کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با استناد به آیه «وَ اعتَصِمُوا بِحَبل اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» آغاز می‌شود و دیدگاه امام خمینی (ره) درباره وحدت اسلامی را در چهار بُعد اصلی تشریح می‌کند: به رسمیت شناختن متقابل مذاهب و قومیت‌ها، اتخاذ موضع واحد در برابر استکبار جهانی، ایجاد موجودیت و هویت اسلامی واحد تحت رهبری اسلامی، و موضع‌گیری یکپارچه در قبال مسائل محوری جهان اسلام مانند فلسطین و هتک حرمت اسلام (قضیه سلمان رشدی). در ادامه، سخنران به نقش عملی امام خمینی در تحقق این ابعاد اشاره می‌کند و مبارزه ایشان با استکبار جهانی و دفاع از کرامت اسلام را برجسته می‌سازد. در پایان، با ذکر تجربیات تاریخی عراق در زمینه وحدت و تفرقه، به نقش علمای شیعه در مقابله با استعمار و کمونیسم اشاره کرده و نظام بعثی صدام را مزدور استکبار معرفی می‌کند. سخنرانی با تأکید بر لزوم تبدیل وحدت از شعار به عمل و مقابله با عوامل تفرقه در جهان اسلام به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم وَ اعتَصِمُوا بِحَبل اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا [۱] ابعاد چهارگانه وحدت شاید بتوان دیدگاه امام (رض) در مورد وحدت را در چهار بُعد زیر خلاصه نمود: به رسمیت شناختن یکدیگر بُعد اول: امام (رض) لازم و ضروری می‌دانست که مسلمانان با هر مذهب و قومیت و گرایشی، یکدیگر را به رسمیت بشناسند و تأیید کنند؛ البته نه از جهت فکری، زیرا ما می‌دانیم که ممکن است برخی از معتقدات و اندیشه‌هایی که این مذهب یا آن دیگری قبول دارد، لااقل بنا بر مذهب دیگر غیر صحیح و ناصواب باشد. پس مسأله اعتراف به درستی مبانی و افکار نیست، بلکه مهم احترام به این مبانی و افکار است ... . وحدت موضع علیه استکبار بُعد دوم: این بُعد نشانگر اوج و تکامل مسأله وحدت است و آن عبارت است از موضع واحد مسلمانان در مبارزه علیه استکبار جهانی. به اعتقاد من نمی‌توان موضوع وحدت را از ابعاد مختلفش دور نمود و گرنه هیچگاه به اهداف و نتایج مورد نظر نخواهیم رسید. وحدت موضع مسلمانان در برابر استکبار جهانی یکی از ابعاد اساسی وحدت است و حضرت امام (رض) در این زمینه دیدگاه و موضع روشن و واضحی داشت. امام خمینی ماهیت مبارزه با استکبار جهانی را در همه ابعاد آن می‌نگریست. این مبارزه، ماهیتی فرهنگی و اعتقادی دارد و فقط محدود به منافع و مصالح نمی‌گردد. طبعاً برخورد و مبارزه دو فرهنگ و تمدن، در زمینه مصالح و منافع و استثمار و استعباد و چپاول نیز انعکاس دارد؛ زیرا روحیه استکباری که ناشی از روان و اخلاق و فرهنگ و تمدن است در رفتار و سلوک بازتاب دارد و در مسائل مربوط به منافع و مصالح تأثیر می‌گذارد. پس کشمکش و درگیری با استکبار در حقیقت رویارویی با تمدن و فرهنگ استکباری و روحیه و اعتقادات سلطه‌گران است، یعنی مبارزه با جاهلیت و خدایان دروغین در برابر خدای سبحان. این حقیقتی بود که امام خمینی به خوبی آن را درک نمود و به همین خاطر، لازم و ضروری می‌دید که مسلمانان دارای موضع سیاسی واحدی باشند؛ زیرا موضع اعتقادی مسلمانان در برابر تمدن مادی غرب روشن است و آن را مردود و غیرقابل قبول می‌دانند، ولی مشکل، در مورد رویارویی و نبرد با غرب