کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این متن به بررسی لایحه پیشنهادی سفیران روس و انگلیس به وزارت امور خارجه ایران میپردازد که بر اساس آن، هرگونه امتیازدهی ایران به خارجیها باید با اجازه و صلاحدید این دو دولت باشد. متن با اشاره به عدم پاسخ رسمی وزارت امور خارجه و پیگیری سفرا، به نقد این لایحه میپردازد و آن را بدتر از قراردادهای قرض قبلی میداند که استقلال ایران را هدف قرار داده است. در ادامه، نویسنده با استناد به حقوق بینالملل، این لایحه را مغایر با دوستی و استقلال ایران دانسته و آن را خیانتی بزرگ به ملت اسلام و ایران تلقی میکند. در پایان، وظیفه جراید اسلامی، علما و عموم مسلمانان را در رد این لایحه و جلوگیری از تضعیف اسلام و استقلال کشور، حتی تا مرحله جهاد دفاعی، یادآور میشود.
متن کامل گزارش
قابل توجه نژاد ایرانی
۲۶ ربیعالاول سفیر روس و انگلیس لایحهای پیشنهاد وزارت جلیله امور خارجه طهران کردند به این مضمون: دولت ایران هر امتیازی که به خارجهایها بدهد باید به استجازه[۱] و استشاره[۲] و صلاحبینی دولت روس و انگلیس باشد، اما وزارت امور خارجه رسماً به این لایحه جوابی ندادند، تا آن که در ۲۲ ربیعالثانی حضوراً وزیر امور خارجه را ملاقات نموده، جواب رسمی مطالبه نمودند و از آن به بعد خبر صحیح از مرکز نداریم که کابینه وزرا جواب این لایحه را چه دادند.
اگرچه از حس ایرانیت کابینه محترمه مستبعد[۳] میدانیم که در این باب مماطله[۴] و مسامحه بکنند و جواب ملتخواهانه که در این لایحه باشد نداده باشند، و از دارالشورای کبری نیز در این باب اظهاراتی نشده است، ولی نکات سیاسی این لایحه میشومه[۵] که بدتر از شرایط قرض منحوسه است، بر احدی پوشیده و مخفی نیست، زیرا که دولت ایران تقسیمنامه شئامت[۶] دایه[۷] دولتین را چون رسماً رد کرد و خود را بیاطلاع از آن دانسته و رسماً هیچ قسم آثار پلتیکی و سیاسی بر آن مترتب ندانست و اظهارات قسّامیه[۸] بوالهوسانه دولتین را قابل اعتنا ندانسته، خود را در امورات داخله، خودمختار مطلق دانسته، چنان که در ایام سابق بوده.
دولتین دیدند که بافتههای خودشان بی آن که نتیجهای از آن گرفته باشند یا به آرزوی خود نایل شده باشند همه را دولت جدیده ایران به باد داده، پی بهانه گشته، اَلغَریقُ یَتَشَبِّثُ بلحِیَتِهِ[۹] را پیشنهاد نموده، عنوان قرض مشئوم[۱۰] را کردند؛ به زعم آن که دوره استبداد است که همه حقوق ایرانی را به ثمن بخس[۱۱] و شرایط نحس میتوان ابتیاع[۱۲] کرد. ولی دانایان رموز سیاسی ایران ملتفت به وخامت عاقبت آن شده، با یک اتفاق ملیّه آن قرض را لغو و ابطال نموده، به استقراض داخلی کفایت و کفالت نمودند.
چون دولتین از این قرض - که ناسخ ناموس ایرانیت و اسلامیت بود - مأیوس شدند، در خدیعت[۱] دیگر باز نموده، لایحه ثانویه که هزار درجه سخیفتر از اولی است، به دولت جدیده معروض داشتند که باید امتیازات دولت ایران به هر یک از دول خارجه به استشاره و صلاحدید ما باشد. غرض آنها این است که به این وسیله امضای آن تقسیمنامه میشومه را از دولت جدید ایران به دست بیاورند.
