کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با اشاره به تجمع میلیونی اربعین در کربلا پس از اشغال عراق توسط آمریکا آغاز می‌شود و این تجمع را منبع امید و قدرت معنوی در برابر چهره دروغین ملت عراق معرفی می‌کند. سپس، اربعین عراق را به عاشورای لبنان پس از تجاوز اسرائیل در سال ۱۹۸۲ تشبیه کرده و آن را «آغاز پایان عصر آمریکایی در عراق و منطقه» می‌داند. در ادامه، دو خطر اصلی برنامه‌ریزی شده توسط آمریکا را تشریح می‌کند: اول، تبدیل جنگ عراق به جنگ مسیحیت و اسلام که با موضع‌گیری واتیکان و مراجع اسلامی خنثی شد؛ دوم، ایجاد فتنه مذهبی بین شیعه و سنی که با هوشیاری مراجع شیعه و علمای اهل سنت دفع گردید. سپس به وضعیت کنونی منطقه پس از اشغال عراق، شامل نفوذ آمریکا و اسرائیل، ناامیدی در امت اسلامی و تهدیدهای جدید علیه سوریه، ایران، لبنان و جنبش‌های مقاومت اشاره می‌کند. در بخش بعدی، بر لزوم عدم فریب شعارهای آمریکا درباره آزادی و دموکراسی تأکید کرده و اعمال آنها را نشانه‌ای از اشغالگری واقعی می‌داند. همچنین، درس عبرت از سقوط صدام را در اهمیت حمایت مردم از حکومت‌ها در برابر قدرت‌های خارجی می‌داند و طرح آمریکا در عراق را اشغالگری آشکار برای برپایی پایگاه‌های نظامی و تثبیت سلطه معرفی می‌کند. در پایان، ضمن تأکید بر هوشیاری مردم عراق در برابر اشغالگران و لزوم حفظ وحدت شیعه و سنی، به فشارهای آمریکا بر سوریه برای خلع سلاح مقاومت و پذیرش سازش با اسرائیل می‌پردازد و بر لزوم دفاع از سوریه در برابر این تهدیدها تأکید می‌کند و دخالت‌های آمریکا در لبنان را نیرنگی بزرگ می‌خواند.

متن کامل گزارش

پس از اشغال عراق توسط امریکا، امروز میلیون‌ها عراقی در کربلا گرد هم می‌آیند تا در عصر ناکامی و ناامیدی ملی، عربی و جهانی، دوباره منبع معنوی امید و قدرتی به دست آورند. هر کلمه، شعار، موضع، و هر قطره اشک و لبخندی که جهانیان آن را مشاهده خواهند کرد، تصویر واقعی و راستین حقیقت درونی این ملت مظلوم، فداکار و مجاهد است در برابر آن چهره دروغین که در طی سال‌ها از این ملت به تصویر کشیده شده بود و طی این هفته‌ها و روزهای اخیر، تبلیغات بیشتری بر روی آن شد. صحنه فردا، صحنه‌ای است متفاوت که مسلمانان و جهان اسلام و عرب می‌توانند به آن چشم بدوزند تا شعارها، خواسته‌ها و محتوای آن را مشاهده کنند، تا آینده را با چشم اسلامی ببینند نه امریکایی که به جز شکست، سقوط و سستی برای ما چیزی نمی‌خواهد و هدف آن این است که ما را در برابر واقعیتی قرار دهد به نام «تسلیم». اربعین فردای عراق مانند اولین عاشورای لبنان است پس از تجاوز اسرائیل در سال ۱۹۸۲؛ هنگامی که صهیونیست‌ها به لبنان هجوم و یورش آوردند، بسیاری در لبنان و جهان گفتند: «لبنان وارد عصر اسرائیل شده است و از آن خارج نخواهد شد!» اما پس از فقط چند ماه، روز عاشورا بود که در شهر نبطیه «آغاز پایان عصر اسرائیلی» را