و استکبار می‌باشد. اینجاست که امام (رض) وحدت را فقط در پرتو موضع واحد مسلمانان در برابر استکبار جهانی می‌دید و خود تبلور و اسطوره این حقیقت به معنای واقعی کلمه و در حد وسیع و گسترده آن بود. موجودیت و هویت اسلامی امت بُعد سوم: موجودیت و هویت اسلامی است که تنها در سایه نظام و دولت اسلامی امکان‌پذیر است، لذا درک کامل و درست وحدت بدون فرض رهبری اسلامی واحد و دولت و امت اسلامی واحد ممکن نیست. إِنَّ هذِهِ أَمَّتُکُم أَمَّةَ واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُم فَاتّقون [۲]. باید ما درک نماییم که مسلمانان به مرکزیتی نیاز دارند تا با ایمان به آن و گِرد آمدن اطراف آن، وحدت یابند و موجودیت واحدی پیدا کنند و این مسأله بسیار مهم و اساسی است، وگرنه مطرح کردن شعارهای وحدت‌طلبانه و رها کردن مسلمانان به حال خود چه ثمری دارد؟ چگونه مسلمانان در حال تفرقه و جدایی و نزاع و کشمکش بسر برند و فقط نام اسلام و امت اسلامی مطرح باشد و استکبار ولی دشمنان اسلام بر ملت‌های مسلمان حاکم باشند و بر آنان سلطه‌گری و فرمانروایی کنند؟ لذا مسلمانان باید مرکزیت واحدی داشته باشند و این مسأله یکی از ابعاد مهم و اساسی اندیشه حضرت امام (رض) بود. بُعد چهارم از ابعاد چهارگانه دیدگاه نظری امام (رض) در خصوص وحدت، موضعگیری واحد در برابر قضایا و مسائل مهم و محوری و اساسی جهان اسلام است. مثلاً وقتی قضیه فلسطین مطرح می‌شود، مسلمانان باید نسبت به این موضوع که از مسائل مهم و اساسی مسلمانان است، موضع واحدی داشته باشند،؛ و یا در برابر مفاسدی که در کشورهای اسلامی اعم از مواد مخدر، مشروبات الکلی، فسق و فجور و ... [صورت می‌گیرد] موضع واحدی اتخاذ گردد؛ مسائلی از این قبیل، نظیر حفظ کرامت و حریم اسلام از جمله مسائلی است که به همه مسلمانان مربوط می‌شود. امروز کرامت و حرمت اسلام در خطر است. همانطور که می‌دانید، قضیه سلمان رشدی، مسأله یک کتاب یا هجوم استعمار به یک کشور خاص نبود، بلکه قضیه به خطر افتادن کرامت اسلام است؛ ناسزاگویی به رسول خدا (ص) مطرح است؛ هتک حرمت رسول الله است؛ به مسخره گرفتن و خوار شمردن مسلمانان، تاریخ و فرهنگ و عقاید آنهاست و این به کرامت و شرف و عزت مسلمانان مرتبط می‌شود. کتاب سلمان رشدی، کتاب علمی یا فلسفی نیست تا نقد و بررسی علمی شود؛ اساساً کتاب دینی نیست، بلکه کتاب استهزاء و به سخریه گرفتن مسلمانان است. پس مسأله کرامت اسلام است و آن از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل مسلمانان می‌باشد. آیا می‌توان از وحدت سخن گفت و اجازه داد به اسلام توهین شود؟ قبله اول مسلمانان مورد اهانت قرار گیرد و کافران بر آن تسلط یابند؟ فساد و تباهی گستره زمین را فرا گیرد ...؟ حضرت امام در بُعد نظری، این گونه به وحدت می‌نگریست. طبعاً بحث‌های نظری سهل و آسان است و اگر امام (رض) در مورد وحدت به همین اندازه اکتفا می‌نمود و در حد نظریه‌پردازی توقف می‌کرد، کار چندان مهمی صورت نگرفته بود؛ زیرا هر عالِمی از عالمان مسلمان می‌تواند چنین دیدگاه‌ها و نظریاتی را از اسلام استنباط کند و ارائه دهد. از اینجا ما به نقش بزرگ و عظیم امام در عملی ساختن و اجرای این نظریات واقف می‌گردیم. لذا اگر ما حقیقتاً خواستار برپاداشتن