کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با ابراز نگرانی از تکرار اشتباهات امت‌های پیشین در انقلاب آغاز می‌شود و بر لزوم حفظ وحدت کلمه به عنوان اولین پایه انقلاب تأکید می‌کند. سپس به نقد باندبازی و دسته‌بندی‌ها به عنوان ضربه‌ای داخلی می‌پردازد. در ادامه، دومین آفت را سهم‌خواهی از پیروزی انقلاب معرفی کرده و با اشاره به واقعه احد و آیات قرآن، دنیاطلبی پس از جهاد را مذمت می‌کند. سخنران تأکید می‌کند که خدمت به انقلاب محدود به مناصب رسمی نیست و هر فرد متعهد می‌تواند در هر جایگاهی خدمت کند. در بخش بعدی، فراموش کردن اهداف و اصول انقلاب از جمله استقلال، عدالت اجتماعی و آزادی را بدترین آفت می‌داند و بر حاکمیت قانون و پرهیز از سلیقه‌گرایی تأکید می‌کند. همچنین، دخالت در وظایف دیگران را موجب هرج و مرج دانسته و آن را ناشی از غرور و بی‌فکری می‌داند. در پایان، با ستایش از مقاومت مردم در برابر دشمن خارجی، هشدار می‌دهد که آسیب داخلی و پوک شدن از درون، خطر اصلی است و بر لزوم حمایت از محرومان و مستضعفان و مبارزه با تورم تأکید می‌کند و راه حل اختلافات را مشورت و همفکری می‌داند.

متن کامل گزارش

اکنون که انقلابی به این عظمت و در حد یک اعجاز تاریخی رخ داده است، وحشت من از این است که ما نیز گرفتار مسائلی شویم که امت‌های پیش از ما گرفتار آن شدند و در نتیجه آن مسائل، نتوانستند به پیروزی نهایی برسند. یکی از گرفتارهای امت‌های پیشین، اختلاف کلمه بود. شما مردم، انقلاب بسیار بزرگی کرده‌اید. انقلاب به این عظمت، با یاری خداوند و هدایت رهبر انجام شد. این انقلاب، پایه‌هایی دارد که باید حفظ بشود تا انقلاب تداوم یابد. اولین پایه انقلاب، وحدت کلمه است. در دوره‌های مختلف، ما گرفتار طاغوت و طاغوتیان، التقاطی‌ها و چپ و راست و طرفداران آنها بودیم. یک به یک آنها را پشت سر گذاشتیم. بعد گرفتار لیبرال‌ها شدیم. آن گرفتاری هم تمام شد. امروز الحمد لله در امت اسلامی ما از آن گرفتاری‌ها، اثر قابل توجهی باقی نمانده است. امروز، روزی است که ما باید حرف و راه و فکر و همت و کوشش‌مان یکی باشد. اگر امروز یکدست نباشیم، پس چه باید بکنیم؟ باندبازی‌ها را شروع کنیم؟ دسته‌بندی‌ها را شروع کنیم؟ اگر باندبازی در بین ما وجود داشته باشد، بدانید که ضربه‌ای داخلی است که از درون بر انقلاب ما وارد می‌شود. ضربه باندبازی مثل موشک‌باران نیست که انسان به پناهگاه برود و جان خودش را نجات بدهد. هر جا برویم، ضربه و آسیب آن، ما را رها نمی‌کند. دومین آفت و خطر انقلاب، سهم خواستن از پیروزی انقلاب است. در جنگ اَحُد در حالی که هنوز دشمن داشت می‌جنگید، مسلمانان به فکر جمع‌آوری غنیمت و تقسیم سهمیه افتادند و در نتیجه، ضربه بسیار بزرگی خوردند. اگر ما بگوییم: من انقلاب کرده‌ام، من زندان رفته‌ام، من شکنجه شده‌ام، من تبعید شده‌ام و ... حالا سهم خودم را از پیروزی انقلاب می‌خواهم، اگر ما این حرف‌ها را بزنیم، فاجعه شکست اَحُد تکرار می‌شود. قرآن شریف وَ السّابِقَونَ السّابِقَونَ وَ السَّابِقَونَ الأوّلونَ مِنَ المُهاجِرینَ وَالأَنصَارِ[۲] را ارج