کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
سخنرانی با تسلیت شهادت حاج علاء و تجلیل از فداکاریهای او آغاز میشود. سپس به نقش شهید علاء در نبردهای القصیر، القلمون و الزبدانی و اهمیت راهبردی جنگ حلب و موصل اشاره میکند. در ادامه، دلایل ورود حزبالله به جنگ سوریه را بر اساس تحلیل دقیق اوضاع منطقه و نه تحت تأثیر رسانهها، تبیین میکند و هدف اصلی جنگ در سوریه را فراتر از براندازی نظام، بلکه هدف قرار دادن محور مقاومت و ایجاد تغییرات ژئوپلیتیکی میداند. سخنران به بیقانونی و بیضابطگی در جنگهای منطقه، از جمله یمن و عراق، اشاره کرده و مواضع ترکیه در قبال موصل و حلب را مورد انتقاد قرار میدهد. در پایان، بر خستگیناپذیری حزبالله و ادامه مقاومت تا پیروزی نهایی در سوریه و بازگشت به لبنان پس از شکست طرحهای تجزیهطلبانه تأکید میکند.
متن کامل گزارش
وظیفه دارم به خانواده شهید حاج علاء و نیز برادران آن در جهاد و مقاومت، این مدال افتخار الهی را که به حق به یک فرمانده مجاهد و مخلص و طاهر اعطا شد، تبریک بگویم و همچنین فقدان این پدر و برادر دلسوز و عاشق را به آنها تسلیت عرض نمایم. همه ما طبیعتاً تحت تأثیر از دست دادن عزیزان و دوستانمان قرار میگیریم و ناراحت میشویم اما همانگونه که از سرور خود امام حسین (ع) در چنین روزهایی آموختهایم، میگوییم این مصیبت بر ما آسان است، چون در محضر خداست. همه این قربانیان، همه این جهاد و همه این شهیدان، زخمیها و دردها در محضر و در راه خداست و برای دفاع از بندگان خدا و مقدسات است. بنابراین هر مصیبت هر چقدر هم که بزرگ باشد موجب افتخار و صبر است.
**شهید علاء هیچگاه میدان نبرد را ترک نکرد**
شهید علاء از نخستین فرماندهانی بود که در میدان نبرد حاضر شد. او از زمان اولین جنگ در حومه القصیر در میدان حاضر شد و از آن زمان دیگر آنجا را ترک نکرد. عشق او این بود که بار دیگر به همان میدان نبرد بازگردد، در حالی که مسئولیتهای محوری برعهده داشت و میتوانست به همان اندازه مورد نیازِ مسئولیتش در میدان بماند، اما او همه چیز را رها کرد و به جبهه نبرد رفت.
او از جمله فرماندهان اصلی بود که جنگ را اداره کردند و خود در خط مقدم عرصه نبرد حاضر شد تا اینکه اولین پیروزی بزرگ رقم خورد و به طور چشمگیری خطر از منطقه «حرمل» و از دهها هزار نفر از ساکنان روستاها و شهرکهای «القصیر» دور شد.
طی چند سال اخیر او مسئول بود. ما در منطقه القلمون و الزبدانی ستاد فرماندهی برای حفاظت از مرزهای شرقی لبنان ایجاد کرده بودیم که فرمانده این ستاد شهید علاء بود. طی چند هفته اخیر،
جنگ حلب شدت زیادی داشت. ما از ابتدا گفتیم که جنگ حلب، جنگی سرنوشت ساز برای تمام منطقه است، همانطور که اکنون جنگ موصل جنگی سرنوشت ساز برای تمام منطقه است. چرا ما درباره موصل و حلب از «جنگ سرنوشتساز» سخن میگوییم؟ زیرا پیامدهای نظامی و میدانی بسیار زیادی در سطح نظامی، میدانی، راهبردی، سیاسی، راهحلهای سیاسی، خواستههای سیاسی و انتظارهای طرفهای مختلف خواهد داشت. به یاد دارید که تقریباً همه گروههای مسلح، از شمال حلب، ادلب و مناطق مختلف جمع شده و نیز گروههای جدیدی از خارج و از مرزهای ترکیه وارد شدند. عناصر بیگانه زیادی وارد شد و حملات گسترده و بسیار زیادی به حلب صورت گرفت که نیروهای ارتش سوریه و نیروهای متحد آن در آن مناطق پایداری کردند و تعداد زیادی شهید دادند، اما موفقیتها و پیروزیهای زیادی هم به دست آمد. همه جهان در ورای جنگ حلب بود. به هر حال، ما نیز به اندازه ممکن حضور داشتیم و درباره حضور خود در جنگ سوریه مبالغه نمیکنیم. لازم بود کادر فرماندهی موجود در آن تقویت شود. ما از مدتهای طولانی در آنجا فرماندهانی داریم که فعالیت میکنند و در میدان حضور دارند و با فرماندهان دیگری تقویت شدند که شهید علاء از جمله پیشگامان آنها بود.
