کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با نقل مطلبی از جریده المقتبس دمشق آغاز می‌شود که به داستان جزیره‌ای کوچک و مستقل به نام برده‌سی در جنوب آفریقا می‌پردازد. ساکنان این جزیره با وجود نداشتن سلاح، با اتحاد و همت، در برابر تلاش کشتی‌های انگلیسی برای تصرف سرزمینشان مقاومت کرده و آنها را وادار به عقب‌نشینی می‌کنند. این داستان به عنوان سرمشقی برای ایرانیان مطرح می‌شود تا با الهام از آن، به اتحاد و فداکاری برای حفظ استقلال کشور بپردازند. در ادامه، متن با لحنی حماسی و هشدارآمیز، ایرانیان را به کمک مالی به دولت (به عنوان قرض یا اعانه) تشویق می‌کند و این کمک را راهی برای مقابله با تجاوزات همسایگان شمالی و جنوبی (روس و انگلیس) و حفظ عزت، شرف و ناموس ملی می‌داند. همچنین، به عواقب عدم همت و اتحاد، از جمله ذلت و از دست دادن استقلال، اشاره شده و از ایرانیان خواسته می‌شود که با الهام از حدیث «حب الوطن من الایمان»، اسلامیت و غیرت خود را به جهانیان نشان دهند و اجازه ندهند کشورشان به مستعمره تبدیل شود. متن با تأکید بر اینکه قیمت وطن ده کرور تومان است و اگر ایرانیان اقدام نکنند، دیگران آن را خواهند خرید، به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

در جریده یومی المقتبس منطبعه دمشق نمره ۳۶۴ تاریخ یکشنبه ۲۸ ربیع‌الثانی مطلب ذیل را دیده و محض عبرت و سرمشق ایرانیان عیناً او را به فارسی ترجمه نموده، استدعای درجش را در نامه مقدسه دارد، صاحب امضاء ا - ن در المقتبس می‌گوید که در جریده صباح منطبعه در اسلامبول بعض مطالب راجع به مملکت برده‌سی دیده و طالب ترجمه‌اش به عربی شدم. این مملکت عبارت از جزیره کوچکی است در سه کیلومتری از جزیره ولوین نزدیک به قطعه سینغال[۱] در جنوب افریقا. این قطعه جزیره که مملکتی است مستقل، دارای هفتاد و هفت [هزار] نفر نفوس در تحت حکومت یک ملک و ملکه زیست می‌نمایند. سابقاً یکی از جهازات انگریزی[۲] که عبورش از آن طرف شده بود، خواست بیرق بریطانیا را در آنجا نصب نموده و آن مملکت را تصرف کرده، داخل در حوزه مستملکی دولت مشارالیها بیاورد. الا این که سکّان[۳] این جزیره قلباً با هم متحده شده و به رئیس مُرکّب اعلان کردند که ما تا آخرین نفس و نفس خود در حفظ استقلال مملکت و حفظ کیان قومیت خود کوشیده و نخواهیم گذاشت پا به مملکت ما بگذارند. و چون سلاحی نداشتند هر یکی سنگی به دست گرفته و حاضر از برای دفاع از وطن خود شدند. رئیس مرکب، از این جنبش غیورانه و اتحاد و همت و حب وطن و استقلالیت، بی‌اندازه مسرور شده و با آنها از در لطف و مهربانی داخل گشته و آنچه که از اشیاءِ نفیسه در مرکب داشت، بین آنها تقسیم کرده و از راهی که آمده بود مراجعت نمود. زنده باد مملکت برده‌سی! زنده باد اتحاد طبیب و معلم دبستان اطفال و رئیس حراس این مملکت [که] عبارت از شخص سلطان است. ملکه هم مکلف است به امور خانگی از قبیل رخت بریدن و دوختن و پرستاری اطفال آن جزیره. اکل[۵] سکان این جزیره عبارت است از نان جو و شیر و کره و کاهو، و محصولات آنها بعضی اَحجار نفیسه[۶] و بعض حیواناتی است که از دریا صید نموده و به مراکبی که از آنجا عبور می‌کنند مبادله می‌نمایند و همیشه مَلِک بشخصه از روی عدالت و مساوات، مأکولات[۱] را به رعایای خود تقسیم می‌نماید. این است حیات[۲] مملکت برده‌سی، فَاعتَبروا یا اُولی الأبصار[۳]. مترجم گوید: ای ایرانیان با حمیت! ای قوم نجیب! یک قدری چشم هوش را باز کرده و در این سطور، غور[۵] و دقت نموده و ببینید که چه سببی باعث شد که این هفتاد و هفت [هزار] نفر با عدم قوه دفاعیه، در مقابل جهاز جنگی انگریز با کمال قوت قلب ایستاده و آن دشمن قوی پنجه را دفع کردند؟ ای ملت ایران! ای چهل کرور نفوس قدیمی! آنی به خود آیید و به اینگونه فداکاری‌ها و جانبازی‌ها با دیده حیرت نظری انداخته، نام خود را هم در عِداد اینگونه وقایع در صفحات تاریخ به یادگار بگذارید. امروزه در اغلب قطعات کره خصوص اروپ و آمریک از اینگونه ممالک که دارای نفوس قلیل و همتی بس عالی هستند، زیاد و همه در صفحات تاریخ، نام نامی مجاهدات جانبازانه خود را محض حفظ استقلال و لذت آزادی با یک دنیا حرکات حیرت‌آمیز و محیرالعقول درج نموده‌اند. امروزه مملکت شما، مایه حیات شما، مادر عزیز شما، خاک پاک اجداد شما برای استقلال خود به چیزی محتاج نیست، مگر یک تومان یا پنج قران که چشم پوشیده به این دولت جدید به عنوان قرض یا اعانه داده و نام نیکی را الی‌الابد تحصیل نموده و خود را در شمار ملل حَیّه[۶] و آزاد عالم در آورید. یک تومان شما ذلیل کننده غاصب حقوق شما است. پنج قران شما آزاد کننده برادران عزیز شما است. یک تومان شما مفتضح[۷] کننده همسایه شمالی و جنوبی شما است. پنج قران شما استقلال دهنده مملکت شما است. یک تومان شما حفظ کننده اَعراض[۸] و نوامیس شما است. یک تومان شما بر هم زننده معاهده دو همسایه شما است. آری، یک تومان یا پنج قران است که چون گلوله توپ به سینه متجاوزین خورده، آنها را خائباً و خاسراً[۹] مراجعت خواهد داد. ای برادران عزیز! بعد از آنهمه جانفشانی‌ها در تبریز و رشت و طهران و آن همه صدمات و بلیّات و آن همه هتک اعراض‌ها و ناموس‌ها، کار به جای باریک رسیده و به یک امری که در ظاهر هیچگونه اهمیتی در مقابل آن حرکات غیورانه شما ندارد، مربوط گردیده. آه از ساعتی که ملتفت نشده و این مختصر همت را به کار نبرید که دیگر باید وداع همه چیز را کرده و از یهود ذلیل‌تر شده و نام خود را توأم به لفظ بی‌غیرت نمایید. آن وقت است که در صفحات تاریخ در عوض نام نیک خوانده خواهد شد که دولت ایران بعد از دیدن شرایط استقلال بر باد دهنده قرض از خارجه، مصمم به قرض داخله شده و دست رد به سینه دو همسایه قوی پنجه زده و از ملت خود توقع همراهی کرد، ولی هزاران افسوس که ملت ایران خواب بوده و بندگی و اسیری را بر یک تومان ترجیح دادند. ای ملت ایران! حال که این قدر مَرعوب[۱] و تا این درجه خوفناک شدید که همسایه شمالی نفوذ در داخله شما نموده و عساکر[۲] بدفرجام خود را به قلب مملکت داخل کرده و بر رقاب[۳] شما سوار شد و شما این همت را ندارید که متحد و متفق شده، به یک جنبش اسلامی جان را به کف دست گذاشته و او را مثل ژاپونیان مُستأصل[۴] نمایید، لااقل در این مسئله که قوام استقلالیت شما بسته به آن است، همت نموده و بیش از این به ذلت اسلام و اسلامیان و سلطنت شیعه راضی نشوید. ای ایرانی نژادان! عزت، شرف، ناموس [و] همه چیز شما بسته به این دم آخر است. به یک جزیی همت، به یک چشم پوشیدن از یک تومان یا پنج قران، آزادی ملکی، آزادی قومی، ملی، شخصی خود را خریده و یوسف عزیز این مصر را از دست گرگان انسان‌نما خلاص کرده‌اید. ای شیعیان آل