کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با استناد به آیات قرآن کریم، بر اهمیت تعقل و تدبر در اسلام تأکید می‌کند و آن را اصلی اساسی برای تشخیص حق از باطل می‌داند. سپس به نقش حکومت اسلامی در هدایت فکری مردم و تلاش دشمنان برای جلوگیری از این هدایت اشاره می‌کند. در ادامه، به حوادث اخیر کشور، از جمله عزل رئیس‌جمهور وقت و اقدامات گروهک‌های معاند برای ایجاد تشنج و بی‌ثباتی می‌پردازد. سخنران، سران این گروهک‌ها، به‌ویژه منافقین، را به دلیل هم‌پیمانی با دشمنان اسلام و استفاده از روش‌های غیراسلامی محکوم می‌کند و آنها را مرتجع و مرتد می‌خواند. در پایان، جوانان فریب‌خورده را به تفکر و شنیدن نصایح دعوت کرده و به والدین توصیه می‌کند مراقب فرزندان خود باشند. همچنین از دستگاه‌های قضایی می‌خواهد با قاطعیت با متجاوزان برخورد کنند و ملت ایران را به پایداری و وحدت در برابر دشمنان فرا می‌خواند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم قال الله الحکیم فی کتابه: وَ قالَوا لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ مَا کُنّا فِی اَصحَابِ السَّعِیر فَاعتَرفُوا بِذَنبِهِم فَسُحقاً لاَصحَابِ السَّعِیر. در روز قیامت طبق تصویری که قرآن برای ما در سوره مبارکه مُلک می‌کند، در هنگامی که کافران را به عذاب خدا و دوزخ الهی وارد می‌کنند، ملائکه خدا از آنها می‌پرسند: «ألم یَأتِکَم نَذِیرٌ»[۲]: آیا شما که دچار این گمراهی شدید مگر از طرف خدا بیم دهنده‌ای به سوی شما نیامد؟ مگر کسی نبود که شما را آگاه کند؟ «قالَوا بَلَی قَد جَاءَنا نَذِیرُ»[۳]: آنها می‌گویند چرا، بیم دهنده از سوی خدا آمد، به ما حقایق را هم گفت، ولی ما او را تکذیب کردیم. بعد از آنی که این گفتگو میان آنها انجام می‌گیرد، خود آن گناهکاران و گمراهانِ دنیا و دوزخیانِ آخرت می‌گویند: «وَ قالَوا لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ مَا کُنّا فِی اَصحَاب السَّعِیر»: اگر ما در دنیا می‌شنیدیم و تعقل می‌کردیم، امروز در میان اصحاب دوزخ نبودیم. بلافاصله قرآن درباره آنها قضاوت می‌کند و می‌فرماید: «فَاعتَرفُوا بذنبهم»: پس خود اینها به گناه خودشان اعتراف کردند. «فَسُحقاَ لاصحَاب السَّعِیر»: یعنی آنهایی که دچار دوزخ شدند دور باشند از رحمت و فضل خدا. این یک تصویر قرآنی از روز قیامت است، اما اشاره رسایی است به یکی از اصول اساسی اسلام، که آن عبارت است از اصل تعقل و تدبر. خدای متعال به انسان قدرت تشخیص داده است. «تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ المُلکُ»[۱] تا آن جایی که «الّذِی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیَاةَ لِیَبلَوَکُم اَیّکُم اَحسَنُ عَمَلاً»[۲]. خدا آفرینش را برای این قرار داد که ببیند چه کسی عمل بهتری دارد. در روایت می‌فرماید: «لِیَبلَوَکُم اَیّکُم أشَدّ عُقلاً»: برای این بود که ببیند چه کسی از نیروی تعقل و تدبر بیشتر استفاده می‌کند. این قدرت تشخیصی که خدا به انسان داده است برای شناختن راه خطا و صواب کافی است؛ هیچکس نیست که بشنود و بیاندیشد مگر آن‌که می‌تواند راه خطا را از راه صواب تشخیص بدهد. اساس جامعه اسلامی هم بر این است که به مردم