می‌گذارد؛ اما اگر کسی بخواهد سابقه جهاد خود را دستاویز دنیاطلبی کند، همه تلاش‌ها و جهادهایش هَباءً مَنثُوراً[۱] و نیست و نابود می‌گردد. برادران و خواهران عزیز! برای خدمت کردن به انقلاب، لازم نیست که انسان حتماً جزو کادر قضایی یا قوه مجریه یا نماینده مجلس باشد. انسان به عنوان یک فرد مصلح، می‌تواند در همه جا، در شهر، در ده، در خیابان، در مسجد و در محراب به انقلاب خدمت کند. جا تنگ نیست. یک انقلابی متعهد هر جا رود، یک انقلابی متعهد است و می‌تواند خدمت کند. آفتی که از همه اینها بدتر است، فراموش کردن و زیر پا انداختن اهداف و اصول انقلاب است. این انقلاب، بوته بی‌ریشه نیست. برای خودش، هدف و اصول دارد. هدف عالی انقلاب، پیاده کردن اسلام عزیز است؛ آن هم اسلام ناب محمدی. مگر ما نمی‌گفتیم یکی از اصول انقلاب ما استقلال کشور است؟ مگر ما نمی‌گفتیم یکی از آرمان‌های انقلاب، به دست آوردن استقلال فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور است؟ مگر ما نمی‌گفتیم که یکی از اهداف انقلاب ما، برقراری عدالت اجتماعی در جامعه است؟ مگر ما نمی‌گفتیم که یکی از اهداف ما آزادی است؟ فراموش کردن این اهداف و اصول برای ما یک فاجعه است. ما انقلاب کرده‌ایم تا یک جامعه سالم داشته باشیم. آیا می‌توان بدون حاکمیت قانون یک جامعه اسلام داشت؟! حضرت امام سال ۱۳۶۰ را به عنوان سال قانون اعلام کردند. از آن زمان تاکنون، هفت سال می‌گذرد. همانطور که قیافه انسان‌ها با هم فرق دارد، سلیقه آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. اگر جمعیت کشور ما ۵۲ میلیون نفر باشد، ۵۲ میلیون سلیقه در کشور ما وجود دارد. اگر قرار باشد به قوانین و مقررات کشور بی‌اعتنا باشیم و سلیقه‌ای کار کنیم، کدامیک از سلیقه‌های موجود در کشور، اصل است و باید بر دیگران ترجیح داده شود؟ بعضی از برادران می‌خواهند ضعف خودشان را با ارتکاب خلاف قانون جبران کنند، می‌گویند: لازمه پیروی کردن از قانون، بوروکراسی و کاغذبازی است. من آنها را نصیحت می‌کنم که دست از این حرف اشتباه بردارند. پیروی نکردن از قانون، جامعه را به جنگل تبدیل می‌کند. بدون اطاعت از قوانین نمی‌توان مملکت را اداره کرد، به خصوص که قوانین کشور ما از مشروعیت بسیار بالایی برخوردار است؛ زیرا مراجع بزرگ شیعه آن را امضا کرده‌اند؛ ملت، آن را امضا کرده است؛ خود ما هم این قوانین را امضا کرده‌ایم. مگر می‌شود که انسان هر کجا دید قوانین برایش محدودیت ایجاد می‌کند، مرتکب نقض قانون شود؟ در کشور، تقسیم کار شده است. برای هر کس یک محدوده مسئولیت و یک شرح وظایف تعیین شده است. اگر ما معتقد باشیم که آن دیگری درست کار نمی‌کند و ما برویم در محدوده وظایف آن، کار او را انجام دهیم، او هم دست از کار می‌کشد. والله دخالت در وظایف و مسئولیت‌های دیگران موجب هرج و مرج می‌شود. ممکن است در قدم اول که در وظایف دیگران دخالت می‌کنیم، بتوانیم کاری انجام دهیم؛ اما بعد گیر می‌کنیم و نمی‌توانیم قدم دوم را برداریم. انگیزه دخالت در وظایف و مسئولیت‌های دیگران از چه چیزی ناشی می‌شود؟ از غرور و بی‌فکری. اذ أعجَبَتکُم کَثرَتُکُم.