کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیه ۲۵۰ سوره بقره آغاز می‌شود و به صهیونیست‌ها هشدار می‌دهد که در دوران ناسیونالیسم و مسابقه نژادی، اندیشه تشکیل حکومت قومی در فلسطین، بذر کینه و نفرت را میان یهودیان و ساکنان منطقه می‌کارد. در ادامه، به تناقض دوتابعیتی بودن یهودیان و تلاش برای تشکیل کشور یهودی اشاره می‌کند و رفتار دولت‌هایی مانند آلمان در اخراج یهودیان را نتیجه همین تناقض می‌داند. سپس، صهیونیسم را جنبشی سرمایه‌داری و همسو با امپریالیسم معرفی می‌کند و تأکید دارد که این همراهی موقتی است و امپریالیسم در نهایت برای تضعیف یهود اقدام خواهد کرد. در بخش بعدی، به بهره‌کشی امپریالیسم از تعصب نژادی یهودیان برای اهداف استعماری خود در خاورمیانه می‌پردازد و بیان می‌کند که یهودیان در این نمایشنامه، نقش استعمارگر را بازی می‌کنند و در واقع بردگان امپریالیسم خواهند بود. در ادامه، به نقش صهیونیسم در بیدارسازی احساسات عربی و اسلامی اشاره می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که این خیزش، امپریالیسم را وادار به سازش با ملت عرب خواهد کرد. در پایان، به همکاری موقت و متناقض کمونیسم و امپریالیسم برای تحقق اهداف صهیونیسم اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که این همکاری پایدار نخواهد بود و در نهایت به محو شدن آرزوی صهیونیست‌ها منجر می‌شود. متن با نصیحت به یهودیان برای ترک فلسطین و یافتن سرزمینی دیگر و رهایی از اسارت امپریالیسم به پایان می‌رسد و عواقب عدم توجه به این هشدارها را گوشزد می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم رَبَّنَا أَفْرِغُ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرینَ [۱] ای صهیونیست‌های استعمارگر! در این زمانه-زمانه نژادپرستی-که آتش‌های ناسیونالیسم شعله‌ور گشته و مانند خون، در رگ‌های حیاتی هر دولت، به جوشش درآمده، دولت‌ها برای روشن‌کردنِ آتش دلاوری‌های نژادی، آتش به انبار باروت می‌زنند. در زمانه‌ای‌که آب و هوای سیاسی، با ابرهای مسابقه نژادی و مسلح شدن دولتی، چسبناک شده و دولت‌ها، مردم خویش را بر یکپارچگی، همکاری، و پذیرش قدرتِ حکومتِ خود برمی‌انگیزانند، شما صهیونیست‌ها را می‌یابیم که خواب شیرین تشکیل میهنی قومی را در سر می‌پروانید. آنچه پرواضح است و تردیدی در آن نیست، این است که اندیشه تشکیل حکومت قومی توسط شما، باعث شده است تا دانه‌های کینه و نفرت، میان شما یهودیان و ساکنان این سرزمین، کاشته شود. تمام ساکنان این سرزمین، یهودیان را با خود بیگانه می‌پندارند و بسیاری از ایشان، یهودیان را به نشانِ اقلیتِ خطرسازی که قصد دارد خود را به عنوان تافته‌ای جدابافته، به‌عنوان اکثریت بشناساند، می‌شناسند. شاید به همین سبب است که آلمان، یهودیان را از سرزمین خود، بیرون رانده است. یهودیان می‌خواهند دوتابعیتی باشند؛ مثلا یک تابعیت آلمانی و یک تابعیت اسرائیلی تا از حقوق و مزایای تابعیت آلمانی در سراسر جهان، استفاده نموده و در عین حال، صدای دولت صهیونیستی خیالی خود را که قرار است در فلسطین پایه‌گذاری کنند، درنیاورند. سپس، دارایی‌هایی را که در سرزمین‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، به فلسطین بیاورند تا آرزوی تشکیل میهن قومی برای یهود را محقق سازند. من نمی‌دانم یهودیان چگونه موفق خواهند شد تا هم تابعیت سرزمین‌هایی که در آن زندگی می‌کنند و مزایای آن تابعیت را حفظ کنند و هم به جریانِ صهیونیسم یاری رسانند و با کمک‌های مادی و معنوی، برای تشکیل آرزوی نژادپرستانه یهود، در راستای تشکیل کشوری یهودی در آن واحد تلاش کنند! و آیا با این وجود، جا دارد که دولتی مانند آلمان یا دولت‌های دیگر را که نژادپرست‌اند به‌خاطر بیرون راندنِ یهودیان از کشور، سرزنش نماییم؟ باید بدانید که موقعیت صهیونیست‌ها پس از اعلانِ میهن قومی‌شان، در شرایط خاصی قرار گرفته است که با روح دوران کنونی سازگاری ندارد؛ زیرا برای کسی مجاز نیست که در آنِ واحد هم شهروند کشوری باشد و هم بیگانه! در چنین شرایطی فقط می‌توان آینده را پیشگویی کرد؛ آینده‌ای که ملت معاند صهیونیستی که چونان ولگردی در شب‌های تاریکِ تعصب ناپسند و خودخواهی نژادی، بر آن سوار است؛ مخصوصاً که سخت‌گیری و تبعید یهودیان [۲]، باعث واکنش و انقلابی عاطفی در یهودیان می‌شود و گره‌های نژادی و دینی میان ایشان، نیرومند می‌گردد و دست به کار تشکیل حکومت قومی یهودی در فلسطین می‌شوند. این رفتار، چقدر از منطق به دور است! این‌ها، آرزوهایی کوته‌فکرانه است؛ مانند کاخ‌هایی که بر روی دریا ساخته شده باشد. دنیا دانسته است که صهیونیسم، جنبشی سرمایه‌داری است که با مصالح امپریالیسم همراه و سازگار است. صهیونیست‌ها باید بدانند این همراهی، موقتی خواهد بود که به وضوح ادامه نخواهد یافت؛ زیرا که امپریالیسم نژادهای دردسرسازی را که در سرزمین‌های استعمارشده، در خاک ریشه دوانده‌اند برخواهد کند و با تمام نیرو با آن مقابله خواهد نمود. به محض آن‌که نیروهای امپریالیست احساس کنند جنبش نژادی صهیونیسم به پله‌ای از نیرو دست یافته است که می‌تواند هماورد امپریالیسم باشد، امپریالیست‌ها تمام توان خود را برای تضعیف یهود به کار خواهند گرفت؛ هرچند وجود صهیونیسمی بیمار، برای سیاست‌های جنبش امپریالیسم ضروری است. آیا هیچ انسان عاقلی که با سیاست‌های امپریالیسم آشنایی داشته باشد وجود دارد که نداند دولت‌های امپریالیستی، از روی محبت به یهود و صهیونیسم نیست که به ایشان کمک می‌کنند؟ حتی دلیل کمک‌های ایشان به صهیونیسم، حفاظت از آنان دربرابر عرب‌ها هم نیست؛ این، مخالف واقعیت است. آیا عاقلانه است که وعده‌های امپریالیست‌ها به صهیونیست‌ها را برتر از وعده‌ها و پیمان‌شان نسبت به اعراب بدانیم؛ همان پیمان‌های آشکاری که قرار بود حق را به حقدار دهد؟ تاریخ و تجربه نشان داده است که پیمان‌ها و وعده‌هایی که در هنگام جنگ داده می‌شوند، هیچ ارزشی ندارند و جز جوهری بر کاغذ نیستند. علاوه بر این، شرایط سیاسی، ضرورتاً اقتضا می‌کند که امپریالیسم، روابط خود را با چهار صد میلیون مسلمان و هفتاد و پنج میلیون عرب حفظ کند؛ و این موضوع با توافق دائمی صهیونیسم و امپریالیسم سازگار نیست. همه می‌دانند که امپریالیسم، دنبال مصالح امپریالیستی خود است و این، برایش از هر چیزی ارزشمندتر است و همه چیز را به خاطر مصالح خود فدا می‌کند. امپریالیست‌ها به برخی اشخاص می‌گویند: رجل‌الساعه [۳]. پس هرگاه بخواهند درباره نزاعی سخن بگویند، دنبال یکی از همین کاربلدها می‌گردند تا او، شرایط مطلوب را برای محقق ساختن نقشه‌های جهنمی ایشان فراهم کند. به روشنی می‌بینم که امپریالیسم از تعصب شما صهیونیست‌ها و آرزویتان برای دستیابی