فرصت فکر کردن داده بشود؛ یعنی آنچه گفتنی است به مردم گفته شود تا مردم بتوانند در سایه معرفتی که پیدا می‌کنند بنشینند با خود حساب کنند و حق را از باطل تشخیص بدهند؛ لذا اساس حکومت‌های ظالمانه در طول تاریخ بشر و همچنین امروز در دنیا بر این بوده که وسیله تشخیص حق و باطل، یعنی فکر کردن و اندیشیدن را از مردم بگیرند. ما یعنی ملت مسلمان ایران، امروز بیش از همیشه محتاج تعقل و تدبریم. یک وظیفه، دستگاه‌های اداره کننده دارند و آن ارشاد و هدایت مردم است. یک وظیفه، مردم دارند و آن شنیدن ارشادها و هدایت‌ها و فکر کردن درباره آنهاست. دشمن که می‌خواهد مردم نفهمند، به هر دو ضربه می‌زند. اولاً، سعی می‌کند صدای هدایت کننده‌ها را در میان غوغای تبلیغاتی جهانی گم کند و نگذارد فریاد رسای هادیان امت به گوش مردم برسد؛ ثانیاَ، سعی می‌کنند مردم را از شنیدن باز بدارند؛ یعنی گوینده‌ها را تخطئه می‌کنند، تبلیغات را دروغ وانمود می‌کنند، برای این‌که ایمان مردم از آنچه هادیان و منادیان حق بیان می‌کنند سلب شود و مردم باور خود را به گفته دلسوزها از دست بدهند. این کار در همه طول تاریخ انجام گرفته، امروز هم در ایران و در جوّ انقلابی جامعه ما، همچنین در سطح جهان انجام می‌گیرد. من با طرح این مسأله؛ اولا، یکی از اصول اسلامی را اعلام می‌کنم تا همه شما مردم برای امروز و برای همیشه بدانید که حکومت اسلامی، آن حکومتی است که مردم را به فکر کردن دعوت می‌کند و هدایت ذهن مردم را به عهده می‌گیرد، مردم را سرگرم هوی‌ها و هوس‌ها و سخنان بی‌ارتباط به سیاست و زندگی مشغول نمی‌کند، سرگرم نمی‌کند؛ ثانیاَ، در جامعه اسلامی، مردم در مقابل کسانی قرار می‌گیرند که آنها می‌خواهند مردم صدای هادی‌ها و منادی‌ها را نشنوند. امروز در جوّ ایران این اصل اساسی نظام اسلامی به شدت از سوی دشمنان مورد تهدید قرار می‌گیرد. دشمن با یک انقلاب عظیم مردمی و ضد شرق و غرب روبرو شده. این انقلاب را چگونه خنثی کند و از بین ببرد؟ انقلاب ما بر روی دوش مردم قرار دارد، چگونه مردم را از این انقلاب دلسرد بکند؟ برای این‌که مردم از محور انقلاب دور بشوند خیلی راه‌ها را دشمن تاکنون پیموده است. امروز شیوه دشمن این است که نگذارد مردم درباره حوادثی که در ایران و نسبت به اسلام در حال انجام شدن است فکر کنند. شما در این هفته‌ای که گذشت و به طور کلی در این ماه‌های اخیر، حوادث عظیم و مهمی را گذرانیده‌اید. اگر یکی از این حوادث در تاریخ ملتی واقع بشود، به عنوان یک نقطه برجسته خواهد ماند. شما در طول چند ماه حوادث متعددی را گذرانیده‌اید و در تمام این حوادث موفق هم بوده‌اید. این برای دشمن غیرقابل تحمل است؛ برای این‌که این پیروزی و موفقیت برای جامعه ما نمانَد دشمن سعی می‌کند جامعه ما را از راه جلو گرفتن از نیروی فکر و اندیشه آنها به بی‌تفاوتی بکشاند. ما از مردم می‌خواهیم بشنوند و فکر کنند. این چیزی است که اسلام از مردم می‌خواهد. دشمن از مردم می‌خواهد که به سخن افراد دلسوز و هدایت کننده گوش ندهند و درباره آن فکر نکنند. چطور دشمن این کار را انجام می‌دهد؟ از راه ایجاد غوغا این کار را انجام می‌دهد. دشمن می‌خواهد با ایجاد جوّ غوغا و تشنج، حالت تعقل را از مردم بگیرد. یک حرکت انقلابی عظیم در جامعه به وجود آمد بر مبنای تشخیص و فکر، و آن حرکت عبارت بود از عزل بالاترین مقام اجرایی دولت جمهوری اسلامی[۱]. این یک کار بی‌سابقه است؛ یک جراحی حساس و دقیقی است که در هر جای دنیا می‌خواست اتفاق بیفتد با خونریزی شدیدی توأم بود؛ اما دست نیرومند انقلاب، این جراحی را به شکلی انجام داد که هیچ خونریزی نداشت. ضد انقلاب این را تحمل نمی‌تواند بکند. چه کار می‌کند؟ سعی می‌کند جوّ غوغا و تشنج در جامعه به وجود بیاورد تا این جراحی موفقیت‌آمیز را در دنیا، همچنین در داخل کشور ناموفق جلوه بدهد. گروهک‌های بدنام و بدسابقه به عنوان دفاع از عضوی که جراحی شده و بیرون انداخته شده وارد خیابان‌ها می‌شوند، غوغا به راه می‌اندازند، آدم می‌کشند، شعار ضد اسلام و مسلمین می‌دهند، با مردم بی‌سلاح روبرو می‌شوند، جوان‌های مؤمن را نشانه می‌کنند و بر روی او می‌ریزند و با انواع سلاح‌های سرد و گرم شکم می‌درند، سر می‌بُرند، برای این‌که جوّ را متشنج کنند. مردم وقتی که در جوّ غوغا و تشنج قرار گرفتند فرصت فکر کردن از آنها گرفته می‌شود. عده‌ای در صدد مقابله با غوغا برمی‌آیند، عده‌ای از غوغا کناره می‌گیرند، آن حالتی که اسلام برای مسلمان‌ها می‌پسندد از بین می‌رود. حضور مردم در صحنه، دشمن را آنقدر ناراحت و عصبانی کرده که می‌خواهد این حضور را با شکل بدی پایان بدهد؛ اینجا است که ما باید هوشیار باشیم. این گروهک‌هایی که امروز به نام دفاع از فلان و بهمان، یا به نام حمایت از خلق، جان مردم را تهدید می‌کنند، اینها از نظر ملت و از نظر تاریخ و از نظر اسلام محکومند. اولا، با تبلیغات دروغین و اشاعه حرف‌های خلاف واقع، مردم را از رسیدن و اندیشیدن در واقعیات و حقایق مانع می‌شوند. این، ضد اسلام است. ثانیاَ، با مردم بی‌پناه روبرو می‌شوند. ثالثاَ، به هدف‌های قدرت‌های استکبار جهانی کمک می‌کنند. اینها - به شرحی که حالا ان شاء الله تا حدی که وقت دارم عرض می‌کنم - خودشان را در تاریخ و در میان کسانی که در آینده هم درباره این مسائل فکر کنند محکوم می‌کنند و محکوم کردند. من در این فرصت به مناسبت این‌که می‌دانم عده کثیری از این افراد ساده لوحی که در دام تبلیغات آنها افتاده‌اند از حقیقت خبر ندارند، به گوششان نرسیده است، در این تریبون مقدس دو، سه خطاب می‌کنم؛ چون این جوان‌هایی که در رابطه با مسائل هفته گذشته[۱] تعدادی به وسیله دستگاه‌های قضایی بازداشت شدند، وقتی برای بعضی از آنها مسائل بیان شد متنبه شدند و لذا آزاد هم شدند. اما بعضی هم آنچنان تحت تأثیر این تبلیغات، محکم و پابرجا بر جهالت و ضلالت خودشان ایستادند که حتی حاضر نیستند بشنوند و فکر کنند. اینها همان‌هایی هستند که در قیامت تأسف خواهند خورد و خواهند گفت: «لَوکُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلَ مَا کَنّا فِی اَصحَاب السَّعِیر». تأسف خواهند خورد، خواهید گفت: اگر گوش می‌کردیم و فکر می‌کردیم، امروز در شمار اصحاب دوزخ نبودیم. من خطاب اولم به سران این گروهک‌ها است، مخصوصاَ سران منافقین که نام مجاهدین را بر روی خود نهاده‌اند. من این سران را می‌شناسم، سوابق آنها را می‌دانم، ضعف‌ها و خصلت‌های روانی آنها را از نزدیک لمس کرده‌ام. خود