کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تأکید بر لزوم عملیاتی شدن برنامه‌های مجمع تقریب مذاهب اسلامی آغاز می‌شود. سپس به وضعیت نامطلوب جهان اسلام در برابر سلطه کفار اشاره می‌کند و این سلطه را مغایر با آموزه‌های قرآنی می‌داند. در ادامه، ابزارهای سلطه استکبار (دانش و فناوری) و امکانات بالقوه جهان اسلام (منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، جمعیت و مکتب اسلام) را برمی‌شمرد. در بخش بعدی، به این پرسش می‌پردازد که چرا با وجود این امکانات، جهان اسلام تحت سلطه است و راهکارهایی چون رفع تفرقه، ایجاد موج بیداری اسلامی و تقویت خواست ملت‌ها را برای مقابله با استکبار پیشنهاد می‌دهد. در پایان، با ذکر نمونه‌هایی از ایران، افغانستان، فلسطین و عراق، آسیب‌پذیری استکبار را اثبات کرده و بر لزوم استفاده از ظرفیت‌های علمی، فنی و تبلیغاتی جهان اسلام برای مقابله با آن تأکید می‌کند و سخنرانی با دعای خیر و امید به تقویت بیداری اسلامی به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله و السلام علی رسول‌الله و آله و اصحابه. فکر می‌کنم لازم است برنامه‌های سالانه‌ای که «مجمع تقریب [مذاهب اسلامی]» ترتیب می‌دهد و زحماتی که می‌کشد، بهتر است وارد مرحله عملی‌تری شود تا استفاده‌های میدانی بیشتری از آن شود؛ گرچه نفس این برنامه‌ها و بحث‌ها و تأثیراتی که در نفوس انسان‌ها دارد مایه برکت است، اما حیف است که این همه وقت مصرف و این همه امید بسته شود و گام‌های عملی در جهت اهداف مجمع تقریب برنداریم. فکر می‌کنم بحث امسال شما برای مسیر عملی‌تر طراحی شده است. من هم در این زمینه نکاتی را عرض می‌کنم. البته بحث‌های مفید و مؤثر را مقالات و سخنرانی‌های تفصیلی شما عرضه می‌کند. باید چند نکته را مفروض بگیریم که الان جزو واقعیت‌هاست. اگر واقعیت‌ها را پذیرفتیم که وضع دنیای اسلام چگونه است، باید برای تغییر آنها فکر کنیم و برنامه داشته باشیم و ببینیم برای آن فکر و برنامه، چه امکانات و موانعی وجود دارد. آنچه که من می‌فهمم، این است که در حال حاضر وضع دنیای اسلام و خود اسلام در جامعه جهانی خیلی پایین‌تر و کمتر از استحقاق مسلمانان است، شرایط مطلوبی نیست. خیلی بی‌پرده می‌توانیم بگوییم برخلاف دستور قرآن، کفر بر اسلام و کفار بر مسلمانان سلطه دارند. ممکن است در جاهایی این‌گونه نباشد. اگر مجموعه دنیای اسلام و کفر را در مقابل هم بگذاریم، باید بپذیریم قدرت‌هایی که مسلمان نیستند، یا مسیحی یا کلیمی هستند و یا اصولاً تفکر دینی ندارند، نظرات و خواسته‌هایشان را بر دنیای اسلام تحمیل می‌کنند. زیاد احتیاج به تشریح ندارم. می‌بینید آنها در مسائل فرهنگی، اقتصادی، فنی، روابط بین‌الملل و نظامی حرف اول را می‌زنند و در داخل کشورهای اسلامی نفوذ دارند و اِعمال قدرت می‌کنند. این یک واقعیت است که الان وجود دارد و برخلاف نص قرآن است که همه ما به آن معتقدیم که خداوند اجازه سلطه کافران را بر مومنان نمی‌دهد. و لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلاً [۱]. نکته بعدی این است که متأسفانه ابزار سلطه در اختیار آنهاست. این ابزار به صورت نقد در دست مسلمانان نیست. البته مواد خامش هست، اما نقد نشده است. الان ابزار سلطه در دنیا چیست؟ اولین، ابزار دانش است. می‌دانیم علوم مؤثر در ارتقای سطح زندگی بشری در دنیای کفر -نه همه کشورها، در چند کشور که پرچمدار سلطه هستند -وضع بهتری دارد. علوم، فنون و ابزار، بیشتر از آنهاست و متأسفانه خیلی‌ها منتظرند فکر، برنامه و چیزهایی که منحصراً باید از مکتب وحی گرفته شود، از آن طرف بیاید که گاهی هم می‌آید که در حقیقت فرهنگ است. این واقعیت دوم است. واقعیت سوم این است که دنیای اسلام از لحاظ مواد خام غنی‌تر از آنهاست. پنجاه و چند کشور مستقل مسلمان و به اضافه صدها میلیون مسلمان در کشورهای غیراسلامی داریم. با این مقدار آراء در سازمان‌های بین‌المللی حضور داریم. فکر نمی‌کنم هیچ گروه از گروه‌های تقسیم‌بندی شده دنیا این مقدار رأی داشته باشند، البته اگر امت واحده باشیم؛ چون اصلی که قبل از اینهاست، این است که باید مجموعه اسلام را یک واحد تلقی کنیم که حکم قرآن است: اِنَّ هذِهِ اَمَّتِکُم أَمّهٌ واحِدَةٌ وَ اَنا رَبّکم فَاعبُدُونِ [۲] باید امت واحده باشیم. اگر در شرق و غرب عالم هستیم، باید به خاطر قرآن و عروةالوثقای اسلام، یکی باشیم. اگر این مجموعه را یکی حساب کنیم، مجموعه آراء، مال این امت واحده خواهد بود که این را داریم و جزو واقعیت‌ها است. از لحاظ نفوس، یک ربع جمعیت دنیا را به عنوان مسلمان در اختیارداریم. اگر تقسیم‌بندی‌ها را درنظر بگیرید، پیروان ادیان دیگر مثل هندوها، سیک‌ها، بودایی‌ها، مسیحی‌ها و کلیمی‌ها چنین مجموعه‌ای ندارند. از لحاظ منابع و جغرافیا، مسلمانان جزو بهترین‌ها هستند. امروز حساس‌ترین آبراه‌های عالم که خیلی استراتژیک هستند، مال مسلمانان است. تنگه هرمز، مالاکا، دریای سرخ، کانال سوئز، کانال باب‌المندب و نیمی از جبل‌الطارق مال مسلمانان است. اگر مناطق جغرافیایی دنیای اسلام را حساب کنید، می‌بینید در حساس‌ترین نقاط ارزشمند و دارای موقعیت استراتژیکی کره زمین قرار گرفته‌اند. تقسیم جمعیتی مناسبی هم داریم. منابع ثروت که امروز مهمترینش انرژی است - البته منابع ثروت زیاد است - ولی مهمترین آن منابع انرژی مثل نفت و گاز است که غنی‌ترین آن در کشورهای مسلمان به خصوص در منطقه خاورمیانه، خلیج فارس، دریای خزر و کمی دورتر است. شاید از لحاظ استعداد انسانی، بخشی از جمعیت‌های اسلامی جزو مستعدها باشند. باید برای این موضوع اهمیت زیادی قائل شویم. زیر بنای همه اینها و مهمترین آنها مکتب اسلام است. شما علما که حقیقتاً عقیده دارید، امت ما هم قبول کرده که مکتب و راه حق و معارف اسلامی در اختیار مسلمانان است - نمی‌گوییم ادیان دیگر فاقد این چیزها هستند، بالاخره آنها آسمانی هستند و کتاب آسمانی دارند و قسمت زیادی از اعمال و رفتار آنان مشترکات اسلام است - اما دین خاتم و دارای مستندات قطعی وحی و دست