[۱] خیال می‌کنیم همه کارهایمان درست شده و دیگر نیازی به فکر کردن و دقت نداریم؟! این درست نیست که خودمان را واجد تمام شرایط و دیگران را فاقد تمام آن بدانیم. همه ما نقاط قوت و ضعف داریم. اگر این اشکالات در جامعه ما نفوذ کند، ما خُرد خواهیم شد. خدایا! تو شاهدی که من از روی اطمینان قلب می‌گویم که نیروهای خارجی و ابرقدرت‌ها نمی‌توانند ما را شکست دهند. شما مردم خط‌شکن، حماسه‌آفرین و تاریخ‌ساز هستید. شما دنیا را در مقابل عظمت روحی خود خاضع کردید. شما آنچنان نام‌آور شدید که تاریخ، گذشتگان را فراموش کرد و آیندگان را برای درخشیدن به زحمت انداختید. شما مردمی هستید که زیر بمب‌های شیمیایی، موشک‌باران‌ها، توپ‌ها و تانک‌ها سر برآوردید. شما سرافرازید. دشمن نمی‌تواند شما را از بین ببرد، اما باید مواظب باشیم که از داخل پوک نشویم و خودمان ضربه به خودمان نزنیم. ما بارها گفته‌ایم که انقلاب ما، انقلاب محرومان و مستضعفان است. باید به لوازم یک اصل، متعهد باشیم. مبادا کسی به نام حمایت مالی از جبهه و جنگ، بعضی کالاهای دولتی را گران‌تر بفروشد. جنگ را مردم اداره می‌کنند. هزینه جنگ را مردم تأمین می‌کنند. مردم باید خیالشان راحت باشد، باید راضی باشند و امید داشته باشند. اگر مردم ناراحت و ناراضی شوند، این امر در جنگ هم اثر می‌گذارد. این عرایض من به آن معنا نیست که مسائل زیادی در کشور به وجود آمده و داد ما بلند شده است. خدا نیاورد آن روزی را که چنین شود و گرنه آن روز، مقابله با مشکلات بسیار دشوار می‌شود. تردیدی نیست که در مملکت ما عده‌ای محروم، مستضعف و پابرهنه وجود دارند. همچنین تردیدی نیست که در کشور ما امکاناتی هم وجود دارد. اگر کسی بگوید: امکانات کشور باید عادلانه تقسیم و توزیع شود، به گونه‌ای که مردم پابرهنه و مستضعف هم از آنها بهره‌مند شوند، فکر نمی‌کنم که هیچ کس با این نظر مخالف باشد. قانونگذار، مجری و قاضی هم باید بدانند که ما به سوی حمایت از محرومان و مستضعفان پیش می‌رویم. البته ممکن است در انتخاب طرح اجرایی برای این هدف با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم، اما حمایت از مستضعفین برای ما یک هدف مسلم است. تورم و بالا رفتن قیمت‌ها، دودش به چشم کسانی که جیبشان پر از پول است و قدرت خرید دارند نمی‌رود، بلکه دودش به چشم افراد محروم می‌رود؛ همان کسانی که اگر قیمت فلان دارو یک تومان دیگر افزایش یابد، نمی‌توانند آن را بخرند. همه می‌گوییم: بیایید تورم را برطرف کنیم. ممکن است در طرح اجرایی برطرف کردن افزایش قیمت‌ها اختلاف نظر داشته باشیم، اما اگر با انگیزه سالم دور هم بنشینیم و با یکدیگر مشورت کنیم، می‌توانیم یک طرح جامع به دست آوریم. اختلاف نظرها هم حل می‌شود. **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به آیه ۲۳ سوره فرقان است که می‌فرماید: به سراغ اعمالی که کرده‌اند می‌رویم و آن را [چون] غباری پراکنده می‌سازیم. [۲] سوره توبه، بخشی از آیه ۱۰۰: پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, نمازگزاران جمعه
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)