آنها هم می‌دانند که ما آنها را به خوبی می‌شناسیم. من به آنها می‌گویم شما خودتان را در تاریخ رسوا کردید، زیرا حرف‌های خودتان را تخطئه کردید. مگر قرآن نمی‌گوید: «یا اَیّها الَذِینَ آمَنُوا لا تَتّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوّکُم اَولِیاءَ»[۱]. یعنی: ای مردمی که ایمان آوردید! دشمنان من و دشمنان خودتان را با خودتان دوست و هم‌پیمان قرار ندهید. مگر شما ادعا نمی‌کنید که تابع قرآنید؟ چرا شما با گروه‌های ضدخدا همدست و هم‌پیمان می‌شوید؟ برای خاطر خوش کردن دل پیکار[۲] و فدایی[۳] و دموکرات[۴] حاضرید دل جوان پاسدار را بشکافید. نشنیدید که در راهپیمایی دیروز مهاباد، دموکرات‌ها چه جنایتی کردند؟ یک پاسدار شهید مهابادی جنازه‌اش به وسیله مردم تشییع می‌شد و مردم علیه دموکرات‌ها شعار می‌دادند، افراد وابسته به دموکرات از روی پشت بام‌های شهر مهاباد تشییع کنندگان را به رگبار بستند؛ چند نفر کشته شدند. اینهایند آن کسانی که شما با آنها هم‌پیمان و دوست هستید ای آقایان سران مجاهدین! این برخلاف قرآن نیست؟ شما با پیکاری‌ها و با چریک‌های فدایی خلق که سلاح به دست می‌گیرند و علناً و صریحاً ضد اسلام حرکت می‌کنند، در این جریانات اخیر دوست و هم‌پیمان شدید. این بر خلاف آیه «یا اَیّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتّخِذوا عُدوّی وَ عَدوّکُم اَولِیاءَ» نیست؟ تاریخ، شما را محکوم می‌کند. حالا شما به فرض، چهار تا جوان خُردسال ساده‌لوح را فریب دادید، برای همیشه و برای همه مردم که این فریب ممکن نیست. شما خیال می‌کنید به عنوان یک گروه انقلابی اسلامی در تاریخ می‌مانید؟ اشتباه کردید، کور خواندید، شما به عنوان یک گروه منافق که ادعای اسلام می‌کند اما بر خلاف صریح آیه قرآن رفتار می‌کند در تاریخ ثبت می‌شوید. ثانیاَ، شما علیرغم ادعای مسلمانی، از روش‌های غیراسلامی استفاده می‌کنید. روش اسلامی، بحث و موعظه است. روش اسلامی، نصیحت و توصیه به خیر است. روش اسلامی، ریختن در خیابان و کشتن دختر و پسر مسلمان نیست. چرا شما با روش‌های غیراسلامی عمل می‌کنید و علناً می‌گویید ما با اجازه ملت ایران می‌خواهیم مقاومت کنیم؟ با اجازه ملت ایران در مقابل کی می‌خواهید مقاومت کنید؟ در مقابل ملت ایران؟ آیا این حکومت، مطابق با محبت و عشق این ملت نیست؟ این حکومت، مردمی نیست؟ این حکومت و این مجلس شورای اسلامی را همین مردم سر کار نیاوردند؟ امام امت در قطره قطره خون دل این مردم و خونی که در رگهای این مردم جاری است نفوذ و تأثیر محبت‌آمیز ندارد؟ شما در مقابل امت و امام قیام می‌کنید، آن وقت از ملت اجازه می‌خواهید؟ شما با کی می‌جنگید و به نفع کی می‌جنگید؟ چرا در مقابل جمهوری اسلامی که با شرق و غرب و قدرت‌های بزرگ درافتاده مقاومت می‌کنید؟ آن آقای یاوه‌گویی که امر به مقاومت می‌کند[۱] و شما که به بهانه حرف او به خیابان‌ها می‌آیید، شیشه‌های مغازه‌ها را می‌شکنید و جوان و دختر و پسر را با تیغ موکت‌بُری‌شکم می‌درید و سر می‌بُرید، شما بر طبق چه معیار اسلامی حرکت می‌کنید؟ ثالثاً، شما می‌گفتید ما یک گروه مترقی و انقلابی هستیم و با این شعار با چیزی که اسمش را ارتجاع می‌گذارید می‌جنگیدید. من از شما سؤال می‌کنم: آیا گروه‌های انقلابی مسلمان و غیرمسلمان، ادعای انقلابی‌گری را از شما باور می‌کنند در حالی که شما با جناح و جریان گرایش‌دار به غرب و وابسته به غرب این همه لاف دوستی و محبت می‌زنید؟ با توده‌های انقلابی مردم درمی‌افتید، با جوان‌های انقلابی که در مرزها جانشان را دارند در راه خدا می‌دهند درمی‌افتید، به حساب و به نفع جریان متمایل به غرب اسم خودتان را می‌گذارید انقلابی؟ از شما کسی باور نخواهد کرد. رابعاَ، شما با این دولت و حکومت که درمی‌افتید هیچ بهانه‌ای ندارید، لذا می‌گویید با ارتجاع درافتاده‌ایم. اگر بهانه دیگری داشتید، اگر خیانتی دیده بودید، اگر فسادی دیده بودید، اگر سوء استفاده‌ای در رهبران و سران این جمهوری دیده بودید آن را صد برابر بزرگ می‌کردید، اما ندیدید. می‌خواهید هم به میل اربابانتان با حکومت بجنگید، بهانه می‌خواهید، بهانه را ارتجاع می‌آورید. کجای این حکومت ارتجاع است؟ ارتجاع با منطق کی؟ آیا ارتجاع با منطق اسلام؟ یا ارتجاع با منطق کمونیسم؟ ارتجاع با منطق اسلام یعنی رجوع کردن از اسلام به کفر، این معنی ارتجاع است. ارتجاع در منطق اسلام یعنی ارتداد؛ «ذلِکَ بأنّهُم آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا»[۲]. این ارتجاع است که اول انسان به خدا ایمان بیاورد بعد کفر بورزد، این را می‌گویند ارتجاع. خب، ببینید شما مرتجعید با این حساب یا دولت جمهوری اسلامی؟ دولت جمهوری اسلامی دارد به سوی هدف‌های اسلامی با سرعت پیش می‌رود، شما هستید که بعد از آنی که از پدر و مادرهای مسلمانی متولد شدید به طرف کفر رفتید. کتاب‌های شما در دست است، مبانی مارکسیستی و الحادی و کفرآمیز در حرف‌ها و کتاب‌ها و عمل شما مشهود است. شما مرتجعید، شما مرتدید، شما هستید که در زندان و در خارج از زندان بارها و بارها دوریتان از اسلام بر عناصر مبارز انقلابی مسلمان ثابت شد[۱]. بهانه ارتجاع را به دست می‌گیرید که با جمهوری اسلامی بجنگید؟ اشتباه کردید، کور خواندید؛ این شواهد، محکومیت شماست که همه دنیا و همه تاریخ، در آینده به اینها خواهند رسید. شما نامتان هم در تاریخ نمی‌ماند؛ اما اگر بماند با لعن و نفرین همگانی خواهد ماند؛ برای خاطر این که یک انقلابی با این همه خونِ دل پیروز شد و امامی و رهبری با چهره استثنائی در تاریخ ما این انقلاب را هدایت کرد و امتی با این رشادت و این از خودگذشتگی پایه‌های این انقلاب را با همه موجودی خودش مستحکم کرد، آن وقت شما چهار نفر خودخواهِ جاهل جاه‌طلب پُرمدعا آمده‌اید دارید محصول این همه تلاش و کوشش را می‌خواهید مورد تهدید قرار بدهید و مزاحمت می‌کنید و ایذاء می‌کنید، تاریخ به شما لعن و نفرین خواهد فرستاد. مطمئن باشید. یک خطاب من هم به جوانان و نوجوانان دختر و پسر فریب‌خورده است که هشتاد درصد این گروه‌ها را اینها تشکیل می‌دهند. به آنها می‌گویم: ای جوانان ساده‌دلِ مستمندِ مستضعفِ فکری! گوش کنید و فکر کنید. آنها به شما گفته‌اند گوش نکنید به این حرف‌ها، اما قرآن به شما می‌گوید گوش کنید. اگر امروز به این حرف‌ها و به سخن نصیحت کنندگان گوش ندادید، فردا در دوزخ خواهید گفت: «وَ لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ مَا کُنّا فِی اَصحَاب السَعِیر». تأسف خواهید خورد، خواهید گفت: اگر گوش می‌کردیم و فکر می‌کردیم، امروز جای ما اینجا نبود. سازمان به شما می‌گوید گوش نکنید، قرآن به شما می‌گوید گوش کنید و بیاندیشید. این مطالبی را که من امروز به اختصار گفتم مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهید. سازمان شما یا سازمان‌های شما چرا با یک جمهوری که با امریکا و شوروی می‌جنگد این‌طور مقابله می‌کنند؟ چرا در مقابل امام امت و در مقابل آحاد امت می‌ایستند و نام خودشان را مدافع خلق می‌گذارند؟ چرا در حالی که قرآن به آنها می‌گوید که با کفار قطع رابطه کنند با پیکاری و فدایی و دموکرات و سلطنت‌طلب و انسان‌های دژخیم صفت هم‌پیمان می‌شوند؟ این بمب کار گذاشته شده در راه‌آهن قم را - که چند شهید و مجروح داشت - کی گذاشت؟ اگر شما خودتان گذاشتید که محکومید، اگر دوستان شما هم گذاشتند شما محکومید و نمی‌توانید بگویید دوستان شما نگذاشتند. اگر راست میگویید محکوم کنید. اگر شما از این خرابکاری‌ها خوشتان نمی‌آید، چرا یک‌بار در این مدت، امریکا را محکوم نکردید؟ یک‌بار صدام را محکوم نکردید؟ یک‌بار خرابکارها را محکوم نکردید؟ یک‌بار سلطنت‌طلب‌ها را محکوم نکردید، افتادید به جان دولت جمهوری اسلامی؟ آیا دلیلی واضحتر از این هست بر این که شما آلت دست سیاست‌های بزرگ شرق و غربید؟ بچه‌های جوان غافل ساده‌دل! فکر کنید و گوش کنید. یک خطاب هم به پدر و مادرها دارم. ای پدران و مادران! مواظب بچه‌هایتان باشید. دولت جمهوری اسلامی اگر در مقابل موج‌هایی که از خارج هدایت می‌شود مقاومت نکند به جان این امت ظلم کرده، باید مقاومت کند. دادگاه‌های انقلاب اگر نسبت به متجاوزان به حیثیت جمهوری اسلامی و قیام کنندگان علیه حکومت اسلام و قرآن قاطعیت به خرج ندهند خیانت کرده‌اند، تاریخ از آنها سؤال می‌کند. اگر دادگاه‌های انقلاب و دستگاه‌های اجرایی و قضایی، امروز این سرانگشتان فاسد و پلید را قطع نکنند، فردا دوست و دشمن آنها را ملامت می‌کنند. کسی هیچ دستگاهی را مدح و ثنا نخواهد گفت به خاطر کوتاه آمدن در مقابل یک دشمن مخرب، باید قاطعیت به خرج بدهند. پدرها! مادرها! بچه‌هایتان را مراقبت کنید، نگذارید در دم موج خشم و عصیان این مردم قرار بگیرند. نگذارید در مقابل دولت جمهوری اسلامی واقع بشوند. آنها را به شنیدن و فکر کردن امر کنید. خطاب آخر من هم به ملت ایران است مخصوصاً به فداکاران، به شما جانبازان انقلاب، به شما معلولین انقلاب، به شما سربازانی که از جبهه‌ها نامه می‌نویسید و آن جمعی که از جبهه رقابیه اهواز برای من نوشتند که ما در خط ولایت فقیه تا آخرین قطره خونمان هستیم و آن جمعی که از آبادان به من خبر دادند که از وقتی که امام فرماندهی کل قوا را خودشان در دست گرفتند روحیه ما چند برابر شده، پیشرفت کردیم، خوشحال هستیم، مایلیم که تعرض کنیم، و به همه رزمندگانی که در جبهه‌ها می‌جنگند، به تمام عناصر ارتشی شریف جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب و همه عناصر رزمنده و همه ملت. یک خطاب هم به شما دارم. شما بدانید و می‌دانید که «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللهُ»[۱]. «یُریدُونَ لِیُطفِئُوا نُورَاللهِ بِاَفواهِهِم وَ اللهُ مُتِمّ نُورِهِ»[۱]: اینها می‌خواهند با پُف دهانشان چراغ منوّر و نورافکن تابان الهی را خاموش کنند، اما اشتباه کرده‌اند. نور خدا باقی است، قدرت جمهوری اسلامی رو به گسترش است. امروز دنیا از رشد شما مردم، از آگاهی و قدرت انقلابی شما مردم در تعجب و حیرت است. شما می‌توانید یک جراحی عظیم بکنید، یک جراحی مغز بکنید، یک مغز فاسد را بردارید و دور بیندازید و خونریزی هم نشود[۲]. دنیا در مقابل این رشد ملت ایران و این روحیه انقلابی، متحیر و مبهوت است. این تحرکاتی که می‌بینید، این سر و صداهای کودکانه اصلاً و ابدا نمی‌تواند تأثیری در روند انقلاب ما بگذارد. و ای نیروهای رزمنده! ملت همچنان پشتیبان شماست. ماه رمضان نزدیک است؛ ماه خدا، ماه عبادت، ماه ضیافت الهی، ماه تطهیر دل، ماه تطهیر روح. ای مرد و زن مسلمان! با پیروی از تقوا و زنده کردن یاد خدا به استقبال ضیافت الهی برویم. در ماه رمضان باید ما هم ایمان‌مان، هم صبر و استقامت‌مان، هم معرفت‌مان بالا برود. پروردگارا! ما را آماده قدوم در میهمانسرای رمضان بگردان. پروردگارا! وحدت و یکپارچگی این امت مؤمن و نمازگزار را حفظ کن. پروردگارا! دست دشمنان را از جان این ملت قطع کن. **پاورقی‌ها:** [۲] سوره ملک، آیه ۸. [۳] همان، آیه ۹. [۱] سوره ملک، آیه ۱: بزرگوار است آنکه فرمانروایی به دست اوست. [۲] همان، آیه ۲: همان که مرگ و زندگی را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارتردید. [۱] منظور، ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور ایران است. [۱] اشاره به آشوب هواداران گروهک‌های ضدانقلاب، بویژه اعصا و هواداران «سازمان مجاهدین خلق ایران»، به بهانه حمایت از بنی‌صدر و اعتراض به رد صلاحیت وی در مجلس شورای اسلامی است. [۱] سوره ممتحنه، آیه ۱. [۲] منظور، رهبری و اعضای «سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر»، از گروه‌های مسلح چپگرای معاند جمهوری اسلامی ایران است. [۳] منظور، رهبری و اعضای «سازمان چریکهای فدایی خلق ایران»، از گروه‌های مسلح چپگرای معاند جمهوری اسلامی ایران است. [۴] منظور، رهبری و اعضای «حزب دموکرات کردستان»، از گروه‌های معاند و ضدانقلاب است که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با قیام مسلحانه، درصدد تجزیه کردستان برآمد و به مقابله با نیروهای نظامی (ارتشی و پاسدار) و مردم مسلمان وفادار به انقلاب برآمد. [۱] منظور، احنمالا مسعود رجوی، رهبر «سازمان مجاهدین خلق ایران»، و یا ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور معزول است. [۲] سوره منافقون، بخشی از آیه ۳: این به جهت آن است که ایمان آوردند و سپس کافر شدند. [۱] اشاره به رویدادهای سیسی و اعتقادی درون گروهی سازمان مجاهدین خلق ایران در واپسین سال‌های پیش از انقلاب اسلامی است. [۱] سوره آل‌عمران، آیه ۵۴: با خداوند مکر کردند و خدا هم در مقابل آنها مکر کرد. [۱] سوره صف، آیه ۸. [۲] اشاره به عزل و برکناری قانونی مقتدرانه ابوالحسن بنی‌صدر از سمت ریاست‌جمهوری است.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, گروهک های معاند, جوانان, والدین, رزمندگان ایران
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)