کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به استقلال کشور لیبریا توسط بردگان سابق آفریقایی-آمریکایی، به مقایسه وضعیت ایران با این کشور میپردازد. در ادامه، به اشغال ایران توسط نیروهای روس و بیتفاوتی مردم اشاره میکند و این وضعیت را ناشی از عدم اتحاد و اغراض شخصی میداند. سپس، با رد این شبهه که قوانین جدید و تمدن با اسلام منافات دارد، به نقش اسلام در تمدنسازی اروپا اشاره میکند. در پایان، بر لزوم اتحاد و آگاهی مردم نسبت به حقوق ملی و وطنی تأکید کرده و از دانایان و خطبا میخواهد که مردم را به این امر تشویق کنند تا استقلال کشور حفظ شود و از تجاوزات بیگانگان جلوگیری به عمل آید.
متن کامل گزارش
عشق آزادی، ننگ از عبودیت
در ممالک افریقا با آن که اغلب اهالی از مسلمیناند، مملکتی که دارای استقلال باشد نیست و اروپاییها از هر جهت حمله بر آن ممالک آورده و بین خود، آن ممالک را تقسیم و اهالی مظلوم را عبید و اِماء خود قرار دادهاند؛ ولی یک مملکت مستقل در آن صفحه یافت میشود: جمهوریه لیبریا. و این مملکت بر ساحل جنوب غربی افریقا واقع است، بین مستعمرات دو دولت بزرگ متمدن انگلیس و فرانسه. نفوس این مملکت بالغ به چهار کرور است و تمام آنها از عبید و اِماءِ امریکاییاند و اصل تشکیل این مملکت و تأسیس جمهوریت در آنجا از همت و غیرت یک مشت عبید و اِماء شده که از امریکا مهاجرت بدین نقطه نمودهاند.
و دایره جمهوریت منظمه آنها، [بر] مدار جمهوریت ولایات متحده امریکا بنا شده و پایتخت این مملکت متروقیا است که دارای سیزده هزار نفس است و بر جمیع منظرگاههای آن مملکت نوشتهاند: «عشق آزادی و ننگ از عبودیت، ما را از امریکا مهاجرت بدین مکان داد.»
یا للعجب! این دولت عبید و اِماء است که برای کسب شرافت خود، خود را مستقل و آزاد ساختهاند؟ و یا للأسف! از همت و غیرت مسلمین ایران که در هر روزه یک نحو اسبابی فراهم مینمایند که استقلال قدیمه خود را مضمحل نموده و بالطوع و الرغبه طوق عبودیت اجانب را با کمال افتخار و شرف به گردن نهند.
مدت یک سال و نیم است که خاک ایران لگدکوب سالداتهای روس است، به طوری که در مملکت ایران هر نحو از تصرفات که میل و اراده آنها تعلق گرفته بدون هیچ دغدغه و اضطرابی مینمایند و مسلمین از دور، دست بالای دست گذاشته و لبهای خود را دوخته، اقلاً یک سری هم حرکتی نمیدهند، کَانّ عَلی رُوُسِهم الطَیرَ [۲] نگاه میکنند، البته در چنین صورت دشمن هر کاری که اراده نماید به موقع اجرا خواهد گذاشت و خود را مالکالاستقلال خواهد توهم کرد.
آیا علتِ این بیحمیتی و خمودی چیست؟ آیا چه باعث شده که ایرانیان احساس فنا و هلاکت خود نمینمایند؟ آیا چه سبب شده که ایرانیان خطریت وطن عزیز را بیاعننایی میکنند و بحران مملکت را وقعی نمیگذارند؟
شاید کسی بگوید این اسلوب جدید که تمام عقلای کره ارض آن را مستحسن [۳] شمرده و زیر بار آن رفتهاند، منافی قوانین اسلام است و مسلمین قابلیت ندارند از برای دخول در تحت قواعد تمدن؛ و بنای اسلام بر توحش و بربریت است و وضع اسلوب جدید در ایران باعث تقاعد [۱] و خمود مسلمین گردیده و نزدیک است که شیرازه ملیت آنها گسیخته شود و مَثل مسلمین با قانون اساسی، مَثل کلاغ است و راه رفتن کبک.
جواب آن که، حاشا ثم حاشا! این کلمه از شبهات شیطانیه است که به وسیله اِفساد خائنین و همدستی چند نفر مفسدین مُنسلکین [۲] در لباس اهل علم که به مکیدن شیره جان ملت خو گرفتهاند بین مردم عوامالناس انتشار دادهاند؛ چه، آن که احوال تاریخی ازمنه سالفه [۳] منصفین از اهالی اروپ، شاهد و گواه است که اساس جمیع شئون تمدن اروپ مقتبس از مشکوه اسلام است، چنان که دری باسر که یکی از دانایان فرانسه و تمام دانایان اروپ مسلّم دارند اقوال او را، در کتاب ترقی امم در ادبیات در باب اکتساب ملل اروپا قوانین مدنیت و قواعد ترقی سعادت را از دین مبین اسلام، شرحی مبسوط بیان کرده، خلاصهاش آن که تمدن اروپا از قوانین و نظام و اصول و معارف و حِکَم و علوم و عادات و رسوم مستحسنه و ادبیات و صنایع و انتظام و ترتیب درس و اخلاق، حتی بسیاری از الفاظ مستعمله در لسان فرانسه را مقتبس از مسلمانان دانسته و یک یک را به تفصیل ذکر کرده و ثابت نموده که هر یک را در چه زمانِ از اسلام اخذ کردهاند.
