کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این فتوا به سؤالاتی درباره وجوب جهاد با روس‌ها، جواز آموزش فنون جنگی جدید، حکم «مؤلفة قلوبهم» برای کمک‌کنندگان غیرمسلمان، اولویت جهاد بر حج و زیارت، حکم کسانی که با دشمن همکاری می‌کنند و وضعیت اهل کتاب هم‌پیمان با روس‌ها پاسخ می‌دهد. همچنین به جواز حضور علما در میدان جنگ و ثواب ترغیب‌کنندگان به جهاد اشاره می‌کند. در پایان، به مسائل مالی مربوط به جهاد، حکم نماز مجاهدین و وضعیت شهدای جنگ می‌پردازد و تأکید می‌کند که دفاع از اسلام و مسلمین در برابر تهاجم کفار واجب است و خراج اراضی می‌تواند صرف مجاهدین شود.

متن کامل گزارش

سؤال: در این اوقات که طایفه روسیه به جانب ممالک محروسه ایران و سایر بلاد مسلمانان آمده و همت بر تسخیر بلاد اسلام گماشته و مانع از اجرای احکام دین مُسدَّد[۱] امام (ع) می‌باشند دفع ایشان شرعاً واجب و لازم است با ظن غلبه مسلمین بر ایشان یا نه؟ جواب: هرگاه منظور ایشان تغییر شرایع و احکام اسلام یا اذیت به نفوس و اعراض[۲] مسلمانان و نَهب و غارت اموال ایشان است، بلی واجب است، لکن علی الاقرب فالاقرب. و در هر طبقه‌ای از اقرب، هرگاه جمعیتی هست که به بعض آنها کفایت در دفاع حاصل شود، بر هر یک از طوایف آنها واجب کفایی است؛ و هرگاه جماعتی که به نزدیک آنها هستند و کفایت نمی‌کنند بر آنهایی که نزدیکترند به آنها واجب است امداد، به عنوان وجوب‌کفایی؛ و اگر کفایت حاصل نشود الا به اجتماع جمیع، بر همه واجب می‌شود که امداد کنند و مُتعیِّن[۳] می‌شود. سؤال: چون مجاهده با این طایفه منحوسه [روس]، موقوف به تعلیم و تعلّم انداختن توپ و تفنگ و سایر آلات و ادوات حربیه کَفَره است، تعلیم و تعلّم جایز و مباح است یا نه؟ و مع‌الجواز[۴]، اجبار بر تعلیم و تعلّم از باب مقدمه واجب، واجب است یا نه؟ جواب: اصل معرفتِ اسب تاختن و تیر انداختن، جایز و مشروع است و همچنین‌گرو بستن در آنها حلال است و فایده آن، همین استعداد از برای قتال کفار و دشمن است؛ ولکن به تفصیلی که در کتب فقها مذکور است در مرکوب[۵] که چه چیز است و کدام تیر است، هرچندکه تیر توپ و تفنگ داخل اینها نیست که گرو بستن آنها حلال باشد، لکن تعلیم و تعلّم آن، در صورتی که موقوفِ دفع دشمن باشد بر آن، جایز، بلکه واجب است. در صورت وجوب، امر به آن، از باب امر به معروف با شرایط آن، واجب است و آیه شریفه: «و اَعِدّوا لَهُم مَا اسْتَطعْتم مِن قُوّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیْلِ تُرْهِبونَ بِه عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوّ کم»، اشاره به آن دارد. یعنی مهیا کنید برای کفار، هر قدر توانایی داشته باشید از قوّت و از رباط خیل. و در حدیث است از رسول خدا (ص) که مراد از قوّت، رَمْی است، یعنی تیراندازی. و رباط‌الخیل، تفسیر شده است به اینکه اسب را ببندند و علف بدهند و چاق کنند از برای دفع دشمن. و بعضی، تفسیر آن را به مرابَطَه[۶] کرده‌اند و لفظ «تُرهِبونَ بِهِ عَدوَّ اللهِ وَ عَدوَّکُم» در منزله علت است؛ یعنی این کار را بکنید از برای اینکه بترسانید دشمن خدا و دشمن خود را. پس هر چه به آن ترساندن حاصل شود، خوب است. سؤال: آیا [بر]کفار و اهل کتابی که در این دعوی و مجاهده، مدد اهل اسلام در دفع کفار از مسلمین می‌نمایند، حکم «مؤلفة قلوبهم» جاری است یا نه؟ جواب: ثبوت سهم مؤلفة قلوبهم از اصناف مستحقین زکوة بعد از زمان غیبت امام (ع) بر حقیر ظاهر نیست؛ لکن مضایقه ندارم که از سهم فی سبیل الله به کفار داده شود به جهت اعانت مسلمین و تقویت دین اسلام. سؤال: در این صورت که خوف هجوم و غلبه مشرکین بر بلاد مسلمین است، وجوب مدافعه و مجاهده با آنها فوری است یا نه؟ و در صورتی که فور باشد مجاهده، ترک نمودن آن و به حج و زیارت عتبات عالیات رفتن چه صورت دارد؟ بیان فرمایند. جواب: در صورتی که موسم روانه شدن قافلة حج، مدافعه با کفار واجب شود، به این معنی که رفتن حج باعث تعطیل مدافعه می‌شود، در اینجا حکم آن است که دو واجب مُضَیَّق بر مکلف جمع شود و محتاج به مُرَجِّحی[۷] باشد در تقدیم احدهما[۸]. و ظاهر این است که در اینجا در صورت تعیین وجوب، دفاع را باید مقدم داشت بر حج. و حکم زیارت هم از اینجا معلوم شد، هرگاه بر او واجب شده باشد یا به نذر و شبه آن، چه جای زیارت مستحب. سؤال: آیا از اهل اسلام، کسانی که با کفار همداستان شده اختیار کمک ایشان را می‌نمایند در تسخیر ممالک اسلام، نهب و آسر[۹] و قتل ایشان جایز است یا نه؟ و اگر غلبه بر کفار در این دعوی موقوف به کوچانیدن و تنبیه بعضی مُتَمرّدین[۱۰] اهل اسلام باشد، آیا کوچانیدن ایشان در صورتی که ایوای عین[۱۱] مشرکین نموده، اسرار مسلمین بر کفره می‌رسانند جایز است یا نه؟ جواب: اَسر مُسلم و نهب اموال مُسلِم به هیچوجه جایز نیست؛ و اما قتل آنها. پس از آنچه موقوفٌ علیه[۱۲] دفاع است از مسلمین و اسلام، جایز است. و اما اینکه آنها داخل محارب می‌شوند (و گاه است که حد محارب، قتل است) و آن منحصر نیست در اینکه در حال مقاتله باشد بلکه تابع اسم محارب است، پس آن در وقتی است که ما اجرای حدود را در زمان غیبت امام جایز دانیم و بر فرض جواز، همان وظیفه مجتهد عادل است و حقیر در جواز اجرای حدود در زمان غیبت، توقف و تأمل دارم. بلی حاکم شرع، این جماعت را تَعزیر[۱۳] می‌کند به هر چه صلاح داند، و آن هم وظیفه حاکم شرع است. بلی هرگاه حاکم شرع را آن اقتدار نیست، بر دیگران تنبیه ایشان از باب امر به معروف و نهی از منکر، به هر نحو که اقتضاکند و شرایط آن متحقق شود، جایز بلکه واجب است. بالأسهل فالاَسَهْل[۱۴]. سؤال: آیا اهل کتابی که در این صورت با طایفه روسیه اتفاق نموده، بر قتل و آسر و نهب اموال مسلمین همداستان شده‌اند از ذِمّه[۱۵]، خارج و قتل نفوس و نهب اموال و اَسر و خرید و فروش آنها جایز است یا نه؟ جواب: ظاهر این است هرگاه مجبور نباشند و به اختیار خود با مسلمین حرب می‌کنند، از ذِمّه خارجند و قطع نظر از آنکه داخل محارب و قُطّاع طریقند[۱۶]، داخل کفار حربند و حرمتی از برای ایشان باقی نمی‌ماند. قتل ایشان در حال حرب، جایز و اسر و نهب اموال ایشان هم جایز می‌باشد. سؤال: در صورتی که پادشاه، حکم و مقرر فرماید به نحوی که الحال، حکم پادشاهی شرف صدور یافته است که علما و فضلا تصدیع نکشیده[۱۷] به امر مدافعه و مجاهده مشغول نگردند و خودشان را معاف دانند، در این صورت اگر یکی از علما خواهد که محض تحصیل ثواب و تحریص[۱۸] مسلمین در زمره مجاهدین، مُنْسَلِک[۱۹] و مُتَلَبِّس[۲۰] به لباس اهل سلاح شود جایز است یا نه؟ و در این صورت آیا از زِی[۲۱]ّ خود بیرون آمده و خلاف مروت‌کرده است یا نه؟ و کسی از علما که خود بنفسه متوجه جهاد نگردیده، لکن در بلاد و امصار[۲۲]، مسلمین را تحریص و ترغیب بر جهاد می‌نماید، ثواب جهاد می‌یابد یا نه؟ جواب: بلی، جایز است. و آنچه گفته‌اند که فقیه هرگاه متلبّس به لباس جُندی[۲۳] شود منافات با مروت دارد، در غیرِ صورتِ قتال و دفاع مشروع است. کدام عالم از جناب امیرالمومنین (ع) بالاتر است که اسلحه بر خود می‌آراست و اقدام به جهاد می‌نمود؟ «والدّالُ عَلی الخَیرِ کَفاعِلَة»[۲۴]. ان‌شاءاللّه. سؤال: چه می‌فرمایند در خصوص کسی که مقاتله با کفار نموده و مقاتله می‌نماید، هر چند در اول امر قصد باطل داشته، ولکن اگر رجوع و معاودت نماید موجب جرأت کفره می‌شود و بدون اعانتِ اموال و افراد مسلمین و تألیف قلوب مخالفین و ارامنه[۲۵] بر مقاتله قادر نیست، می‌تواند شرعاً تدارک خود را - هرگاه مسلمین به رضای خود ندهند - الجاء[۲۶]ً فراهم آورد یا نه؟ مالیات و عوارضاتی که گرفته می‌شود و صرف دفاع کفار می‌شود چه صورت دارد؟ جایز است یا نه؟ و هرگاه جایز باشد اخذ این وجوه، به جهت صرف دفاع هم بشود، ولکن نیت اخذکردن و صرف نمودن، محض اعانت اسلام نباشد [چه صورت دارد؟] آیا نماز قصر[۲۷] است یا تمام؟ و مسلمینِ مقتولین، در جنگ کفره ارمنیه[۲۸] بدون کفن و غسل می‌توان مدفون نمود یا نه؟ جواب: آنچه وظیفه ماست در جواب این مسائل، این است که هرگاه کفار خواهند تسخیر مسلمین کنند و اذیت به ایشان برسانند و بلاد و اموال آنها را متصرف شوند دفاع آنها واجب است الاقرب فالاقرب، و خراج[۲۹] اراضی خراجیه در مذهب ما موضوع[۳۰] است از برای مصالح عامه مسلمین و از اعظم آنها مجاهدین است. و مدافعین از اسلام نوعی هستند از مجاهدین و به مصرف ایشان رسانیدن، جایز است و آن موکول است به نظر امام عادل و پس از غیبت امام عادل، حاکم شرع یعنی مجتهد عادل، نایب امام است در تعیین مقدار و رسانیدن آن به مصرف. و حقیر به قدر حصّه[۳۱] خود راضی‌ام که به قدر رفع حاجت مجاهدین و مدافعین، به ایشان داده شود از وجوه مالیات؛ یعنی خراج اراضی خراجیه، و بر ایشان حلال است‌گرفتن، و سفر ایشان به این قصد مباح است، و نماز و روزه را قصر می‌کنند. و مسلمین مقتولین در این دفاع‌که به قصد محافظت دین اسلام است در حکم شهیدند در ثواب و فضیلت. و هرگاه در معرکه قتال‌کشته شوند (یعنی در میدان، جان بدهند) اظهر[۳۲] این است‌که غسل و کفن کردن ساقط است و به همان جامه‌های خود نماز بر آنها می‌کنند و دفن می‌کنند و پوستین و چکمه را می‌کنند و با سایر جامه‌ها دفن می‌کنند. **پاورقی‌ها:** [۱] محکم شده، استوار [۲] جمع عِرض: آبروها [۳] یعنی واجب عینی می‌شود و آن واجبی است که مشخصاً وجوب بدان تعلق گرفته باشد. [۴] در صورت جایز بودن [۵] وسیله سواری [۶] مواظبت‌کردن، نگهبانی مرزها [۷] ترجیح‌دهنده [۸] تقدیم احدهما: پیش انداختن یکی از آن دو. [۹] اسیرکردن [۱۰] سرکشان، تمردکنندگان [۱۱] ایوای عین: پناه دادن به جاسوس [۱۲] مشروط بر [۱۳] مجازاتی بدنی برای خلافکارکه میزان آن را شرع تعیین نکرده باشد. [۱۴] به ترتیب آسان‌تر سپس آسان‌تر [۱۵] پناه دادن حکومت اسلامی به اهل کتاب (مسیحی، یهودی و زرتشتی) و مصون بودن جان و مال و ناموسشان در برابر تعهداتی که آنها نسبت به حکومت دارند. [۱۶] قُطّاع طریق: راهزنان [۱۷] تصدیع نکشیده: زحمت نکشند [۱۸] ترغیب کردن [۱۹] داخل‌شونده [۲۰] پوشنده جامه [۲۱] هیئت، پوشش [۲۲] شهرها [۲۳] سربازی [۲۴] رهنمون کننده بر خیر مانند کننده عمل خیر است. [۲۵] منظور ساکنان ارمنی مناطق اشغالی ایران است که به تصرف روسیه درآمده بود. [۲۶] از سر ناچاری و ناگزیری [۲۷] نماز قصر: نماز شکسته [۲۸] منظور از کفره ارمنیه، سپاهیان روس است. [۲۹] مالیات اراضی که دولت اسلامی از مسلمانان و یا غیر آنها طبق شرایطی می‌گیرد. [۳۰] وضع شده [۳۱] سهم [۳۲] روشن‌تر، آشکارتر (از نظر اطلاق روایات)

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1187
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: استفتائات

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)