نخورده، اسلام است. اینها مجموعه امکانات موجود است. اینها را داریم. طرف‌های ما همه اینها را ندارند. بخشی را دارند و بخشی را ندارند. چرا این اتفاق افتاده که کفار، به خصوص الان اروپا و آمریکا، باید بر ما سلطه داشته باشند و حکمرانی کنند و نظراتشان را در سازمان‌های بین‌المللی به کرسی بنشانند و هرجا زورشان نرسد، با قدرت پول، اسلحه، تبلیغ، جاسوسی، اطلاعات و راه‌های دیگر، نظراتشان را بر ما تحمیل کنند؟ چرا باید این‌گونه باشد؟ باید اجتماع امسالِ شما به این سؤال جواب دهد و جمع‌بندی کند و به فکر اجرا باشد، در جوامع اسلامی گامهای عملی برداریم. بالاخره قدرت عظیم دنیای اسلام ودیعه‌ای الهی پیش ماست. این عهد الهی از شما علما گرفته شده، هر مسلمانی متعهد است، ولی علما بیشتر متعهد هستند که به خاطر علم و دانش خود باید ودیعه‌های الهی را در جهت اهداف آسمانی به کار گیرند. این جوهر کاری است که انتظار داریم قدم رو به پیش این اجتماع باشد. چه کار می‌توانیم بکنیم؟ از کجا باید شروع کنیم؟ خوشبختانه این روزها راهکارها تا حدودی شناخته شده است. می‌توانیم یا نمی‌توانیم؟ عمیقاً معتقدم که می‌توانیم. البته آسان نیست. میدان سختی است، ولی اگر منابع خود را تجهیز و اسباب کار را تهیه کنیم، خداوند هم به ما برکت می‌دهد. خداوند وعده داده و تعهد کرده که اگر در راه خدا حرکت کنیم، خداوند قدم‌های ما را استوارتر می‌کند و موفق می‌شویم. به این وعده‌ها ایمان داریم. تجربه هم موفق بوده است. هرجا مسلمانان عمل کردند، خداوند به آنها توفیق داده است. اول باید عوامل منفی را از جلوی راه خود برداریم که عمده آن تفرقه است، البته تنها این نیست. یکی از رسالت‌های مجمع تقریب، رفع تفرقه‌هاست. همه امکانات را داریم، اما متفرق هستیم. معلوم است که یک کشور اسلامی هرقدر بزرگ باشد، به تنهایی نمی‌تواند در مقابل استکبارِ متحد پیروز شود؛ اما اگر دست‌ها را یکی کنیم، نیروی ما مضاعف می‌شود و بالا می‌رود و موفق می‌شویم. شما می‌بینید که دشمنان ما برای تفرقه برنامه دارند. متأسفانه فریب‌خورده‌ها در جوامع اسلامی کم نیستند. بر سر حرف‌های بسیار کم‌ارزش، اصول ارزشمند را زیرپا می‌گذارند و نمونه‌هایش را می‌بینید. از قدیم این‌گونه بود. شما در کشورهای خودتان دیدید و ما هم در ایران دیدیم. انگلیسی‌ها و استعمارگران با برنامه تفرقه حکومت کردند. هنوز هم می‌کنند و آدم‌هایی پیدا می‌شوند که خواسته‌های آنها را اجرا می‌کنند. گاهی تفرقه‌اندازان داخلی با حسن نیت عمل می‌کنند، ولی خام هستند. عواقب کارهایشان را نمی‌فهمند. یکی از کارهایی که شما علما، مخصوصاً شخصیت‌های روحانی می‌توانید بکنید، تأکید جدی روی وحدت است که مانع موفقیت عوامل تفرقه‌انگیز شوید. پس بدون وحدت نسبی- وحدت کامل که نمی‌شود - باید درجا بزنیم. دشمنان همچنان کامیاب هستند. شاید اولین کار مثبتی که باید برای رسیدن به این اهداف بکنیم، موج بیداری است که باید ایجاد شود تا مردم را هوشیار، بیدار و آگاه کنیم. ارزش استقلال دنیای اسلام