در لبنان فریاد زد. فردا، هر کس که در پی واقعیت است و رویدادهای جهان را به دقت پیگیری می‌کند در چشمان میلیون‌ها نفر در کربلا خواهد خواند که: «اربعین امام حسین (ع) آغازی است بر پایان عصر امریکایی در عراق و در منطقه و این واقعیتی است که سال‌های پیش روی ما آن را ثابت خواهد کرد». امریکایی‌ها به بیش از آنچه تاکنون دست آورده‌اند دل بسته، و برای دستاوردهای بزرگتر و خطرناک‌تری برنامه‌ریزی کرده بودند. خطر اول: حکومت صهیونیستی بوش تصمیم داشت جنگ امریکا با عراق را به جنگ مسیحیت و اسلام تبدیل نماید و تمام پایگاه‌ها، توانمندی‌ها، دولت‌ها و مؤسسات مسیحی را در این جنگ وارد کند؛ جنگی که بوش ادعا می‌کرد آرمان‌هایش برگرفته از انجیل است! اما این خطر به لطف موضعگیری واتیکان، اسقف‌ها، کلیساها، مراجع اسلام، دولت‌ها، جریان‌ها، و احزاب ملی‌گرا برطرف شد. خطر دوم: فتنه مذهبی بین مسلمانان؛ بین اهل سنت و شیعیان. دولت امریکا تلاش می‌کرد جنگ خود را با عراق، جنگ آزادسازی عراق و ملت آن و مخصوصاً شیعیان جلوه دهد، و از بعضی صداها در رسانه‌های گروهی هم استفاده کرد و تبلیغات گسترده‌ای انجام داد تا این‌گونه وانمود کند که شیعیان، چه در عراق و چه در مناطق دیگر جهان، برای رهایی از رژیم صدام از این جنگ حمایت می‌کنند. این امر بدین منظور بود که فضایی از غرض و کینه در میان مسلمانان ایجاد، و پایه‌های فتنه‌ای مذهبی بین مسلمانان شیعه و سنی بنا نهاده شود. این خطر هم به لطف موضعگیری‌های مراجع بزرگ شیعه و جنبش‌های تأثیرگذار اسلامی، شیعی و ملت عراق، مخصوصاً ساکنان مناطق جنوبی، رفع شد. در مقابل هم فریادهای خالصانه و صادقانه علمای اهل‌سنت و جنبش‌های سنی و مواضع ملی و اسلامی زمینه را برای برطرف کردن این خطر فراهم کرد. مجموعه‌ای از مصیبت‌ها و مشکلات، پیش روی ما قرار گرفته است: اشغال عراق، تسلط و نفوذ بیشتر امریکا و اسرائیل، ناامیدی و ناکامی در میان تعداد زیادی از فرزندان این امت، بحران در روابط جهان عرب، گرایش‌ها و تقسیمات مختلف در میان ملت‌ها در پی رویدادهای اخیر و موج جدید تهدیدهای امریکا و اسرائیل برای امت اسلام و دولت‌های منطقه که در رأس آنها سوریه، ایران، لبنان، و جنبش‌های مقاومت در فلسطین و لبنان قرار دارند. این واقعیت جدیدی است که هم اکنون با آن روبرو هستیم. با توجه به این واقعیت‌ها چند نکته اساسی وجود دارد که باید به آنها اشاره کنم: نکته اول، در مورد اتفاقی است که روی داده است. اولین چیزی که باید در لبنان، عراق و فلسطین و در کل امت اسلام به آن توجه کنیم این است که فریب شعارها و ادعاهای امریکا را نخوریم و مواظب آنچه باشیم که امریکایی‌ها انجام می‌دهند نه آنچه می‌گویند؛ همان کسانی که از آزادسازی، آزادی، دموکراسی، بازسازی، حکومت عراقی‌ها بر عراق و نفت عراق برای عراقی‌ها دم می‌زنند. چه کلام زیبایی!