این پرچم و حرکت به دنبال آن هستیم ناچار باید به دنبال اجرای آن باشیم. امام (رض) نسبت به اجرای بُعد اول از ابعاد چهارگانه مورد بحث، حق مطلب را ادا نمود و همه شما به خوبی از آن آگاهید... وقتی به بُعد دوم مسأله یعنی رویارویی با استکبار جهانی و برخورد عملی با تمدن و فرهنگ غرب می‌رسیم، آنگاه به آنچه امام در این مسیر متحمل شده، پی می‌بریم. شاید شما احیاناً از رادیوهای مزدوران و وابستگان آمریکا و اروپای غربی، شعارهای ضدامریکایی و ضداروپایی بشنوید، ولی شعار دادن آسان است زیرا آنان با دریافت کمک‌های مالی فقط به شعار اکتفا می‌کنند و هیچگاه عملاً و حقیقتاً با امریکا دشمنی نمی‌کنند؛ ولی حضرت امام با رفتار و اعمال و موضعگیری‌های خود، ضربات هولناک و کاری بر آمریکا وارد آورد و آن را به زحمت انداخت و این همان کشمکش و برخورد فرهنگی است که امام از آن به برخورد اسلام ناب محمدی (ص) با اسلام امریکایی تعبیر فرمودند. مناسب است از قضیه سلمان رشدی سخن بگویم. اگر چنین واقعه‌ای در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق می‌افتاد، از اهمیت فعلی برخوردار نبود. ملاحظه بفرمایید که قضیه سلمان رشدی در چه موقعیت زمانی پدید آمد؟ بعد از پذیرش آتش‌بس که امام (رض) از آن به خوردن زهر یاد کرد، بعد از شرایط و اوضاع کُشنده‌ای که جمهوری اسلامی با آن مواجه بود. این مسأله، درست در زمانی اتفاق افتاد که جمهوری اسلامی جهت توسعه روابط خود با کشورهای مختلف تلاش می‌نمود. در چنین شرایط بحرانی، جریان سلمان رشدی پیش آمد. من بر این اعتقادم که در ورای قضیه سلمان رشدی، امریکا قرار دارد. به چه دلیل؟ بر اساس تجربه؛ زیرا آنان می‌خواستند موضع حقیقی جمهوری اسلامی را در مورد آتش‌بس بدانند و بیازمایند که آیا موضع جمهوری اسلامی تسلیم قبول شکست هست یا خیر؟ مسأله، حل یک مشکل مقطعی و گذراندن یک بحران است. اینجاست که می‌بینیم که حضرت امام (رض) برای حفظ اسلام و دفاع از کرامت و حیثیت آن، چنین موضعی را اتخاذ می‌کند. و شما ملاحظه کردید که خداوند چگونه امدادهای غیبی خود را به خاطر اخلاص امام فرو فرستاد. این یک پیروزی الهی بود که هیچ کس حتی خود امام نیز انتظارش را نداشت، بلکه خداوند به خاطر اخلاص کامل امام در این موضعگیری و در دفاع از اسلام نصرت خود را نازل کرد. احساس مسئولیت حضرت امام در قبال اسلام چنین بود که می‌فرمود: اگر من شخصاً توان رفتن به انگلستان و کشتن سلمان رشدی با دستان خود را داشتم، حتماً این کار را می‌کردم. امام این گونه آشنای به مظلومیت اسلام و دشمنی با آن بود و دلسوزی می‌نمود. همچنین وقتی به بُعد سوم، یعنی مسأله مرکزیت و موجودیت اسلام و نظام و امت اسلامی می‌رسیم، باز امام را می‌نگریم که در راه عملی ساختن آن، همه مصائب و مشکلات را تحمل می‌نمود. امام می‌توانست فقط نام اسلام را به عنوان حکومتش اضافه کند و در عمل راه و روشی غیر از اسلام در پیش بگیرد؛ همچنان که نظیر آن در جهان اسلام موجود هست و هم می‌شناسیم: جمهوری اسلامی موریتانی، جمهوری اسلامی پاکستان و ... لکن امام جهت اقامه احکام اسلام به معنای واقعی کلمه و همچنین برای حفظ وحدت اسلامی در همه جهات و ابعادش، از هر جهت مورد هجوم و حمله واقع شد و بلایا و دشواری‌ها رخ نمود و امام