کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این فتوا با تأکید بر برتری جهاد بر سایر اعمال عبادی، حتی فرایض یومیه، آغاز می‌شود و جهاد را اوج محبت و اخلاص به خداوند معرفی می‌کند. در ادامه، جهاد را به دو قسم تقسیم می‌کند: قسم اول که دفاع از اسلام و دعوت کفار به آن است و منصب امام یا نایب خاص اوست؛ و قسم دوم که دفاع از کیان اسلام، سرزمین‌های مسلمانان، ناموس و جان ایشان در برابر تهاجم کفار است. در غیبت امام، این نوع دفاع بر مجتهدین واجب است و در صورت عدم دسترسی به مجتهد یا عدم کفایت او، بر هر فرد بصیر و آگاه به فنون سیاست واجب کفایی می‌شود. فتوا به وجوب اطاعت از مجتهدین و در صورت لزوم، از سلطان منصوب از سوی ایشان در امر جهاد تأکید می‌کند و مخالفت با آنان را مخالفت با امام و خداوند می‌داند. همچنین، به فتحعلی شاه اجازه داده می‌شود تا برای تأمین هزینه‌های لشکر و دفع کفار، از خراج اراضی مفتوحه و زکات استفاده کند. در بخش‌های پایانی، فتوا به علما توصیه می‌کند که مردم را به جهاد تشویق کرده و در صورت لزوم، متخلفین را تعزیر کنند. همچنین، به مسلمانان هشدار می‌دهد که دنیا فانی است و باید جان خود را در راه خدا فدا کنند. در ادامه، احکامی در مورد عدم جواز تحصن در قلعه‌ها در صورت حمله کفار، جواز استفاده از آلات لهو و لعب برای افزایش دلیری مجاهدین و احکام مربوط به شهدای جهاد (عدم نیاز به غسل و کفن) بیان می‌شود. در نهایت، بر وجوب اطاعت از سلطان در امر جهاد و ترک خانواده و اموال برای دفاع از اسلام تأکید شده و پاداش شهدا را هم‌نشینی با شهدای کربلا ذکر می‌کند.

متن کامل گزارش

مطلق جهاد و غزا، بعد از عقاید اسلامیه و ایمانیه، افضل از هر عمل است، حتی فرایض یومیه؛ اگرچه نماز را بنفسه، مزید فضلی بر آن باشد، اما عمل جهاد به جهات خارجیه از نماز افضل است؛ چه طاعت حق، فرع محبت اوست و قبول تکلیف، راجع به مودت او. لذت دوست حقیقی در خدمت محبوب است و هر چه او کند پسندیده و مطلوب؛ چندان که در خدمت و اطاعت، رنج و مشقت بیشتر باشد، حصول علم به کمالِ اخلاص و صدق نیت، بیشتر باشد. پس در رضای محبوب، نخستین پایه محبت، بذل مال عمر است؛ پس تعب تن در ترک لذت؛ پس گذشتن از فرزندکه منزله نفس ارجمند دارد؛ چنانکه ایزد تعالی مدح حضرت خلیل در قصد ذبح اسمعیل کرده و منزلت سید عالم [۵] از او بیش آمد که راضی به بذل نفوس [۶] و نقل رؤوس [۷] اولاد خویش شد. پس‌گذشتن از جان است که در طلب رضای محبوب دهند و مطلب و مطلوب یابند؛ چنانکه سرور شهدا رضای حق بر بقای جان پسندید و به آن منزلت رسید و عجب‌تر از آن شیر خدا بر فراش سید انبیا (ص) خفت و ترک جان گفت بی‌آنکه در قصدِ مبارزتی باشد یا دراندیشه منازعتی. پس از آنچه مسطور شد، مشهود گشت که بذل جان شریف به محبت خدا نزدیک‌تر است از اینکه واجب روزه و نماز هر روزه ادا شود، یا فرض [۹] حج به تقدیم رسد [۱۰] و خمس و زکات تسلیم گردد. پس آنچه در قرآن مجید است از آیات و آنچه در کتب حدیث است از روایات، بر فضل و رجحان جهاد، شاهد مبین است و مزید بر این، اجماع مسلمین بل، ضرورت مذهب بلکه دین... اجرای اوامر و نواهی را جز نصب الهی [۱۱]، وجهی نیست. و این قسم را اسم، جهاد است و منقسم می‌شود به دو قسم: یکی آنکه: نیت، متضمن دفاع از بیضه اسلام و نفوس [۲] و اعراض و زخارف دنیویه [۴]، و غرض از جمع جنود و نصب اعلام، دعوت و الزام کفار است به اقرار کلمه اسلام؛ و این قسم جهاد، منصب امام است یا منصوب خاص او به نیابت