کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تلاوت آیه‌ای از قرآن کریم آغاز می‌شود که به پیامبری حضرت محمد (ص) و احتمال مرگ یا کشته شدن ایشان اشاره دارد و از بازگشت مردم به آیین پیشین خود نهی می‌کند. در ادامه، به حساسیت لحظه از دست دادن رهبر در تاریخ انقلاب‌ها، چه خدایی و چه غیرخدایی، پرداخته می‌شود و با مثال‌هایی از انقلاب‌های گذشته و همچنین انقلاب پیامبر اسلام (ص)، پیامدهای انحراف یا نابودی انقلاب پس از فقدان رهبر تبیین می‌گردد. سپس، به رحلت امام خمینی (ره) و نگرانی‌ها و امیدهای دوستان و دشمنان انقلاب در آن برهه اشاره می‌شود. در بخش پایانی، دو عامل اصلی موفقیت انقلاب اسلامی ایران پس از رحلت امام، یعنی حضور آگاهانه مردم در صحنه (که با تشییع میلیونی امام تجلی یافت) و هوشیاری و بیداری مسئولان (که منجر به انتخاب سریع و بدون نزاع رهبر جدید شد)، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. سخنرانی با تأکید بر ادامه راه امام و مبارزه با استکبار جهانی و حمایت از مستضعفان به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحَمدُ للهِ رَبّ العالَمین بارِی الخَلائِق أجمَعِینَ و الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلَی سَیّدَنَا وَ نَبِیّنَا أبِی القاسِم مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ و اَصحابِهِ الطیِّبِینَ الطاهِرینَ. خداوند سبحان می‌فرماید: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلا رَسُولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُسُلُ أَفَإِن مَاتَ أو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلَی أعقابِکُم وَ مَن یَنقَلِب عَلَی عَقِبَیهِ فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً وَ سَیجزی اللهُ الشَّاکِرینَ: «جز این نیست که محمد پیامبری است که پیش از او پیامبرانی دیگر بوده‌اند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به آیین پیشین خود باز می‌گردید؟ هر کس که باز گردد، هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.» در قرآن مجید در چهار مورد از رسول اکرم (ص) به نام «محمد» تعبیر آورده شده است. یکی از آن چهار مورد، این آیه شریفه بود که برایتان تلاوت کردم. در این آیه شریفه، خداوند بر مطلب بسیار حساس و مهمی دست گذاشته و بر آن تأکید نموده است. در تاریخ سیاسی همه ملت‌ها و جامعه‌های انقلابی، لحظات سرنوشت‌ساز و حساسی پیش می‌آید. شاید حساس‌ترین لحظه در تاریخ هر انقلاب، هنگامی است که یک امت انقلابی پس از تلاش‌های فراوان و پیشبرد انقلاب، رهبر خود را از دست می‌دهد. در تمام انقلاب‌ها و نهضت‌های اجتماعی مانند نهضت‌های انبیا، انقلاب‌های مردمی، انقلاب‌های سیاسی و حتی انقلاب‌های باطل، لحظه از دست دادن رهبر، بسیار سرنوشت‌ساز است. این لحظه سرنوشت‌ساز، پس از رحلت حضرت موسی (ع) و همچنین پس از شهادت حضرت رسول اکرم (ص) نیز پیش آمد. در انقلاب‌های دیگر مانند انقلاب هند، روسیه و ویتنام نیز این مرحله حساس پیش آمد. هر انقلاب بر طبق ویژگی‌ها و طبیعت خود، دوستان و دشمنانی دارد. طبیعی است که وقتی یک انقلاب فراگیر و گسترده، مواجه با یک امت یا منطقه وسیع باشد، همه مردم با آن دوست یا همگی با آن دشمن نخواهند بود؛ بلکه گروهی با آن دشمن‌اند و گروهی دیگر، دوستدار آن هستند. وقتی یک انقلاب به پیش می‌رود، کم‌کم راه خود را باز می‌کند، جای خود را باز می‌کند، دشمنان را شکست می‌دهد و بر آنان چیره می‌شود. دشمنان انقلاب با