کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیه قرآن، به ریشه‌کن شدن استبداد و جایگزینی آن با عدالت اشاره می‌کند، اما از وجود بادهای مخالف و تلاش برای ایجاد تفرقه در میان ملت ابراز نگرانی می‌کند. سپس به شبهات مطرح شده علیه مشروطیت و تلاش‌های علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی برای اثبات حقانیت آن می‌پردازد. در ادامه، نویسنده به اختلاف نظرها درباره لزوم الحاق ماده‌ای به نظامنامه اساسی (اشاره به اصل دوم متمم قانون اساسی) می‌پردازد و با طرح سه استدلال، عدم لزوم این الحاق را بیان می‌کند. استدلال اول بر این پایه است که قوانین مجلس باید بر طبق شریعت باشد و وکلا نیز مسلمان و آگاه هستند و در صورت تخلف، ملت حق نهی از منکر دارد. استدلال دوم به مشکل اختلاف نظر میان پنج نفر طراز اول (مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس) اشاره می‌کند و استدلال سوم نیز به احتمال سوءاستفاده و تعطیل احکام مجلس توسط این افراد می‌پردازد و خواستار حل این مشکلات می‌شود.

متن کامل گزارش

مَثَلاً کَلِمةً طَیِّبةً کَشَجَرَةٍ طَیِبةٍ اَصلُها ثابِتٌ و فَرعُها فِی‌السّماءِ وَ مَثَلُ کلِمةٍ خَبیثةٍ کَشَجَرَةٍ خَبیثةٍ اجْتُثَت مِنْ فَوقِ الارْضِ ما لَها مِنْ قَرارِ. بحمدالله والمنه از توجهات امام عصر و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام، السلطان محمدعلی شاه قاجار ابد الله عَیشهُ وایّد اللّه جَیْشَه [۲] و اقدامات حجج اسلام و همراهی ملت نجیب ایران، اصل شجره خبیثه استبداد قلع و قطع شد و غیر از مختصر فروع و اَغصانی [۳] از این اصل نااصل، چیزی باقی نمانده و آن هم در شُرُف هلاکت است و از آنجا که گفته‌اند: دیو چو بیرون رود فرشته درآید، پس از قطع این امّالفساد، سرو خرامانِ بوستان انسانیت و مایه حیات آدمیت و حافظ حدود حریّت -که شجره طیبه عدالت است - غَرس شد؛ و لکن افسوس که بادهای مخالف دائماً وزیدن‌گرفته و این نونهالان بوستان را نمی‌گذارد قراری بگیرند. هر روزی حرف جدیدی که به منزله آلت جدیدی است از برای قطع این اصل مقدس اشاعه می‌دهند. تا به حال می‌گفتند مشروطیت از خواص اروپائیان و فرنگیان است و غیرمناسب با حال ایرانیان و مضر به اسلام و اسلامیان و همّ خود را مصروف امثال این کلمات و القاء شبهات در بین این ملت پاک‌طینت می‌نمودند. بحمدالله ثمری نبخشید. به واسطه همت مسلمین بیدار و جرایدنگارانِ هوشیار و علماءٍ اخیار [۴] شهدالله جِدّ وافی و سعی کافی نمودند در اثبات حقانیت مشروطیت، خاصه سَیُدین سَنَدین دو آیت بزرگ الهی: حجت‌الاسلام آقا سید عبدالله [بهبهانی] و حجت‌الاسلام آقامیرزا سیدمحمد [طباطبایی] که این دو بزرگوار که مؤسس این اساس مقدسند به هیچ وجه کوتاهی نفرمودند در بیدار نمودن این ملت، به قِسمی‌که بطلان شبهات مستبدین به درجه‌ای بر ملت ظاهر و هویدا گشته که اَظهَرُ مِنَ‌الشَّمسِ و اَبیَنُ مِنّ‌الامس [۵] گردیده و بالاتفاق در این کلمه عالیه اسلامیه، متحد و به هیچ وجه اختلافی ندارند. و بالجمله حضرات مستبدین از این رشته به کلی مأیوس و در شش‌در حیرت واقع و مات شدند و درصدد قرارداد دیگری برآمدندکه شاید دستاویزی پیدا نموده و اتفاق این ملت را مبدل به نفاق نمایند. در این اوان سرمایه مختصری از برای اختلاف ملت