کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر و ائمه آغاز می‌شود. در ادامه، به اهمیت نماز جمعه و تلاوت سوره‌های جمعه و منافقون در آن اشاره می‌شود. سوره جمعه نماد همبستگی و سوره منافقون هشداردهنده خطر نفوذ منافقان است. منافقان کسانی هستند که با چهره دین و ایرانی‌بودن، به دنبال توطئه و ایجاد تفرقه هستند و از بیگانگان خط می‌گیرند. در ادامه، به وضعیت کردستان و نقش منافقان در ایجاد ناآرامی‌ها اشاره می‌شود. خواسته‌های ظاهری این گروه‌ها بررسی و باطن تجزیه‌طلبانه آنها افشا می‌شود. به تأمین مالی و تسلیحاتی این گروه‌ها از منابع خارجی اشاره شده و تأکید می‌شود که مردم کردستان باید حساب خود را از این عده معدود جدا کنند. در پایان، بر لزوم مقابله با فتنه‌گران و حراست از انقلاب اسلامی تأکید می‌شود و از مردم خواسته می‌شود که در خاموش کردن این آتش‌ها نقش ایفا کنند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله الخالق الاحد الفرد الصمد فاطر السماوات و الارضین معز من یشاء، بیده الخیر و هو علی کل شیء قدیر. اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک المنتجب الذی ارسلته هدی للناس و علی الائمه الطاهرین و علی اصحابه و خلفائه المنتجبین. در نماز جمعه خواندن دو سوره مستحب مؤکد است: یکی سوره جمعه که دستور صف مسلمان‌ها، صف عبادت، صف جهاد، صف همبستگی روابط دل‌ها، روابط قلب‌ها را دارد که مهم‌ترین مسئله است. این مسائل ارتباطی- ارتباط معنوی در تعالیم عالیه اسلام-که روابط دائماَ باید تجدید بشود، در شبانه‌روز، در جماعت‌های صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا، تا از زندگی، از توجه به امور عادی زندگی و از آلودگی به تحریکات احساسات خودخواهی، مال‌پرستی، خدعه و فریب بیرون بیاییم، در صف جماعت قرار بگیریم، تجدید حیات کنیم، با هم پیوسته بشویم، امتیازات را الغاء کنیم، دو مرتبه برگردیم به زندگی معمولی. این از معجزات دستورات اسلامی است، نه مثل رهبانیت [مسیحیت] که فقط از زندگی کنار بکشند و همه چیز را ترک کنند؛ و نه مثل دنیای مادی که یکسره غرق در شهوات و زندگی باشند. این یک مبارزه متحرک و دائم است بین زندگی و بین توحید و خداپرستی و همین منشأ هرگونه تعالی انسان است. بعد [در] روزهای جمعه و در آن مناسک بزرگ حج [تکرار می‌شود]. این است که [خواندن] سوره جمعه در رکعت اول دستور مستحبی مؤکد است برای تشکیل چنین اجتماع و ادامه چنین اجتماع؛ در رکعت دوم سوره منافقون است. یعنی تذکر آن خطری که این اجتماع را متلاشی می‌کند، آن خطری که از درون نفوذ می‌کند، آن خطری که از اول اسلام بود و هرچه ما مسلمان‌ها بعد از طلوع اسلام ضربه خوردیم به دست منافقین بوده است نه به دست کفار. کفار چهره شناخته شده‌ای دارند صفشان جدا است، ولی منافق، یعنی آن انسان چند چهره، آن کسی که با چهره دین نفوذ می‌کند در صف مسلمان‌ها، ولی این یک چهره از چهره‌های