کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تأکید بر موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران در قبال تجاوز عراق به کویت آغاز می‌شود که بر اساس مبانی اسلامی، تجاوز به یک کشور مستقل را محکوم می‌کند. در ادامه، به محکومیت اشغال کویت توسط عراق و لزوم خروج نیروهای عراقی از این کشور اشاره می‌شود. سپس، حضور نیروهای بیگانه در منطقه خلیج فارس مورد انتقاد قرار می‌گیرد و نسبت به عواقب درازمدت آن هشدار داده می‌شود. در بخش دوم، به بررسی علل ظاهری بحران و نقش آمریکا در منطقه پرداخته می‌شود. اهداف آمریکا در این بحران، شامل کنترل نفت، مقابله با نیروهای انقلابی اسلامی و حفظ موجودیت اسرائیل، تحلیل می‌گردد. در پایان، با اشاره به تجربیات جنگ ایران و عراق، بر اهمیت استقلال و عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی تأکید شده و راه حل بحران، خروج نیروهای عراقی از کویت و نیروهای بیگانه از منطقه و واگذاری حل مسائل به مردم منطقه عنوان می‌شود.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم دنیا موضع ما را نسبت به تجاوز عراق به کویت می‌داند. شما خودتان نیز خوب می‌دانید. ما حرف‌هایمان را زدیم، رهبرمان فرمودند و ما هم گفتیم. ما اصولاً به طور مبنایی از الهامات اسلامی و قرآنی خودمان، موضع‌مان را انتخاب کردیم. معارف اسلامی، پایه تصمیمات ماست. تجاوز به کویت به هیچ نحوی برای ما قابل قبول نیست. ما با رؤسای آن کشور اختلاف داشتیم و آنها در جنگ به دشمن ما کمک کرده و به ما ظلم نموده بودند. آن به جای خودش؛ چرا، که حساب دیگری دارد؛ اما مردم کویت و یک کشور مستقل را ما به هیچوجه مصلحت و جایز نمی‌دانیم که مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرد. اگر هم اختلاف داشتند باید به مجامع بین‌المللی و یا منطقه‌ای مراجعه می‌کردند و لذا ما از همان لحظه اول پیشقدم شدیم. موقعی که سایر کشورهای شریک کویت در شورای همکاری خلیج فارس جرأت نکرده بودند حتی خبر این حمله را هم در رادیوهایشان بگویند، ما قبل از همه محکوم کردیم که همه اینها را بهت‌زده کرده بود که چطور ما با کویتی که اینقدر با ما بدرفتاری کرده بود از او حمایت می‌کنیم، ولی ما از حق حمایت می‌کنیم و کاری به افراد نداریم. قطعاً عراق باید از کویت بیرون بیاید و به هیچ نحو قابل تحمل نیست. بهم خوردن شرایط منطقه‌ای در خلیج فارس، حتی اگر خود عرب‌ها هم راضی شوند، ما راضی نیستیم. ما شریک عمده خلیج فارس هستیم و این تغییر عمده را در سواحل خلیج فارس نمی‌پذیریم و عراقی‌ها قطعاً باید بیرون بیایند. حالا با ما صلح کردند که کردند، این یک مسأله جداگانه‌ای است. ما پرونده صلح‌مان جداست و با عراقی‌ها تا آخر می‌رویم و روابط حسن همجواری برقرار خواهیم کرد و دو ملت با هم همکاری خواهند کرد، اما این حساب با آن حساب جداست و عراق باید بیرون بیاید. یکی از آثار بد این تجاوز این شده که منطقه ما از نیروهای بیگانه پر شده که نمی‌توانیم بگوییم اینها قصد خیر دارند. البته یک اثر آن شاید این باشد که جلوی تجاوز را بگیرند. ما اینجا را حرفی نداریم که جلوی تجاوز گرفته شود، هر کس به هر نحوی باید کمک کند، اما این کار خوب بود که به دست کشورهای منطقه اجرا می‌شد. در منطقه ما کشورهای ترکیه، سوریه، مصر، عربستان و ... بودند که می‌توانستیم با همدیگر این کار را انجام دهیم. البته آن موقع شرایط درستی نبود و ما رابطه درستی