پیدا نمودند در خصوص الحاق ماده مشهور [۱] به نظامنامه اساسی، بعضی می‌گویند لازم است الحاق، بعضی می‌گویند لازم نیست. برخی علاوه از این که لازم نیست جایز هم نمی‌دانند. و بالجمله فعلاً اختلافی حاصل شده و معلوم است‌که رفع این اختلاف برعهده حجج‌الاسلام و وکلای عظام است و بر هرکس لازم است که مطالبه کند رفع این اختلاف را تا آنکه مبادا مستبدین به مقاصد خویش نائل و اساس عدل مضمحل شود. لذا این بنده ناقابل عرایض خود را عرضه می‌دارم تا آنکه مشکلاتی که رخ داده حل شود و پس از آن هرچه علماء اعلام و حجج اسلام ادام اللّه ظلالهم علی رؤس الانام مقرر فرمودند اطاعت شود. اگر فرمودند که باید ملحق شود، البته بشود والا فلا. اولا، عرضه می‌داریم که در نظامنامه مقرر است که قوانین موضوعه از طرف مجلس محترم باید بر طبق شریعت مطهره باشد و اگر مخالف با شرع انور شد قبول نخواهد شد؛ دیگر چه حاجت است به الحاق این ماده؟ و اگر بفرمایند که شاید وکلا، ممیِز [۲] نشوند موافقت و مخالفت را، عرضه می‌داریم که وکلاء علماء لابد مشخّص و ممیّز هستند. اگر بفرمایند که لازم نیست وکلاء علماء، عالِم به مجموع قوانین اسلام باشند و ممکن است که امری خلاف قانون اسلام واقع شود از جهت عدم اطلاع به قوانین اسلام، دو جواب عرضه می‌کنم: اول آنکه ممتنع است که هیئت وکلا، این درجه تأمل و دقت بکنند که خلاف قانون اسلامی را بگذارند نافذ شود و حال آنکه تمام ایشان اشخاص صحیح‌العقیده و مسلمان هستند؛ چنانچه ماده چهارم از نظامنامه انتخابات، این مطلب را به خوبی نشان می‌دهد. و جواب دوم آنکه اگر امری هم خلاف قانون اسلام واقع شد تمام افراد ملت حق دارند به وکلاء اخطار کنند و بگویند چرا حفظ مذهب ما را نکردید؟ و نگذارند که امر خلاف قانون اسلام قانونیت پیداکرده و به موقع اجراگذارده شود. و این اخطارکه در میان شریعت مطهره موسوم به نهی از منکر است مشترک بین تمام آحاد ملت و اختصاص به طراز اول و آخر ندارد. و ثانیاً، عرضه می‌داریم که این پنج نفر طراز اول اگر بین خودشان اختلاف حاصل شد در قانون موضوعه، چه باید کرد و تکلیف ما ملت چیست؟ و ثالثاً، عرضه می‌داریم که اگر نعوذبالله بعضی از این طراز اول، تابع هوای نفس شدند و غرضشان مسامحه و تعطیل احکام مجلس ملی بود چه باید کرد؟ آیا پنج نفر طراز اول، حدی دارند که کسی قدرت داشته باشد در صورت مذکوره متعرض ایشان شود، یا آنکه در عالم لاحدی سیر می‌کنند و احدی از افراد ملت حق ندارد که متعرض آنها شود؟ و اگر کسی فعل محقق‌الوقوع ایشان را جهت پرسد و یا بگوید این کار خلاف قانون اسلام است، این بیچاره کوشش در اِفناء و اعدام خویش نموده؟ امیدواریم که حل اشکال شود تا بدانیم الحاق این ماده ضرور است یا نیست. **پاورقی‌ها:** [۱] ابراهیم، ۲۴ و ۲۶: سخن پاک چون درختی است که ریشه‌اش در زمین استوار و شاخه‌هایش در آسمان است و مَثَل سخن ناپاک، چون درختی ناپاک است که از روی زمین برکنده شده و بر پا نتواند ماند. [۲] ابدالله... جیشه: خداوند زندگی او را ابدی و سپاهش را پیروزگرداند. [۳] اغصان (جمع غصن): شاخه‌ها [۴] جمع خیر: نیکان [۵] روشنتر از خورشید و آشکارتر از دیروز

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم, مجلس شورای ملی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)