و خطر و ضرر دنیای کفر را به آنها بگوییم. خساراتی را که دنیای اسلام در این چند سال سلطه استعماری دیده، باز کنیم. خیلی سخت نیست. نمونه‌های زیادی داریم. در هر کشوری و به هر زبانی حرف بزنیم، مصادیق روشنی پیدا می‌شود که برای مردم بگوییم. الحمد لله این موج بیداری در سایه دهها سال جهاد فکری، کم و بیش به چشم می‌خورد و الان نمونه‌های خوبی در دنیا داریم که به بعضی‌ها اشاره می‌کنیم که باید اینها را تقویت کنیم و خواست مردمی را به وجود بیاوریم. اگر خواست مردمی به وجود آمد، حکومت‌ها به دنبال آنها می‌آیند. یک واقعیت این است که اسلام، وحدت مسلمین و وحدت اسلامی برای اکثر حکومت‌های اسلامی ارجحیت ندارد. نوعاً حاکمیت احزاب، گروه‌ها و افراد برایشان مهم است. اگر خیلی خوب باشند، کشورشان برایشان مهم است. اما آیا هدف مقدس هماهنگی دنیای اسلام برای عزت، عظمت و کسب موقعیت مناسب، اسلام در برنامه‌های حکومت‌های اسلامی هست؟ اگر هست، باید همه ما تبریک بگوییم. ولی می‌بینیم که بعضی‌ها برعکس عمل می‌کنند و بعضی‌ها بی‌تفاوت هستند. اگر خواست ملت‌ها را تقویت کنیم و آنها را به مطالبه از حکومت‌ها برای توجه به امت اسلامی برسانیم، فکر می‌کنم گام بزرگی است که بعدها در تعیین مدیریت‌ها و تصمیم سازی‌های انتخاباتی جای خود را باز می‌کند. بسیار بعید می‌دانم بدون خواست ملت‌ها بتوانیم همراهی دولت‌ها را در جهت امت واحده به دست آوریم. پس موج بیداری اسلامی که شروع شده، وظیفه مهمی را بر دوش ما می‌گذارد که این را تقویت کنیم. شاید نیروهای علمی، فرهنگی و روحانی دنیای اسلام طلیعه این کار باشند و حرکت کنند. خوشبختانه این‌گونه نیروها هم الان در دنیای اسلام کم نیستند و فراوان هستند. آموزش آنها هم سخت نیست. استکبار، ارتباطات جهانی را برای خودش توسعه داده، اما ما هم می‌توانیم از این ارتباطات در جهت اهداف خودمان استفاده کنیم. این ظرف را آنها خلق کردند، اما می‌توانیم کاملاً بهره‌گیری کنیم و به خودشان برگردانیم که باید جزو تصمیمات این اجلاس باشد، البته اگر به این نظر برسید و تصمیم واحدی بگیرید. اگر اسلام را تقویت کنیم، اگر راه رسیدن دولت‌ها و قدرت‌ها از طریق ملت‌ها به تفاهم بر محور اسلامی را به وجود بیاوریم و اگر واقعیت‌ها را رک و پوست کنده با مردم مطرح کنیم، فکر می‌کنم راه ما با موانع کمتری مواجه می‌شود و می‌توانیم جلو برویم. زمان زیادی هم نمی‌خواهیم. الان صحبت از دهها سال و قرن نیست، الان تاریخ به سرعت ورق می‌خورد و فقط صحبت از سال است که می‌توانیم به جایی برسیم. مانع مهمتر از همه، خود استکبار است. همان طور که عرض کردم، قدرت، امکانات، نفوذ و منافع دارند و نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد. آیا باید زانو بزنیم و بگوییم نمی‌شود؟ بگوییم حساب مشت و سندان است؟ بگوییم در مقابل این قدرت‌ها کاری از ما ساخته نیست؟ متأسفانه خیلی‌ها این‌گونه فکر می‌کنند، در حالی که اصلاً این‌گونه نیست که آنها آسیب‌پذیر نباشند. این‌گونه نیست که آنها قدرت بی‌زوال باشند. بسیار آسیب‌پذیر هستند و شاید بیشتر از ما آسیب‌پذیر باشند. خیلی از کشورهای اسلامی چیزی ندارند که از دست بدهند، اما به هر گوشه از آنها سوزنی فرو رود، خون بیرون می‌ریزد و ضربه می‌خورند. هر جا وارد می‌شویم، می‌توانیم ضربه وارد کنیم. منظور من از ضربه، خشونت و برخوردهای خشن نیست؛ برخوردهای اقتصادی، فنی، علمی، تبلیغی، فرهنگی و هر جا که آنها ضربه نظامی می‌زنند، برخوردهای نظامی است. این عملی است. قبل از اینکه مبارزات خود را در سال ۴۲ در ایران شروع کنیم، همین افکار تخدیر شده و شکست خورده در جامعه ما هم شدید بود. بیدارگری مثل امام با روحیه‌ای فوق‌العاده و با مدیریتی ستایش برانگیز و با قلبی آکنده از مهر خداوند و مردم، فریاد سردادند و به میدان آمدند و پشت سرشان نیروهای زیادی جمع شد. چقدر انسان‌ها را تربیت کردند و سطح ادراک مردم را بالا آوردند! چقدر دل‌های پژمرده را نورانی کردند! چقدر ترس در دل دشمنان قلدر انداختند! چگونه با تهاجم مردمی، رژیم شاه را ساقط کردند و آمریکایی‌ها را وادار به فرار کردند! ده‌ها هزار آمریکایی به عنوان مستشار در ایران حضور داشتند که فرار کردند. البته امید داشتند که دوباره برگردند که بحمد الله نتوانستند. آنها قدرت دارند، اما آسیب‌های زیادی می‌بینند. اولین نمونه‌اش ایران است. ایران در تحلیل همه تحلیلگران برای آمریکا جزیره ثبات و امن بود. شاه، ژاندارم خلیج فارس شده بود و او را به پیشرفته‌ترین سلاحهای مورد نیاز منطقه مسلح کرده بودند. همه سلاح‌های هوایی، زمینی، دریایی، اطلاعاتی و تبلیغاتی را به او داده بودند. در کنار او نشسته بودند و دائماً هدایتش می‌کردند و هرچه لازم بود، به او می‌گفتند و هر دستوری نیز می‌دادند. خیلی از بزرگان ما در ایران می‌گفتند: وارد این میدان شدن، «تلقوا بایدیکم الی التهلکه» [۳] است. ولی دیدیم این‌گونه نبود و مبارزه خیلی خوب جواب داد. در بقیه جاها هم این گونه است. در افغانستان هم خیلی خوب دیدید. بالاخره مردم فقیر و مجاهد افغانستان قیام کردند و شوروی را که غول بزرگ دنیا و خیلی قوی بود، شکستند. هم به امکانات مادی مسلح بود و هم احزاب کمونیست، پیاده نظام کم‌خرج آن در کشورهای دیگر بودند که کارهای شوروی را به عنوان حامی طبقه مستضعف و محروم توجیه می‌کردند. ولی دیدید گروه‌های جهادی افغانستان ارتش عظیم سرخ را شکستند و به آن طرف جیحون راندند و کشورشان را آزاد کردند. بعدها خودشان بد اداره کردند که بحث دیگر و از اشکالات تفرقه است؛ همانی که می‌گوییم نباید باشد. پس اینها آسیب‌پذیر هستند. نمونه دیگر فلسطین است که الان حقیقتاً یک آزمایشگاه و کارگاه تجربه شده است. ببینید آنجا چه کسی در مقابل چه کسانی هستند؟! در غزه و کرانه باختری تعداد محدودی از نیروهای جهادی هستند و در آن طرف قضیه، اسراییل با آن همه قدرتی است که آمریکا و اروپا، به خصوص انگلیس به آن دادند و با آن همه خشونت که این همه روحیه خشن در انسان‌ها، جز در افرادی مثل شارون و از تبار صهیونیست‌های