عام. دیگری آنکه: متضمن دفاع است از بیضه اسلام، هنگامی که اراده کنند کفار به شکستن آن و تقویت کلمه کفر و ضعیف کردن کلمه اسلام؛ یا دفاع از دخول کفار به زمین مسلمانان و تصرف در آن؛ یا دفاع از عرض مسلمانان یا بلاد ایشان، بعد از دخول کفار در آن و اراده اخراج آنها از آن؛ یا دفاع از گروهی مسلم که التقاء [۵] با گروهی از کفار کرده باشند و کفار را قوّتی بر ایشان باشد؛ یا دفاع از گروهی اهل حقّ که ستم کرده باشند بر ایشان گروهی اهل باطل، و ممکن نباشد دفع آن ستم، مگر به تهیه جنود و جمع عساکر. پس در این قسم دفاع، اگر امام زمان غایب، و استیذان [۷] از او ممکن نباشد، واجب است بر مجتهدین قیام بر این‌کار؛ و واجب است تقدیم افضل مجتهدین یا مأذون از جانب او، به این مهام [۹]؛ و جایز نیست غیر ایشان را تعرض [۱۰] این امور، و واجب است مردم را اطاعت ایشان؛ و هر که مخالفت ایشان کند، مخالفت امام علیه‌السلام کرده، و اگر مجتهد نباشد، یا رجوع به مجتهد مقدور نباشد، یا مجتهد از جمله اهل وسواس باشد که به ظاهرِ شریعت عمل نکند، واجب است به وجوب کفایی [۱۱] بر هر بصیر صاحب رأی و تدبیر، آگاه به فنون سیاست، عارف [۱۲] ادای ریاست، صاحب ادراک و فهم، موصوف به ثبات و حزم [۱۳]،که این بارگران را متحمل، و این تکلیف دشوار را متقبل گردد با تعدد قابلین [۱۴]. اگر همه ترک آن کنند، جملگی معاقب [۱۵] بباشند و با تعین قابلیت [۱۶]، واجب است شایسته آن را به وجوب عینی [۱۷]، که مقاتله [۱۸] کند با کفار روس و سایر کفره فجره [۱]. و واجب است بر مردمان، اعانت [۲] و مددکاری او در صورت احتیاج به ایشان. و کسی که مخالفت علمای اعلام کند، مخالفت امام کرده و هر که مخالفت امام کند، مخالفت سید انام [۳] کرده و هرکس مخالفت سید انام کند، مخالفت ملک علام [۴] کرده [است]. و چون استیذان از مجتهد، اوفق [۵] به احتیاط و اقرب [۶] به رضای کردگار است، پس اگر من از اهل اجتهاد و از جمله قائلین به نیابت امام (ع) باشم، سلطان بن السلطان [...]، فتحعلی شاه را، ادام الله ظلاله علی رؤس الانام [۷]، اذن دادم به گرفتن چیزی که تدبیر لشکر و رد [۸] اهل کفر و طغیان موقوف بر آن است؛ از خراج اراضی مفتوحه [۹] به غلبه اسلام و آنچه در حکم آن است؛ و زکات که متعلق است بر زر و سیم و گندم و جو و خرما و مویز و انعام ثلاثه [۱۰]. هنگام ضعف مسلمانان، بر علما واجب است اعانت رئیس -که متوجه دفع کفار و حفظ بیضه اسلام است- به اینکه مردم را وعظ و نصیحت و امر به معروف و سعی در جهاد کنند، و اگر کسی مخالفت‌کند و علما قادر باشند، تعزیر [۱۱] کنند و اگر احتیاج به ضرب باشد، بزنند؛ و اینکه: میان مردم ندا کنند: کجاست غیرت اسلام؟ کجایند جهدکنندگان در نصرت خاتم پیغمبران؟ کجایند خون‌خواهان شهید کربلا؟ ایهاالناس! دنیا دار فناست و در آن قراری نیست و مرگ پیش روی شماست و از آن، مجالِ فراری نه. پس بفروشید جان‌های خود را به رضای خدا [...]، پیش از آنکه بمیرید با نومیدی و زیانکاری و محرومی از بهشت و نعمت‌های آن و بی‌نصیبی از حور و ولدان [۱۲]. اگر کفار بر ولایتی از اسلام مستولی شوند یا از ماندن آنها در ولایت اسلام، اندیشه کسر بیضه اسلام [۱] باشد، جایز نیست تحصن به قلعه و خندق، و واجب است بر آمدن از قلاع و مقاتله با کفار برای حفظ بیضه اسلام. جایز است [...] استعمال الات لهو و لعب [۲] که دلیری افزاید و جایز است مجاهد را که به استعمال آن پردازد. مقتولین مسلمین که در معرکه این جهاد به قتل رسند، پس در صورت خلوص نیت برای