با یکدیگر نداشتیم، اما اگر ما با هم وضع و روابط بهتری داشتیم، جلوی این تجاوز را می‌گرفتیم، اما شرایط درست نبود. اما این همه نیروی خارجی که به قصد قربت نمی‌آیند، حتماً نه برای مردم کویت دلشان می‌سوزد و نه برای حکام کویت؛ اگر هم برای حکام کویت دلشان بسوزد، چون فکر می‌کنند از اینها کسی فرمانبردارتر نمی‌توانند پیدا کنند، و الا برای این نخواهد بود که بیایند و یک حقی اینجا اجرا شود. البته سازمان ملل و شورای امنیت خوب عمل کردند، ما آنها را قبول داریم و به تصمیمی که شورای امنیت گرفته، عمل می‌کنیم. این تصمیم درست و بجایی است. حقش بود که آن موقع در مورد گرانادا و پاناما و افغانستان و ... هم می‌گرفتند، اما حالا به دلیلی آنها این طرف می‌افتند، وقتی که غش می‌کنند. ما آن را کار نداریم و تصمیم اتخاذ شده را محترم می‌شماریم. ولی ممکن هم هست حضور بیگانگان در منطقه آثار بد درازمدتی داشته باشد. البته ما هشدار می‌دهیم که وقتی این بلیه تمام شد و عراق به هر نحوی سر عقل آمد و از کویت بیرون آمد یا بیرونش کردند، آن موقع جای ماندن این نیروها در منطقه نیست. آنها دیگر اینجا کاری ندارند و باید امور منطقه را به مردم منطقه بسپارند و به خانه‌هایشان برگردند. ما یک بار دیگر شاهد این قضیه بودیم. قابل پیش‌بینی بود که اگر کویت را اشغال کنند، اینها می‌آیند. یادتان هست اواخر جنگ، وقتی که عراق جنگ را به دریا کشید و خلیج فارس را برای ما ناامن کرد، ما به عنوان این که کویت منبع تغذیه جنگ عراق بود، سه تا موشک به بندر کویت زدیم یا مزاحم کشتی‌های کویتی در راه شدیم؟ به محض این که متعرض کویت شدیم، آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و همه شیطان‌های دنیا وارد منطقه شدند و در مقابل ما قرار گرفتند. یادتان هست که همین مقدار کشتی آمد، همین ناوگان‌ها آمدند و با ما وارد جنگ شدند، هواپیمای مسافربری ما را ساقط کردند، سکوی نفتی ما را زدند، چون جرأت نمی‌کردند به خاک ما بیایند آنجا مزاحم ما شدند. می‌شد پیش‌بینی کنیم که اگر کسی به کویت تجاوز کند، این اتفاق می‌افتد. به هر حال، اتفاق ناگواری با یک تصمیم نادرست در منطقه افتاده که در درجه اول سیاست ما این است که داریم تلاش می‌کنیم به گونه‌ای مسأله را فیصله دهیم که در منطقه جنگ نشود و درگیری پیش نیاید، چون جنگ در این منطقه معلوم نیست چه عواقبی دارد. تمام منطقه مثل انبار باروت است. در این منطقه اگر بنا باشد با بمب و گلوله و خمپاره و ... قضیه حل و فصل شود، یعنی قطع شدن بسیاری از مجاری نفت و بحران اقتصادی و سوختی و خیلی از چیزهایی که در دنیا ممکن است اتفاق بیفتد که در زندگی بسیاری از مردم دنیا تأثیر می‌گذارد؛ لذا مسأله حساس است و ما تلاشمان را خواهیم کرد. از مجموعه حوادثی که اتفاق افتاد، چند موضوع کشف و روشن شد که من فهرست‌وار عرض می‌کنم: یکی این که معلوم شد عراقی‌ها که با ما طرف بودند، دولت توسعه‌طلبی هستند و به حق خودشان قانع نیستند، شریک دیروزشان را امروز مورد تجاوز قرار می‌دهند. دوم، معلوم شد که این کشورهای منطقه سخت به استکبار وابسته هستند که این گونه از اینها حمایت می‌کند. البته این به خاطر منطقه است که شرایط منطقه چنین است. ما مورد تجاوز و ظلم قرار گرفتیم. اینها یک قطره اشک هم برای ما نریختند و در گرفتاری‌ها به ما خندیدند، اما حالا می‌بینید که چه بساطی در دنیا راه افتاده است. معلوم شد که منطقه خلیج فارس خیلی حساس است، یعنی