کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر وجوب جهاد و اهمیت آن در اسلام آغاز می‌شود و پادشاهی را مترادف با ترحم، اشفاق، غیرت و حمیت دینی معرفی می‌کند. سپس به انتقاد شدید از پادشاه، امرا و سپاهیان می‌پردازد که به دلیل تن‌پروری و فسق و فجور، از وظیفه خود در قبال مردم غافل شده‌اند. به عنوان نمونه، به اسارت شصت هزار نفر از شیعیان خراسان توسط شیرغازی خان ازبک اشاره می‌کند و بی‌تفاوتی حاکمان و حتی سکوت علما را در برابر این فاجعه محکوم می‌نماید. در ادامه، با طرح این پرسش که چگونه این بی‌تفاوتی با دینداری و ایمان سازگار است، نتیجه می‌گیرد که در شرایط کنونی که حاکمان دست از دفاع و جهاد برداشته‌اند، بر هر فرد واجب است که برای حفظ ناموس، مال و جان خود، به حکم خدا و رسول، شر دشمن را دفع کند و هر کس که توانایی یاری دارد و کوتاهی کند، مستحق عذاب الهی خواهد بود.

متن کامل گزارش

جهاد، امری است واجب و احادیث و آیات متکاثره متظافره در تحریض و تأکید آن وارد شده، و آن که: پادشاهی، عبارت است از ترحم و اشفاق و غیرت و حمّیت دین است. و پادشاه و امرا در این زمان به سبب تن‌پروری و راحت‌طلبی، دست از فضیلت این امر برداشته‌اند و همیشه مشغول به فسق و فجور و شنایع و قبایح‌اند و بی‌خبری از احوال رعایا و زیردستان را شیوه و شعار خود نموده‌اند؛ چنان که مثل شیرغازی خان اوزبک ملعون، از بلاد خراسان شصت هزار کس از آناث و ذکور فرقه شیعیان، از صلحا و عُبّاد و مؤمنین و زهّاد و سادات، اسیر نموده و هیچ‌کس را از شاه و اُمرا و سپاه، درد دین و غیرت پیرامون خاطر نگذشت که این نفوس محترم را از دست این فرقه نواصب بی‌دین ظالم خلاص نمایند، و علما نیز مُهر سکوت بر لب گذاشته، مطلقاً در مجلس پادشاه و اُمرا، سخنانی که موجب تنبیه و آگاهی ایشان باشد هرگز بر زبان نیاوردند. این معنی چگونه با دینداری و ایمان جمع می‌شود؟ در این زمان، پادشاه و اَمرا و تمام مردم دست از دفاع و جهاد برداشته‌اند و مردم را به دست دشمن حواله نموده، چه ضرور است که انتظار حمایت پادشاه باید کشید؟ بر هر کس فی‌نفسه واجب است که برای حفظ عِرض و ناموس و مال و جان خود، به موجب حکم خدا و رسول، دفع شر دشمن نماید. و هر کس که از او کاری برآید و تغافل نماید، در آخرت مستحق عذاب الیم و ورود جحیم خواهد بود. **پاورقی‌ها:** [۱] مجمع التواریخ، ص ۲۵. این نوشته، البته مضمون نظر استیری است. مؤلف، در ادامه می‌نویسد که وقتی او را به اهانت تمام از اصفهان بیرون کردند، « به خراسان وارد گردید. به هر جا و هر مکان که می‌رسید، بعد از ادای نماز جماعت و امامت، در بین وعظ، مردم را ارشاد می‌نمود ...» وی در ادامه می‌نویسد: «مردم از روی غیرت و حمیت دین، به قصد جهاد، جمعیت عظیم نموده، رفیق آن مرد گردیدند؛ چنان که به روایتی به قدر چهار پنج هزار کس از این جمعیت متنوعه جمع شدند.» شاه سلطان‌حسین که به جای حمایت و کمک به او، از اقدامات شیخ نگران شده بود، یکی از سرداران بیرحم و سفاک خود را که به «صفی‌قلی خان دیوانه» معروف بود، برای سرکوب وی فرستاد و صفی‌قلی خان وی را به طرز فجیعی به قتل رساند. سیاست و اقتصاد عصر صفوی، ص ۳۸۹.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1129
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوا

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, علما و مراجع

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)