کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به تجاوزات روس‌ها به بلاد مسلمین و دور شدن آن‌ها از قواعد سلطنت آغاز می‌شود. سپس به همت عباس میرزا، ولیعهد وقت، در اعتلای اسلام و مبارزه با کفر اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که به دستور میرزا بزرگ قائم مقام، از علمای اسلام خواسته شده تا رساله‌هایی در باب وجوب و فضایل جهاد بنویسند. در ادامه، نویسنده به عنوان یکی از دعوت‌شدگان، به نگارش این رساله با عنوان «تحفةالمجاهدین» می‌پردازد. بخش اصلی متن به تبیین وجوب کفایی جهاد از منظر آیات، احادیث و اجماع فقها اختصاص دارد و سه صورت وجوب عینی جهاد (اعلام امام، نذر و عجز مجاهدان) را برمی‌شمرد. تأکید می‌شود که در صورت هجوم کفار به بلاد مسلمین و ترس از غلبه آن‌ها، جهاد بر تمامی مسلمانان قادر، اعم از مرد و زن، سالم و بیمار، واجب عینی است. در ادامه، نصرانیان متجاوز را کافر و مقاتله با آن‌ها را ضروری دانسته و کسانی که بدون عذر شرعی از جهاد سر باز زنند را کافر به آنچه بر محمد نازل شده، می‌داند. متن به احکام شهیدان در جهاد اشاره کرده و آداب مجاهدان را شامل آمادگی نظامی، تحمل سختی‌ها و پرهیزگاری امرا و سرداران برمی‌شمرد. در پایان، به جواز خدعه و مکر در جهاد برای دستیابی به پیروزی اشاره می‌کند.

متن کامل گزارش

جمعی کثیر از کفار، و جَمّی غفیر [۱] از اشرار،که مسمّی به روسیه روُسیَهْ هستند به کثرت عددِ خود مغرور، و چون قُطّاع الطّریق [۲] از قاعده سلطنت شهریاری دور شده، دست‌اندازی به برخی از بلاد مسلمین نموده، و راه ضلالت و شقاوت که شیوه قدیمی ایشان است از نو پیموده‌اند. و چون همت والای شهزاده والا همت [۳]، همواره در اعلای کلمه اسلام و پیوسته در اخفای کلمةالکفر مصروف و به سبب این شیوه مرضیه در افواه خاص و عام به لقب «المجاهد فی سبیل اللّه» موصوف و معروف است، حسب الاشاره والا بندگانِ سپهر مکان، پناه اسلام و اسلامیان مَلجاً الانام، مفخر الکرام، زبده دودمان محمدی صلی الله علیه و آله، و نخبه خاندان احمدی وزیر اکرم و مشیر مکرّم، دستور خجسته معظم، قائم به مقام صدر اعظم [۴]، آنکه از رای صائبش، دین جدّ بزرگوارش برپا، و از فکر ثاقبش امور مُلک و ملت استوار و پابرجاست، سمی روح الله علی نبیّنا و علیه السلام، المدعوّ به میرزا بزرگ قائم مقام حماهُ الله و اولاده الکرام عن الافات و الاسقام، مقرر فرمودند که جمیع علمای اسلام ترغیباً للمجاهدین و تحریصاً للمقاتلین، رسایلی چند در باب وجوب جهاد و فضایل آن در قلم آرند و در پایه سریر سلطنت معروض دارند. چون بنده حقیر جانی، محمد حسن بن محمد ابراهیم الجیلانی عفی الله عنهما، از جمله داعیان خاص، و به مزید اخلاص، در سلک ارادت کیشان اختصاص داشت، اشاره فرمودند که این بنده دعاگو نیز کلمه‌ای چند درین باب قلمی نموده عرض نماید، شاید بدینوسیله در زمره مرغِّبین [۵] جهاد درآید. امتثالا لامره العالی با وجود عدم بضاعت، سطری چند بقدر الوسع والطاقه نگاشت و به خدمت باریافتگان حضور فیض گنجور عرضه داشت و این رساله به تحفةالمجاهدین موسوم است [...] در وجوب جهاد بدانکه جهاد، نظر به نصوص آیات قرآن و احادیث سید اِنس و جان و اخبار سایر پیشوایان اهل ایمان و اجماع جمیع فرق مسلمانان، واجب‌کفایی است، یعنی با وجود تعهد جمعی از