کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با آیاتی از سوره نصر آغاز می‌شود و به اهمیت حضور مخاطبان در مراسم حمایت از جهاد فلسطین اشاره دارد. در ادامه، سخنران به غیرقانونی بودن اسرائیل و مشروعیت مقاومت فلسطین از منظر حقوق بین‌الملل می‌پردازد و سپس بر موضع دین در قبال این مسئله تمرکز می‌کند. یهودیان به دلیل نژادپرستی و ادعای برتری بر بشر، مورد نقد قرار می‌گیرند و با استناد به آیات قرآن و سخنان حضرت مسیح، فساد و انحراف فکری آنان تبیین می‌شود. مشروعیت دینی مبارزه مردم فلسطین تأکید شده و آن را تحقق‌بخش اراده الهی و صیانت از ارزش‌های انسانی می‌داند. در بخش بعدی، بر لزوم حمایت فوری و همه‌جانبه از نهضت فلسطین تأکید می‌شود و از غفلت‌های گذشته انتقاد می‌کند. سخنران به تجربه خود از حضور در نجف اشرف و حمایت آیت‌الله سید محسن حکیم از جنبش فتح اشاره می‌کند و این حمایت را فریضه‌ای دینی و انسانی می‌خواند. در پایان، با اشاره به ماه رمضان به عنوان ماه پیروزی، جوانان جنبش فتح را به حرکت با اتکا به ایمان، برنامه‌ریزی علمی و پرهیز از ستیزه‌گری‌های جنبی تشویق می‌کند و از مسئولان لبنان می‌خواهد که کشور را از عوامل ضعف و فساد دور کرده و به خدمت سربازی اجباری برای آمادگی جوانان توجه کنند. سخنرانی با تأکید بر جایگاه والای جوانان فتح در قلب مؤمنان و دعای خیر برای آنان به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا. برادران ارجمند! اجازه دهید از شما، به علت تحمل دشواری‌های بسیار برای حضور در مراسم امشب، آن هم در این ایام توفان‌خیز، نه سپاسگزاری کنم و نه پوزش بطلبم، زیرا مکنونات قلبی و احساسات شما که از بدو ورود به این مجلس در چهره‌هایتان موج می‌زند، خود بهترین نشانه از آمادگی همه‌جانبه شما برای یاری رساندن به این جهاد مقدس است؛ کاری که خود مخلصانه و بدون هیچگونه چشمداشتی به پاداش و سپاسگزاری از جانب کسی بدان کمر بسته‌اید. تصور نمی‌کنم که نیاز باشد در اینجا بر غیرقانونی بودن اسرائیل در شکل‌گیری و محکومیت اقدامات آن تأکید کنم. درباره اسرائیل صدها کنگره بین‌المللی برگزار و بیانیه‌های فراوانی صادر شده است، همچون آرای دیوان لاهه و پروتکل ژنو و قطعنامه‌های شورای امنیت و تأکیدات مجمع عمومی سازمان ملل و قطعنامه‌های کمیسیون حقوق بشر و کنگره حقوق بشر و بسیاری موارد دیگر که ذکر آنها نیازمند کتابی حجیم است. همچنین گمان نمی‌کنم که در اینجا لازم باشد از نظر حقوقی بر مشروعیت مقاومت فلسطین، در داخل سرزمین‌های اشغالی و بیرون از آن، تأکید کنم. پس از صدور قطعنامه شورای امنیت، جهان عملاً به مشروعیت و قانونی بودن مبارزه مردم فلسطین اذعان کرد و بر آن صحه گذاشت. بنابر این، قوانین بین‌المللی نیز باید در حمایت از فلسطینیان به کار گرفته شود؛ مثلاً باید با اسیران آنان همچون اسیران جنگی رفتار شود. البته، امشب این بحث‌ها همه از دایره گفتار ما بیرون است. سخن امشب من درباره دین و موضع‌گیری آن است. دین، هر انسانی را صرف‌نظر از مذهب یا اندیشه یا اعتقادش، محترم می‌شمارد؛ اما اگر انسانی در نتیجه اعتقاداتِ زیان‌آور تبدیل به جرثومه‌ای شود که در زمین