ظاهر [اوست]. باطنش چهره کفر است، چهره وابستگی با بیگانگان است، چهره ضد اسلام است که در بسیاری از آیات شریفه قرآن چهره منافقین بیشتر ترسیم شده است تا چهره کفار. در سوره بقره دو آیه درباره کفار است، ولی وضع منافقین، اندیشه‌های اینها، افکار اینها، چند چهره بودن اینها، این که در اجتماعات چگونه نفوذ می‌کنند و همچنین در سایر سوره‌های قرآن تأکید شده که ما چهره منافقین را بشناسیم. همین که در سوره منافقون می‌فرماید: اتّخَذوا أیمَانَهُم جُنَّةَ فَصَدّوا عَن سَبیل اللهِ إِنّهُم سَاءَ مَا کَانُوا یعمَلَونَ:[۱] آنها عهدها و پیمان‌های‌شان را سپر قرار می‌دهند، برای این که پشت سپر توطئه‌ها و دسیسه‌ها خودشان را پنهان کنند و هیچ پایبند عهد و پیمانی نیستند و اینها کوشش دارند که راهی که انبیاء باز کردند، اسلام باز کرده به طرف حق، به طرف خیر، به طرف عدالت، بر مردم سد کنند. با این گونه دسیسه‌ها امروز، برادرها، خواهرها، فرزندان عزیز اسلام، ما دچار چنین منافقین شرور و حیله‌گر و فریبکاری هستیم که گاه به چهره اسلام در می‌آیند؛ به چهره ایرانی هستند، بسیار هم اظهار دلسوزی می‌کنند برای مردم، ولی وابسته به جاهای دیگر هستند، مرتبط به جاهای دیگر هستند. چهره، چهره ایرانی؛ ولی روح و درون و نفس؛ نفس، اندیشه، خُلق امپریالیست، صهیونیست و دیگر قدرت‌ها؛ یعنی کوبیدن مسلمان‌ها در چهره اسلام یا در چهره ایرانی و اختلاف انداختن در صفوف. این گرفتاری‌هایی که ما امروز در مرکز، در شهرستان‌ها به خصوص در کردستان برای این کشور پیش آمده به دست کیست؟ آن ساواکی، آن دزد فراری که با سرکرده‌شان فرار کردند، و آن صهونیست که نمی‌آید خودش را معرفی بکند من چنینم، در چهره این احزاب و این گروه‌ها در می‌آید و شعارهای فریبنده می‌دهد و چنین فتنه‌هایی برمی‌انگیزد. مسأله، مسأله سطحی نیست که ما گمان بکنیم که خواسته‌های طرف هستیم و از این جهت خواسته‌هایشان هم گنگ است. می‌آیند تعهد می‌کنند ولی پایبند تعهدات خودشان نیستند. می‌گویند این است خواسته‌های ما؛ والا کدام دولت کدام منشأ اثر و کدام رهبری است که با یک خواسته‌های معقول و منطقی گروهی مخالت کند؟ چه بهانه‌ای اینها دارند؟ چه می‌گویند؟ آیا هیچ این مسئله تا به حال مطرح شده که اینها چه می‌خواهند؟ به حسب ظاهر چند مسئله‌ای را مطرح می‌کنند و می‌گویند خواسته‌های ما این است، ولی در باطن چی؟ در باطن همان مرامنامه حزب دموکرات بیست سال قبل[۲] است که در مقابل رژیم شاه آن مرامنامه را تنظیم کردند؛ یعنی بالاخره تجزیه. ولی اکثر برادران و خواهران کرد ما هم از این دسیسه زیر پرده بی‌اطلاع هستند. بارها می‌گویند اگر شما دیوار آهنی هم بین ما و دیگر برادران مسلمان ما بکشید ما دیوار را فرو می‌ریزیم. راست هم می‌گویند، ولی اینها نیستند. آنهایی که دسیسه می‌کنند، اینها نیستند که می‌آیند اظهار می‌کنند. چه می‌خواهید؟ می‌خواهیم در سرنوشت خودمان مختار باشیم. فرهنگ کردی را تعلیم بدهیم. خوب بکنید. چه کسی جلوگیری کرده؟ می‌خواهیم انجمن‌های شعر و روستا را تشکیل بدهیم. کی جلوگیری کرده؟ بعد دیگر چه می‌خواهید؟ پایگاه‌های نظامی و ارتش از اینجا برود، پاسدارهای غیر بومی بروند. یعنی چه؟ آخرش چی؟ آخرش یعنی ما هر کاری دلمان می‌خواهد به دست خودمان باشد، فقط دولت مرکزی به ما نان بدهد، آرد بدهد، نفت بدهد، پول بدهد. آخر مسئله به اینجا می‌انجامد. هیچ حق دخالت در کار ما ندارید، یعنی دولت فقط جیره دهنده یا کیسه اینها باشد، نفت را از خوزستان بیاورند به اینها بدهند و اینها هیچ تمکینی از دولت مرکزی نداشته باشند. این شدنی است؟ همه چیز به دست خودشان، فقط بودجه به دست دولت مرکزی باشد که به ما بدهد. چون آن را هم از خودشان ندارند. از جای دیگر به ما بودجه بدهد ما خودمان می‌دانیم با آن چه کنیم. آیا این سؤال مطرح نیست که قریب ده هزار، بیست هزار، سی هزار مسلح با حقوق سه هزار تومان، چهار هزار تومان، پنج هزار تومان، از کجا تأمین می‌شود؟ خوب بپرسید، این آقایان لولوها همچنین سرمایه‌ای از پدرشان دارند؟ از کجا آورده‌اند؟ آیا به عهد و پیمانشان وابسته هستند و متعهدند؟ همانطوری که به آنها گفتم شما عهد دارید؟ شما پیمان دارید؟ افسر ایرانی، سرهنگ، سربازهای ما افسرهایی که برای حفظ امنیت آمدند به اینها تأمین می‌دهید؟ پرچم امنیت می‌گذارید روی ماشینشان، بعد همین که بیرون آمدند به گلوله می‌بندید؟ با شما می‌شود عهد و پیمان بست؟ یک مردمی که اول گفتند ما به جمهوری اسلامی رأی نمی‌دهیم، یعنی خودشان را عالمآ از نود و هشت درصد مسلمان‌ها و مردم ایران جدا کردند. یهودی رأی داد، زردشتی رأی داد، مسیحی رأی داد، صابئی رأی داد ولی یک عده‌ای گفتند ما رأی نمی‌دهیم. پس اگر رأی نمی‌دهید دیگر چه می‌خواهید؟ آن ملا، آن پیشوای مذهبی [کُرد] که می‌گوید من رأی به جمهوری اسلامی نمی‌دهم یعنی چه؟ جمهوریت اسلامی غیر از این است که قوانین قرآن و قوانین الهی باید پیاده بشود؟ خوب این چه جور پیشوای مذهبی است که نمی‌خواهد قوانین الهی پیاده بشود؟ پیشوای دین هم هست. نمونه‌ای برای شما، برای روشنگری‌تان عرض می‌کنم. نخواستم زیاد افشاگری بکنم. همان وقتی که در چهار ماه، پنج ماه قبل مسئله سنندج پیش آمد ما با دوستانمان رفتیم برای حل مسئله، گفتیم چه می‌خواهید؟ چه می‌گویید؟ بعد از تحقیقات معلوم شد یک درگیری بین کمیته شیعه و کمیته اهل سنت ایجاد کرده‌اند و بعد هم یک نفر به تیر مجهولی کشته شده و بعد هم یکی از همین آقایان سران شورشی رفت در تلویزیون و رادیو را گرفت. از آنجا دستوری داد که ژاندارمری هم زود تسلیم شد. حالا نمی‌دانم چه شغلی به او داده‌اند. بعد شهربانی هم تسلیم شد. بعد حمله کردند به طرف پایگاه نظامی که آنجا را هم بگیرند. افراد پایگاه از خودشان دفاع کردند. اگر آن روز آن مرکز نظامی ارتش در سنندج سقوط کرده بود، می‌دانید چه فاجعه‌ای می‌شد؟ ما هم غافل. تا وارد شدیم، عوامل آن داد و فریاد راه انداختند که ارتش‌ی‌ها جوان‌های ما را کشتند، زن‌های ما را کشتند، بمب به سر ما ریختند، خمپاره ریختند به سر ما. خوب ما را هم ناراحت کردند که چرا ارتش چنین کاری باید بکند؟ برای چه؟ چه جنگی داشته با این مردم؟ خدا رحمت کند مرحوم شهید قرنی را. با او تماس گرفتیم، او گفت که ما دستوری ندادیم برای حمله به مردم. به آنها حمله می‌کنند به پادگان از بالا و پایین، ما دفاع نکنیم؟ اسلحه را بدهیم به دست اینها؟ سربازانمان را به کشتن بدهیم؟ باز باور نکردم. در جلسه‌ای که رفتیم، در میدان عمومی چند عدد این چیزهایی که شبیه کله قند است (پوکه) جلو ما گذاشتند که با اینها ما را کشته‌اند. توی بیمارستان‌ها، رفتیم. عجب وضعی پیش آمده بود. بالاخره رفتیم به پادگان برای این که به آنها اعتراض کنیم چرا بر سر مردم خمپاره ریختید؟ ببینید دسیسه و تبلیغات دروغ تا چه اندازه. بعد هم متوجه شدیم که یک عده جوان‌های سرباز متدین متعهد ایستادگی کرده‌اند در مقابل حمله اینها، و از سوی دیگر هم دو سه نفر سرهنگ بودند که خودشان بومی آنجا بودند، گفتند: آقا به ما حمله می‌کنند، وضع پادگان در یک سطح پایینی واقع شده، از بالا و پایین به ما حمله می‌کنند، ما دفاع نکنیم؟ گفتم: خوب، حمله می‌کنند، چرا با خمپاره به اینها حمله کردید؟ گفتند: خمپاره نیست اینها، مشعل‌هایی است که به هوا پرت می‌کنیم که اطرافمان را ببینیم. بعد جعبه را باز کردند و مشعل‌ها را به هوا پرتاب کردند. گفتند بعد از این هم که سوختشان تمام شد اگر جایی سقوط کند آسیبی نمی‌رساند. همین‌ها را برداشته‌اند این فریبکاران جلو ما رژه می‌دهند که با این خمپاره ما را کوبیده‌اند. از هر فرصتی استفاده کرده‌اند. آن وقت به من پیام می‌فرستند علمای آنجا، سران آنجا، که مثل مغول‌ها به ما حمله می‌کنند و این ارتش شما آمده ما را می‌کوبد. ارتش ابتدائاً وارد شد؟ فتنه را کی ایجاد کرد؟ از کجا شروع شد؟ هیچ بررسی شده؟ آنها آیا به قول و عهدشان قانع هستند؟ اگر واقعاَ مسائلشان این باشد، بسیارشان قابل حل است، ولی مسئله این نیست. آنها صدایشان از خودشان نیست. اینها بودند که رفتند در اروپا و خارج زیر لاک خودشان پنهان شدند. این مردم مسلمان خون دادند، حالا ساکت‌ها به صدا درآمده‌اند. تسلیم شده‌ها انقلابی شدند، وابسته‌ها دو مرتبه آمدند توی کار. اینها کجا بودند؟ چه می‌کردند؟ بعد یکی از علما می‌نویسد و این آیه را در ذیل به رخ می‌کشد: تِلکَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلَهَا لِلَّذِینَ لا یُریدُونَ عُلَوّاً فِی الأَرض وَ لا فَسَاداً.[۳] آیا ارتش ما عُلوّ کرده؟ رهبرهای ما علوّ کردند در زمین؟ اینها که همه‌اش طرفدار مستضعفین، طرفدار بیچاره‌ها و طرفدار محرومین هستند. کی علوّ کرده؟ کی فساد در زمین می‌کند؟ باید بدانند برادرها و خواهرهای کرد؛ حساب شما از اینها جداست. و این ننگی که دارند به پیشانی کردستان می‌زنند و این همه مجاهده‌ها که کردها کردند دارند از بین می‌برند. اینها یک عده معدودی هستند، باید حساب مردم کردستان، برادران و خواهران مسلمان و متعهد ایرانی را از یک مشت کسانی که معلوم نیست یا هست از کجاها کمک به اینها می‌رسد، جدا کرد. از کشور بزرگ شمالی ما به آنها کمک می‌رسد؟ از یک کشور اسلامی به اینها کمک می‌رسد، از اسرائیل می‌رسد، از طرف دزدهای فراری و عوامل رژیم سابق هر روز به اینها پول و اسلحه داده می‌شود. پس می‌خواهند در مقابل این دسیسه‌ها مردم ساکت بنشنند؟ ارتش دخالت نکند؟ پس چه بکند؟ پس ارتش برای چه روزی است؟ و این درگیری آیا عاقبتی برای کردستان دارد جز خرابی، جز کشتار، جز ویرانی، جز از بین رفتن آبروی برادرها و خواهرهای کرد ما؟ سی میلیون جمعیت ایران و مسلمان‌ها تسلیم یک مشت خودخواه و وابسته به دیگران نخواهند شد. خود مردم کُرد باید در ابتدا حساب اینها را برسند. نمی‌رسند؟ چاره‌ای نیست جز ارتش. ارتش دخالت نمی‌کند؟ نمی‌تواند؟ ضعف پیش می‌آید؟ همه ملت ایران و ما هم راه می‌رفتیم، امام خمینی هم راه می‌افتد [برای این که به حساب اینها برسیم.] ما این انقلاب را مفت به دست نیاورده‌ایم که بازیچه یک مشت بازیگر بین‌المللی بشویم. شصت هزار نفر از بهترین جوان‌های ما کشته شدند. خیال می‌کنند. به این مفتی [ما می‌گذاریم هر چه خواستند بکنند]؟ خیلی خوب تو برو کنار، یعنی این که بعداً بلوچستان را تحریک کن، خوزستان را تحریک کن، بعد دولت مرکزی بماند با تهران، کویر لوت و یزد و کرمان. عاقبت کار همین است دیگر. این خیانت بزرگی است. اگر مطلبی، پیشنهادی انسانی، معقول و راست دارند پیشنهاد کنند، منهای آنهایی که دستشان به خون مردم آلوده شده؛ و الا همینطور مبهم هر روز یک جا را تحریک کردن، این ملت تحمل نمی‌کند، قرآن هم تحمل نمی‌کند، قرآن هم می‌گوید: و قاتِلَوهُم حَتّی لا تَکُونَ فِتنَه:[۴] هر جا فتنه شد باید بکوبید فتنه را. قرآن، دین ما تحمل نمی‌کند. اگر مسئله و مطلبی است معقول و حقی است، که اسلام هیچ حقی را ضایع نمی‌گذارد، هیچ مرام و مسلکی به اندازه اسلام به مردم حق نداده. خوب بیایند ابراز بکنند، دیگر آتش‌افروزی برای چه؟ تحریکات برای چه؟ و بالاخره به دست شما ملت باید این آتش‌ها خاموش بشود و فتنه‌ها از میان برود وَ یکُونَ الدِّینُ للهِ:[۵] فقط حاکمیت برای خدا و برای قانون خدا است. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره منافقون، آیه ۲. [۲] [البته سی و سه سال پیش از آن.] [۳] سوره قصص، آیه ۸۳: آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین هیچ برتری و تسلط و هیچ فسادی را نمی‌خواهند و سرانجام [نیک] برای پرهیزکاران است. [۴] سوره بقره، آیه ۱۹۳: با آنها بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند. [۵] همان.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, ملت ایران, مردم کردستان
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)