمین و هموطنان عزیز، حتم و لازم است که نهایت سعی و کوشش را مبذول دارند تا گریبان خود را از چنگال جابرانه اجانب خلاص و سعادت را نصیب خود نمایند. و السلام علی اخوان المؤمنین و رحمة الله و برکاته. الاحقر: محمود الحسینی الروحانی القمی **بسم الله الرحمن الرحیم** نظر به این که از این جانب سؤال فرمودید که از حکم شرع و دین درباره قطع ایادی اجانب و خائنین از مملکت و ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، البته معلوم و جای هیچگونه تردیدی نیست که کوتاه کردن دست اجانب از کشور و مسلمین و ملی نمودن صنعت نفت در سراسر کشور بر هر مسلمانی لازم و واجب است که در این موضوع مهم و امر حیاتی جدیت نمایند؛ خصوصاً که مثل حضرت آیت‌الله العظمی آقای کاشانی دامت برکاته العالی در رأس آن نهضت مقدس بوده و تمام اوقات شریف خود را مصروف در رفع ظلم و جور و تأمین آسایش مسلمین می‌فرمایند و همیشه اوقات در کارهای خیر و شرع و مبارزه با ظَلاّم [۱۳] در صف اول فداکاران اسلام قرار دارند و سال‌های متمادی است که در امور کشوری وارد و به نکات و رموز اجتماعی، اطلاعات کافی دارند. بر مسلمان‌ها لازم است از وجود محترم امثال ایشان تبعیت و قدردانی نمایند و روی موازین شرع و دین مقدس اسلام برای مسلمین در اقدام بر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور جای هیچگونه شبهه و تردید باقی نمی‌ماند. الاحقر: عباسعلی شاهرودی **پاورقی‌ها:** [۱] با هوشیاری دریافتن و فهمیدن [۲] سؤال کننده [۳] بی‌مؤنه: بدون توشه و ذخیره [۴] موت اصفر و اسود: مرگ زرد و سیاه [۵] امام صادق (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص) فرمودند: کسی که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نکند مؤمن و مسلمان نیست. [۶] آباد [۷] سوره آل‌عمران، آیه ۱۱۸. [۸] در اصل: نفط [۹] رها [۱۰] پروردگارا! ما را به راه هوشمندی و خردمندی هدایت کن و از شر کافران در پناه خود محافظت فرما. [۱۱] سوره نساء، آیه ۱۴۱: خداوند هیچ راه سلطه‌ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است. [۱۲] در اصل: بوده‌اند [۱۳] جمع ظالم

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوا

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, تجار
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)