فساد و تباهی کند و جوامع را به انواع بیماری‌ها مبتلا سازد، در این صورت، دین ارج و حرمتی برای این موجود قائل نیست، همانطور که انسان نیز خود عضوی از بدنش را که به بیماری مسری و بدخیمی دچار شده، از بدن خود جدا می‌کند. ما از انسان بیزار نیستیم، ولی فساد را نمی‌پذیریم. می‌گوییم که از همان هنگامی که نخستین دولت اسرائیل شکل گرفت-یعنی پیش از میلاد حضرت مسیح-یهودیان، نژادپرستی و افکار نژادپرستانه را مطرح می‌کردند؛ افکاری که به آنان توهم برتری بر بشر را می‌بخشد. آنان برای خود امتیازاتی قائل بودند، خدایی را به خود اختصاص داده بودند که با خدای دیگر مردمان و نیز با خدای یکتا تفاوت داشت. آنان خدا را «یَهَوه» خواندند تا بر تمایز و شکاف میان خود و مردم عمق ببخشند و بشریت را تجزیه کند و خود را بالاتر از آنان جای دهند، حتی در باب خدا و معبودشان. گفتنی است که یهودیان، نخستین کسانی نبودند که به خدای یگانه ابراهیم گرویدند، بلکه پیش از آنان فینیقی‌ها و کنعانی‌ها به خدای یگانه ایمان آورده و او را «ایل» نام نهاده بودند؛ اما یهودیان خدای دیگری را به خود اختصاص دادند و او را «یهوه» می‌خواندند. بعد از آن، تا زمان ما، آراء و اخلاقیات و رفتار خود را از دیگر مردم جدا کردند. راز محاربه یهود با پیامبرانی که پس از این بدعت‌گذاری در رسالت الهی و تحریف کلمه، برای هدایت مردم از سوی خداوند مبعوث می‌شدند، در همین مطلب نهفته بود. پیامبران هم درباره خطر یهود به مردم هشدار می‌دادند. حضرت مسیح می‌فرمودند: «قدس را به سگ‌ها و خوک‌ها وامگذارید.» منظور آن حضرت از کلمه «قدس» تنها شهر «بیت‌المقدس» نبود، بلکه همه معانی قدس بود. همان حضرت، هنگامی که بازرگانان و طلاسازان و فروشندگان را از هیکل بیرون می‌راند، به آنان می‌فرمود: «این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را تبدیل به لانه دزدان کرده‌اید.» اکنون من می‌پرسم: اگر مسیح امروز هم در میان ما زندگی می‌کرد، چه می‌فرمود؟ آیا همین سخن را تکرار نمی‌کرد؟ او می‌فرمود: این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را به لانه‌ای برای توطئه و دسیسه و پایگاهی برای استعمار و مکانی برای فساد و نافرمانی خدا و امثال آن تبدیل کرده‌اید. بنابر این، انگیزه‌ای که مسیح را به جنگ با یهود وامی‌داشت، این نبود که او با این بشر به عنوان بشر دشمنی داشته باشد، بلکه آن حضرت از بشری بیزاری می‌جست که بر اثر عقاید مغشوش و خطرناک خود به جرثومه فساد تبدیل شده بود. همچنین، به همین سبب است که پیامبر اسلام (ص) در سوره جمعه دو بار به ما بیدارباش می‌دهد که: ای مسلمانان، اینان همان ستمگران‌اند. قرآن کریم در دو آیه از سوره جمعه مسلمانان را از فعالیت و حضور یهود برحذر می‌دارد. خداوند در آن سوره می‌فرماید: مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ. وَ لَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ.[۱] و ما هر جمعه، این سوره مبارکه را که دو بار یهویان ظالم را خطاب می‌کند، تلاوت می‌کنیم. بدین‌ترتیب، علتی که سبب می‌شد تا پیامبران با یهود بجنگند برای ما روشن می‌شود. پیکار ما نیز با آنان همچون جنگ با انسان یا جنگ با گروهی مؤمن نیست. با آنان می‌جنگیم، زیرا که ایشان به مصداق آیه قرآن، به دستورات کتاب مقدس خود عمل نمی‌کنند. بنابراین، جنگ ما با آنان جنگ با یک مجموعه از انسان‌ها نیست، بلکه این جنگ در واقع نبردی است با فساد و انحراف و ستم و اندیشه تبعیض‌نژادی که اساس تفکر آنان است: «اگر می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر.» این است مصیبت ما. مصیبت اینجاست که آنان خود را اولیا و دوستان خدا می‌دانند و نه دیگران را. این نکته اساسی است. این مطالب نشان دهنده موضع دین در برابر یهود بود که بطور خلاصه عنوان شد. اما آیه قرآن که تأکید می‌کند: ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ.[۲] ساختاری انشائی و امری دارد و از نوع جملات اخباری و حکایت به حساب نمی‌آید. این آیه امری واجب و مسئولیت‌آور بر دوش می‌گذارد و اگر این مسئولیت را ادا نکنیم، در آینده بر ما مُهر ذلت و بیچارگی خواهد خورد. مشروعیت مبارزه مردم فلسطین از دیدگاه دینی اصلاً نیاز به بحث ندارد. چرا این مبارزه از نظر دینی مشروعیت نداشته باشد، در حالی که مبارزان آن همان کسانی هستند که راه انسانیت را همواره می‌سازند و در صدد صیانت از اخلاق و ارزش‌ها برآمده‌اند؟ اینان همان کسانی هستند که اراده مسیح و محمد را به اجرا درمی‌آورند. اینان تحقق‌بخش اراده الهی‌اند که در مفهوم آیه ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ بیان شده است. آری، اینان کسانی هستند که اراده آسمانی را جامه تحقق می‌پوشانند. دست خدا و دست مسیح و دست محمد و دست ارزش‌های والا از آستین اینان بیرون آمده و در اسلحه و خون و جهاد برای اجرای این احکام آسمانی متجلی شده است، لذا نیازی به اثبات مشروعیت کار آنان و لزوم حمایت از آن نیست. برادران! اگر ما امروز به این نهضت و این حرکت بزرگ و این جهاد مقدس یاری رسانیم، چندین برابر کمکی که در آینده به آن کنیم، ارزش خواهد داشت. همانطور که خود در گذشته دیدید، در همان هنگامی که بحران فلسطین تازه آغاز شده بود، چون ما از دفاع و اتخاذ موضع درست شانه خالی کردیم، امروز به مصیبت‌ها و دشواری‌های بی‌شماری دچار شده‌ایم. آثار و فداکاری‌هایی که ما امروزه در راه مبارزه با اسرائیل باید تقدیم کنیم، ده‌ها برابر بیشتر از آن چیزی است که می‌توانست در آغاز فعالیت صهیونیست‌ها و اشغال سرزمین ما تقدیم شود. اگر ما از صد سال پیش، مطابق دستورات دینی عمل می‌کردیم و متوجه این خطرها بودیم، امکانات فراوان و ثروت هنگفتی ذخیره کرده بودیم. اگرچه در گذشته از تمام اینها غافل شدیم، امروز نباید عقب بنشینیم. باید هر چیزی که به دست می‌آوریم و در هر چیزی که تلاش می‌کنیم و درباره هر چه می‌اندیشیم، همه در راه خدمت به این مسئله مقدس باشد. برادران عزیز! در این راه، تنها کافی نیست که کف بزنیم و زبان به تحسین بگشاییم و تنها بذل عاطفه کنیم، بلکه بر ماست که در این راه تا آنجا که در توان داریم از هیچ گونه یاری و مساعدت و تأیید به تمام معنی کلمه، دریغ نورزیم. این گونه است که می‌توانیم تکلیف خود را ادا کنیم. بنده، پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، در عراق و در شهر