کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تأکید بر اهمیت مسئله جنگ برای امت اسلامی آغاز می‌شود و به مقایسه حملات اسرائیل در لبنان و عراق در ایران می‌پردازد و هر دو را از یک منبع الهام‌گرفته و با یک شیوه عمل‌کننده معرفی می‌کند. در ادامه، به تداوم جنگ تحمیلی و تغییر مواضع دشمن از ادعای تصرف اراضی ایران به صلح‌طلبی اشاره می‌شود. سپس، به انتقاد از مفهوم «امنیت آمریکایی» پرداخته و آن را در راستای منافع اقتصادی غرب و نه امنیت مردم منطقه می‌داند. در پایان، جنگ را نه بر سر آب و خاک، بلکه جنگ اسلام و کفر و مبارزه با رژیم بعثی صدام معرفی می‌کند و بر لزوم نابودی این رژیم و آمادگی همگانی برای حضور در جبهه‌ها تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحَمدُ للهِ رَبِّ العالَمِینَ وَ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیِّدِنا مُحَمّد و آلِهِ الطیّینَ الطاهِرینَ. فکر می‌کنم قبل از آن که خطبه دوم را شروع کنم، همگی می‌دانید که این خطبه در اطراف مسئله جنگ است؛ مسئله‌ای که امروز برای ما و امت اسلامی و مستضعفین جهان، اولین مسئله است. ما مسئله‌ای مهم‌تر و مقدم‌تر از جنگ نداریم. امروز ما به طور همزمان، یک جنگ را با یک روال در دو جبهه تعقیب می‌کنیم: یکی در مرزهای جنوب ایران، و دیگری در لبنان. در لبنان، «بگین»[۱] بیروت را بمباران می‌کند؛ در ایران نیز «صدام» اهواز را بمباران می‌کند. هر دو، زن‌ها و بچه‌های بی‌گناه و افراد غیرنظامی را می‌کشند. هر دو، بیمارستان‌ها را آتش می‌زنند و بیماران را در بیمارستان‌ها به قتل می‌رسانند. صدام و بگین هر دو به یک شیوه می‌جنگند و از یک منبع الهام می‌گیرند، از یک ارباب دستور می‌گیرند و به یک نحو عمل می‌کنند. ما روزی را که اسرائیل به مصر حمله کرد،[۲] فراموش نمی‌کنیم. نیروهای هوایی اسرائیل تا عمیق‌ترین نقاط مصر پیش رفتند و همه جا را بمباران کردند. صدام هم که به ایران حمله کرد، با همان نقشه حمله کرد، با این تفاوت که آن نقشه در مصر کارگر شد و در ایران کارگر نشد؛ اما یک نقشه بود. ما داریم می‌جنگیم و این جنگ هنوز تحمیلی است. این جور نیست که جنگ تحمیلی عراق علیه ما تمام شده باشد. بمباران‌های هوایی و حملات موشکی بر روی شهرها هنوز با شدتِ هر چه تمام‌تر ادامه دارد. توپخانه دوربُرد عراق که روی شهرهای ما آتش می‌ریزد، هنوز به آتش‌افروزی ادامه می‌دهد و خاموش نشده است. ما داریم جنگ تحمیلی را ادامه می‌دهیم؛ منتها آن وقت دشمن با یک انگیزه، با یک فکر، با یک برداشت با ما روبرو بود و یک گونه حرف می‌زد، اما حالا با یک وضع دیگر روبرو است، فقط حرفش عوض شده است. دشمن ما در روز اولِ تجاوزش می‌گفت: این جنگ، جنگ قادسیه است؛ آن روز می‌گفت: ما می‌خواهیم استعمار ایران را از بین ببریم؛ آن روز می‌گفت: اهواز مال ماست، جنوب مال ماست، خوزستان مال ماست؛ آن روز می‌گفت: ما به اینجا آمده‌ایم تا ایران را سرجای خود بنشاینم و بداند که تا کجا می‌تواند پای خود را دراز کند. اما امروز که تمام خیال‌های او باطل از آب درآمده،[۱] می‌گوید: من به این طرفِ مرز آمده‌ام. من نمی‌جنگم و صلح‌طلبم. من کاری ندارم، من آرامم، این شما هستید که به خاک ما قدم گذارده‌اید![۲] عجبا! اگر گذشتن از مرز برخلاف موازین بین‌المللی است، بیست و چند ماه گذشته را که بخشی از سرزمین اسلامی ما را در اشغال داشت، چگونه این عمل را با حفظ امنیت منطقه توجیه می‌کند؟! صدام ۲۳ ماه هر چه را که خواسته، انجام داده است و اکنون فکر می‌کند با رفتن به آن سوی مرزها، مسئله حل می‌شود! آمریکا و غرب، فریادشان بلند شده که: امنیت منطقه برهم خورده است. امنیت به چه معنا؟ در کدام منطقه؟ مگر ما در این منطقه زندگی نمی‌کنیم و امنیت نمی‌خواهیم و حق حیات نداریم؟ آری، امنیتِ آمریکایی بهم خورده و امنیت آمریکایی همان است که تاکنون در نقاط مختلف دنیا به آزمایش گذاشته شده است. او یک روز در ویتنام به خاطر حفظ امنیت حمام خون درست می‌کند، و روز دیگر در شاخ آفریقا آن مصائب را به وجود می‌آورد. امنیت آمریکایی، حفظ منافع بازار و اقتصاد و آزادی کارتل‌ها است. اگر امنیت این است، اشکالی ندارد که برهم بخورد، ولی اگر امنیت متعلق به ساحل‌نشینان خلیج فارس است، اینها خودشان می‌توانند امنیت‌شان را تأمین کنند. امنیت ما و عراق و خلیج فارس با جنگِ نجات‌بخش ما برهم نمی‌خورد. آن چیزی که امنیت منطقه را برهم زده، دخالت‌های آنهایی است که از راه دور می‌گویند ما در اینجا منافع داریم. این منافع برخلاف امنیت ما، عراق و تمام شیخ‌نشین‌های منطقه است. امروز که می‌بینید ایران اسلامی کشوری نیست که با چند بمب از پا درآید، «صدام»، زمانِ معاویه را از نو در تاریخ زنده کرده است و با مسلمان جلوه دادنِ‌خود، مظلوم‌نمایی می‌کند. این امت را نمی‌شود با منطق‌های احمقانه خام، فریب داد. ملت ما فی سیبل‌الله می‌جنگد و در راه خدا قیام می‌کند و در این منطقه، بصره و خرمشهر برای ما فرق نمی‌کند. در این جنگ، مسئله آب و خاک مطرح نیست. خاک عراق متعلق به مردم عراق است همان گونه که خاک ایران متعلق به مردم ایران است. ما نه برای خاک و نه برای آب می‌جنگیم. این جنگ، جنگ اسلام و کفر است. جنگ بین نظام اسلامی و رژیم بعث عفلقی است و باید این رژیم از بین برود. ما با ملت مسلمان عراق، جنگ نداریم و اگر همین امشب ملت عراق، صدام را بگیرند و مجازات کنند، ما با آغوش باز از ملت عراق استقبال می‌کنیم. ما نمی‌گوییم که صدام حتماَ با دستِ ما از بین برود ولی تا آن روز که ملت عراق این کار را بکند، ما با رژیم فاسد عراق می‌جنگیم. [به صدام هم می‌گوییم] هرگاه بمبارن‌ها تمام شد و دست از دیکتاتوری برداشتی و مردم عراق را آزاد گذاشتی و خطاهایت را به گردن گرفتی و مجازات‌های لازم در مورد تو انجام شد، ما دیگر جنگ نداریم. امروز کوچک‌ترین تسامح و بی‌تفاوتی، همه زحمات مردم ما و همه را به خطر خواهد انداخت. باید بیش از پیش احساس مسئولیت کنیم و آنهایی که تاکنون به جبهه نرفته‌اند، امروز باید خود را برای رفتن به جبهه آماده کنند. **پاورقی‌ها:** [۱] مناخیم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل از ۲۸ مه ۱۹۸۰ - ۶ اوت ۱۹۸۱م (۷ خرداد ۱۳۵۹ - ۱۵ مرداد ۱۳۶۰) و از ۱۴ - ۲۳ فوریه ۱۹۸۳م (۲۵ بهمن - ۴ اسفند ۱۳۶۱). [۲] اشاره به حمله هوایی و غافلگیر کننده همزمان اسرائیل به مصر، سوریه و اردن در ۵ ژوئن ۱۹۶۷ است که به «جنگ شش روزه» نیز معروف شد و به پیروزی مطلق اسرائیل و از دست رفتن صحرای سینا از مصر، بلندی‌های جولان از سوریه، و کرانه باختری از اردن انجامید. [۱] منظور، پیروزی‌های چشمگیر نظامی ایران در چند عملیات طریق‌القدس، فتح‌المبین، و بیت‌المقدس است که به کشته شدن و اسارت ده‌ها هزار نفر از نیروهای بعثی و آزادی مناطق وسیعی از مناطق اشغالی از جمله بستان، هویزه، و خرمشهر انجامید. [۲] دنباله مطلب از این قسمت تا پایان خطبه دوم با مراجعه به روزنامه جمهوری اسلامی مورخ ۲ مرداد ۱۳۶۱ (صفحه ۹) نقل گردیده است.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, ملت ایران
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)