مسلمین‌که قریب به دیار کفارند و تاب مقاومت با ایشان دارند بر مسلمانان دیگر که نسبت به ایشان بعیدند واجب نیست. و هرگاه نزدیکان، از دفع مشرکان عاجزند، حضور دُوران به ترتیب الاقرب فالاقرب - که طبقه اولی در میان کفار و ایشان حاجزند [۱] - در مَعارِک قتال و جدال [۲] واجب است تا به تأیید مَلک علّام و شوکت حامیان بیضه اسلام، پشت دشمنان دین مبین شکسته و ابواب فتح بر روی اعادی شیعیان امیرالمؤمنین بسته شود و یرحم اللّه عبدا قال آمیناً. و جهاد در چند صورت مانند نماز بر همه کس واجب است: اول: آنکه هرگاه امام - علیه السلام - جمعی از مسلمین یا جمیع را به قیام جهاد اعلام فرمایند. دوم: آنکه مؤمنین به صیغه نذر یا عهد یا یمین [۳]، جهاد بر خود واجب نمایند. سیم: آنکه مجاهدان از دفع کفار عاجز آیند. در این صورت جهاد بر همه مسلمانان لازم است و اعانت مجاهدان در دفع اهل عُدوان [۴]، برکافّه مسلمین از جمله لوازم است. و این صورِ وجوب عینی عارضی، منافی کفایی اصلی نیست؛ چه بسیاری از افرادِ واجب کفایی بالعرض فرض عینی است، و این نه علامت فرض عینی است [...] جهاد، در صورت هجوم اهل شِرک و ضلالت است بر بلاد مسلمانان، به نوعی که خایف باشند اهل بلاد از غلبه و استیلاء اهل کفر بر بلدان، یا اگر چه قلیل باشد اخذ مال ایشان. و این نوع جهاد، واجب است بر کافه مسلمانان‌که قادر باشند بر جهاد، از مردان و زنان و احرار [۵] و بندگان و اصحاب صحت و بیماران و ارباب بینش و کوران در جمیع اوقات و آزمان تا وقتی که کفایت‌کنند شرّ ایشان را جمعی از اهل ایمان، درین وقت ساقط می‌شود وجوبش از دیگران، مشروط به آنکه طایفه اولی _ مادام که احتیاج باقی است -جهاد را برپا دارند و دقیقه‌ای در این باب فرو نگذارند، و الا وجوب اول عاید به همه است و دفع و رفع اهل فساد بر جمیع، از امور لازمه است. و این جهاد در غیبت و حضور امام - علیه السلام -بی تفاوت رواست. و از جمله اقسام ثلاثه، جهادی است که در امت مرحومه ختم رسل در صورت احتیاج تا دامن قیامت قایم و برپاست [...] و شبهه‌ای درین نیست که جماعت نصرانیان که درین جزء زمان بر استیصال مسلمانان کمر بسته و عهد و پیمان مسلمانی را از عمل به شرایط ذمّه و غیر آن در هم شکسته‌اند، نظر به قول مخبر صادق(ع)، از قِسم ثالث و بالبدیهه‌کافرند و داخل در زمره الّذینَ لایُوْمنونَ بِاللّهِ ولا بالیَوم الآخرِند [۱]، پس بالضروره مقاتله با ایشان برکافّه مسلمانان ضرور و مُساهله [۲] در محافظت بیضه اسلام از طریقه مسلمانی و دینداری دور است. و کسی که بدون عذر شرعی، خود را از میان مجاهدان برکنارکشیده، از جهاد مشرکان إعراض نمود، نظر به ذیل همین حدیث داخل در فرقه فَقَد کَفَرَ بما اَنْزَلَ اللَّهُ عَلی مُحمدٍ(ص) [۳]، خواهد بود. و این جهاد واجب است بر هرکه قادر بر جهاد باشد. خواه مرد و خواه زن، خواه‌کور و خواه بینا، خواه صحیح و خواه مریض، خواه بنده و خواه آزاد باشد. و این نوع مجاهدان که فی الحقیقه بیضه اسلام را حامیانند، باگروه اول که قتال در حضور پیغمبر و ائمه اثنی عشر نمایند یکسانند و مقتولان ایشان در معارکِ قتال، داخل در زمره شهیدانند. پس احکام شهید نظر به اخبار و آثار ائمه اطهار - علیهم السلام - و اقوال فقهای عالیقدر، از عدم وجوب غسل و کفن برین طایفه عاقبتْ محمود و دفن کردن ایشان بعد از نماز