ولی ما باید مراقب اعمال آنها باشیم. همه کارهایشان به ما می‌گوید که آنها حتی در یک کلام و در یک ادعا هم راست نگفتند. اگر خوب به آنچه می‌گذرد دقت کنیم، می‌بینیم درست است؛ اشغال و جنگ، عراقی‌ها را از کابوس رهایی داد، اما آنها را در کابوسی دیگر به نام «اشغال عراق توسط امریکا به جای آزادی» گرفتار کرد. «جرج بوش» می‌گوید: «حکومت‌ها و دولت‌ها باید از آنچه روی داد درس عبرت بگیرند.» ما نیز می‌گوییم: بله، همه ما باید درس بگیریم، نظام‌های حاکم در سرزمین‌های عربی و اسلامی ما باید درس عبرت بگیرند. آن درس این است: هر نظامی را ارتش نگه می‌دارد و دستگاه‌های امنیتی می‌تواند از هر نظام سلطه‌گر و سرکوبگری محافظت کند، ولی ارتش و دستگاه‌های امنیتی در چنین نظامی نمی‌توانند آن رژیم را در برابر نیروی نظامی قوی‌تری حفظ کنند. چیزی که یک نظام را پابرجا نگه می‌دارد مردم، اهل و ساکنان آن هستند، البته در صورتی که به آنان خدمت کرده باشد؛ ولی اگر به آنان ستم روا داشته باشد، دیگر سخنرانی‌های آتشین و حماسی برای آنان کارساز نخواهد بود. این همان درسی است که باید از رویدادهای عراق بگیریم. هر کشوری که با زور، کشتار و سرکوب اداره شود در برابر قدرت‌های بزرگ و متجاوز که از آن حکومت قدرتمندترند، آینده‌ای نخواهد داشت. ما در برابر طرحی امریکایی قرار گرفته‌ایم؛ یک طرح اشغالگری بسیار آشکار که البته زمان دقیق آن اعلام نشده است. امریکایی‌ها به دنبال برپایی پایگاه‌های نظامی هستند. ما در برابر نوعی اشغالگری و تثبیت و توسعه آن قرار گرفته‌ایم. آینده نظام سیاسی در عراق مشخص نیست. این نظام بر چه اساسی بنیان نهاده خواهد شد؟ همه این موارد روشن خواهد شد، اما باید زیر ذره‌بین قرار گیرد، زیرا در آینده منطقه، نقشه‌های سیاسی و نظام‌های سیاسی آن، تأثیر بسزایی دارد و فقط مربوط به عراق نمی‌شود. از سوی دیگر مردم عراق از کابوسی وحشتناک رهایی یافتند، ولی در کابوس دیگری گرفتار شدند و باید بپذیریم که اشغالگران امریکایی بسیار باهوش‌تر از رژیم سرکوبگر صدام‌اند و به مسلمانان خواهند گفت: «شعائر دینی خود را به راحتی انجام دهید و هیچ کس برای شما مشکلی ایجاد نخواهد کرد». به همین جهت است که نباید کسی فریب آنها را بخورد و بگوید اینها بهتر از قبلی‌ها هستند. آنچه در پیش روی ماست یک اشغالگری واقعی و سلطه‌ای بی‌چون و چراست. «شما هر کاری دلتان بخواهد به راحتی می‌توانید انجام دهید، ولی به شرط آن که از ثروت‌ها و نفت خود بی‌بهره باشید.» مردم عراق امروز در برابر امتحان و خطری بسیار بزرگ قرار گرفته‌اند. باید به احساسات و خواسته‌های این مردم احترام بگذاریم. اکثریت قاطع ملت عراق اشغالگران و یاری رساندن به آنان را محکوم می‌کنند و امکان ندارد هیچ کدام از مراجع دینی، مخصوصاً در نجف اشرف، از اشغالگران یا هم‌پیمانان‌شان پشتیبانی نمایند. این ملت حتماً با اشغالگری مبارزه خواهد کرد؛ ولی چگونگی، وسیله، راه، زمان و مکان این مبارزه را خود این ملت بهتر از هرکس دیگری می‌تواند تعیین کند. خواسته‌های مردمی ملت عراق بسیار آشکار و واضح است و همه جهان آن را می‌شنود. هم اکنون این سؤال مطرح است که آیا می‌توان روی مردم عراق برای آزادسازی سرزمین‌شان حساب کرد؟ در جواب می‌گوییم: (نه از روی احساسات و دوستی، بلکه از روی شناخت حقیقی و تجربه) بله، این همان ملتی است که می‌توان به آن امید داشت. ما هم همراه با همه مراجع دینی در عراق و احزاب اسلامی و ملی در جهان اسلام و عرب از عراقی‌ها می‌خواهیم با وجود همه اختلافات قومی و مذهبی، وحدت خود را حفظ کنند. ترس از فتنه بین شیعه و سنی، که بعضی از رسانه‌ها آن را مطرح می‌کنند، خطا، خدعه و نیرنگی بیش نیست. هدف این تهدیدها، در درجه اول، روحی و روانی و برای تأثیر گذاشتن بر مواضع سوریه است. همه می‌دانید که آخرین سنگر جنگ عرب‌ها و اسرائیل، سوریه است. امروز سوریه، فلسطین و لبنان یک پرونده، یک موضوع و یک هدف‌اند. امریکا از سوریه می‌خواهد تا در روند صلح، شرط‌های اسرائیل را بپذیرد و از تمام نقاط قوت خود در برابر هرگونه هجوم احتمالی اسرائیل و امریکا دست بردارد و بر جنبش‌های جهادی فلسطینی فشار آورد تا سازش امریکایی-اسرائیلی را بپذیرند. امریکا از سوریه می‌خواهد مقاومت را خلع سلاح کند، مقاومتی که در آزادسازی جنوب لبنان شرکت کرد و نوک پیکان مبارزه بود و هنوز هم سلاح خود را در اختیار دارد تا از این کشور در برابر همه تهدیدهای اسرائیل دفاع کند. امروز سوریه تحت فشار بسیار زیادی قرار دارد و حتماً به تحریم و محاصره اقتصادی تهدید می‌شود. تجربه و شناخت ما از رهبری و ملت سوریه می‌گوید این دژ محکم به این فشارها عادت کرده است و شجاعت لازم را برای پایبندی به اصول، مبانی و حکمت؛ و درایت لازم را برای پشت سر نهادن بسیاری از فشارها دارد و این شجاعت و حکمت، سوریه را قادر می‌سازد تا این مرحله را به خاطر فلسطین، سوریه و لبنان تحمل کند و پشت سر گذارد. ما باید در همه مجالس و مواضع از سوریه دفاع کنیم و آماده مبارزه باشیم؛ چرا، که این جنگ، جنگ همه است و این جایگاه، جایگاه همه. به نظر ما تهدیدهایی که بر ضد سوریه انجام می‌شود لبنان، فلسطین و تمام آن نقاط قوتی را هدف گرفته است که به آن چشم امید دوخته‌ایم. اما دخالت‌هایی که امریکا در مسائل لبنان می‌کند و نیروهای سوریه را در این کشور، اشغالگر می‌خواند. باید به آنها بگوییم که این مسئله هیچ ربطی به امریکا ندارد و فقط نیرنگ و دروغی بزرگ از سوی [کشوری است] که عراق را اشغال کرده و به چپاول و غارت آن مشغول است. **پاورقی‌ها:** [۱] زبور مقاومت، ص ۲۳۵-۲۴۱. این سخنرانی در آستانه فرارسیدن اربعین حسینی و راهپیمایی تاریخی شیعیان و ارادتمندان به سرور شهیدان، ایراد گردید.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, مردم عراق, مردم سوریه, مردم لبنان, جبهه مقاومت
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)