محمد (ص)! این همان وطن است که پیغمبر (ص) شما، هادی شما، نجات دهنده شما فرموده: حُبّ الوَطَن مِنَ الایمان. اگر ایمان دارید، اگر مُسلِم هستید، اگر شیعه می‌باشید، اگر مرعوب نیستید، در این دم آخر، اسلامیت خود را به عالَم ارائه نموده و عدم مرعوبیت خود را به دول بفهمانید. متجاوزین خیلی زحمت می‌کشند که شما را از این خیال منصرف نموده و نگذارند اعانتی به دولت جدید خود نموده و قرض داخلی صورت خارجی پیدا نماید که شاید این دولت کور بوده و دولت آلمان و غیره را ندیده، دست استقراض را به طرف آنها دراز نموده و آنها هم آنچه را که بتوانند از شرایط استقلال بر باد دهنده بر این دولت و ملت تحمیل و آنها را در زیر بار گران شرایط مضمحل و نابود نمایند. اگر همت نکردید، اگر دِنائت[۶] به خرج دادید، طهران مرکز روس و انگریز و ادارات در تحت مراقبت و تصرف آنها درآمد، در مملکت شما ما تشکه‌خانه‌ها[۷] باز نموده و اَعراض شما را به آنجا دعوت خواهند کرد. امروزه ده کرور تومان در حقیقت قیمت وطن شما است. اگر شما اقدام نکردید دیگران خواهند خرید و شما را اخراج خواهند کرد. خیلی دون همت و پست فطرتی است که این مملکتِ به این وسعت، به این ثروت خداداد که در او خوابیده، به این حسن موقع و لطافت قیمتش به ده کرور تومان برسد و ما ایرانیان اصلا تعصب و غیرت به خرج نداده؛ در حالتی که خود کمال تمکن را از خریدن این سرزمین جواهرخیز داریم؛ همسایه ما، دشمن ما، غاصب حقوق ما بیاید و بخرد. ای غیرتمندان ایران! قدری به حالت خود آیید و ملاحظه کنید که این همسایگان مع اینکه[۱] اصلاً حق مداخله درمملکت شما ندارند، باز چگونه به عالم و عالمیان تجاوز خود را ارائه نموده و هر روز و هر ساعت و هر آن و هر دقیقه اسباب ذلت و اذیت شما را فراهم می‌آورند. پس می‌توان تصور نمود که اولیاءِ امور روس و بزرگان انگریز وقتی که جزیی حقی به مداخله در مملکت شما پیدا نمایند، آنی از اذیت و حقارت شما غافل ننشسته، مرحمت ننمایند، عزت و شرف و ناموس شما را نگاه نداشته و حفظ ننمایند، کلاً و حاشاًآ[۲]، تمام این حرکات حقوق شکنانه و غاصبانه و وحشیانه به جهت همان روز است که شما را محکوم خود دیده و به رکاب شما سوار شده و دو اسبه تاخته، در عقاید و ناموس و اَعراض شما نفوذ و با شما چون سایر مستملکات خودشان معامله نمایند. آوخ بر تو ای ایرانی! اوف بر تو ای مسلمان! وای بر تو ای شیعه! اگر همت ننمایی و وطن و عزت و شرف را به باد فنا داده و ذلت خود و اَعقاب[۳] خود را در این عصور ذَهَبی[۴] بخواهی. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال **پاورقی‌ها:** [۱] کشور سنگال [۲] جهازات انگریزی: کشتی‌های انگلیسی [۳] ساکنان [۴] منتخب [۵] خوراک [۶] احجار نفیسه: سنگ‌های قیمتی [۱] خوردنی‌ها [۲] در اصل: حیوه [۳] حشر، ۲: پس ای صاحبان بینش و بصیرت! عبرت گیرید. [۴] غیرت [۵] دقت، تأمل [۶] زنده [۷] در اصل: منقضج [۸] جمع عِرض: آبروها [۹] خائباً و خاسرأ: ناامیدانه و زیان دیده [۱] بیمناک، هراسان [۲] جمع عسکر: لشکریان، سپاهیان [۳] جمع رقبه: پُشت‌ها [۴] درمانده [۵] میهن‌دوستی از ایمان است. [۶] فرومایگی، پستی [۷] عشرتکده [۱] مع اینکه: با اینکه [۲] کلا و حاشا: چنین نیست [۳] جمع عقب: بازماندگان [۴] عصور ذهبی: دوران‌های طلایی

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)