میّت با جامه‌های خون آلود به غیر از پوستین و کیسه و کمر و موزه [۴] و سایر جُلود [۵]، برایشان لاحِق و قول جناب جعفر بن محمدالصادق - علیه السلام -که: الّذی یُقتَلُ فی سَبیل اللّهِ یُکَفّنُ فی ثیابه ولا یُغسَّل [۶]، برین دعوی ناطق و برین مدعا شاهد صادقست [...] در آداب مجاهدان از جمله آداب مجاهدان، پیوسته در تهیه جدال بودن یعنی آلات حرب از قبیل خُود [۷] و خِفتان [۸] و تیر و شمشیر و توپ و تفنگ و غیر اینها اندوختن و اسب نگاه داشتن و سواری و کمانداری آموختن و خود را در کار فرمودن آلات حرب مکرر آزمودن و در میدان شجاعتْ گوی مسابقت از امثال و اقران ربودن است. و از برای اعتیاد تَعَب [۱] و سختی معرکه قتال، پیش از پیوستن نایره جدال، رنج کشیدن و ترک تنعم و تن پروری و نرم پوشی و صاف نوشی نموده، لباس خشن پوشیدن، مجملاً در بستر استراحت نیاسودن است [...] و از جمله آداب، آن است که امرا و سرداران و رؤسای سپاه، شعارِ خود سازند پرهیزگاری و تقوا را و امر نمایند تابعان خود را به تقوی و اجتناب از مکر و حیله و ندزدند از غنایم و مُثله نسازند اسرا را و نکُشند زنان و طفلان و گوشه نشینان را، و قطع نکنند اشجار مُثمِره [۲] و نخیلات [۳] را، و نسوزانند بی ضرورتی زراعات را و پی [۴] نکنند چارپایان را. محاربت به آنچه امید فتح و ظفر در آن باشد مثل هدم قلاع و تخریب بقاع و ارسال نار [۵] و اِحراق [۶] مزارع و اشجار. و خدعه و مکر واجب می‌شود بلکه خدعه رکن اعظم جهاد است. [...] مجملاً هر ناشایسته و منکری در امر جهاد که فتح بر آن موقوف باشد شایسته و معروف و مقبول است. **پاورقی‌ها:** [۱] جمّ غفیر: جماعت بسیار [۲] راهزنان [۳] منظور، عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه قاجار است که در سال ۱۲۱۳ ه ق به مقام ولایتعهدی انتخاب و به آذربایجان فرستاده شد و در جنگهای ایران و روس، سردارکل سپاه ایران بود. عاقبت در زمان سلطنت پدرش در مشهد در سال ۱۲۴۹ ه ق در سن ۴۷ سالگی به مرض درد کلیه درگذشت. [۴] میرزا عیسی بن محمد حسن فراهانی مشهور به قائم مقام و میرزا بزرگ، دانشمند، ادیب، سیاستمدار و از وزرای عهد فتحعلیشاه قاجار بود. وی در سال ۱۲۳۷ هق در تبریز وفات یافت و در همان شهر مدفون‌گردید. وی دستور داد تا علما رساله‌هایی پیرامون جهاد بنویسند و خودش نیز مقدمه‌ای بر آن نوشت که همان جهادیه کبری یا احکام الجهاد و اسباب الرشاد است و خلاصه آن که توسط او انجام شد به جهادیه صغری معروف است. [۵] ترغیب کننندگان [۱] توبه، ۲۹: آنان که به خدا و روز بازپسین نمی‌گروند. [۲] سهل انگاری [۳] پس به آنچه خداوند بر محمد فرو فرستاد کافر شده است. [۴] کفش [۵] جمع جلد: پوست‌ها، در اینجا به معنی پوشش‌ها [۶] کسی که در راه خدا کشته می‌شود در لباسش کفن می‌شود و غسل داده نمی‌شود. [۷] کلاه فلزی [۸] نوعی لباس جنگی برای محافظت بدن در مقابل ضربه سلاح که درون آن را از ابریشم، پشم یا پنبه پر می‌کرده‌اند. [۱] اعتیاد تعب: عادت‌کردن به رنج [۲] میوه دهنده [۳] درختان خرما [۴] پی کردن: قطع کردن دست و پای حیوانات سواری [۵] آتش‌انداختن [۶] سوزاندن

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1192
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوای جهاد

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)