همه را تحمل نمود و امروز نیز یاران و شاگردان و جگرگوشه‌های امام، پرچمداران نهضت و انقلاب او، پیروان و ادامه‌دهندگان راه او و در پیشاپیش آنان، رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (حفظه الله تعالی) این بار سنگین را تحمل می‌کنند و با مشکلات و گرفتاری‌هایی که دشمنان پیش می‌آورند، مبارزه می‌نمایند و در آینده نیز چنین خواهند نمود، زیرا امریکا از جنایات خود دست‌بردار نیست. وقتی جنایات و کشتارهایی که در فلسطین، در عربستان با قتل‌عام زائران خانه خدا، در خلیج [فارس]، در هند و... که توسط عمال امریکا انجام می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد و ریشه‌یابی شود، ملاحظه می‌گردد قضیه، قضیه اسلام است، اما در مقابل همه این رنج‌ها ایستادگی نمود و تحمل کرد. وقتی می‌گویم: امام، منظور شخص ایشان نیست؛ امام (رض) به رحمت حق پیوست، بلکه مراد این است که امام به یک امت تبدیل شده و یک راه و منهج گشته است. وقتی به بُعد چهارم یعنی قضایای اساسی و محوری جهان اسلام، قضیه فلسطین، مسأله دفاع از اسلام، موضوع فساد در جهان اسلام می‌رسیم باز ملاحظه می‌نماییم امام بزرگترین سهم و نقش را داراست و در این راه متحمل سختی‌های بسیاری گردیده است. یکی از سفراء کشورهای عربی می‌گفت: شعاری که امام در روز قدس در مورد فلسطین مطرح ساخت همه این مشکلات را برای جمهوری اسلامی به دنبال آورد، زیرا اسرائیل برای استکبار جهانی در حکم پایگاه و بنیان اساسی و مرکزی است. به نظر من استکبار در جهان اسلام دو پایگاه مهم دارد: پایگاه نخست، اسرائیل است که استکبار جهانی از طریق آن، چهره کثیف و زشت خود را در جهان اسلام نمایان می‌سازد. شکل حکومت اسرائیل دموکراتیک است و بر همان مبادی و اصول غربی بنا نهاده شده و نظیر همان جنایات و اعمال غربیان را مرتکب می‌گردد؛ یعنی مجاز است در هر جای دنیا، هر کسی را خواست به قتل برساند البته به شرط این که غربی نباشد. امروز هم اگر شخصی در چین کشته شود، امریکا اعتراض می‌کند ... ولی وقتی مردم فلسطین به طرز فجیع و وحشتناک توسط اسرائیل شکنجه می‌شوند، کشته می‌شوند و هر روز کودکان و زنان به خاک و خون کشیده می‌شوند -و اکنون بیش از دو سال چنین وضعی در فلسطین اشغالی جریان دارد - حتی یک مورد اعتراض لفظی هم مشاهده نشده، بلکه امریکا با وقاحت و بی‌شرمی تمام، از اسرائیل علناً دفاع می‌کند. دومین پایگاه استکبار در جهان اسلام، آل‌سعود است. من الان اصلاً از مذهب آل‌سعود سخن نمی‌گویم. امروز آل سعود کلیه امکانات و قدرت خود بلکه همه امکانات مسلمانان جزیرةالعرب و نفت را جهت خرید سردمداران و آخوندهای درباری و برای فشار بر دولت‌های منطقه هزینه می‌کند و مرتکب وحشیانه‌ترین جنایات می‌گردد و میان مسلمانان تفرقه و جدایی و کینه و نفرت ایجاد می‌کند تا برنامه‌های امریکا را عملی سازد و به پیش برد. طبعاً وظیفه و رسالت آل‌سعود در خدمت به استکبار غیر از وظیفه اسرائیل است؛ زیرا آل‌سعود به اسم اسلام به مزدوری و نوکری امریکا مشغول است، لذا اولین موضعگیری و برخورد امام (رض) با اسرائیل و آل‌سعود بود و این مسأله اتفاقی نبود، بلکه امام در مسیر اجرای تصمیم مسلمانان حرکت می‌نمود و طبیعی است که با دو پایگاه آمریکا در منطقه برخورد و