دنیا این را یک بار دیگر فهمید و اینجا جایی است که باید آدم‌های عاقل و معتدل، مسائل را زیر نظر بگیرند و نگذارند اینجا به کانون بحران تبدیل شود. این برای دنیا مسأله‌آفرین است که باید روی آن حساب کرد. سوم، مهمترین چیزی که کشف شد، صلابت و استحکام و عدالت‌خواهی جمهوری اسلامی است. تا به حال نمی‌گفتند، برای ما روشن بود، اما همه حالا دارند اعتراف می‌کنند که شما به حق خودتان رسیدید، همه حالا می‌گویند معلوم شد متجاوز کیست! حالا می‌گویند معلوم شد که مظلوم چه کسی است! غربی‌ها، شرقی‌ها، ارتجاعی‌ها، صهیونیست‌ها و همه می‌گویند. معلوم شد یک ملتی ده سال این گونه مظلوم‌وار تنها در میدان از خودش دفاع می‌کرد و او را به بنیادگرایی و ماجراجویی و از این قبیل چیزها متهم می‌کردند و این خودداری ما و این حالتی که ما با عراقی‌ها در نظر گرفتیم، خیلی‌ها فکر می‌کردند حالا که عراق ضعیف شده، موقعی است که جمهوری اسلامی انتقام خودش را بگیرد. وقتی که عراق آن طرف گرفتار شده بود، دیدند که ما اهل این چیزها نیستیم و وقتی که حق ما را بدهند، چیز بیشتری نمی‌خواهیم، نرمش هم در سیاست‌مان هست. مجموعاً واقعیت خوب آشکار شد، اوضاع درست است، امروز دنیا قضاوت درست‌تری نسبت به ما دارد، افکارعمومی دنیا خیلی واقعیت‌ها را که مخفی کرده بودند، امروز برایش روشن شد و امیدواریم برآیند مجموعه این طور چیزها به خیر و صلاح دنیای اسلام و منطقه باشد... بسم الله الرحمن الرحیم علل ظاهری شروع مسأله [۱]، ابتدائاً با حمله عراق به کشور کویت آغاز شد و نیروهای رژیم عراق در یک حمله ناگهانی وارد کشور کویت شدند. پس از این غائله، آمریکایی‌ها متقلابلاً به بهانه پیشگیری از تهاجمات بعدی عراقی‌ها نسبت به خاک عربستان وارد میدان شدند و در همان روزهای اول بحران، نیروهای آمریکایی به منطقه آمدند. آمریکایی‌ها وقتی عراقی‌ها را در مرزهای عربستان متوقف ساختند، متعاقب این قضیه، مسأله خروج عراق از کشور کویت از سوی آنان مطرح شد، چون بعد از این مسأله، حمله عراق به عربستان ظاهراً منتفی شده بود. سازمان ملل و شورای امنیت وارد میدان شدند تا چنان که آمریکایی‌ها مایل بودند، پوستین وارونه در قالب جار و جنجال و تبلیغات عوام‌فریبانه به خورد ملت‌ها داده شود. در راستای همین سیاست‌های مزورانه استکبار، شورای امنیت به طور مداوم و مستمر، اقدام به صدور قطعنامه نمود و حضور نیروهای آمریکایی را از حیث مقررات بین‌المللی کاملاً موجه جلوه داد، تا این که این مرحله نیز از دیدگاه آنها به طور ایده‌آل سپری گردید. مقدمه‌چینی‌های مورد نیاز جهت حضور نیروهای غربی و کشورهای قدرتمند در منطقه و توسل به زور جهت خروج عراق از کویت در همان شورای امنیت صورت گرفت. گاهی این طرز تفکر مترتب می‌گشت که همان تهدیدات و اعلام آمادگی‌ها جهت اخراج عراقی‌ها از کویت کافی است؛ چون وقتی حضور این همه نیروها را در مقابل خود برای خروج و نیز تأیید به کارگیری زور از سوی شورای امنیت را دیدند، احساس می‌شد که عراقی‌ها جدی تصور کنند. بنابراین در محاسبه هم کشور متوسطی مثل عراق نمی‌تواند فکر کند که با این همه قدرت‌هایی که در منطقه حضور دارند، قادر به رویارویی با آنها نیست، طبعاً اقدام به عقب‌نشینی خواهد کرد. البته این عقب‌نشینی‌ها هم در جنگ تحقق نیافت و عراقی‌ها در کویت ماندگار شدند و اعلام نمودند که ما قصد خروج نداریم و در همین رابطه برای خروجشان یک سری شرایط را به صورت پیش‌شرط