توجه به انگیزه‌هایی که دارند، دست از دشمنی بر نمی‌دارند؛ بلکه در گوشه‌ای در کمین و در انتظار فرصت می‌نشینند تا هرگاه بتوانند از انقلاب انتقام بگیرند. این وضعیت دشمنان انقلاب است. هر انقلاب، هواداران و پیروانی هم دارد که برای پیروزی آن زحمت می‌کشند، سرمایه‌گذاری و خدمتگزاری می‌کنند و قربانی می‌دهند. افرادی که برای پیروزی یک انقلاب فداکاری می‌کنند، به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول، افراد پاکی هستند که دنبال سودجویی و منافع شخصی خودشان نیستند. در یک انقلاب خدایی، خدمتگزاران پاک و مخلص آن، انگیزه‌شان از فداکاری برای انقلاب، فقط کسب رضای پروردگار است و قربه الی الله حرکت می‌کنند؛ ولی در انقلاب‌های غیر خدایی، معمولاً هرکس قدمی برای پیروزی انقلاب بر می‌دارد، هدفش تأمین منافع شخصی و گروهی و کسب قدرت و امتیازات مختلف است. در انقلاب‌های خدایی هم یاران ناپاک و غیرمخلص انقلاب، چنین انگیزه‌هایی دارند. همه یاران انقلاب، چه پاکان و مخلصان و چه سودجویان و فرصت‌طلبان، انتظارات و امیدهایی از انقلاب دارند. سودجویان به دنبال منافع، و پاکان به دنبال آرمان‌ها هستند. پس از آن که رهبر یک انقلاب از دست رفت، انقلاب ضعیف می‌شود. انقلاب که ضعیف شد، دوستان و یاران انقلاب بر سر سهم خود از میراث‌ها و دستاوردهای انقلاب بر سر و کله هم می‌زنند و دشمنان فرصت می‌یابند تا بر انقلاب تهاجم کنند. در این درگیری‌ها، یا انقلاب از اصول و آرمان‌ها و راه خود منحرف می‌شود و یا این که به صورت کامل از بین می‌رود. به عنوان مثال، انقلاب روسیه را در نظر بگیرید. هنگامی که جنگ بین استالین و تروتسکی و امثال او در می‌گیرد، می‌بینیم که چه فاجعه‌ای به دنبال آن پیش می‌آید. اگر از انقلاب‌های خدایی مثالی بزنیم، انقلاب رسول‌الله (ص) را در نظر بگیرید. ایشان نسبت به انحراف انقلاب پس از رحلت خودشان بسیار نگران بودند. رسول‌الله (ص) در آخرین روزهای عمر خود، برای حل این مشکل، چاره‌ای اندیشید. لشکر اسامه را تجهیز کرد و دستور فرمودند تا این لشکر از مدینه که مرکز حکومت اسلامی بود، برای جنگ با دشمنان اسلام، به سوی جبهه‌های جنگ اعزام شود. افراد فرصت‌طلب کاملا مواظب بودند تا همراه با رحلت رسول‌الله (ص) زمام قدرت و حکومت اسلامی را در دست بگیرند. انگیزه رسول‌الله (ص) از آماده‌سازی و اعزام لشکر اسامه، این بود که افراد فرصت‌طلب و توطئه‌گر را در روزهای حساس پس از خود، از مرکز تصمیم‌گیری درباره حکومت اسلامی دور نماید و آنها را به سوی جبهه بفرستد، اما آن افراد فرصت‌طلب از دستور رسول‌الله (ص) پیروی نکردند. تا زمان حیات ایشان، لشکر اسامه حرکت نکرد و چاره‌اندیشی رسول‌الله (ص) به ثمر نرسید. هر چند اسلام از بین نرفت، اما گرفتار فاجعه‌ها و مصیبت‌های بی‌شمار شد تا این که سرنوشت اسلام به روز عاشورا و سرزمین کربلا و جریاناتی مانند آن ختم شد. وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که انحراف یا نابودی انقلاب پس از مرگ رهبر آن، سرنوشتی است که بیشتر انقلاب‌ها اسیر آن شده‌اند؛ هر چند که این روند، سرنوشت همه انقلاب‌ها نبوده است. بنابراین، سرنوشت یک انقلاب، پس از مرگ رهبر آن بسیار حساس و تعیین کننده است. به همین دلیل، خداوند سبحان در قرآن شریف بر روی این مطلب دست گذاشته و می‌فرماید: ما مُحَمَّدٌ إِلا رَسُولَ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ أَفَاِن مَاتَ أو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلَی أعقابِکُم وَ مَن یَنقَلِب عَلَی عَقِبَیهِ فَلَن یَضَرَّ اللهَ شَیئاَ وَ سَیجزی اللهُ الشَّاکِرینَ.