درگیری پیدا کند. با بیان دو مطلب به سخن خود پایان می‌دهم: نخست این که ما، هم در مورد وحدت و هم در مورد تفرقه، تجاربی در عراق اندوخته‌ایم. علمای شیعه در مقابل انگلستان و در دفاع از اسلام با دولت عثمانی که حنفی مذهب بود همدوش و همگام بودند و در این مسیر، شهدای بسیاری تقدیم نمودند و فقط به تأیید شفاهی و صدور اعلامیه هم اکتفاء نکردند، بلکه خود به میدان جنگ و جهاد شتافتند. همچنین هنگام اخراج انگلیسی‌ها از عراق، چنین اتحاد و همبستگی را نیز از خود به نمایش گذاشتند. و باز در مقابله و مخالفت با نظام کمونیستی در عراق که هستی اسلام و عراق را تهدید می‌نمود و علمای اهل سنت در مخالفت با آن در ضعف بودند، این آیت‌الله العظمی حکیم (رض) بود که با فتوای تاریخی خود جلوی آن ایستاد. ما در مورد وحدت، تجربه‌های ارزشمند و بسیاری در تاریخ عراق داریم. در مقابل آن، جریان مزدور استکبار را شاهد بوده‌ایم که جهت تفرقه و جدایی مسلمانان تلاش می‌نماید و آن را اساس و پایه می‌داند. بنگرید نظام بعثی در عراق چه می‌کند؟ مخاطب من در این سخن، برادران اهل‌سنت هستند تا حقیقت امر را به دست آورند؛ زیرا برخی بر این تصورند که درگیری صدام با ملت عراق، دعوای بین شیعه و سنی است و نظام صدام به نمایندگی از اهل‌سنت بر عراق حکومت می‌کند. حتی برخی آخوندهای درباری و عالمان سوء در جهان اسلام در بغداد به اسم اسلام کنفرانس تشکیل می‌دهند و صدام و نظامش را تأیید می‌کنند، حال آن که صدام چه به روز عراق آورد؟ آیا او سُنّی است؟ و حال آن که اکثریت اهل‌سنت عراق را برادران کُرد تشکیل می‌دهند و این حقیقت را برادران کُرد به خوبی می‌دانند. صدام آنان را قتل‌عام کرد و علیه آنها سلاح‌های شیمیایی به کار برد. از طرف دیگر، اکثریت شیعیان عراق، عرب هستند و صدام مدعی است که عرب می‌باشد و به اسم عرب، کُردها را می‌کشد، و صدام شیعیان عراق را نابود می‌کند در حالی که اکثریت آنان عرب هستند. بنابراین معلوم می‌گردد که صدام در حقیقت نه سُنّی است و نه شیعه، بلکه مزدور استکبار جهانی است و استعمار و استکبار جهانی برای تفرقه بین مسلمانان، به سُنّی می‌گوید: با من باش، زیرا شیعه تو را تهدید می‌کند؛ و به کُرد می‌گوید: از عرب بر تو ترسناکم. مطلب دوم، این است که در چنین اجتماعاتی که در روز ولادت رسول خدا (ص) و در این کشور عزیز و پایگاه و خانه امید همه مسلمانان جهان تشکیل شده، ما باید چهار راه اساسی و بنیادی بیاندیشیم تا مسأله وحدت از حالت شعار به مرحله عمل درآید و به یک حرکت سیاسی و دینی تبدیل گردد تا در برابر کلیه کسانی که میان مسلمانان بذر نفاق و تفرقه می‌پاشند و در برابر علمای سوء و آخوندهای درباری که با آنان همراهی و همگامی دارند بایستد. وظیفه و رسالت ما این است، وظیفه مهم و سنگینی که باید عالمان حقیقی و متعهد به اسلام بر دوش کشند، همانطور که امام امت (رض) رسالتمدار این جریان بود. والسلام. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳. [۲] سوره مؤمنون، آیه ۵۲: همانا این امت شماست، امتی یگانه و من پروردگار شما هستم، پس از من پروا کنید.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, اعضای کنفرانس وحدت اسلامی
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)