مطرح ساختند. چون عراق مکرراً اعلام کرد که قصد خروج از کویت را ندارد و به ما هم اعلام کردند که ما اینجا را متعلق به خود می‌دانیم و در صورتی که شرایط ما محقق شد، حاضریم بر سر این که کویت اساساً بخشی از عراق می‌باشد یا نه، بحث شود و بحث را با مراجعه به اسناد تاریخی آغاز می‌کنیم. خود عراقی‌ها ادعا می‌کردند که در صورت ارائه این اسناد معتبر تاریخی، هر داور منصفی با تطبیق ادعاهایشان با اسناد تاریخی از این که کویت را بخشی از خاک عراق بداند، حتی یک درصد هم شک و تردید به خود راه نخواهد داد؛ یعنی این که آنها عزم خود را بر ماندن در کویت جزم نموده بودند و آمریکایی‌ها هم به طور ظاهری مصمم بر خروج عراق از خاک کویت بودند. این که آیا اهداف دو طرف همین مواردی است که گفته شده است یا خیر؟ خود این یک مسأله است و لازم است که ما به توضیح آنها بپردازیم. واقعاً عراقی‌ها شرایطی دارند و به صورت ظاهر به تحقق آن شرایط مصمم هستند و خروج خود از کویت را منوط به اجرای آن شرایط دانستند و یا این که در شرایط جدی‌تر در محافل وابسته به خودشان، کویت را بخش لاینفکی از خاک عراق می‌دانند و به کمتر از تصرف و تصاحب کویت هم بسنده نمی‌کنند. متقابلاً آن طرف قضیه، آیا آمریکایی‌ها هم در ادعاهایشان صادقند؟ واقعاً برای خروج از خاک کویت به منطقه لشکرکشی نموده‌اند و مسؤلیت آنها در همین چارچوب می‌باشد و بعد اقدام به ترک منطقه می‌نمایند؟ البته از نظر ما ماهیت هر دو طرف قضیه تقریباً روشن و گویا است؛ یعنی اصل ماجرا به این شکل نیست، نه از طرف آمریکایی‌ها و نه عراقی‌ها. هدف آمریکایی‌ها قطعاً با خروج عراق از کویت پایان نمی‌یابد، البته این یکی از اهداف آنها را تشکیل می‌دهد و نسبت به این مسأله جدی هستند؛ ولیکن آنها در منطقه در پی مسأله دیگری می‌باشند. آنها در صددند که از این پس، شرایطی در منطقه حادث نشود که کسی جرأت پیدا کند که در رابطه با سرنوشت نفت در منطقه اعمال قدرت نماید. این جنگ از یک بُعد بیش از هر چیزی بر سر مسأله نفت می‌باشد و جنگ در مقابل نیروهای انقلابی اسلامی است نه عراق؛ چون حزب بعث عراق، نیرویی نیست که مانند انقلاب اسلامی باشد. اگر یک نیروی اسلامی بود، به مدت هشت سال انقلابی‌ترین کشور اسلامی را به بدترین وضع ممکن آماج حملات خود قرار نمی‌داد. نه عمل و نه ایدئولوژی رژیم عراق، هیچکدام تبیین کننده ماهیت اسلامی رژیم عراق نیست. مسأله‌ای که مد نظر ما می‌باشد، انقلابی‌های واقعی و مسلمان‌های مخلص منطقه هستند که ممکن است بعد از ایران، رفته‌رفته در راه ایران قدم بگذارند و حاکمیت منطقه به دست اینها بیفتد و از این رهگذر اسرائیل، ارتجاع و صهیونیسم به طور کلی و عوامل استکبار را در آستانه تهدید قرار دهند. اهداف آمریکا در بحران کنونی از بُعد اقتصادی، نفت است و از بُعد سیاسی، مقابله با نیروهای مخلص و انقلابی. البته حفظ موجودیت اسرائیل هم بخشی از اهداف آمریکا می‌باشد. طبعاً حمایت از کسانی که به عنوان مهره‌های آمریکا در منطقه تلقی می‌شوند، نیز جزئی از همین سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا است؛ یعنی امیر کویت که یکی از مهره‌های آمریکا به شمار می‌رود وقتی به سادگی از حکومتش عزل شود، دیگر کمترین امیدی برای دوام و قوام حکومت سایر مهره‌های سرسپرده آمریکا در منطقه باقی نمی‌ماند. سرنوشت رژیم شاه در گذشته به اندازه کافی تاج و تخت حکومت‌های وابسته به آمریکا در منطقه را لرزانده بود