کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با بررسی تاریخچه نفوذ استعمار انگلیس در حجاز و نقش آن در روی کار آوردن آل‌سعود آغاز می‌شود. به تفصیل به شخصیت عبدالعزیز بن عبدالرحمان، بنیانگذار آل‌سعود، و خشونت و خونخواری او اشاره شده و او را نوکر بی‌چون و چرای انگلیس معرفی می‌کند. سپس به ادامه این رویه توسط فرزندان او و وابستگی کامل آل‌سعود به آمریکا می‌پردازد و فساد اخلاقی و اقتصادی آنها را برمی‌شمارد. در ادامه، به جنایت اخیر کشتار زائران خانه خدا در مراسم برائت از مشرکین اشاره کرده و آن را فاجعه‌ای بزرگ‌تر از جنایات تاریخی می‌داند. در پایان، ضمن رد توجیهات عربستان سعودی مبنی بر حرام بودن برائت از مشرکین در مکه با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر (ص)، به آل‌سعود هشدار می‌دهد که این جنایت بی‌پاسخ نخواهد ماند و از مسلمانان جهان می‌خواهد برای آزادی قبله از دست استعمارگران تلاش کنند.

متن کامل گزارش

در قرن دوازدهم هجری، قدرت‌های جهانی و بین‌المللی به وجود آمدند. انگلیس، ابرقدرت و استعمار جهانی آن دوران، قدرت خود را در دنیا گسترش داد تا به حجاز رسید. انگلیس در حجاز فهمید که اگر دست روی این خانه بگذارد و این منطقه را به دست بگیرد، از اینجا می‌تواند در تمام مناطق مسلمان‌نشین نفوذ داشته باشد. در آن زمان، سلاطین عثمانی در ترکیه حکومت می‌کردند و منطقه حجاز هم جزو حکومت آنها بود. انگلیس در مقابل دولت عثمانی، قدرت‌های محلی را تقویت کرد و آنها را در مقابل عثمانی‌ها قرار داد. کم‌کم، دوران انحطاط عثمانی‌ها شروع شد و فکر انگلیسی‌ها از آنجا راحت شد. در آن وقت، حکومت مکه در دست شریف‌حسین، شریف مکه بود. شریف حسین، جد شاه حسین[۱] بود که الان در اردن حکومت می‌کند. در ابتدا، شریف حسین نوکر انگلیسی‌ها بود، اما کم‌کم در حجاز صاحب قدرت شده بود و با انگلیسی‌ها با تلخی صحبت می‌کرد و شاخ و دندان و چنگال، به آنها نشان می‌داد. مسئله تأسیس حکومت یهود که پیش آمد، شریف حسین با کمال نوکری‌ای که داشت، در مقابل انگلستان ایستاد و گفت: ما اجازه نمی‌دهیم که یهود بیاید و فلسطین را بگیرد. انگلیسی‌ها هم او را از حجاز برداشتند و به قبرس فرستادند. انگلیسی‌ها پس از این که شریف حسین را به مکه فرستادند، عبدالعزیز بن عبدالرحمان بن سعود، جد فهد را آوردند و حاکم حجاز و مکه کردند. عبدالعزیز، مردی بود صد در صد مطلوب انگلیسی‌ها و مطابق خواسته آنها. او دو چهره کاملاً مشخص داشت. یکی در مقابل ارباب و دیگری در مقابل مردم. در مقابل اربابش یعنی انگلیسی‌ها، کاملاً مطبع بود، لحظه‌ای به ارباب خودش کج نگاه نمی‌کرد و به طور خلاصه، یک نوکر حسابی برای انگلیسی‌ها بود؛ اما در مقابل مردم، یک آدمخوار، خونریز و جانی بالفطره بود. در آدمکشی، دست حجاج بن یوسف، چنگیزخان، هلاکو و آتیلا را از پشت بسته بود. یک خونخوار به تمام معنا و آن قدر در عینیه، موصل، احصا، قطیف، بصره و کربلا، خون