نجف اشرف بودم. در آنجا مراسمی به مناسبت یادبود سیدالشهدا برپا شده بود. این مراسم بسیار باشکوه و هرساله زیر نظر مرجع بزرگ شیعیان، آیت‌الله سید محسن حکیم، برگزار می‌شود. دیدم یکی از جوانان فلسطینی جنبش فتح در این مراسم شرکت کرده بود و سخنرانی هم کرد. در همانجا مشاهده کردم که گروهی از هیئت عراقی برای حمایت جنبش فتح کمک‌های مالی برای فلسطینیان جمع‌آوری می‌کردند. خیابان‌های نجف اشرف و به ویژه اطراف مرقد حضرت علی، از شعارهایی که فلسطینیان نوشته بودند، پوشیده شده بود. حضرت آیت‌الله حکیم نیز عده‌ای از فلسطینی‌ها را به حضور پذیرفت و برای پیروزی و کامیابی آنان دعا کرد. از اینرو، ما می‌توانیم موضعی دینی و درست اتخاذ کنیم که منجر به حمایت از این نهضت در گوشه گوشه جهان شود. برادران گرامی! این فریضه دینی و انسانی ماست. ما در این مجلس مبارک که به مناسبت حمایت از آرمان فلسطین در ماه مبارک رمضان، ماه روزه و سازندگی، ماه صبر و آمادگی، ماه لیله‌القدر و رقم خوردن سرنوشت، ماه فتح مکه و جنگ بدر کبری و ماه پیروزی‌ها بر پا شده، حضور یافته‌ایم؛ در پایان این ماه مبارک، در این مراسم خجسته شرکت جسته‌ایم و امیدواریم به چیزی دست یابیم که خداوند را خشنود کند و از عمیق‌ترین و محکم‌ترین دستاوردهای این ماه مبارک باشد؛ چنان که در آغاز نهضت اسلامی هم همین گونه بود. ما می‌گوییم در همین ماه، پیامبر گرامی اسلام به مکه قدم نهاد و به پیروزی نهایی دست یافت. آن حضرت در ماه رمضان وارد مکه شد و این سوره مبارکه بر او نازل گشت: بسم الله الرحمن الرحیم إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا. ما نیز آرزو داریم که چنین سوره‌ای را در چنین ماهی تلاوت کنیم، آن هم در وقتی که مقاومت فلسطین و کمک‌کنندگان به او و یارانش به قدس، حرم دوم، پای می‌نهند؛ همچنان که پیامبر ما، حضرت محمد، در حرم نخست وارد شد و این سوره مبارک نصر را تلاوت کرد. ما در انتظار فرا رسیدن یاری خداوند، چشم به دست این جوانان دوخته‌ایم؛ جوانان مؤمنی که اراده الهی را تحقق می‌بخشند. اما شما، ای جوانان عزیز فتح! ای کسانی که پنجره آرزوها را به روی قلب‌های ما گشوده‌اید! ای دستان خداوند در میان مردم! و ای دریچه‌های اراده و خواست او! با برکت خداوند حرکت کنید. امیدها به شماست؛ چرا، که جهاد شما نشأت گرفته از سه مبنا است: مبنای نخست، ایمان است. ایمان به خداوندِ آفریننده مرگ و زندگی. خدا همه جا هست. خدایی یکتا، خدایی که از آن شماست در زندگی و مرگ. و مرگ برای شما زندگی جدید است. علی بن ابیطالب (ع)، نخستین فدایی اسلام، هنگامی که پسرش محمد حنیفه را در جنگ نصیحت می‌کند، از این اصل یعنی ایمان به خدا چنین تعبیر می‌کند: «پسرم! اگر کوه‌ها از جا بجنبند، تو پابرجا باش.» سپس، در ادامه گفتارش می‌فرماید: «جمجمه‌ات را به خدا وام ده» و شما نیز جمجمه‌ها و آرزوها و احساسات خود را به خداوند وام داده‌اید و بدانید که پیروزی برای شما از جانب خداوند محقق است. مبنای دوم، این است که شما با آگاهی کامل و دقت و سنجیدگی، اقدامات و خط مشی خود را برنامه‌ریزی و طراحی کرده‌اید. حرکت علمی و درستِ مبتنی بر آگاهی و ایمان، قرین