به میهنی یهودی در فلسطین، بهره‌کشی می‌کند. امپریالیسم، شما را برگزیده تا از دارایی‌هایتان، از سویی در راه تحقق اهداف استعماری خود در فلسطین و از سوی دیگر در تمام خاورمیانه، استفاده کند؛ مخصوصاً که امپریالیسم می‌داند، میهن، نقطه‌ضعف صهیونیست‌ها است و اِشراف کامل بر تعصب نژادی یهودیان دارد. پس راه دیگری ندارد جز آن‌که موافقت خود را با استراحتِ وحوش صهیونیست در باغ مقدس فلسطین اعلان کند و اگر بتواند، تمام هلال خضیب را جولانگاه یهودیان قرار می‌دهد. نیازی به بیانِ نتایج این موضوع نیست؛ زیرا همه می‌دانند چه خواهد شد تا آن‌که وحوش، از باغ بیرون رانده شوند. دلائلی اساسی وجود دارد که امپریالیسم، یهودیان را برای اجرای آرزوهای استعماری خود در فلسطین و خاورمیانه برگزیده است. مهم‌ترین‌شان این است که امپریالیسم نمی‌تواند بار سنگین این کار را بر دوش هیچ گروه دیگری که با آن، روابط خارجی داشته باشد بیندازد؛ زیرا ملتی که رابطه‌ای نژادی یا دینی با سایر ملت‌ها دارد، نمی‌تواند بر پیمان دائمی خود مبنی بر مصالح امپریالیسم خیانت کند. پس امپریالیسم در میان مردمان، یهود را یافت که امتی ضعیف و پراکنده بود و هیچ هم‌پیمانی نداشت و نه از نظر نژادی و نه از نظر دینی، با سایر ملت‌ها رابطه‌ای نداشت و هیچ ملتی به یهودیان اطمینان ندارد. پس ناگهان امپریالیسم تمام این شرایط را با سیاست‌های استعماری خود مطابق یافت! تا کسی را پیدا کند که در نمایشنامه استعمارِ فلسطین، نقش استعمارگر را بازی کند. امپریالیسم بر خود لازم می‌داند که در فلسطین، هیچ گروهی که روزی از روزها برضد امپریالیسم و مطامع آن بپا خیزد، شکوفا نشود. عقلای جهان با شگفت‌زدگی به رفتارهای زمامداران جنبش صهیونیسم می‌نگرند که چگونه بر موج احساسات سوار شده‌اند و در آرزوی تشکیل میهنی صهیونیستی در فلسطین، مستانه با ساز امپریالیسم می‌رقصند و با جان خود، برای تحقق این آرزو تلاش می‌کنند و افراد و گروه‌ها پشت تانک‌های استعمارگران نشسته و دست به کشتار عرب‌ها زده‌اند. تمام یهودیان و به‌خصوص صهیونیست‌ها باید بدانند که آنچه گمان می‌کنند سرزمینی یهودی است؛ درواقع، تکه‌ای از پازل سرزمین‌های استعماری است و شما اگر هم بتوانید در فلسطین، دولتی اسرائیلی برپا کنید، در حقیقت، مؤسسه‌ای امپریالیستی است و شما قبل از آن‌که به آزادی دست یابید، بردگان امپریالیسم و نوکران‌شان خواهید بود. از همین اکنون، امپریالیسم با روش‌های دلسوزانه، شما را برگرفته و تیر سختی‌های کمرشکن را به سوی شما پرتاب کرده است؛ اما صهیونیسم با این‌گونه رفتارها، بهترین انگیزه است برای برانگیختن عرب‌ها از خواب ژرف و بیدار نمودن روح اسلامی که ایمان و پایداری در جانفشانی و یکپارچگی را برای بازگرداندنِ عظمت به اسلام و عرب و بازیابی آقایی‌شان، سرزنده می‌کند. آری! همانا جنبش صهیونیسم، نقشی مهم در بیدارسازی احساس عربی بازی کرده است و باعث سرزندگی تلاش‌کنندگان در راستای یکپارچگی عربی و اسلامی شده است؛ زیرا جنبش صهیونیسم کاری کرده است تا سرزمین‌های عربی و اسلامی به این نتیجه برسند که دست‌اندازی و دشمنی با هر سرزمین عربی و اسلامی، دشمنی با تمام سرزمین‌های عربی و اسلامی است و بر هر عرب دلسوز و هر مسلمان باایمانی، واجب است که پس از دستیابی به یک‌دستی و فراخوانی عمومی برای یکپارچگی عربی و اسلامی، برضد این