و اگر امروز هم دوباره رژیم کویت و فردا نیز کشور دیگری که با اتکاء به آمریکا به حکومتش تداوم می‌بخشد فرو ریزد، لاجرم آمریکا می‌بایست جهت پایه‌های تاج و تخت مهره‌هایشان فکری کند؛ لذا حفظ آن دسته از حکومت‌هایی که به نحوی از انحاء با سیاست‌های آمریکا حرکت می‌کنند، برای آمریکا حائز اهمیت می‌باشد، از اینرو با حضور جدی‌تر و با چهره‌ای خشن در مقابل نیروهایی که احتمالاً در آینده در صددند تا در دنیایی که به سوی یک قطبی به پیش می‌رود، در مقابل امریکا ابراز وجود و عرض اندام نمایند. با توجه به مسائلی که برشمردیم، اهداف آمریکا به گسیل نیروهایش به منطقه بیشتر آشکار شد؛ چنانچه تا به حال به تجربه در نیامده است که اگر عراق، مبادرت به خروج از کویت می‌نمود، متقابلاً آمریکا هم اقدام به ترک منطقه می‌کرد؛ چون شیوه جنگیدن گویای این است که هدف اصلی آنها این نیست. اگر چنانچه خروج عراق از خاک کویت به عنوان یک مسأله اساسی قلمداد می‌شد، نیاز به تخریب منابع اقتصادی و نفتی عراق نبوده است. بنابراین این طور نیست که ما فکر کنیم به محض خروج عراق از کویت، غائله خاتمه می‌یافت. آنها مدعی هستند که با این کار کل قضیه پایان می‌یابد. البته کم‌کم این اواخر مطرح نمودند که باید نیروی نظامی عراق هم مهار شود و اخیراً هم یک قطعنامه هم در شورای امنیت از تصویب گذرانده‌اند که محتوای آن بیش از این حرف‌ها دارای معنی است؛ آن هم این است که در خلال آن، عنوان نمودند که باید خساراتی که از ناحیه اشغال کویت توسط عراق متوجه کشورهای منطقه و یا هر کس دیگری شده، عراق باید پرداخت این خسارت‌ها را تقبل نماید. معنی این هم این است که تازه وقتی که عراق از کویت عقب‌نشینی کرد، فوراً درخواست پرداخت خسارت را می‌نمایند و از آنجایی که قطعنامه شورای امنیت هم لازم‌الاجرا می‌باشد و عراق هم با توجه به این که قادر به پرداخت خسارت نیست، فردا به بهانه عدم پرداخت، هر آنچه که را که باید بر سر عراق بیاورند بر سرش خواهند آورد. بنابراین آنها به اندازه کافی بهانه جهت موجه جلوه دادن حضورشان در منطقه را در اختیار داشتند. لذا ما نمی‌توانیم به صرف این که آمریکایی‌ها به خاطر اهداف مذکور وارد منطقه شدند، آسوده خاطر باشیم. آنقدر افکار ما برایمان محکم می‌باشد که قادریم تحت هر شرایط - مخصوصاً در شرایط آرام‌تر - افکارمان را با ملل منطقه در میان بگذاریم. لذا از نظر ما این یک عمل بسیار غلطی است که اجازه داده شود که به صرف اختلاف ارضی، با نیروی نظامی مبادرت به اشغال کشوری نماییم و به طور کلی اقدام به انهدام منابع انسانی آن کنیم. علاوه بر این مسائل، مظالمی را که عراقی‌ها در مراحل پس از تصرف کویت در حق مردم آن کشور روا داشتند؛ انصافاً غیرقابل قبول می‌باشد. در همین راستا از آنجایی که قبل از این ماجرا، عده زیادی از مردم کویت اقدام به مهاجرت و عده‌ای نیز در آوارگی به سر می‌برند، این همه تخریب و ویرانی که به وجود آمد و این تعداد از انسان‌ها که در یک جامعه اسلامی کشته شدند، چگونه قابل توجیه می‌باشد؟ از لحاظ خود ما که بعضی از آقایان پیشنهاد جانبداری از عراق در جنگ از سوی کشور ما را می‌نمایند، باید قبل از هر چیز این سؤال در ذهنشان نقش بندد که اگر عراق در ساحل جنوبی خلیج فارس باشد، برای ما چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هرچند که موقعیت سایر کشورها، نفت و امنیت و سایر چیزها را جداگانه بحث می‌کنیم. اگر به شرایط مربوط به زمان جنگِ آن وقت برگردید، جواب این سؤال را دریافت خواهید کرد. ما اگر در زمان جنگ، یعنی وقتی که مشغول جنگ بودیم و عراقی‌ها در جنوب خلیج فارس بودند، به همین شکلی که اقدام به مقاومت کردیم، آنها از سواحل جنوب، کل خلیج فارس را برای استفاده ما ناامن می‌ساختند، حتی یک کشتی ما قادر نبود از آتش عراقی‌ها سالم عبور کند. نیروی دریایی ما از بندرعباس نمی‌توانست به این طرف عبور کند. ما در زمان جنگ، یک بار که بحث راجع به در اختیار گذاردن جزیره بوبیان از سوی کویت به عراق بوده است، من به عنوان فرمانده جنگ در همان موقع اعلام نمودم و بعد از این که خدمت امام (ره) مطرح کردم و نظر ایشان داده شد، اخطار کردم. خدمت امام صحبت کردم و موقعیت جغرافیایی را توضیح دادم و امام خطاب به من فرمودند: شما اعلام کنید و بگویید اگر کویت جزیره بوبیان را در اختیار عراق بگذارد و چنانچه ما این جزیره را تصرف نماییم، دیگر به کویت پس نخواهیم داد. ایشان تأکید فرمودند که ما به هیچوجه آمدن عراق به جنوب خلیج فارس را تحمل نخواهیم کرد که آن هم در گوشه‌ای از کویت در کنار مرز عراق واقع است. برای ما اهمیت این مسأله بسیار روشن می‌باشد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرکز انقلاب اسلامی جهانی، نمی‌تواند قبول کند که یک چنین تهدید جدی در سواحل ما، یعنی در آنجایی که حیات ما وابسته به آن مناطق است و در واقع شاهرگ حیاتی ما می‌باشد، عراقی‌ها بیایند و آن سواحل جنوب را در اختیار بگیرند. در یکی از نامه‌هایی که رئیس‌جمهور عراق به من نوشتند (این نامه‌ها هم که پخش شد و به زبان فارسی و عربی نیز به اطلاع عموم رسیده است) آمده بود که ۸۰۰ کیلومتر مرز آبی و هزار و اندی هم مرز خاکی با شما داریم. یکی از سران عراقی که به کشورمان آمده بود، من از او پرسیدم که این رقم ۸۰۰ کیلومتری که شما در آن نامه نوشته بودید چه چیزی بود؟ آیا این متعلق به خودتان است، یا آن را شورای فرماندهی تصویب کرده، یا شخص صدام آن را نوشته بود؟ گفت: نه، نامه‌ها در شورای فرماندهی تصویب می‌شد و همه شخصی نبود. گفتم: پس این ۸۰۰ کیلومتر چیست؟ (حالا شما آقایان می‌توانید یک بار دیگر نامه را بخوانید) گفت: همین کویت است. گفتم: این که ۸۰۰ کیلومتر نمی‌شود. گفت: من حالا یادم نیست. این ۸۰۰ کیلومتر از فاو تا آنجا می‌شود. من این مسأله را به خود عراقی‌ها می‌گویم، ما در مذاکرات‌مان هم به آنها گفتیم، همین حالا هم می‌گویم: آنهایی که توقع دارند جمهوری اسلامی آنها را حمایت کند و وارد جنگ شود، معنایش این است ما وارد جنگ شویم که عراق در کویت بماند، چون او می‌خواهد مرز ما با عراق تا نزدیک تنگه هرمز هم امتداد پیدا کند، فردا خلیج فارس هم خلیج عربی شود و همین چیزهایی که شنیدید. این از نظر شما انتحار نیست؟ حالا اگر فرض هم می‌کردیم، جنگ حق و باطل بود و در اصل، اختلاف، اختلاف دیگری بود، ما به عنوان جمهوری اسلامی چگونه می‌توانیم وارد چنین نبردی شویم؟ بچه‌هایمان، این حزب‌اللهی‌ها را -غیرحزب‌اللهی‌ها که نمی‌روند بجنگند، همین حزب‌اللهی‌ها می‌روند بجنگند -که ما یک مویشان را با هزار نفر از آنها نمی‌توانیم عوض کنیم، بگوییم، بروند و شهید شوند به خاطر این که آنها به جنوب خلیج فارس بیایند و در آنجا ساحل درست کنند و خلیج فارس را از ما بگیرند؟ این چه حرفی است که ما دنبال این باشیم؟ حالا که این نیست، واقعاً یک سری اغراض باطل این طرف است و یک سری اغراض باطل‌تر آن طرف است. البته ما خودمان گفتیم، این حرف ماست که ام‌الباطل و مرکز همه فسادها، استکبار غرب و مخصوصاً امریکا است. چیزی نیست که دیگران این حرف را بزنند، این حرف خود ماست؛ ولی اینجا که این مسأله به این شکل رسیده، معنایش این نیست که جمهوری اسلامی بیاید انتحار کند. ما واقعاً نصیحت‌هایمان را با همه زیان‌های ممکنه گفتیم، آدم فرستادیم، مذاکره کردیم، حرف زدیم و گفتیم که ما قبول نداریم شما در کویت بمانید. شما اعلام کنید از کویت باید بیرون بیایید تا یک راه روشنی پیدا شود. این حرف در سخنان مقام معظم رهبری به طور خیلی جدی و قاطع آمده است ... بیطرفی جمهوری اسلامی ایران در جنگ امریکا و متحدانش علیه عراق که می‌گوییم، یعنی این که در جنگ شرکت نمی‌کنیم؛ اما این که بیطرف باشیم که امریکایی‌ها در عراق این همه جنایت مرتکب شوند، چه موقع بیطرف هستیم؟ این همه داریم محکوم می‌کنیم، این همه داریم ناله می‌کنیم. ممکن است بعضی‌ها فکرشان این باشد که نه، ما برویم آنجا خودمان بجنگیم که این اتفاق نیفتد. کاری که از ما ساخته است، این است که فشار بیاوریم و داریم می‌آوریم که این همه جنایت در عراق علیه مردم عراق نشود که این کار را ما در هر مرحله‌ای انجام می‌دهیم. اول خیلی تلاش کردیم که جنگ شروع نشود و شد. الان داریم در سازمان ملل، در منطقه، در رفت و آمدها و پیام‌ها تلاش می‌کنیم که دامنه این قضیه را کوتاه کنیم. جنگ، مثل جنگ ما [۲] نیست. طرفِ جنگ الان آمریکایی‌ها و غربی‌ها هستند که می‌بینید چگونه عمل می‌کنند، مثل کارهایی که خود عراقی‌ها با ما انجام دادند ... حالا این که آمریکا باطل‌تر است، در این شکی نیست. در این که آنها ظالم‌تر هستند، شکی نیست و این که آنها اهداف شومی دارند، شکی نیست؛ اما این را چگونه باید علاج کرد؟ همین راه‌هایی است که رهبری و جمهوری اسلامی و مجلس و سایر نیروهای مخلص اسلامی می‌روند. ما باید این طور وارد ماجرا شویم ... آمریکایی‌ها در جنگ با عراق از حدی که حتی شورای امنیت به آنها داده، تجاوز می‌کنند. شورای امنیت که در اختیار خودشان هم بوده، با اینها باید معارضه می‌کرد و جلوی آن را می‌گرفت و باید افکار عمومی دنیا را همین‌طور که تجهیز شده، تجهیز می‌کرد. رأی ما هنوز هم همین است. از آن لحظه اول در شورای امنیت ملی، وقتی که بحث کردیم و به یک نقطه‌ای رسیدیم و رهبری تصویب کردند، باز هم فکر می‌کنیم، یک ذره هم فکرمان عوض نشده که باید عراقی‌ها بدون هیچ امتیازی از کویت بیرون بروند و باید کل نیروهای بیگانه از منطقه بدون هیچ دستاوردی بیرون بروند و منطقه را به حال خودش بگذارند. البته این جنگ، مسائل دیگری را هم روشن کرد که قابل توجه است: اولاً، معلوم شد که این ببر کاغذی که همیشه می‌گفتیم، واقعیت است؛ واقعاً ببر کاغذی هستند. خیلی‌ها بودند که فکر می‌کردند آمریکا به محض این که تصمیم گرفت، دیگر عراق رفته است. به محض این که نیروهایی که اینجا جمع کرده‌اند وقتی که وارد صحنه کنند دیگر کل عراقی‌ها افتاده‌اند. دیدیم این گونه نیست. معلوم شد که برای آمریکایی‌ها درسی خواهد شد که از این به بعد به فکر نیفتند که کشورهای مستقل قابل توجه را با اسلحه بخواهند از میدان بیرون کنند. این لشکرکشی که اینجا شده، بی‌سابقه است. هیچوقت، این مقدار لشکر و امکانات پیشرفته یک جا جمع نشده است و این حرکتی که در مقابل عراقی‌ها این گونه ضعیف انجام می‌شود، نشان می‌دهد که استکبار غرب، واقعاً آن طور که