انسان‌های مظلوم را بر زمین ریخته است که حد و حساب ندارد. عبدالعزیز، خونخوار بود و به خونخوار بودن خود اعتراف می‌کرد. یکی از هم‌پیمانان او فیصل‌الدویش بود که بعدها با او مخالفت کرد. عبدالعزیز او را گرفته بود و می‌خواست بکشد. رؤسای قبایل حجاز برای شفاعت نزد عبدالعزیز آمدند و تقاضای بخشودن او را کردند. عبدالعزیز به شفاعت‌کنندگان گفت: زمانی جد من عبدالعزیز اول-پسر محمد بن سعود-کسی را گرفته بود که مجازات کند؛ عده‌ای از اطرافیان جدم برای شفاعت فرد زندانی نزد او آمدند، سفره غدا را گستردند. جدم دستور داد سر بریده و پخته شده زندانی را بخورند. شفاعت‌کنندگان از خوردن سر آن زندانی سرپیچی کردند. عبدالعزیز اول، دستور داد که سر همه شفاعت‌کنندگان را بریدند. شما هم مواظب خود باشید و از شفاعت کردن بپرهیزید؛ زیرا که من (عبدالعزیز بن عبدالرحمان) فرزند همان عبدالعزیزم. بعدها فرزندان عبدالعزیز عبدالرحمان برای تبرئه پدرشان، دستور دادند کتابی نوشته شود. این کتاب، صَقر الجزیره یا مرغ شکاری جزیره نام دارد و در چندین جلد نوشته شده است. نظیر همین کار را هم محمدرضا شاه کرد. او وقتی می‌خواست پدرش را از جنایاتی که مرتکب شده بود تبرئه کند، کتابی به نام مردان خودساخته در دفاع از پدرش نوشت. نام کتاب صَقرالجزیره را بسیار مناسب انتخاب کردند، زیرا «صَقر» نوعی پرنده دست‌آموز و شاهانه است. معمولاً شاه مقداری گوشت به این پرنده می‌دهد و او را برای شکار می‌فرستد. او هم می‌رود، صید خود را شکار می‌کند و می‌آورد و تسلیم شاه می‌کند. در واقع نام بسیار خوبی را برای عبدالعزیز بن عبدالرحمان انتخاب کردند! عبدالعزیز بن عبدالرحمان تا توانست آدم کشت، شکم پاره کرد و سر برید و با این کارها، حجاز و نجد و یمن شمالی و جنوبی را برای انگلستان رام کرد و تحویل انگلیسی‌ها داد. بعدها خاندان آل سعود در دامن آمریکا افتادند. بعد از عبدالعزیز بن عبدالرحمان، فرزندانش سعود و فیصل و خالد و فهد آمدند. نوکری اینها برای استعمارگران، دیگر تاریخ نیست و ما اینها را با چشم خودمان دیدیم، وقتی سعود را برداشتند و فیصل را به جای او گذاشتند، من در مدینه بودم. آمریکایی‌ها دیدند مثل این که سعود بسیار ناتوان شده است و دیگر به دردِ آنها نمی‌خورد و در عصر یک شب، سعود را برداشتند و فیصل را به جای او گذاشتند. آمریکایی‌ها هم سعود را به مصر فرستادند و فیصل را به جای او گذاشتند. وقتی آمریکایی‌ها فیصل را برای حکومت حجاز نصب کردند، این مزدوران و عمّالشان در نمازجمعه، خطبه که می‌خواندند، می‌گفتند: مردم! با امیرالمؤمنین فیصل بیعت کنید. مردم هم بیعت کردند و تمام شد. آل‌سعود خشونت، جنایت، خونخواری، آدمکشی و نوکر مسلکی را از پدران خود عبدالعزیز بن عبدالرحمان و عبدالله و ترکی و منشاوی و سعود دوم و محمد بن سعود، به ارث برده‌اند. آنها از شدت وحشیگری، حتی گاهی اوقات، همدیگر را می‌کشند. آل‌سعود از نظر شرابخواری، هرزگی و انواع مختلف منکرات، در