دشمنی، دست‌اندازی، غصب، ستم و بیهوده‌کاری، انقلاب کند. شاید این خیزش، امپریالیسم را سر عقل آورد و او از به‌کارگیری هنر استمعاری خود در فلسطین، کوتاه بیاید که این اقدامات، منجر به درگیری‌هایی خواهد شد که درنهایت به استوار شدن گام‌های امپریالیسم در فلسطین خواهد گردید؛ پس با حقیقت رودررو می‌شود و با ملت عرب، سازش می‌کند و راه زندگی را برایشان می‌گشاید و با عرب‌ها و مسلمانان با زبان صراحت و همزیستی سخن می‌گویند و این، همان زبانی است که عرب‌ها و مسلمانان، آن را به خوبی می‌شناسند؛ زیرا ایشان دوستدار صراحت‌اند و از نیرنگ و دورویی بیزارند. استعمارگر، قطعاً در راه دستیابی به این سیاست، با وجودِ گرایش برخی از عرب‌ها و مسلمانان، به دردسر خواهد افتاد. در این هنگام، هیچ دستاویزی برای صهیونیست‌ها نخواهد ماند؛ مگر یک سری اتفاقات شگفت و تصادفی در تاریخ و منظور از آن، همکاری کمونیسم و امپریالیسم سرمایه‌داری است برای تحقق آرزوی صهیونیسم در فلسطین، به‌رغم تناقض موجود میان سیاست‌های این دو که هیچ موافقتی میان آن نیست. این همکاری میان آن دو به خاطر دوست‌داشتن یهودیانِ صهیونیست نیست بلکه هرکدام، طمع‌های فراوانی در دستیابی به دارایی‌های فراوانِ خاورمیانه دارند و به همین خاطر است که این دو دشمن، دست به دست هم داده‌اند تا آب نظم و امنیت در فلسطین را گِل‌آلود کنند تا از آن، در فضای آشوب و بی‌سامانی، به نفع خود، ماهی بگیرند! و شاید همیاری و همکاری این دو قدرت، شما را در راه ستمگری و غصب، تشویق کرده است؛ اما مدت‌زمان کوتاهی خوش باشید تا آن‌که برای شما آشکار گردد که همکاری و همیاری کمونیسم و سرمایه‌داری در ماجرای صهیونیسم، پایدار نخواهد ماند؛ زیرا کمونیسم به عنوانِ واکشنی در برابر سرمایه‌داری جهانی شکل گرفته است؛ با این حال، کمونیسم، سیاست‌های خود را به خاطر یهودیان -که پس از هزاران سال، بار دیگر دست به ربا زده‌اند تا بدین وسیله بر بیشتر دارایی‌های جهان، دست یابند و خود، قطبی از سرمایه‌داری باشند -باطل کرده است [۴]. علاوه بر آن، تمام دنیا از مسابقه سخت و ژرف، میان کمونیسم شرقی و غرب امپریالیستی برای دستیابی به منابع خاورمیانه -هر کدام، به اقتضاء سیاست‌های متضادشان -باخبرند. و تمام این موضوعات، درنهایت منجر به پایان یافتن آرزوی شما و محو شدنِ میهن نژادی‌تان از روی زمین خواهد شد؛ زیرا هیچ تردیدی وجود ندارد که هرگاه یکی از این دو جنایتکار (غرب و شرق) صهیونیسم را کمکی جدی کند، طرف دیگر در راستای دستیابی به مطامع اقتصادی و سیاسی خود، به کمک عرب‌ها و مسلمانان برمی‌خیزد؛ پس مبادا این ظاهرسازی‌ها شما را بفریبد. همچنین در این هنگام، خود را به بی‌خبری زدنِ حکومت‌های بزرگِ دیگر در برابر این دست‌درازی و ستم آشکار برضد عرب‌ها در ماجرای صهیونیسم که چونان بازیگری در نمایشنامه فلسطین، پیش چشم و گوش همگان در حال اجراست، به پایان خواهد رسید و مسابقه شرق و غرب در شکستِ گروهِ نیرومندی از یهودیان -که حدود چهار میلیون نفر از آنها در قاره آمریکا زندگی می‌کنند- در راستای رسیدن به اهداف و آرزوهای خودشان با پشتیبانی آمریکا، تأثیر خواهد گذاشت. ظاهر امر آن خواهد بود که امپریالیسم، به دنبال دلجویی از کشورهای عربی برمی‌خیزد و در راستای یکپارچگی ایشان برای تأسیس جبهه‌ای نیرومند و هم‌پیمان و غمخوار در سختی‌ها، تلاش