[۱] «جز این نیست که محمد پیامبری است که پیش از او هم پیامبرانی دیگر بوده‌اند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به آیین پیشین خود باز می‌گردید؟ هر کس که باز گردد، هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.» روز پس از رحلت رسول‌الله (ص)، «یوم الرّده» به معنای روز ارتداد نامیده شده است؛ زیرا بر اساس روایات مختلفی که نقل شده است، در این روز همه مردم مرتد شدند؛ مگر سه یا چهار یا شش یا نه نفر که روایات در این باره متفاوتند. در برخی از روایات آمده است که: ارتَدّ النّاسُ إِلاَ ثَلاَثَةَ نَفَر: سَلمان وَ اَبوذر و المِقدادُ.[۲] «پس از پیامبر (ص) همه مردم مرتد شدند، مگر سه نفر». درآن روایت که کتاب رجال کشّی هم آن را نقل کرده است، معصوم (ع) فرموده است: پس از رحلت رسول اکرم (ص) تنها سلمان و ابوذر و مقداد، هرگز مرتد نشدند. راوی می‌گوید: آقا! شما عمار را هم نفرمودید؟ معصوم (ع) فرمود: عمار هم یک لحظه سرگیجه گرفت؛ اما به سرعت خودش را یافت و بازگشت. به دلیل همین لغزش‌ها و گمراهی‌ها، در روایات، روز پس از ارتحال پیامبر اکرم (ص) «روز فتنه» نامیده شده است. قرآن شریف هم می‌داند که مسلمانان باید با چنین روزی مواجه شوند. برای این که آنها خود را آماده کنند تا نلغزند و به سرنوشت شوم اکثر انقلاب‌ها مبتلا نشوند. قرآن می‌فرماید: إِنَّکَ مَیتْ وَ إِنّهُم مَیّتُونَ.[۳] «تو می‌میری و آنها نیز می‌میرند.» از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، ما در تب و تاب چنین روزی بودیم. یکی خواب می‌دید. دیگری دعا می‌کرد. آن یکی نذر می‌کرد. در دورانی که ما در زیر سایه حضرت امام (رضوان الله علیه) زندگی می‌کردیم، رحلت ایشان آنقدر برای ما سنگین بود که هر وقت با دوستان بسیار نزدیک می‌نشستیم و می‌خواستیم چنین روزی را مطرح کنیم و درباره آن بحث کنیم، نه دلمان می‌آمد نه زبانمان گردش می‌کرد و نه به خود اجازه می‌دادیم؛ اما با مشیت خداوند، چنین لحظه‌ای در شب چهاردهم خرداد فرا رسید. اکنون بیست و یک روز از آن روز می‌گذرد. مصیبت رحلت حضرت امام، یک فاجعه بسیار بزرگ بود. دوستان انقلاب از چنین روزی بسیار می‌ترسیدند و از آن می‌لرزیدند. دشمنان انقلاب هم امید فراوان به این روز داشتند. چنین روزی آمد و گذشت. قلب‌ها لرزید. دل‌ها فرو ریخت. چشم‌ها اشکبار شد. جهان، تیره و تار شد. رهبر از میان ما رفت. در این بیست روز، تجربه نشان داد که امت اسلامی ما در پیشگاه خداوند، بسیار عزیز و محترم است و عنایات پروردگار شامل حال ماست. ما باید بسیار شاکر و سپاسگزار از پروردگار باشیم که آن سرنوشت شوم اکثر انقلاب‌ها، برای انقلاب اسلامی ایران پیش نیامد. الحمد لله به لطف پروردگار، آن چیزی که مایه امید دشمنان و موجب ترس دوستان بود، در انقلاب اسلامی پیش نیامد. اکنون به فضل پروردگار، نه تنها انقلاب، کشور، وحدت، و نیروهای مسلح ما مخدوش نشده‌اند بلکه با قدرت و انسجام بیشتر به حیات خود ادامه می‌دهند. انسجام و موفقیت انقلاب اسلامی ایران، پس از رحلت حضرت امام (رضوان الله تعالی) دو عامل بسیار مهم داشت. اولین عامل، حضور آگاهانه مردم در صحنه بود. دشمنان انقلاب که در کمین می‌نشینند می‌گویند: رهبر مُرد، نفوذ رفت، مردم متفرق شدند، مسئولان تنها ماندند. بنابراین، روز مرگ رهبر یک انقلاب، روز هجوم بر آن انقلاب و نابودی آن است. اما در انقلاب اسلامی ایران در نتیجه هوشیاری، بیداری، فداکاری، از