کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
بیانیهای با اشاره به اصول حقوق بشر و آزادی، از سکوت مجامع بینالمللی در برابر تجاوزات روسیه و انگلستان به ایران انتقاد میکند. در ابتدا، به نقض حقوق ملت ایران توسط روسیه، از جمله انحلال مجلس ملی و اقدامات نظامی در تبریز و قزوین، اشاره شده است. سپس، همدستی انگلستان با روسیه در جنوب ایران و تلاش برای تضعیف استقلال کشور از طریق بهانهجوییهای نظامی و اقتصادی مورد نکوهش قرار گرفته است. در پایان، از ملت ایران به عنوان ملتی بیدار یاد شده و از تمام عدالتپروران جهان درخواست شده است تا برای رهایی ایران از چنگال این دو قدرت اقدام کنند.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام ریاست روحانیه اسلامیه، خاطر طرفداران حقوق بشریت و آزادی پروران عدالت - پرست را متوجه میخواهد.
در این دوره تمدن که اشعه عدالت و آزادی دو روی کره را منور دارد، همیشه میشنیدیم که هیچ قویپنجه و صاحب اقتدار و شوکتی، پایمال کردن اندک حقی از حقوق ضعیفترین ملل عالم را غیر ممکن، و چنانچه ظلم پیشه و مغروری در چنین مقام برآید، حکومتهای متمدنه دنیا با او طرفیت و دفعش خواهند نمود.
هرچند مقام ریاست روحانیه اسلامیه از اوضاع سایر ممالک و طرفداری نوعپروران حقپرست، از حقوق سایر ملل کاملا اطلاع ندارد، لکن از سکوت و اغماضی که از این همه تجاوزات ظالمانه حکومت روسیه در ایران شده و میشود، بسی حیرت دارد.
در چنین موقعی که ملت مظلومه ایرانیه که در عائله بشریت یک اولاد قدیم است، بعد از احساسات ملیه به وادی تربیت و ترقی قدم نهاد و به حسن دلالت و هدایت و تصویب پیشوایان روحانی خود، زنجیر اسارت و رقیتی که از حکام استبدادیه در گردن داشت با یک هیجان ملی گسیخته، و بعد از چه قربانیها و فداکاریها به هدم اساس استبداد و خودسری، و تشکیل حکومت شورویه ملیه براساس قویم مشروطیت موفقیت یافت، چون این پیشامد برخلاف غرض و مقصودی که حکومت روسیه در محو آزادی و استقلال ایران از دیرزمان تهیه مینمود نتیجه میداد، از این جهت به مقام آن برآمد که تا موقعی که از دستش نرفته، به حرکات غیرقانونی و مداخلات ناحق، آزادیپروران را از اجرائات عملیه و ترقیات ملیه عائق[۱]، و به مکنونات دیرینه خود هرچه زودتر نایل آید و تا توانست هیکل پوسیده استبداد را نگهداری و از استوار شدن اساس مشروطیت جلوگیری نمود. حتی مجلس ملی ایران را در ۲۳ جمادیالاولی در سنه ۱۳۲۶ به مباشرت لیاخوف روسی منهدم ساخت.
همین که آن اساس پوسیده را مشرف به اضمحلال دید اولاً، به اسم فتح باب ارزاق برای تبریز - در صورتی که قبل از آن مفتوح شده بود و به بهانه حفظ قونسلات، در حالتی که کاملا محفوظ بود - قوه نظامی خود را به تبریز وارد، و در مرأی[۳] و منظر قناسل دول معظمه آن همه تعدیات - که در کتابچهای علیحده در سی و شش ماده ثبت و ضبط شده - از عساکر[۱] او در تبریز صدور یافت، و چون خود را در هر تجاوز و مداخله بلامانع و دولت انگلیس را هم مساعد خود دید، و به قزوین و به جاهای دیگر هم به اسم حفظ تجارت - با این که پیوسته محفوظ بوده و هست - عساکر خود را سوق[۲] داده، از هیچ مداخله و تعدی خودداری نکرد و مفسدین و اشرار مملکت را تا توانست بر ضد دولت برانگیخت، همین که بعداز زحمات و خسارات زیاد مغلوب شدند پناهشان داد، مثل پناه دادن امثال رحیم خان قراچهداغی و سایر پناهندگان به سفارت و قونسلخانهها و افسادکاریهای داراب میرزا که از مستخدمین نظامیروس است در زنجان و سایر مداخلات ناحق او در امور داخلیه مملکت، بر کشف این مدعا دلیل واضحی است.
لکن تا به حال از دولت انگلیس جز همان مساعدتهای معنویه، علناً مداخله و اقدامی بر ضد استقلال ایران مذاکره نمیشد. حالا همان افسادات صفحه شمال به طرف جنوب هم ساری، و دولت انگلیس هم که از سالها است خود را در اقطار عالم به عدالتپرستی و آزادی - پروری معرفیفرموده بود، نسبت به ایران مسلک قدیم قویم[۳] خود را از دست داده، همدستی با روس را اختیار و به موجب خبری که تلگرافاً رسیده است به مقام آن برآمده که همان معامله روس با شمال ایران را در صفحه جنوب معمول دارد، و عساکر خود را به بهانه اغتشاش جنوب به آن صفحه سوق نماید و بلکه اختیارات عسکریه و گمرکات آن صفحه را در تحت اقتدار خود آرد و همان مقاصدی که دولتین در نظر داشتند که در ضمن قرض دادن نیم میلیون لیر به ایران مجری دادند و ملت و دولت ایران زیر بار نرفت، حالا به بهانهجویی درصدد اجرای آن برآمده که بدین وسیله استقلال ایران را خاتمه دهد.
بدیهی است ملت تازه بیدار ایران طوق رقیت اجانب تمکین نخواهد کرد و مقام ریاست روحانیه اسلامیه هم در دفاع از حوزه مسلمین به هر اقدامی حاضر خواهد بود. لکن گمان نمیرفت طرفداران حقوق انسانیت، سکوت و اغماض[۴] از این همه تعدی و فشار دولتین روس و انگلیس را به ملت تازه هشیار ایران - که تا مدتها لازم است برای اصلاحات امور و ترتیبات اساسیه خود فارغالبال باشد - رضا دهند و به جای آن که در عالم نوعپرستی، حریتپروران ایران را در اصلاحات نوع پرورانه کمک کنند و در تخلیص[۵] از چنین گرفتاریها در چنگال دو همسایه مهربان هم اعانتی[۶] نفرموده، جویخون شدن ایران و لکهدار شدن عالم انسانیت را در این عصر، زیاده بر این روا ندارند.
از تمام عدالتپروران عالم تمنا[۷] داریم بیش از این سکوت و اغماض درباره ملت مظلومه ایران روا نداشته، به تخلیص از چنگال دو همسایه مهربان که در محو آزادی و استقلال ایران همدست شده اند، عالم انسانیت و حق پرستی را خلاصی بخشند.
این بیاننامه را مقام ریاست روحانیه اسلامیه در نجف اشرف، به دربار حریت پروران دولت فخیمه به توسط سفارت جلیله دولت معظمه در طهران با احترامات خالصه تقدیم میدارد. الاحقر: عبدالله المازندرانی؛ الاحقر الجانی: محمدکاظم الخراسانی
**پاورقیها:**
[۱] مانع
[۲] گسیل، روانه
[۳] استوار
[۴] چشمپوشی کردن
[۵] رهایی
[۶] کمک کردن
[۷] در اصل: تمنی
اطلاعات تکمیلی
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: دولت های خارجی
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)