تروریست، نمی‌تواند جمع شود. بی‌رحمانه‌ترین حرکت‌ها علیه فلسطینی‌ها می‌شود. نمونه‌اش خیلی کم است. عریان، بی‌حیا و گستاخ با هلی‌کوپتر، هواپیماهای پیشرفته و توپخانه مردم را می‌زنند و با بولدوزر خانه‌ها را خراب می‌کنند و مردم را در خیابان‌ها شکنجه می‌دهند و موج موج به زندان می‌برند. هر کاری که می‌خواهند، می‌کنند؛ کانّه حسابی، در دنیا و آخرت وجود ندارد. ولی این مردم مثل کوه دماوند ایستاده‌اند و تکان نمی‌خورند. رهبرانشان را شهید می‌کنند و فوری هزاران نفر به خیابان می‌آیند، در حالی که هلی‌کوپترها از بالا تعقیب می‌کنند. خیلی عظمت است. واقعاً یک معجزه و یک نشان خوب است. ممکن است بعضی‌ها فکر کنند این مردم که به اسرائیل آسیب نمی‌رسانند، کارهای مردم برای نیروهای سرکوبگر، بازی است؛ در حالی که خیلی آسیب می‌رساند. الان مهاجرت به اسرائیل معکوس شده است. اقتصاد اسرائیل بسیار متزلزل شده، روحیه اسرائیلی‌ها به شدت تنزل کرده است. اگر راه داشتند، اکثرشان فرار می‌کردند. خودشان می‌گویند. حتی منظره‌های شقاوت‌آمیز باعث شده که در جاهایی مثل اروپا که حامی قسم‌خورده صهیونیست‌ها بودند، تردید پیدا شود و الان ضدیت با صهیونیسم و یهود (که با صهیونیسم تفاوت دارد)، بسیار جدی شده است. دفاع از یهود در اروپا مشکل شده، افکار عمومی اروپا به این مسائل رسیده است. بالاتر از این، آمریکا است که از شارون [۴] حمایت کرد و الان در دنیا گرفتار این مخمصه است. تنفری که الان در دنیا از آمریکایی‌ها است، بیشتر به خاطر مسائل فلسطین است. اصلاً آمریکا الان گروگان شارون و اسیر فلسطین است. سیاست آمریکا در بند خطاهایی است که در فلسطین انجام می‌دهد. خودش نمی‌فهمد و توجه نمی‌کند. در برج عاجش نشسته و قدرتش را می‌بیند. ولی هر تصویری که از خیابان‌های غزه در دنیا منتشر می‌شود، میلیون‌ها قلب را می‌لرزاند و مردم را خشمگین و عصبانی می‌کند. بعضی از اینها تصمیم می‌گیرند و اقدام می‌کنند و خیلی‌ها هم نفرین می‌کنند. پس آنها آسیب‌پذیرتر هستند. قدرت مطلق نیستند. بهترین نمونه حرفم عراق است. انصافاً عراقی‌ها رؤیاهای طلایی آمریکا را شکستند و آنها را تبدیل به یأس کردند. آمریکا فکر می‌کرد با زدن صدام و پیاده شدن در بغداد رؤیای قدیمی استعماری را که حاکمیت بر خلیج فارس و بین‌النهرین است، دست‌یافتنی می‌بینند. برای بین‌النهرینی که ناظر بر شرق مدیترانه و خلیج فارس و مخازن انرژی منطقه است، خیال‌های واهی داشتند. شاید موردی پیدا نکنیم که به این سرعت وارد منطقه‌ای شوند و به این سرعت ذلیل و زمینگیر شوند. یک روز هم آب خوش از گلوی آمریکا در عراق پایین نرفت. بعد از سقوط صدام حتی یک لحظه شیرین در عراق ندارند. به هیچ چیز دلخوش نیستند. با خیال خام، ارتشی از مردم عراق درست کردند تا در مواقع لازم عراقی‌ها را به دستور آنها سرکوب کنند. در حوادث اخیر گفتند: «۵۰ درصد ارتشی که درست کردیم، اصلاً برای ما خدمت نکردند و ۱۰ درصد علیه ما بودند و ۴۰ درصد هم وقت‌گذرانی کردند.» معلوم