اولاً، نمیدانیم که این لایحه، موافق کدام فصلی از فصول حقوق بینالملل وبینالدول است و از کدام ماده عهدنامهها این حق را برای خودشان احراز کردهاند؟ با آن دوستی که با دولت علیّه ایران دارند، این چه اظهار مخاصمت و عداوتی است که با دوست قدیمی خودشان دارند؟ مگر نمیدانند که هیچ قرنی از قرون دوره خرافات، اینگونه تکلیفات شاقه بر دول مستقله نمیکردند؟ معنی این تکلیف و لازم صریح آن، این است که دولت جدید ایران به خواهش دوستانه دست از استقلال خودش بردارد، ما را لَلِه و دایه و آقای خود بداند، یعنی اختیار تامه سلطنت و قدرت کامله حکومتی خودش را در عین وداد[۳] و رایگانی به ما بدهند، این صحبت بیمغز و دوستی خنک را مدرک چیست؟
مگر عقلای وطندوست ایران، روح اسلامیت و غیرت وطنی را بدورد گفتهاند؟ مگر وطنخواهان مانند دوره استبداد به خواب غفلت و سکوت خوف آرمیدهاند که معنی آن را ندانند و از وخامت عاقبت آن تکاهل نمایند؟ مگر کابینه محترمه نمیداند که تصدیق این لایحه، بزرگترین خیانت به ملت اسلام و پیروان دین حنیف است و این لعن ابدی و ملتفروشی را ترضیه[۴] نخواهند داد؟ و این افتضاح ابدی را در خانواده خودشان باقی نخواهند گذاشت. این را هم مانند فرض مشئوم رسماً رد خواهند کرد.
امروزه هیچ دولتی نمیتواند در حقوق مشروع استقلالی ایران رخنه بیندازد و به گول و تطمیع[۵] و تخویف[۶] یک وزیر، به آرزوی نامشروع خود نایل گردد. امضای این قسم لوایح باید هم به نظر دارالشورای کبری برسد و هم حق دارند که اعضای دارالشوری در اینگونه امور، تحصیل رأی جدید از موکلین خودشان بکنند و تا تمام اهالی ایران مطلع نباشند و امضا نکنند، موقع رسمیت نخواهند داشت.
امروزه وظیفه جراید اسلامی عموماً، و جمیع پیروان سیدالادیان[۱] این است که همدست و هم داستان بشوند و نگذارند اینگونه اظهارات اسلامشکنانه خارجه مقبول شود.
امروزه همه علمای اسلام خاصه آقایان حججالاسلام باید متنبه به این دقیقه بشوند که این مورد اشد[۳] از ورود قشون روس است. باید کمال جد و جهد را در رد این لایحه مبذول دارند و مسامحه نفرمایند؛ چنانچه اگر در رد این ماده غفلت شود، تمام زحمات چهارساله ملت ضایع و باطل خواهد شد و مثل این است که این چهار سال هیچ کاری نکرده باشند.
و معنی این کلمه، اکمال اضمحلال اسلام است. بر هر مسلمانی لازم است که دوایر مرکزیه را اشعارات بفرستد و سوء عاقبت اینگونه لوایح را تصریح فرمایند و آخرین نقطه - که جهاد دفاعی است و وظیفه واپسین مسلمانان است - باید اعمال بدارند.
**پاورقیها:**
[۱] اجازه خواستن
[۲] نظر دیگری را خواستن، مشورت
[۳] دور، بعید
[۴] تأخیر، درنگ
[۵] نامبارک، شوم
[۶] نامبارکی، نحسی
[۷] کذا فی الاصل
[۸] تقسیم کننده، بخش کننده
[۹] غرق شونده به ریش خود چنگ میزند (به هر وسیلهای متوسل میشود).
[۱۰] نامبارک
[۱۱] ثمن بخس: بهای کم
[۱۲] خریداری کردن
[۱] فریب دادن، مکر ورزیدن
[۲] ثانیاً و غیره ندارد.
[۳] دوستی
[۴] راضی کردن، خشنود کردن
[۵] به طمع انداختن
[۶] ترسانیدن، بیم دادن
[۱] در اصل: سیدالادیان مسلمانان
[۲] جمله ناقص است، احتمالاً افتادگی دارد.
[۳] سختتر
[۴] در اصل: کلمه با
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)