خود گذشتگی، ایمان و تسلیم مردم، تمام امیدهای دشمنان بر باد رفت. دشمنان انقلاب می‌گفتند: مردم از انقلاب اسلامی ایران راضی نیستند، آنها را به زور نگه داشته‌اند، سایه حضرت امام، مردم را نگه داشته است. بنابراین تا امام چشم‌های خود را ببندد، با وجود این مشکلات اقتصادی و مشکلات ناشی از جنگ، مردم اگر بر سر مسئولان نریزند و آنها را نابود نکنند، حداقل خود را کنار می‌کشند و دیگر از انقلاب حمایت نمی‌کنند. هنگامی که حضرت امام رحلت فرمود، آن تشییع جنازه ده میلیونی صورت گرفت. شما مردم عزیز هم در آن تشییع جنازه باشکوه حضور داشتید و آن را از نزدیک دیدید. دشمنان انقلاب هم آن تشییع جنازه را دیدند. مردم با این اقدام خود، آنچنان مشت محکمی به دهان دشمنان انقلاب و یاوه‌گویان زدند که همه آنها در همه جای دنیا شوکه شدند و به این زودی‌ها به خودشان نمی‌آیند و در این مدت، دشمنان انقلاب اسلامی ایران فهمیدند که انقلاب ایران آنچنان عمیق است که حتی اگر رهبر و محور خود را هم از دست بدهند مردم از دست نمی‌روند؛ بلکه متحدتر و منسجم‌تر می‌شوند. این حرکت بزرگ شما و تشییع جنازه بسیار باشکوه حضرت امام، دنیا را مبهوت کرد. خداوند، شما را جزای خیر دهد و عنایات و الطاف خود را بیش از پیش، شامل حال شما گرداند. دومین عامل موفقیت انقلاب اسلامی ایران، پس از رحلت حضرت امام (رضوان الله علیه)، هشیاری و بیداری مسئولان انقلاب بود. منظور من از مسئولان انقلاب، اعضای مجلس خبرگان و همه کسانی است که پروانه‌وار گرد شمع انقلاب می‌گردند. دشمنان انقلاب گمان می‌بردند که پس از رحلت حضرت امام (رضوان الله علیه)، مسئولان نظام بر سر تقسیم سهم از انقلاب، مشغول نزاع با یکدیگر می‌شوند؛ اما دیدند به گونه‌ای که شاید در تمام دنیا بی‌سابقه بود، مسئولان جمهوری اسلامی ایران حتی برای یک لحظه هم یک نگاه تند به یکدیگر نکردند. مسئولان انقلاب نه تنها با یکدیگر نزاع نکردند، بلکه در سریع‌ترین زمان با بهترین انتخاب، رهبری این نظام و حکومت را انتخاب کردند و نام رهبر جدید را اعلان نمودند، بدون این که هیچ گونه نزاع یا کج نگاه کردن یا جنگ قدرتی پیش بیاید. این حرکت هشیارانه و آگاهانه مسئولان انقلاب اسلامی ایران برای تحلیلگران خارجی قابل هضم نیست. آنها نمی‌توانند حرکت استوار و بدون خلل و آگاهانه مسئولان انقلاب در تعیین رهبر جدید را درک نمایند، زیرا نسبت به اصول مبانی ما آگاهی ندارند؛ اما این حرکت برای خودمان با توجه به مبانی و اصولمان، بسیار روشن و واضح است. بر اساس مبانی اسلامی، یک مسلمان، ریاست‌پرست و قدرت‌طلب نیست. در نظام اسلامی، انگیزه کسانی که مسئولیتی را می‌پذیرند، احساس تکلیف و وظیفه شرعی و احساس مسئولیت است. وقتی کسی می‌تواند خدمتی را انجام دهد، چرا انجام ندهد؟ وقتی کسی می‌تواند باری را بر دوش بکشد و امتی را هدایت کند، این امر، جزو وظایف شرعی اوست. بنابراین در نظام اسلامی، کسی با انگیزه دوست داشتن قدرت یا انحصارطلبی در قدرت مسئولیتی نمی‌پذیرد؛ بلکه هدف، انجام مسئولیت‌ها و وظایف شرعی است. وقتی به این اصل توجه می‌کنیم می‌بینیم که انتخاب رهبر، بسیار ساده، و نزاع برای کسب قدرت، بی‌معنا می‌شود. بر اساس این اصل، فردی به رهبری انتخاب می‌شود که امتحان وفاداری و لیاقت و صداقتش را پس داده است. فردی که دنیا و مسائل سیاسی و فرهنگ انقلاب را می‌شناسد، فردی که در انقلاب زحمت کشیده است، مدت‌ها در خدمت رهبر بوده است، از او درس‌ها گرفته و استفاده‌ها کرده است. اروپا و آمریکا و شوروی، نمی‌توانند احساس وظیفه شرعی را درک کنند. بنابراین از تحلیل این حرکتِ مسئولان نظام جمهوری اسلامی در تعیین رهبر هم درمانده‌اند. به عنوان مثال، خارجی‌ها هنوز نتوانسته‌اند بفهمند که دستور قتل سلمان رشدی، یک حکم شرعی است. پی در پی با ما تماس می‌گیرند و می‌گویند: اکنون که آقای خمینی فوت کرده، آیا باز هم باید سلمان رشدی را کشت؟ می‌گوینند: اکنون که دیگر امام زنده نیست، آیا حرفش هنوز باقی است و باید سلمان رشدی را کشت، یا حرف‌هایش هم مرده‌اند؟ یکی از سؤالاتی که در شوروی در مصاحبه تلویزیونی از برادر عزیزمان آقای هاشمی پرسیدند، این بود که آیا شما هنوز هم می‌گویید که سلمان رشدی را باید کشت یا این حرف دیگر تمام شد؟ این سؤال‌ها همه نشان دهنده این است که تحلیلگران خارجی هنوز نتوانسته‌اند معنای تکلیف شرعی و حکم شرعی را درک کنند. الحمد لله این دو عامل یعنی حرکت مردم و مسئولان انقلاب بر اساس عدل و تقوا و احساس وظیفه شرعی و مسئولیت، توانست خطر این بحران عظیم را به آسانی از سر امت اسلامی رد کند. ما در اثر مصیبت بسیار بزرگ رحلت حضرت امام (رضوان الله علیه)، پناه و پشتیبان و سرمایه‌مان را از دست دادیم؛ اما به لطف پروردگار، وحدت و انسجام کشور ما هنوز در جای خود محفوظ است و با وضع بسیار بهتری ادامه دارد. اکنون در اثر هشیاری و بیداری مردم و مسئولان انقلاب اسلامی ایران، بسیاری از دشمنان انقلاب از نابودی و شکست خوردن آن ناامید شده‌اند؛ اما آمریکا هنوز مأیوس نشده است. آمریکای پلید و جهانخوار هنوز در سطح جهان، در حال ستیز و سنگ‌اندازی علیه جمهوری اسلامی ایران است. به عنوان مثال، هرگاه می‌بیند ما در حال انعقاد یک قرارداد اقتصادی با یکی از کشورها هستیم، تا آنجا که می‌تواند سعی می‌کند در آن قرارداد دخالت کند و آن را بهم بزند. حتی برخی اوقات، طرف معامله‌های اقتصادی ما را تهدید می‌کند و مثلاً می‌گوید: اگر این معامله را انجام دهید، در روابط ما اثر خواهد گذاشت؛ اما تاکنون از این کارها به چه نتیجه‌ای رسیده است که بعد از این برسد؟ من در اینجا عرض می‌کنم که ما امام خود را از دست دادیم؛ اما خدایا در این نمازجمعه و این محفل مقدس با تو پیمان می‌بندیم که تا جان در بدن داریم و تا آخرین نفس و با تمام قدرت در راه حق و عدل و استقلال و آزادی مبارزه کنیم. خدایا! با تو میثاق می‌بندیم که به راه اماممان ادامه دهیم و عنصری ضداستعمار و ضدامپریالیسم، و دشمن آشتی‌ناپذیر و سرسخت مستکبران و شرک جهانی باشیم. خدایا! با تو پیمان می‌بندیم که تا زنده‌ایم از مستضعفان و محرومان کشور و مسلمانان و مستضعفان جهان حمایت کنیم. خدایا! با تو پیمان می‌بندیم که تا زنده هستیم، در راه استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی پابرجا باشیم. خدایا! با تو پیمان می‌بندیم که از روح حضرت امام الهام بگیریم و تا قرآن و اسلام را پیاده نکرده‌ایم و آن دو را به صورت کامل به حکومت نرسانده‌ایم، از پای ننشینیم. خدایا ! با تو پیمان می‌بندیم تا زمانی که آمریکای جهانخوار و اسرائیل صهیونیست همین راه را می‌روند و موضعشان همین است، ما با آنها دشمن خونی باشیم و کاری بکنیم که تو و روح امام از ما خشنود باشید... **پاورقی‌ها:** [۱] سوره آل‌عمران، آیه ۱۴۴. [۲] محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۸، باب ۴، ص ۲۳۹، روایت ۲۶. [۳] سوره زمر، آیه ۳۰.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, نمازگزاران جمعه
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)