است ملتی که بیدار شد و آن جنایات را در گذشته دیده و آمریکا را هم مقصر می‌داند، فرمان آمریکا را نمی‌برد. با نیروی خارجی هم نمی‌توان یک کشور پهناور را اداره کرد. اگر بخواهد به خیابان بیاید، هدف خوبی برای انتقام است. باید خودش را حفاظت کند. بیرون بیاید، او را می‌زنند. الان آمریکا در فلسطین و عراق اسیر است. این کارها را قدرت‌ها نکردند ملت‌ها کردند. نمی‌دانم آخرش چه خواهند کرد. امروز اعلام کردند می‌خواستیم ارتش خود را ۱۱۵ هزار نفر کنیم، ولی حوادث اخیر نشان داد که باید بیشتر کنیم و ۱۳۸ هزار سرباز به عراق خواهیم آورد و تا آخر سال ۲۰۰۵ میلادی هم می‌مانیم. این حرف‌ها را برای خالی کردن دل مردم می‌گویند. فکر نمی‌کنم بتوانند این مقدار نیرو را در عراق نگه دارند. البته اگر راضی باشند هر روز آمریکایی‌ها را با تابوت و آمبولانس ببرند، می‌توانند که این راه عملی نیست. حتماً مطلع شدید که دیروز ۵۰ نفر از استخوان‌های سیاسی [۵] آمریکا به آقای بوش نامه نوشتند که با سیاست‌های بی‌خردانه در عراق، فلسطین و خاورمیانه، اعتبار آمریکا را در دنیا به باد دادید. حمایت بی‌دریغ تو از شارون در مقابل مردم مظلوم فلسطین، دل‌های دنیای اسلام و انسان‌های نوعدوست را علیه آمریکا بسیج کرد. فقط نمونه‌هایش را می‌گویم. اینها را می‌دانید و از دانستنی‌های شما برای استدلال حرف‌هایم استفاده می‌کنم. می‌خواهم بگویم آنها آسیب‌پذیر هستند. در ایران نشان دادیم. در افغانستان و فلسطین نشان دادند. در عراق دارند نشان می‌دهند. هزیمتی که بر اسرائیلی‌ها در لبنان تحمیل شد که مثل لشکر شکست خورده فرار کردند و حتی نتوانستند تانک‌ها، توپ‌ها و مهماتشان را منتقل کنند، سند دیگری است. در میدان‌های علمی و فنی هم این‌گونه است. ممکن است بگویید انسان‌های مجاهد در میدان جنگ ضربه می‌زنند، ولی عرض می‌کنم در میادین علمی هم این‌گونه است. چرا آمریکا و اروپا این مقدار مقاومت می‌کنند که ایران چرخه سوخت هسته‌ای نداشته باشد؟ این اولین حق هر کشور است. اصلاً هدف اصلی آژانس بین‌المللی هسته‌ای که در دنیا به وجود آمد، این است که به کشورها کمک کند تا از مواهب و منافع صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای استفاده کنند. این هدف اصلی است. هدف دوم این است که مانع کشورهایی شود که به طرف سلاح‌های هسته‌ای می‌روند. ما در قدم اول هستیم، یعنی می‌خواهیم سوخت هسته‌ای را برای کشور خود تأمین کنیم تا نیروگاه‌های خود را بچرخانیم، در کشاورزی استفاده کنیم و از داروهای هسته‌ای استفاده کنیم. چند کار مهم را برای خود برنامه‌ریزی کردیم. رسیدن به قدرت علمی حق ملت‌ها است. چرا اینقدر مقاومت می‌کنند؟ همین کسان هستند که پول می‌دهند تا اسرائیل زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای بسازد، همین کسان هستند که اورانیوم ضعیف شده را هرجا که بخواهند در جنگ‌هایشان مصرف می‌کنند. هنوز آمریکایی‌ها دارند زرادخانه‌هایشان را برخلاف امضایی که کردند، توسعه می‌دهند اما با شرارت جلوی ایران ایستاده‌اند تا نتوانیم حق خود را تأمین کنیم چون نمی‌خواهند کشورهای اسلامی به علم، فن، دانش و تکنولوژی پیشرفته مسلح شوند. ما می‌توانیم این کار را بکنیم. در همین ۲۵ سالی که ایران را با زحمت اداره کردیم و با شورش، جنگ و تحریم ساختیم، به اندازه یک قرن در علوم و فنون و قدرت سازندگی جلو رفتیم؛ یعنی سازندگی در حال نبرد. تعدادی از کشورهای اسلامی امکانات دارند و می‌توانند پیشرفت نمایند. اگر دانشمندان دنیای اسلام که الان دارند در دنیای کفر کار می‌کنند به دنیای اسلام جذب شوند، ما را یک گام بزرگ به بالا می‌برند. چرا نمی‌توانیم؟ باید برنامه‌ریزی کرده و از آنها استفاده کنیم و با رفع موانع، دانشمندان اسلامی، کشورهای اسلامی را پیش ببرند. ثروت، استعداد انسانی و نیاز داریم و امروزه امکانات در همه جای دنیا هست، پس می‌توانیم در میادین علمی، فنی، فرهنگی، تبلیغی و همه جا مسلح شویم و حرف بزنیم. همین افشای شکنجه زندانیان عراق توسط آمریکایی‌ها چقدر ضربه تبلیغاتی به آمریکا وارد کرد! از این چیزها که کم نداریم. در سراسر کشورهای اسلامی و حتی دنیا، زمینه‌هایی برای رسوا کردن آمریکا وجود دارد. اگر قدرت تبلیغاتی خود را بسیج و برنامه‌ریزی کنیم، می‌توانیم موانع را برطرف و امکانات خود را بسیج و مردم خود را هوشیار و دولت‌ها را به صورت نسبی با هم همراه کنیم... امروز ایران برای این حرکت، پشتیبان خوبی است. رهبر گرانقدر ما، حضرت آیت الله خامنه‌ای به این افکار مسلح هستند و روحیه پیگیری این افکار را دارند و این مجمع را هم ایشان تأسیس کردند. هم تشخیص می‌دهند و هم قدرت مقاومت دارند. باید از این موقعیت استفاده کنیم. وضع خوبی است. البته دشمنان ما هم با این حوادث کمی بیدار شدند؛ منتهی اگر ما بیدار باشیم، بیداری آنها نتیجه‌ای ندارد. آنها از خواب ما استفاده می‌کنند. دزدند و می‌توانند با غفلت صاحب خانواده چیزی را بربایند. ان شاء الله خداوند هم به ما کمک کند تا بتوانیم این موج بیداری را تقویت کنیم. شما را به خدا می‌سپاریم و از اجلاس شما انتظار برکت داریم. و السلام علیکم و رحمة الله. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره نساء، بخشی از آیه ۱۴۱: خداوند هرگز بر [زیان] مؤمنان برای کافران راه [تسلطی] قرار نداده است. [۲] سوره انبیاء، آیه ۹۲: بی‌گمان این آئین شما آئینی یگانه است و من پروردگار شمایم پس مرا بپرستید. [۳] خود را به دست خود به هلاکت افکنید. اشاره به نقیض آیه ۱۵۹ سوره بقره است که می‌فرماید: خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید. [۴] آریل شارون، سیاستمدار و یازدهمین نخست‌وزیر اسرائیل بود. او نقش اصلی در کشتار فلسطینی‌های ساکن اردوگاه‌های صبرا و شتیلا داشت و از همین رو به «قصاب صبرا و شتیلا» معروف شد. [۵] منظور، سیاستمداران کارکشته است.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: اعضای کنفرانس وحدت اسلامی, عموم مسلمانان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)