کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیات، احادیث و فتاوای علما، بر وجوب جهاد و دفاع در برابر تهاجم کفار به بلاد اسلامی تأکید می‌کند. اشاره می‌شود که امروزه مسلمانان در مقام دفاع از اراضی غصب شده خود هستند، نه صرفاً جهاد. سپس به اتحاد مسلمانان برای مقابله با دشمنان و رفع اندوه از ممالک اسلامی فراخوانده می‌شود. در ادامه، با رد این استدلال که قواعد فقهی «لاضرر» و «لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه» حکم جهاد و دفاع را مرتفع می‌کنند، به فهرست طولانی از سرزمین‌های اسلامی که توسط کفار اشغال شده‌اند، اشاره می‌شود. در پایان، با ذکر وقایع فجیع در مناطق مختلف ایران و عراق، بر وجوب دفاع برای هر مسلمان، بدون نیاز به اذن امام یا مجتهد، تأکید شده و مسلمانان به غیرت و همت در حفظ ممالک اسلامی و صیانت از بیضه اسلام دعوت می‌شوند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم از آیات و احادیث وارده در باب حَثّ [۱] بر جهاد و امر به آن و روایات وارده در ثواب و اجر مجاهدین به اندازه‌ای است که سزاوار است کتابی جداگانه شود. علاوه بر کتاب و سنت و عقل و اجماع، فتاوای علما و حجج این عصر، بلکه تصدی آنها در این زمان با نفوس مقدسه خود یا با اولاد امجاد خودشان که وجود تنزیلی آنها هستند [۲]، دیگر جای شک و ریب در وجوب آن نیست و توقف و تأمل در آن اسباب حیرت است، زیرا که امروز وجوب تقابل و مقاتله مسلمین عموماً با کفار مهاجمین بر بلاد مسلمین متفق‌علیه عموم علماء اسلام است، از خاصه [۳] و عامه [۴]؛ زیرا که عامه نظر در اولوالامر دانستن و مقام خلافت داشتن جهاد را واجب عینی می‌دانند. فضلاً از عامه و خاصه اگر قائل به وجوب جهاد در زمان غیبت نشوند، ولی اتفاق در وجوب دفاع دارند. و مسلّم است آن که امروز هر چه مسلمانان، مجاهده و مقاتله با کفار نمایند فقط می‌خواهند استرداد اراضی مغصوبه [۵] خود را از آنها نمایند و این نیست مگر دفاع. پس عموم مسلمانان امروز اگر متصدی شوند، مدافعند نه مجاهد. گفته شد آن که در مسئله وجوب دفاع، خلافی بین قاطبه اهل اسلام از عامه و خاصه نیست. خداوند، توفیق اتحاد و اجتماع به ما مسلمانان کرم فرماید تا آن که هر کس به هر نحو متمکن باشد، در این امر واجب قیام و اقدام نماید بلکه بتوانیم در این موقع که بهترین مواقع استفاده مسلمانان است کشف کُربه [۱] از ممالک اسلامی نماییم. مخفی نماند آن که حکم جهاد و دفاع به قاعده لاضرر [۲] و لاتلقوا [۳] مرتفع نمی‌شود، به علت آن که مستلزم رفع اصل حکم جهاد و دفاع است؛ زیرا که ذات حکم جهاد و دفاع ضروری است. ملاحظه بفرمایید چه قدر از ممالک مسلمانان را برده‌اند. مملکت مراکش را برده‌اند، مملکت طرابلس [۴] را بردند، جبل‌الطارق [۵] را بردند، جبل‌الاسود [۶] را بردند، تونس را بردند، اندلس [۷] را بردند، بالقان [۸] را بردند، قفقاز را بردند، مصر را بردند، ... [۹] و حبشه را بردند، زنگبار را بردند، هندوستان را بردند، عمانات را بردند، بلوچستان را بردند، ترکستان خوارزم و خیوه و بخارا را بردند، قبرس را بردند، الجزیره را بردند، فقط مملکت ایران و عثمانی باقی مانده بود. امروز از طرف شمال و جنوب و شرق و غرب، با این دو دولت اسلامی در مهاجمه‌اند. بنادر ایران و عراق عرب را هم اشغال نموده‌اند و حاضر شده‌اند که اسلامبول و طهران که عاصمه [۱۰] این دو مملکت و دولت اسلامی است هم قبضه کنند تا آن که قلب مملکتین را هم گرفته باشند که خدای نخواسته یک مرتبه نبض مملکتین ساقط و ساکن شود، به کلی جسد هر دو مملکت از حرکت بیفتد. لا ارنا الله ذلک [۱۱]. این کلمه نیز ناگفته نماند، آن که قیام و اقدام و وجوب و تعیین دفاع، متوقف بر ظهور یا حضور امام یا نایب خاص و عام یا اذن مجتهدین و سلاطین نیست، بلکه به محض تحقق تهاجم