**جنگ در سوریه برای هدف قرار دادن محور مقاومت است**
ما در حزبالله از ابتدا [موضوع را] بررسی و درک کردیم. احساساتی نشدیم. اوضاع را به خوبی بررسی کردیم تا بدانیم فضای کل منطقه چطور است. از ابتدای رویدادها[ی بیداری اسلامی] در تونس گرفته تا اوضاع سوریه را بررسی کردیم. علل رویدادهای سوریه و اهداف آن چیست؟ چه گروههایی در خاک سوریه فعالند؟ ما علیرغم احترامی که برای رسانهها قائلیم اما تحلیلهایمان را از رسانهها دریافت نمیکنیم، زیرا ممکن است آنچه در رسانهها منتشر شود اساساً صحت نداشته باشد. برخی رسانهها خبرهای جعلی منتشر میکنند و این مسئله موجب شکلگیری تحلیلهای غلط میشود.
ما براساس تحولات میدانی، اوضاع را بررسی کردیم. این گروهها چه کسانی هستند؟ سوابق آنها چیست؟ ارتباطات آنها چیست؟ از کجا پول و سلاح دریافت میکنند؟ چه اهدافی دارند و ماهیتشان چیست؟ آنها میخواهند به کجا برسند؟ براساس تحقیقات کامل و دقیق و فراگیر و عمیق رویدادهای منطقه، به یک گزینه رسیدیم. هیچکس به ما دستور نداده که وارد سوریه شویم. ما بر اساس درک و تشخیص دقیق خود وارد سوریه شدیم. شهید علاء و همه شهدای دیگر قبل از او و پس از او، صاحب بصیرت بودند. این جنگ کاملاً آگاهانه و هدفمند و شفاف است.
هر روز که گذشت بیشتر روشن شد که جنگ در سوریه صرفاً برای براندازی نظام این کشور نیست بلکه فراتر از آن و برای هدف قرار دادن محور مقاومت است. من در گذشته این موضوع را گفتهام و نمیخواهم چیز جدیدی بگویم بلکه فقط میخواهم بر آن تأکید کنم. هدف از این جنگ، ایجاد تغییرات وجودی و تغییرات در ترکیب جمعیتی و تغییرات در نقشه سیاسی و ساختار مرزها و نحوه چینش رژیمهای ملیگرا است.
از جمله ویژگیهای این جنگ طی سالهای گذشته این بوده است که در آن هیچ ضابطهای وجود ندارد. نه به قانون بینالمللی؛ نه به نظامات؛ نه به اصول و ضوابط بشری، اخلاقی، قومی، عربیت و نژادی؛ به هیچ چیز پایبندی وجود ندارد. همه چیز برای تحقق این هدف، جایز است. قربانی کردن اسلام و شهرت اسلام و قداست قرآن هیچ اهمیتی ندارد. اینکه همه کشته شوند هیچ اهمیتی ندارد. اینکه هیچ ارزشی باقی نمانَد نیز اهمیتی ندارد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که عدهای میخواهند به هدف مشخص شده برسند.
در جنگهای معاصر هر جنگ با استناد به قوانین و قواعدی، اعم از قوانین جنگی بوده است، اما در این جنگ هیچ قاعدهای وجود ندارد؛ مثلاً در جنگ یمن کل ملت این کشور درگیر هستند، همه چیز نابود میشود و هیچ چیز رها نمیگردد، کل یک ملت در محاصره هستند، میلیونها نفر در محاصره هستند. ما قبلا نوار غزه را که یک یا یک و نیم میلیون فلسطینی مظلوم در محاصره هستند مثال میزدیم. اما اکنون بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر از مردم یمن از یک سال و نیم پیش در محاصره هستند. قاعده این جنگ چیست؟ فرض میکردیم که قصد دارند اهداف نظامی را مورد حمله قرار دهند اما مشاهده کردیم که یک مراسم سوگواری را در صنعا هدف قرار دادند. چه شد؟ موضوع به کجا منتهی شد؟ شورای امنیت و کمیتههای تحقیق بینالمللی و موضعگیریهای بینالمللی کجاست؟ جهان اسلام و جهان عرب کجاست؟ در یک حمله صدها تن شهید شدند و هیچکس چیزی نگفت و موضوع تمام شد و گفته شد ائتلاف سعودی به علت دریافت اطلاعات اشتباه، این حمله را انجام داده و موضوع تمام شد و گفتند دست شما درد نکند! در این جنگ هیچ قاعدهای وجود ندارد. در عرصه سیاسی نیز اکنون عراقیها با اهدای خونهای خود با داعش مقابله کردند و آن را شکست دادند. عراقیهایی که با داعش مبارزه میکنند تنها شیعه نیستند؛ شیعه، سنی، عرب، کرد، ترکمان، ایزدی، و مسیحی همه با تفاوتِ قومیت، مذهب و توانمندیهای خود با داعش میجنگند. عراقیها در مقابله با داعش در موضع ملی متحدِ واقعی قرار دارند، اجماع واقعی در مقابله با داعش وجود دارد و الان برای آزادسازی استان موصل - و نه تنها شهر موصل - میجنگند. اما متأسفانه در همین حین شاهد موضع ترکیه هستیم که میگوید من برای دفاع از امنیت کشورم وارد موصل شدهام و به اجازه هیچکس نیاز ندارم. در مقابل، بسیج مردمی عراق که عراقی است رفتنش به موصل ممنوع است، اجازه ندارد برای دفاع از خاکش، مردمش و کشورش بجنگد؛ در حالی که شهروند عراقی به اجازه ترکیه نیاز دارد، اما ترکیه به اجازه هیچکس برای ورود به عراق نیاز ندارد!
