کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این فتوا با تأکید بر وجوب مقاتله با کفار در صورت قصد تغییر احکام اسلام و غارت مسلمین آغاز می‌شود و این عمل را مصداق «مقاتل فی سبیل‌الله» می‌داند. در ادامه، به عدم نیاز به اذن مجتهد جامع‌الشرایط برای دفاع در برابر هجوم کفار اشاره می‌کند و رجوع به مجتهد را صرفاً برای آگاهی از احکام قتال می‌داند. سپس، به جواز و مشروعیت آمادگی نظامی از طریق اسب‌تازی و تیراندازی و حتی گرو بستن در آنها می‌پردازد و تعلیم و تعلم توپ و تفنگ را در صورت لزوم برای دفع کفار، واجب می‌شمارد. در بخش دیگری، مقتول در این دفاع را شهید دانسته و احکام خاص شهید را برای او جاری می‌داند. فتوا مجدداً بر وجوب مقاتله با کفار تأکید می‌کند و بیان می‌دارد که اگر دفع پادشاه اسلامی مستلزم دفع بنای اسلام باشد، جهاد بر همگان واجب است و اطاعت از سلطان جائر در این امر نیز از باب مقدمه واجب است. در ادامه، به وضعیت خطرناک زمانه و هجوم دشمن دین (روس‌ها) اشاره کرده و هرگونه کوتاهی در جهاد را موجب خواری و اسارت اسلام و مسلمین می‌داند. در پایان، به وجوب صرف اموال مستحبی در راه مقاتله با کفار در صورت لزوم اشاره می‌کند و در صورت تعارض با واجبات دیگر مانند حج، دفاع را مقدم می‌شمارد. همچنین، به تفاوت جهاد حقیقی (با اذن معصوم) و قتال برای حفظ اسلام و مسلمین می‌پردازد و بیان می‌کند که اگرچه دومی فضیلت شهادت را دارد، اما احکام جهاد حقیقی را شامل نمی‌شود.