می‌نماید تا بدین وسیله تعادلی میان اهداف خود در جهان عرب و صهیونیسم، ایجاد کند. یکی از نشانه‌هایی که بر این امر دلالت می‌کند، جداکردن منطقه عدن از حکومت هند است و این کار محقق نمی‌شود مگر با رها کردنِ کمک‌رسانی به صهیونیسم و دست کشیدن از تشکیل میهنی صهیونیستی در فلسطین. در این هنگام است که صهیونیست‌ها -که دارایی‌های بی‌شمار خود را در فلسطین و تل‌آویو برای ساختن مستعمراتشان و محکم‌ساز سازه‌های بلندبالا و برج‌های خوش‌اندام خود، به کار بسته‌اند- از خواب ناآگاهی بیدار شده و خواهند دانست که نوکر دیگرانند و روزی که این سازه‌ها، به دارایی‌های عرب‌ها -که صاحبانِ این سرزمین‌ها هستند - تبدیل خواهد شد و چاره‌ای نیست جز آن‌که حق، به حقدار برسد؛ زیرا فلسطین، سرزمینی عربی است که نژادهای عربی آن را پوشانده است؛ پس هر اندازه هم که امپریالیسم و صهیونیست‌ها تلاش کنند، ممکن نیست فلسطین را از سرزمین‌های عربی برادرِ خود، جدا کنند. در نهایت، حق و داد، بر باطل و ستم، پیروز خواهد شد و در نتیجه، فلسطینیان- در حالی که سرودهای پیروزی را شادمانه سر می‌دهند و پرچم عربیت را بر فراز ساحل‌ها، برافراشته و ستون‌های وحدت عربی را به عنوان مقدمه‌ای برای تشکیل یکپارچگی اسلامی پایه می‌گذارند؛ با شکوهی بزرگ - به سرزمین‌های خود باز خواهند گشت. بدانید! هشدارهای جدی و سختی‌های هول‌آوری که اکنون ما شما را از آنها بیم دادیم، اگر فلسطین را ترک نکنید با تمام نفرین‌های کمین‌کننده‌اش، متوجه شماست؛ هرچند برای بیانِ این خطرات، نیاز به خطبه‌های فراوان باشد؛ ولی ما در این جایگاه، بعضی از آنها را به شما گوشزد نمودیم و با منطقی آشکار بیان کردیم و با نشانه‌های قابل لمس دست نمایاندیم؛ زیرا می‌خواهیم از ژرفای اهداف امپریالیسم و رازهای حقیقی و واقعی آن باخبر شوید و دریابید که برانگیختن فتنه‌ها و ایجاد انقلاب‌های وحشتناک در فلسطین -علاوه بر آن‌که باعث قدرت‌گرفتن دولت‌های امپریالیستی و گسترش مجال استعماری آن می‌شود -فقط منجر به هدر رفتن جان‌ها و دارایی‌ها خواهد شد. امید است، خود را تغییر دهید و به جای فلسطین، سرزمین دیگری از این زمین گسترده خداوندی بیابید و بدین وسیله، جان خود را از بندهای اسارت امپریالیسم و پرستش آن، رهایی دهید و به مردمانی آزاده تبدیل شوید و به همین خاطر، نظر لطف تمام دنیا و به‌طور ویژه نظر عرب‌ها و مسلمانان را به خود جلب کنید؛ در غیر این صورت، به شما هشدار می‌دهم که خطری بزرگ پیش روی شماست و انسجامتان، کاری سخت است و هیچ‌کس مانند شخصی آگاه، شما را باخبر نخواهد ساخت. منظره فردا، پیش روست؛ پس از خواب غفلت برخیزید و در حالی که می‌دانید، حق را با باطل نپوشانید. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره بقره، آیه ۲۵۰: پروردگارا! شکیبایی را بر ما فرو بریز، گام‌هایمان را استوار گردان و ما را برضد گروه کافران یاری ده. [۲] اشاره به سیاست ضدیهودی هیتلر است. [۳] به معنای آدم زمانه؛ در اینجا به معنای کاربلد. [۴] یعنی: سیاستِ امروزی کمونیسم در قبالِ صهیونیسم، کوتاه مدت است و پس از دستیابی به اهداف خود، دیگر از صهیونیسم دفاع و حمایت نخواهد کرد.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: یهودیان تلاویو, صهیونیست‌ ها
حاکم زمان: رضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)