پیروزی است. گرچه اطلاعات ما از شما اندک است، می‌دانیم که شما در روش و جهاد و جنگ و تبلیغاتتان بر چارچوب‌های علمی و درست تکیه دارید. مبنای سوم، این است که شما در حرکت خود از ستیزه‌گری‌های جنبی پرهیز کرده‌اید. این کار به شما امکان داده است تا از امکانات موجود اعراب و مسلمانان و مسیحیان و نیز هر انسان آزاده، در هر کجای جهان که باشد، استفاده کنید. بر این اساس، موضع شما ما را به یاد موضع «جنبش ملی آزادیبخش الجزایر» می‌اندازد که توانسته بود از تمام نیروهای انسانی در جهان، حتی نویسندگان و مؤلفان فرانسوی و بسیاری از کشورهای دیگر، به خوبی بهره‌داری کند. ما پیروزی شما را آرزومندیم و از خداوند موفقیت شما را مسئلت داریم. ولی ما، در این کشور عزیز، با آن که افتخار می‌کنیم که دولت لبنان تکلیف خود را ادا کرده و پس از این هم در میان جامعه عرب و رهبری عربی نیز به تکلیف خود عمل خواهد کرد، باز از فرصت استفاده می‌کنیم و در مجلس امشب، که برخی از آقایان نماینده هم حضور دارند، درخواست می‌کنیم که مسئولان کشور آمادگی‌های لازم را برای جامعه لبنان فراهم سازند، این کشور را از جوّ کنونی خارج کنند و آن را از عواملی که به سوی ضعف و سستی و فساد و لاابالی‌گری و مسئولیت‌ناپذیری می‌بَرَد، چه در فیلم‌ها و چه در روزنامه‌ها و یا هر جای دیگر، دور نگه دارند. با آن که ما قانون انصار ارتش لبنان را تأیید می‌کنیم، اما باز خواستاریم که از همین رهگذر به قانون خدمت سربازی اجباری به مثابه مقدمه‌ای برای آماده ساختن جوانان لبنانی برای پایداری و مقاومت و ورود در قلمرو احساس مسئولیت و جدیت و بیرون آمدن از بطالت و بی‌مسئولیتی توجه شود. همچنین، امیدواریم کشور ما به اندازه توش و توان خود به این جنبش کمک کند و باز هم امیدواریم که در این مجلس و امثال آن بتوانیم با همه توان خود به این جنبش یاری رسانیم. برادران عزیز! آنچه گفته شد، تعابیر مختصری بود از آنچه در قلب من و قلب شرکت کنندگان نهفته بود. شما ای جوانان جنبش فتح! مطمئن باشید که در قلب هر مؤمن و هر مسلمان و هر مسیحی و هر کسی که به خداوند و به انسانیت ایمان دارد، از کوچک و بزرگ و زن و مرد، جایگاهی والا به شما اختصاص داده شده است. پس شما هم، با اتکا به برکات الهی، حرکت کنید. خداوند شما را تأیید کند و موفق بدارد. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره جمعه، آیات ۵-۷: مثل کسانی که تورات به آنان داده شده و بدان عمل نمی‌کنند، مَثَل آن خر است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند. «بد مثلی است»؛ مثل مردمی که آیات خدا را دورغ می‌شمرده‌اند و خدا ستمکاران را هدایت نمی‌کند. بگو: ای قوم یهود! هرگاه می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست می‌گویید. و آنان، به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شده‌اند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد. و خدا به ستمکاران داناست. [۲] سوره بقره، آیه ۶۱: مقرر شد بر آنان خواری و بیچارگی.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, جنبش فتح, دولت لبنان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)