متن کامل گزارش

این مقاتله[۱] بر طبقات مسلمین واجب است و تارک آن عاصی است. و شکی نیست که اگر مقصود کفار، تغییر احکام اسلام و تبدیل دین با قتل و غارت و نهب[۴] مسلمین باشد، اطلاق مقاتل فی سبیل‌الله صادق است بر کسی که با آن جماعت قتال کند و نیت، محض رضای خدا و حفظ دین و حراست مسلمین باشد. اذن مجتهد جامع‌الشرایط درباره کسی بخصوصه در این مدافعه[۷]، شرط نیست و رجوع به مجتهد، برای دانستن طریقه و احکام قتال است؛ والا اهل این کار به کیفیت مقاتله از اغلب مجتهدین اعْرف‌اند. اصل معرفت اسب تاختن و تیر انداختن، جایز و مشروع، و همچنین گرو بستن در آنها حلال، و فایده آن، آمادگی قتال کفار است، اگرچه تفنگ و توپ از آن جمله محسوب نیست که گرو بستن آنها حلال باشد لکن تعلیم و تعلم آن در صورتی که موقوفٌ علیه، دفع کفار باشد[۹]، جایز بلکه واجب است و در صورت وجوب، امر به آن از باب امر به معروف با شرایط آن، واجب است. اقرب[۱۰] آن است که مقتول مسلمین در معرکه این دفاع، شهید است و اگر او در معرکه بمیرد و مادام که رمقی داشته باشد، مسلمانان او را نیابند، تغسیل و تکفین او واجب نیست. این مقاتله بر طبقات مسلمین واجب است و تارک آن عاصی است. اگر مقصود کفره بالذات[۱]، دفع پادشاه اسلام باشد نه اسلام خود، ولکن دفع پادشاه، مستلزم دفع بنای اسلام باشد، بر همه بینندگان و شنوندگان، مقاتله و مجاهده بر دفع و رفع کفار واجب است به قاعده الاقرب فالاقرب[۳]، تا دین محمدی (ص) مندرس[۴] نشود و تخلف از حکم کسی که قابلیت ریاست منحصر به اوست، برای متصدی معین و مجاهدین حرام است و اطاعت سلطان جائر هم در امر جهاد، من باب المقدمه واجب است؛ چه مقصود حقیقی، دفع شر کفار است از دین و رفع اذیت آنها از جان و عرض و مال مسلمین. ظاهر است که در این جزو از زمان، دشمن دین[۵] هجومی چنین نموده و اگر تهارنی[۶] در جهاد به اندیشه این اشتراط[۷] شود، اسلام و اهل اسلام و مملکت اسلام، بالتمام خوار و گرفتار و اسیر خواهد شد و اثری از دین و مذهب نخواهد ماند. مالی که مؤمنین صرف مستحبات می‌کنند، شکی نیست در وجوب صرف آن به مقاتله کفار؛ اگر آن، بدون صرف مال ممکن نباشد و هیچ مستحب مزاحم آن نمی‌تواند شد. و اگر کفایت این مهم، بدون مال حاصل گردد، پس آن نیز یکی از مصارف مستحبه خواهد بود. و اگر هنگام بنای مسافرت عازمین حج، مدافعه کفار واجب گردد و عزم حج باعث تعطیل مدافعه گردد، پس دو واجب مضیق[۸]، بر مکلف مجتمع و در تقدیم احدهما[۹]، محتاج به مرجح[۱۰] است. و در صورتی که وجوب دفاع بر مستطیع حج متعین[۱۱] شود، باید دفاع را بر حج مقدم دارد. و حکم زیارات واجبه به نذر و شبه آن نیز، از این حکم مشخص شد تا به زیارات مستحبه چه رسد. جهاد حقیقی، جهادی است که به اذن معصوم علیه السلام باشد، چه جهاد ابتدایی[۱] باشد یا دفاعی[۲]، و چه با کفار باشد یا اهل بغی[۳] (مثل جنگ‌های صفین و خوارج)؛ اما غیر آن، جهاد حقیقی نیست اگر چه قتال برای حفظ بیضه اسلام و مسلمین باشد که جایز است، اما احکام جهاد حقیقی مثل احکام غنیمت، فرار و غیره را ندارد و حتی شهید حقیقی بودن مقتول در آن هم ثابت نشده است، اگر چه فضیلت شهادت را دارد و غسل و کفن از او ساقط است؛ اما این به دلیل صدق این است که در راه خدا کشته شده است نه بدین خاطر که او شهید حقیقی باشد. **پاورقی‌ها:** [۱] جنگیدن با طرف دیگر. منظور جنگ اول ایران و روس (۱۲۱۸ تا ۱۲۲۸ ق) است. [۲] ترک‌کننده [۳] گنهکار [۴] غنیمت [۵] مقاتل فی سبیل الله: کسی که در راه خدا بجنگد. [۶] در اصل: بخصوصه [۷] دفاع کردن. منظور جنگ اول ایران و روس است. [۸] آگاه‌ترند [۹] تعلیم و... کفار باشد: در صورتی که یاد دادن و یادگرفتن آموزش توپ و تفنگ شرط و لازمه راندن کافران باشد... [۱۰] محتمل‌تر [۱] کفره بالذات: کفار ذاتی [۲] اسلام خود: خودِ اسلام [۳] الاقرب فالاقرب (قاعده فقهی): به این معنا که کسانی که نزدیک‌تر به دشمن هستند اولی به دفاع از جان و مال و ناموس و سرزمین خود هستند تا کسانی که دورترند. [۴] فرسوده [۵] منظور روس‌ها هستند. [۶] کوتاهی [۷] قید، شرط [۸] واجب مضیق (اصطلاح فقهی): واجبی که زمان خاص و محدود دارد مانند نماز و روزه ماه رمضان [۹] تقدیم احدهما: جلو انداختن یکی از آن دو [۱۰] ترجیح‌دهنده [۱۱] واجب عینی [۱] جهاد ابتدایی (اصطلاح فقهی): جنگ با مشرکان و کفار است برای دعوت آنان به اسلام و توحید و برقراری عدالت. بیشتر فقهای شیعه امامیه، وجوب جهاد ابتدایی و حتی مشروعیت آن را منوط به موافقت و اجازه معصوم یا نایب او می‌دانند. جهاد ابتدایی واجب کفایی است، اما اگر حاکم مشروع اسلامی به دلایل خاصی حضور کسانی را در جنگ ضروری بداند، جهاد برای آنها واجب می‌شود. شرایط مذکور برای مجاهدان عبارت است از: مرد بودن، عاقل بودن، آزاد بودن (برده نبودن)، داشتن توانایی جسمی و مالی بر جهاد، و نداشتن عذر شرعی بر ترک آن. [۲] جهاد دفاعی (اصطلاح فقهی): جنگ برای دفاع از مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی است که مورد هجوم کفار واقع شده‌اند. در جهاد دفاعی بسیاری از شرایط جهاد ابتدایی، از جمله اجازه امام لازم نیست؛ زیرا دفاع از جان و مال و حیثیت مسلمانان بر هر مسلمانی که توان دفاع دارد، در هر شرایطی واجب است. [۳] اهل بغی (اصطلاح فقهی): طغیان و قیام (خروج) گروهی در برابر امام یا حاکم مشروع اسلامی را گویند.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1187
زبان اصلی: عربی
نوع کنش: فتوای جهاد

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)