و همین طور تفصیل دخول مسلمین در بلاد مغربیین که الیوم مملکت اسپانیا است و در اندک زمان مدنیت کامله در آن ممالک [را] به چه نحو تأسیس نمودهاند و سیاست مدن و معارفشان در چه درجه از کمال بود و تأسیس مدارس و مکاتب و علوم و فنون حکمت و صنایعشان به چه استحکام و انتظام بوده و بزرگواری ایشان در عالم مدنیت به چه درجه رسیده بود. از ممالک اروپا چه بسیار اطفال و بزرگان که به مدارس قرطبه و غرناطه و اشبیلیه و تولیدو آمده، نظم به معارف و فنون و اکتساب مدنیت مینمودند و میگوید: یکی از اهالی اروپ - کریرت - به مملکت اسلام آمده و در مدرسه کوردوبا [۴] که از ممالک اسلام بوده داخل شده، تحصیل معارف و علوم نموده، در مراجعت به اروپ به طوری اشتهار یافت که عاقبت سِمَت ریاست دسته کاتولیک را یافت. اَلفَضلُ ما شَهدَت بهِ الاعداءِ [۵]. پس، علت این سکوت و خمود چیست؟ عمده سبب این سکوت، خمود، تو در تو شدن اغراض شخصیه و هواهای نفسانیه و عدم ارتباط و ائتلاف [۶] قلوب هر طبقه از اهالی با طبقه دیگر، بلکه مضادّه [۷] هر شخصی با شخص دیگر است.
باید عامه اهل مملکت چشم باز کرده بر اوضاع سیاسیه ملل دیگر نگاه کرده و از همم عالیه و خیالات ترقیخواهانه اجانب نقشه برداشته، طریق زندگانی را یاد بگیرند، قدری تأمل و ملاحظه نمایند که آنها در چه خیال و اینها در چه حالند و آنها در کدام رشته سیر مینمایند و اینها در چه خط حرکت میکنند.
امروزه کوچکترین طوایف اجانب در فکر استقلال و نگهداری عزت و شرافت و قومیت بوده و یک علاقه اتحاد و یگانگی در میان آنها موجود است که در حمایت و طرفداری همدیگر از بذل هرگونه مجهود [۱] مضایقه نمیکنند؛ به عکس، ما مسلمانان که از معنی ملیت بیخبر و از لذت قومیت محروم و از حقیقت مؤاخات [۲] که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بین مسلمانان انداخته بیاطلاع، این است که نعمت استقلال سه هزار ساله ما در شرف زوال افتاده، به خلاف طوایف دیگر، رو به قهقرا میرویم. از هر طرف ذلت و نکبت به ما رو آورده و دشمن درخانه ما نشسته زمام مملکت ما را دست گرفته، استقلال ما را به موقع مخاطره آورده، دست ما را از همه جا و از همه چیز کوتاه کرده. اما ما مسلمانان از همه دردها غافل و از همه کارهای لازم مُعرض [۳]، به جان یکدیگر افتاده، مشغول جنگ داخلی و زد و خورد با یکدیگر بوده و هستیم، یک وقت میبنیم که برای ما نه سر مانده نه دستار.
پس، بر دانایان و خطبای مملکت است مطالبی را که آحاد و افراد ملت را به منافع اتحاد و اجتماع و حقوق وطنی آگاه نمایند، در مجالس و محافل به مردم القا کنند، به طوری واضح و بیانی وافی، و در نظر ملت مجسم کنند که مملکت را خانه خود دانند و سلطنت را حق خویش بشمارند و جمیع امور مملکتی را از سعادت و شرافت و ذلت و مسکنت راجع به خود دانند و کلیتاً نفاق و شقاق و عداوت باطنی قدیمی را از قلوب خود مرتفع دارند تا بتوانند در دایره اخوت اسلامی قدم گذارده و خود را حافظ کلیه قوانین اسلام جلوه دهند.
اگر اتحاد و اتفاق بین مسلمین بود، کجا اجانب را جرئت این بود که بیاذن، قدم در خانه آنها گذارند؟ اگر روح اجتماع در مردم ایران ساری بود، کجا بیگانه دست تطاول به اعراض و نوامیس آنها دراز میکرد.
اگر حقیقت مؤاخات که پیغمبر اکرم (ص) بین مسلمین انداخت، اندکی بین مسلمانان بود، کجا ممکن میشد که این همه تحمل تجاوزات غیر مشروعه سالدات روس را کرد؟ خدایا اندکی غیرت و حمیت عبید و اماءِ لیبریا [۵] به ما مسلمانان عطا کن! [۴]
**پاورقیها:**
[۱] کنار کشیدن، خانهنشینی
[۲] کنایه از بیحرکتی است. به لباس گروهی درآمدن
[۳] نیکو و پسندیده. ازمنه سالفه: زمانهای گذشته
[۴] در اصل: کوردونا: نام قرطبه در دوران حاکمیت مسلمانان بر اسپانیا
[۵] فضل آن است که دشمنان به آن گواهی دهند. اشاره به استقلال سیاهپوستان کشور لیبریا در اوایل قرن بیستم میلادی به کمک امریکاست.
[۶] الفت یافتن
[۷] ضدیت با یکدیگر
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)