کفار بر بلاد و ثغور اسلام، دفاع واجب می‌شود بر هر مسلمان. بلی تعلق وجوب بر اقرب فالاقرب ملحوظ است. خداوند غیرت و حَمیّت و فتوّت مسلمانان را زیاد فرماید تا آن که همت و بذل جهد در حفظ ممالک اسلامی و صیانت بیضه اسلام و اَعراض و نوامیس مسلمین نمایند و خیر دنیا و آخرت و نیکنامی ابدی را برای خود و اَعقاب خود تحصیل نمایند، نه آن که به واسطه خِذلان [۱] و تَقاعُد [۲] و مرعوبیت یا فریب تسویلات [۳]، دشمنان مشمول ذلت و اسارت و ننگ ابدی و طعن و لعن اَخلاف [۴] و اعقاب [۵] خود شوند؛ به علاوه مسئول خدا و رسول در آخرت گردند. فرمود امیرالمؤمنین در هنگام وصیت و زمان شهادت: «الله الله فِی الجهاد فِی سَبیل الله بِاَموالِکُم وَ اَنفُسِکُم وَ اَلسِنَتِکُم ...» [۶] یعنی: خدا، خدا، در راه خدا با مال و جان و زبان جهاد کنید ... و در جای دیگر می‌فرماید: «فَإنَّ الجهادَ بَابٌ مِن أبواب الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أولِیائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقوَی وَ دِرعُ اللهِ الحَصِینَةُ وَ جُنَّتُهُ الوَثِیقَةُ فَمَن تَرَکَهُ رَغبَةً عَنهُ أَلبَسَهُ اللهُ ثَوبَ الذَّلَّ وَ شَمِلَةُ البَلاءُ وَ دُیِّثَ بِالصِّغارِ وَ القَمَاءِ وَ ضُربَ عَلَی قَلبِهِ بِالاسهَابِ وَ أدِیلَ الحَقّ مِنهُ بِتَضییع الجهَادِ وَ سِیمَ الخَسفَ وَ مُنِعَ النَّصفَ.» [۷] یعنی: ای مردم! جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند به روی گزیده دوستان خود گشوده است و جامه تقوی است که بر تن آنان پوشیده است. زره استوار الهی است که آسیب نبیند و سپر محکم اوست که تیر در آن ننشیند. هر که جهاد را ناخوشایند بداند، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند، و فوج بلا بر سرش کشاند و در زبونی و فرومایگی بماند. دل او در پرده‌های گمراهی نهان، و حق از او رویگردان. به خواری محکوم و از عدالت محروم. وقعه فجیعه تبریز و خراسان و قزوین و گیلان [۸] و خوی و سلماس و ارومیه و وان و محمره [۹] و دلوار و بوشهر و شیراز و جنوب ایران [۱] فراموش‌شدنی نیست، اگرچه تلافی و تدارک شود. بس است از برای مسلمانان متدین و غیور همین مقدار از آیات و ادله و براهین و شواهد و حسبنا الله و نعم الوکیل. تاریخ دوم شوال‌المکرم سال ۱۳۳۳. عبدالله بلادی بوشهری **پاورقی‌ها:** [۱] برانگیختن [۲] منظور، حضور بسیاری از علما در صحنه نبرد -و حتی در مقام فرماندهی دسته‌های مجاهدان و بعضاً به همراه فرزندانشان (مانند آیت‌الله سید مصطفی کاشانی به همراه فرزندش سید ابوالقاسم کاشانی) در نبرد ضد انگلیسی در جنوب عراق است. [۳] شیعه [۴] سنی [۵] غصب شده [۱] اندوه، دلگیری [۲] قاعده فقهی لاضرر و لاضرار فی الاسلام. [۳] قاعده فقهی و لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه. [۴] لیبی [۵] ناحیه‌ای در جنوب اسپانیا که در اواخر قرن اول هجری به تصرف مسلمانان درآمد. اشاره به کشور مسلمان مراکش است. [۶] ناحیه‌ای در شمال غرب یونان که در ۱۴۹۹ میلادی به تصرف عثمانی درآمد. [۷] نام اسپانیا و پرتغال در زمان حاکمیت مسلمانان بر آن سرزمین [۸] بالکان [۹] یک کلمه ناخوانا [۱۰] پایتخت، مرکز [۱۱] خداوند آن (روز) را به ما نشان ندهد. [۱] درماندگی [۲] بازایستادن از کار [۳] اغواگری‌ها [۴] جانشینان [۵] فرزندان آینده [۶] نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷. [۷] همان. [۸] اشاره به جنایات روس‌های تزاری در این مناطق است. [۹] اشاره به جنایات عثمانی‌ها در این مناطق است. [۱] اشاره به جنایات انگلیسی‌ها در این مناطق است.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1333
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوا

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)