بدتر از این، آن است که درحالی که نیروهای عراقی مانند ارتش، پلیس، عشایر، کردها، عرب، سنی، شیعه، ترکمان، بسیج مردمی و بسیج عشایری هر روز دهها و صدها شهید برای آزادسازی موصل میدهند، ترکیه میآید و میگوید خواستار بازنگری در توافق سال ۱۹۲۳ لوزان است و موصل متعلق به ترکیه است و باید به این کشور بازگردانده شود. همه رزمندگان عراقی جمع شدهاند تا این شهر را از دست داعش آزاد کنند، ترکیه میگوید که این شهر برای کیست؟ با چه معیاری این سخنان را میگویند، نمیدانیم. این منطق همانهایی است که در نبرد حلب نیز وارد شدهاند. فردا نیز خواهند گفت حلب برای ماست.
زمانی که از سیطره بر سوریه مأیوس شدند - البته عملاً از آن مأیوس شدهاند و از سرنگونی نظام در سوریه نیز مایوس شدهاند - درحالی که به هر گروه که میتوانستند گفتند بفرمایید داخل سوریه و آنها عملاً همه این گروههای مسلح را از سراسر جهان جمع کردند تا در حلب بجنگند، همه این اقدامات برای این بود که روزی بگویند حلب برای ترکیه است و برای سوریها و برای مردم سوریه نیست. این مسائل هر روز با گذر زمان فاش میشود.
**حزبالله خستگی ناپذیر است**
من روز دهم محرم گفتم و میخواهم آنرا با این جمله کامل کنم. به کسانیکه منتظرند ما را خسته کنند یا خستگی خانوادههای ما را ببینند - زیرا بهطور طبیعی، هزاران نفر از مجاهدان و برادران جنگجوی ما به طور روزانه، در جبههها هستند و بالطبع پشت سر آنان هزاران خانواده هستند که خبرهای آنان را پیگیری میکنند - بهتر است ناامید شوند. ما کسانی هستیم که اسرائیل را از سال ۱۹۸۲ تا سال ۲۰۰۰ معطل کردیم تا به آزادسازی دست یافتیم و هنگامی که سال ۲۰۰۰ به آزادسازی رسیدیم، ما و دیگر گروههای مقاومت، به سوی خانوادههای خود یا برای هواخوری باز نگشتیم، بلکه خود را برای جنگهای آینده آماده ساختیم، جنگهایی که میدانیم اسرائیل برضد ما به راه خواهد انداخت، زیرا دارای طرحها و طمعورزیهای زیادی در لبنان و منطقه است.
تنها حالتی که ممکن است که ما را از سوریه به لبنان باز گرداند، پیروزی در سوریه است؛ فقط هنگامی که طرح تجزیه و سیطره بر سوریه از طرف گروههای تکفیری و کسانی که پشت آنها ایستادهاند نقش بر آب شود. در این صورت دیگر علتی برای باقی ماندن ما در سوریه نخواهد بود و بهعنوان جنگجو به لبنان بازخواهیم گشت و پس از آن باز هم به سوریه باز میگردیم اما بهعنوان زائر، برادر، دوست، گردشگر، همسایه. این تنها حالت ممکن است و من با نگاه به همه تحولات منطقه میگویم که طرح فروپاشی و تجزیه سوریه دچار ناکامیهای بسیار بزرگ و خطرناکی شده است و نشانههای شکست و بسته شدن افق در برابر آن، در بسیاری از مسائل آشکار است.
بار دیگر روح فرمانده شهیدمان حاج علاء را مخاطب قرار میدهیم و به او میگوییم: برادران تو آنچه را که تو آغاز کردهای و بهخاطر آن به شهادت رسیدی به سرانجام خواهند رساند. ما در این معرکه باقی خواهیم ماند. ما همگی میگوییم «ما آنجایی خواهیم بود که باید باشیم». این نبرد، نبرد دفاع از امت و عزت و وجود امت اسلامی، ملل و طوائف آن است. ما با خونهای پاک از آن دفاع میکنیم. ما به این راه ادامه خواهیم داد و ان شاء الله در مسیر پیروزی خواهیم بود. این ظلمت و این ظلمتپرستان شکست خواهند خورد. خون شریف شما بر هر شمشیری پیروز خواهد شد.
**پاورقیها:**
[۱] گزیده سخنرانی
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان, خانواده های شهدا, رزمندگان مقاومت
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