ایشان، ثابت است در آخرت آنچه برای شهدا آماده است، از درجات رفیعه و مراتب عالیه و جنات مستدام [۳] در رضوان [۴] که اوست برتر از هرگونه اکرام [۵]. و ساقط است در دنیا وجوب تغسیل [۶] و تحنیط [۷] و تکفین [۸] ایشان. واجب است بر هرکه متصف [۹] است به اسلام و مصمم است به طاعت نبی (ص) و امام (ع)،که امتثال [۱۰] امر سلطان کند و در جهاد دشمنان دین و ایمان، مخالفت او را جایز ندارد. و واجب است پیروی‌کسی که از جانب سلطان، منصوب و مأمور به دفع اهل‌کفر و عدوان [۱۱] است و هرکه در این امر مخالفت او کند، مخالفت خدا کرده و سزاوار غضب ایزد جبار [۱۲] است. و فرق میان وجوب اطاعت خلیفه سید انام و وجوب اطاعت چنین سلطان -که دفع از اسلام و مسلمین‌کند - آن است که وجوب اطاعت خلیفه، بالذات است نه بالعرض، و اطاعت سلطان واجب است به عرض، زیرا که موقوف بر آن است غرض اصلی،که حفظ اسلام و ایمان است. پس وجوب اطاعت سلطان و منصوب او از باب مقدمه واجب، مانند وجوب تهیه اسلحه و جمع اعوان [۱۳] است و بجا آوردن جهادِ موقوف بر آن. و اگر در ثغور [۱۴]، نباشد کسی که از او کفایت دفع کفار از بلاد مسلمین حاصل شود، واجب است بر مسلمین حاضر و غایب، اینکه ترک عیال و اطفال و اموال خودگویند و مسافرت‌کنند به دفع دشمنان دین از دوستان خدا. و هر که را جان یا مال یا سلاح یا حیله یا تدبیر باشد، صرف‌کند در این مقام [۱]، برای حفظ بیضه اسلام و اهل آن از تسلط کفره لئام [۲]. و کسی که مقتول شود در این اقسام، محشور گردد با شهدا،که شهید شده‌اند با حسین (ع) در روز غم‌اندوز کربلا. استعمال آلات لهو و لعب و سایر چیزهای مشجع [۳] و تلبس [۴] به لباس‌کفره در صورت لزوم برای نظام لشکر و قطع دابر [۵] کفار بد سیر [۶] جایز است. **پاورقی‌ها:** [۱] جنگ کردن با دشمن دین [۲] برتر، بافضیلت‌تر [۳] واجبات روزانه [۴] رنجوری [۵] سرور جهان، از القاب پیامبر اسلام (ص) [۶] بذل نفوس: بخشیدن جان‌ها، جانفشانی‌ها [۷] نقل رؤوس: تغییر مکان سرها، اشاره به انتقال سرهای شهدای‌کربلا به شام است. [۸] بساط، رختخواب [۹] امر واجب [۱۰] تقدیم رسیدن: انجام شدن [۱۱] نصب الهی: تعیین و منصوب کردن خداوند کسی را به امامت و رهبری [۱] کفره فجره (جمع کافِر فاجر): بی‌دینان تبهکار [۲] یاری‌کردن [۳] سید انام: بزرگ مردم، از القاب پیامبر اسلام (ص). [۴] ملک علّام: از القاب خداوند [۵] موافق‌تر [۶] نزدیک‌تر [۷] ادام ... الانام: خداوند سایه او را بر سر مردم مستدام بدارد. [۸] دفع کردن [۹] خراج اراضی مفتوحه: مالیات زمین‌های فتح شده توسط مسلمانان [۱۰] انعام ثلائه: چارپایان سه‌گانه (شتر، گاو، گوسفند یا بز) [۱۱] مجازات بدنی که حد و اندازه آن از طرف شارع، معین نشده باشد. [۱۲] پسران (بهشتی) [۱] کسر بیضه اسلام: شکستن اساس اسلام [۲] لهو و لعب: موسیقی [۳] جنات مستدام: بوستان‌های جاودان [۴] بهشت [۵] احترام، احسان [۶] غسل دادن [۷] مالیدن کافور به مواضع هفت‌گانه میّت که این عمل پس از غسل واجب است. [۸] کفن کردن [۹] دارنده صفت [۱۰] فرمان بردن، اطاعت کردن [۱۱] ظلم، دشمنی [۱۲] قاهر، از صفات خداوند [۱۳] جمع عَوْن: یاران [۱۴] جمع ثُغْر: مرزها [۱] مرتبه، جایگاه [۲] کفره لئام: کافران فرومایه [۳] جرأت‌دهنده، دلیرکننده [۴] به لباس درآمدن [۵] قطع دابر: برکندن اصل و ریشه [۶] جمع سیرت

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1187
زبان اصلی: عربی
نوع کنش: فتوای جهاد

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)