همه عالم رسوا و بی‌آبرو هستند. عکاسخانه‌های اروپا و آمریکا پر از عکس‌های شاهزادگان سعودی است که زن‌های هرزه را به دوششان سوار کرده‌اند و بیت‌المال و پول نفت را تبدیل به جواهرات کرده‌اند و زیر پای این زن‌های هرزه ریخته‌اند. حکام آل‌سعود بدون اجازه آمریکا حتی آب هم نمی‌خورند؛ زیرا رگ و ریشه آنها در دست آمریکایی‌ها است. طبق ارقام اعلام شده، آل‌سعود روزی هشت میلیون بشکه نفت می‌فروشند و پول آن را به حسب ارباب‌هایشان می‌ریزند. آنها فرهنگ و سطح علمی مردم عربستان را بسیار پایین نگه داشته‌اند، به طوری که به یک ساعت‌ساز می‌گویند: مهندس! آل‌سعود، مردم عربستان را یک جمعیت کاملا مصرفی بار آورده‌اند. من در مکه، به یک پیراهن احتیاج پیدا کردم. پارچه خریدم که به خیاط بدهم تا برایم پیراهن بدوزد. یک روز تمام جستجو کردم و خیاط پیدا نکردم. خیاط‌های آنجا عرب نیستند و معمولاً بیشتر از یک جور لباس هم بلد نیستند بدوزند. بالاخره یک خیاط پاکستانی پیدا کردم که یک دانه پیراهن برای من دوخت. مدیریت‌های عربستان معمولا در دست مصری‌ها است و عملگی‌شان در دست یمنی‌ها است. پول‌های حاصل از فروش نفت عربستان، به طور عمده در دست آل‌سعود و اطرافیان آنها مانند قاشقچی‌ها، توفیق‌ها و کعکی‌ها است. اخیراً فهد مقدس شده و گفته به من «جلاله المَلِک» نگویید؛ به من «خادم الحرمین» بگویید. علت این مقدس‌بازی فهد، این است که یواش یواش کوس رسوایی و هرزگی آل‌سعود در همه دنیا زده شده است به طوری که دیگر حتی آن وهابی‌های تک‌چشمی که به هر حاکم و صاحب زر و زوری، امیرالمؤمنین می‌گویند، حاضر نیستند که به فهد «امیرالمؤمنین» بگویند. با این که وهابی‌ها می‌گوینند معنای آیه أطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أولِی الأمر مِنکُم[۱] این است که اطاعت از اولی‌الامر واجب است و هر که زر و زور داشته باشد، امیرالمؤمنین است؛ با این حال، از شدت رسوایی فهد، حاضر نیستند که به او امیرالمؤمنین بگویند. فهد هم به ناچار تظاهر به تقدس کرده و خود را خادم‌الحرمین نامیده است. آنچه خدمتتان عرض کردم، خلاصه تاریخ کعبه است؛ اما این جنایت اخیر و فاجعه جمعه سیاه[۲] را نه جُرهم مرتکب شده و نه عَمالِقه، نه قریش انجام داده و نه حجاج بن یوسف. این جنایت را فهد مرتکب شده است. هر قدر ابعاد این جنایت را با جنایت‌های ستمگران مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم ابعاد این جنایت بسیار وسیع‌تر است. من از بعضی مجروحان که با جنازه شهدا آمده‌اند و توفیق زیارت آنها را داشتم، پرسیدم، قضیه چه بود؟ یکی از آنها که دستش شکسته بود، گفت: یکی از مأموران امنیتی عربستان، یک بطری از جیبش درآورد و آن را شکست و با همان به من حمله کرد. من از خودم دفاع کردم، بطری از دست او افتاد و شکست. او بطری دیگری از جیبش درآورد و به من حمله کرد. علاوه بر بطری، چاقو، سنگ و چماق و آب جوش و اسلحه گرم با خود آورده بودند و این جنایت بزرگ را مرتکب شدند. فهد در روز جمعه، دستور کشتار چهار صد نفر پیرزن و پیرمرد و مجروح کردن صدها زائر خانه خدا را می‌دهد و در روز عرفه، با دستی که تا مرفق، آلوده به خون زائران خانه خدا است، کعبه را با گلاب می‌شوید و با همان لب‌هایی که آن زهرمارها را می‌خورد، حجرالاسود را می‌بوسد. فهد چنین آدمی است و ما هیچ انتظار بهتری از او و گروه او نداریم. آل‌سعود برای عوام‌فریبی و برای این که مردم کم‌فرهنگ را آرام کنند، چند خیابان را احداث یا آسفالت می‌کنند. چهار تا پل درست می‌کنند و چند ماشین از خارج وارد می‌کنند که بگویند الحمد لله مملکت آباد شده است. آنها نمی‌فهمند که فردا اگر نفت عربستان تمام شد، حتی غذا برای خوردن هم ندارند. دولت عربستان به ما می‌گوید: چرا در مکه، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل گفتید؟ چرا در مکه راهپیمایی کردید؟ می‌گویند: انجام این کارها در مکه، حرام است زیرا مکه جای عبادت است نه جای برائت از مشرکین. اینها تا این اندازه از اسلام بی‌خبرند که می‌گویند: مکه جای برائت از مشرکین نیست. اگر آنها قرآن را خوانده بودند، چنین حرفی نمی‌زدند. پیام امسال حضرت امام به مناسبت حج را شنیدید. اسم این پیام «برائت از مشرکین» بود. این پیام از قرآن الهام گرفته است. پیامبر اکرم (ص) سال هشتم هجرت مکه را فتح کرد. در سال نهم هجرت، خود در مراسم حج شرکت نکرد اما یک بعثه شامل سیصد نفر از مسلمانان ساکن مدینه را برای شرکت در مراسم حج، به مکه فرستاد. در سال نهم هجرت، چهل آیه از سوره برائت که برائت از مشرکین است، نازل شده بود و دستور آمده بود که باید در مجامع عمومی مکه خوانده شود. ابوبکر هم در میان بعثه بود؛ آیات به او سپرده شد تا او آنها را در مکه بخواند. در میان راه، علی بن ابیطالب خود را به آنها رسانید و گفت: من مأمورم که آیات برائت از مشرکین را بخوانم. ابوبکر نزد رسول‌الله (ص) بازگشت و گفت: یا رسول‌الله! آیا درباره من، آیه نازل شده است؟ فرمودند: نه، جبرئیل نازل شده است. خداوند به من دستور داده است که آیات برائت از مشرکین را باید یا خودم بخوانم یا کسی از خانواده من. به همین سبب، من هم علی (ع) را فرستادم. شما چهل آیه اول سوره برائت را بخوانید و ببینید که معنای آنها چیست. حکام آل‌سعود که می‌گویند «مراسم برائت از مشرکین در مکه، حرام است»، نمی‌فهمند که چه می‌گویند؛ زیرا معنای حرف آنها این است که خداوند دستور کار حرام داده و پیامبر (ص) کار حرام انجام داده است! برائت از مشرکین که ما در مکه انجام می‌دهیم، همان برائتی است که پیامبر (ص) انجام می‌داد. پیامبر (ص) مراسم برائت از مشرکین را در سال نهم هجرت انجام داد و ما هم برائت از مشرکین را در سال نهم انقلاب انجام دادیم. مشرک آن زمان، عُتبه و شَیبَه و عاص بن وائل بود و در این زمان، آمریکا در رأس کفار مشرک است. آن وقت، پیامبر (ص) فرمودند: بعد از امسال مشرکین حق ندارند به مکه بیایند. امسال هم برائت از مشرکین می‌گفت: «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل». تا هنگامی که آمریکا و اسرائیل مشرک‌اند و ما موحد، هیچ پلی در بین ما وجود ندارد. این حرف‌ها را از قرآن الهام گرفته‌اند. کدامیک از این حرف‌ها، خلاف شرع است؟! دولت عربستان اعلام کرده است که در مراسم برائت از مشرکین، حتی یک تیر هم شلیک نشده است. بعد اعلام کردند که اصلاً نیروهای انتظامی در این درگیری شرکت نکرده‌اند و مردم، خودشان با خودشان، درگیر شده‌اند. در عرض چند روز گذشته، در این باره حرف‌هایی گفته شده که شما هم شنیده‌اید و من نمی‌خواهم آنها را تکرار کنم. من در اینجا یک پیام برای مسلمانان دنیا دارم و یک هشدار هم به‌آل‌سعود می‌دهم. هشدار من به فهد و دیگر شاهزاده‌های آل‌سعود، این است که اگر فکر می‌کنید چهارصد، پانصد نفر را کشتید و شب خیابان را شستید، مسئله تمام شده است. بدانید که اگر مسئله حجاج بن یوسف و جُرهُم تمام شد، مسئله شما هم تمام شده است. زمان ما، زمانی نیست که یک قلدر، یک جانی و یک خونخوار به دلیل این که جانی و آدمکش است و اربابش پشت سر اوست، فقط به جرم این که عده‌ای «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل» گفته‌اند، این جنایت وحشتناک را به وجود بیاورید و بعد هم آب راحت از حلقومش پایین برود. این امکان ندارد. فهد! بدان که از این پس، خواب راحت به چشمت راه نخواهد یافت. فهد! همه مسلمانان متعهد و مسئول دنیا، این جنایتِ تو را مانند تیری در قلب خودشان احساس می‌کنند و همه جا در تعقیب تو هستند. طاغوت ایران هنگامی که در میدان شهدا، مردم را به رگبار بست، فکر می‌کرد که مسئله تمام شده است؛ اما با این کارش، انقلاب به آخر نرسید، بلکه حیاتِ سیاسی طاغوت پایان پذیرفت. پیام من به مردم و مسلمانان مسئول و متعهد جهان، موحدان و خداپرستان این است که امروز برای صدها میلیون مسلمان، ننگ است که اختیار قبله‌شان در دست آمریکا باشد. آنهایی که دنبال آزادی و استقلال و مبارزه با امپریالیسم هستند، ایرانی یا غیرایرانی، عرب یا عجم، اول باید قبله را آزاد کنند و بعد کشور را. از این جهت که ما در این واقعه، عزیزانمان را از دست دادیم، این حادثه تلخ را مصیبت تلقی می‌کنیم؛ اما از این جهت که درختِ دین و انقلاب از اول، ریشه‌اش با خون پاک شهدا آبیاری شده، ما این حادثه را وسیله رسوایی و بی‌آبرویی آل‌سعود می‌دانیم. در این کشتار فجیع زائران خانه خدا، همه مسلمانان دنیا، مظلومیت انقلاب ایران را فهمیدند، مظلومی که به حول و قوه خداوند، قدرت آن را دارد که ظالم را به جای خود بنشاند. **پاورقی‌ها:** [۱] ملک‌حسین، پادشاه وقت اردن (سلطنت: ۱۱ اوت ۱۹۵۲ - ۷ فوریه ۱۹۹۹برابر با ۲۰ مرداد ۱۳۳۱ - ۱۸ بهمن ۱۳۷۷) [۲] اشاره به کشتار بیش از چهارصد نفر از زایران ایرانی خانه خدا در مراسم برائت از مشرکین همان سال است.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, آل سعود
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)