کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با توصیف وضعیت اسفبار مسلمانان تحت ستم و استبداد آغاز میشود و به قیام تبریزیان در برابر حاکمان ظالم اشاره میکند که با شعار آزادی و عدالت، مردم را به مبارزه فراخواندند. سپس به اصول اسلام در زمینه آزادی، مساوات و عدالت تأکید میکند و از وضعیت نابسامان کشور و دین پس از این قیامها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به خطرات دشمنان خارجی و داخلی، خرافات و جهل در میان مسلمانان، و تلاش کفار برای اضمحلال اسلام اشاره میکند. در پایان، نویسنده هدف خود را از نگارش این نامه، آگاهیبخشی به برادران دینی و وطنی درباره علل ترقی و تنزل ادیان و دول و تمایز دوست از دشمن بیان میکند و بر لزوم حفظ استقلال مملکت با وحدت دینی و عقیدتی تأکید میورزد.
متن کامل گزارش
اما بعد، مرغان دور از چمن و غریبان آواره از وطن که در عمر خود غیر از چنگال شاهین بیداد ندیده و به جز صوت منکر استبداد نشنیده بودند، در بیابان بیآب و دانه سر در زیر بال برده، پهلو تهی داشتند. تا بلکه ایام حیاتی - که ممات هزار بار به از آن است - به پایان رسد و از بند رقیت عزیزان به جهت رسته، وفود بر خداوند کریم نمایند.
عمری بر این منوال بگذشت و هر دمی بر غصه و اندوهشان میافزود. گاهی از نعره توپ روسیان، ایرانی زبان رشته حیاتشان در کار گسیختن، و گاهی از صریر [۲] قلم کاتولیکیان اسلامی لباس، از اوضاع حواس و مشاعرشان مختل، تا آنی که ظلمت حرمان را فروغ وصل از پی و نسیم دلارای معرفت و معدلت وزیدن گرفت، نوای الحق الحق و لوای البدار البدار [۳] از سرزمین ایران بلند شد.
در نخست بار چند نیر فلک فتوت از افق تبریز طلوع نموده، قید عبودیت معبودات باطله را در هم شکسته، به بانگ سیف و قلم، خروش برآوردند که ای هم دینان! این گروهی که چندین قرن شما چهل کرور نفوس را به غلامی و کنیزی گرفتهاند، بر شما هیچ برتری ندارند. این قوم دارای دو سر و چهار چشم و هشت دست و پا نیستند، نه در فنی از شما اعلمند و نه دو متری بر شما مقدم. نه در شأنشان آیتی نازل، و نه در حقشان روایتی وارد، و نه از خانواده سیادت، و نه از عرش اعظمشان بلیت سلطنت، و نه مؤید و منصور به دیوان و پریان و فرشتگانند.
کسانی که در تکالیف آسمانی با شما یکسانند به کدام جهت بر شما صاحب حق و فرمانروایی، مطلق باشند؟
حکومت شورویه [۴] را - که محامدش از ضروریات دین و منصوص کتاب و سنت است - برای چه گذاردید، و حکومت خودسرانه جاهلانه غاصبانه این جماعت را که بر ضد قوانین عقل صریح و خلاف قواعد نقل صحیح است بر خود روا داشتید؟
اساس اسلام بر حریت است نه رقیت [۶]، مبنای دین بر مساوات است نه بر تفاوت. اصل شریعت عدالت است نه ظلم. این نواهای پی در پی در اطراف پیچیده، غیوران سعادتمند را متحرک ساخت. آن عزیزان دسته دسته از جانب جنوب و شمال نهضت نموده، آنچه مقدور بود انجام دادند. جَزاهُمُ اللهُ عَن الاِسلامَ وَ اَهلَهُ اَفضَلَ الجَزاءِ [۲].
پس از آن که کار تا درجهای به پایان رسید، این بینوایان نظر در اطراف افکنده، امور دین و وطن را با این حرکات و اقدامات، در کمال تشویش و اضطراب دیدیم. مملکت از دین خرابتر، امر دین از مملکت مشکلتر. ملت اسلامیه در خواب، دشمنان داخلی و خارجی در انجام مقاصد خود، قلوب اهل اسلام مملو از شبهات و خرافات، سرهای عامه خلق پر از هوا و هوس، ثغور [۳] اسلامخانه غیر مسدود، خطبای ملت آخذ مهم و تارک اهم [۴]، نوع مردم جاهل به معنای قانون و دستور، حقیقت حریت و مساوات بر اکثر خلق مخفی، چهره سیاست و ترقی اسلام تیره و تار، مسلمانان بیگانه از علوم و صنایع لازمه، پانصد کرور نفوس اسلامی در اطراف دنیا خوار، وزراءِ مسلمانی با جهل و پریشانی ملازم، اصحاب صلیب و زنار [۵] در صدد اضمحلال قرآن مجید و تخریب اماکن توحید.
اعظم مصایب آن که در این دوره به سبب حرکات ناشایسته مشتی سفله [۶] و اراذل، که بر قانونی عقل و نقل صادر شده دین مبین اسلام، در انظار اجانب هرج و مرج به قلم رفته و شریعت حقه را منافی علم و عدالت و مباین با رسوم آدمیت میخوانند، لازم بر این ضعفا چنان شد که افتتاح نامهای نموده، آنچه در عمر خود از اسباب و علل ترقی و تنزل ادیان و دول دیدهایم بر حسب اقتضای وقت به عرض برادران دینی و وطنی خود برسانیم و از مطالبی که به حال ملک و ملت اسلام سودمند است با عبارت ساده بحث کنیم تا در نظر آن عزیزان حقیقت از مجاز ممتاز، و دوست از دشمن معین گردد.
و عموم مسلمانان بدانند که دوستی کفار با آنها دوستی گرگ و میش است؛ چه، آن کسانی که مسجد را در مقابل کلیسا باقی نمیگذارند محال است که به اهل مسجد به راستی و درستی قدم زنند، خصوصاً گروهی که قرنها ذلیل و زیر دست ما بودند. و اکنون بر مرکب آرزو سوار شدند. و نیز به عرض برادران عزیز میرسانیم که دین مبین اسلام .که در این دوره اخیره دستخوش خیالات فاسده خودسران و هوسناکان گردیده و چون از شامت استبداد، ملک و ملت اسلامی را خالی از سیف [۷] و قلم دیدند، هر یک به عنوانی بر خاسته [۸] و مشتی از عوام اهل اسلام را از جاده شریعت حقه برکنار و با عقاید اسلامیه معانده [۱] کردهاند و این ثلمه دینیه در دولت و ملت کمال مضرت و موجب تشتت اهواء و تفرق [۲] افکار اهل مملکت است.
بدیهی است که چون گروهی را مسلک دین و عقاید یکسان باشد در حفظ استقلال مملکت همدست شوند ...
**پاورقیها:**
[۱] دشمنی
[۲] پراکندگی
[۳] البدار البدار: بشتاب، بشتاب
[۴] منظور،آن است که خطبا و وعاظ، به امور مهم میپردازند، در حالی که امور مهمتر را ترک کردهاند. در اصل: آخذ منهم...
[۵] کمربندی که مسیحیان ذمی به حکم مسلمانان بر کمرشان میبستهاند تا از مسلمانان بازشناخته شوند. یا نوار یا گردنبندی که با صلیب کوچکی بر گردن خود میآویختهاند.
[۶] افراد پست
[۷] شمشیر
[۸] در اصل: برخواسته
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)