ابهت و هیمنه از خودش نشان داده و مردم را ترسانده، چنان چیزی نیست و طولانی‌تر از این باید در منطقه تلفات دهند تا بتوانند به اهدافشان برسند که ما امیدواریم، هیچوقت نتوانند به اهداف استکباری‌شان در منطقه برسند. حالا خودشان نشان دادند و با همه وجودشان فهمیدند که چه جنایتی اینها در هشت سال گذشته نسبت به جمهوری اسلامی روا داشته‌اند. اینها برای این که بغض شدیدی با انقلاب و امام (ره) ما داشتند، چشم‌هایشان را بستند و هر چه که ممکن بوده، بدون آینده‌نگری در اختیار عراقی‌ها گذاشتند. ما از همین تریبون نمازجمعه، وقتی که اسلحه شیمیایی به میدان آمد، اخطار کردیم و گفتیم این طور فکر نکنید که همیشه جمهوری اسلامی طرف جنگ شماست. وقتی که فرانسوی‌ها سوپراتانداردها را داده بودند، با خلبان‌های خودشان با ما می‌جنگیدند، وقتی که اگزوسه‌هایی که به هیچ کجا نداده بودند، به عراقی‌ها دادند، وقتی که روس‌ها اسکوردهای دورپرواز را به عراقی‌ها دادند و باز هم برایشان بهسازی کردند که به تهران هم برسد، وقتی که برای تخفیف جمهوری اسلامی و بزرگ کردن آنها، اطلاعات را می‌دادند، وقتی که چشم‌هایشان را در مقابل زدن شهرهای ما و شیمیایی کردن مردم ما و عراق می‌بستند، همیشه ما اخطار کردیم و به اینها گفتیم که شما اشتباه می‌کنید. حالا خوشان می‌فهمند که چه کرده‌اند. امروز، مسأله دیگری که روشن شد، مقاومت نیروهای عظیم مردم ماست. این که حالا همه آنها با این مشکل برخورد کردند، این چیزی بود که بچه‌های ما، همین نیروهای حزب‌اللهی نوار به پیشانی که با تفنگ کلاشینکف به میدان می‌رفتند، اینها را فرسنگ‌ها عقب می‌نشاندند و ده هزار، ده هزار اسیر می‌کردند و بچه‌های روستایی ما می‌رفتند و تانک‌ها را می‌گرفتند و از مقابل اینها برمی‌داشتند، می‌آوردند. اینها در فاو، سه هزار بمب شیمیایی بر سر بچه‌های ما در آن منطقه محدود ریختند و این بچه‌ها ماندند و فاو را تا آن موقع حفظ کردند. همه این نیروهای استکباری هم واقعاً پشت سر اینها بودند. آخر بار هم این گونه تمام کردند که اعلان کردند، ایران شکست خورد که این نبود. وقتی آمریکایی‌ها دیدند، این طرف [۳] کاری پیش نمی‌برند، خودشان وارد جنگ با ما شدند و همه شیطان‌هایی که امروز هستند، آن روز هم آمدند. این موقع بود که امام (ره) تشخیص دادند که باید ما اینجا متوقف شویم. و جنگ را متوقف کردند؛ برای این که آینده را می‌دیدند، با آن روشن‌ضمیری و تیزبینی که داشتند، طراحی کردند و جنگ را متوقف نمودند. حالا آمریکایی‌ها فهمیدند که قدرت ایران چه عظمت و صلابتی بود که در مقابل این امواج سیاسی ماند. روزهای آخر که دیگر خیال می‌کردند، ایرانی‌ها شکست خوردند، یک دفعه بچه‌های ما از سراسر کشور به جبهه ریختند و پانصد، ششصد هزار نیرو به جبهه آمدند [۴] که عراقی‌ها مجبور شدند و آتش‌بس را پذیرفتند، صلابت جمهوری اسلامی معلوم شد و در همان لحظه‌هایی هم که آنها می‌خواستند ما را ضعیف معرفی کنند، این صلابت باقی بود. منتهی تصمیم گرفته بودیم که دیگر نجنگیم. این هم روشن شد. به هر حال مجموعه حوادثی که در منطقه اتفاق می‌افتد، از نظر ما محکوم است؛ هم حرکت عراق و هم حرکت آنها و محکوم‌تر، این جنایاتی است که الان در عراق علیه مردم عراق می‌شود برای میدان جنگ، یک بساط دیگری است که در جبهه‌ها مسائل خودش مشخص می‌شود که البته ما آن را هم قبول نداشتیم که آمریکایی‌ها اینجا بیایند و بجنگند. مردم منطقه باید این کار را می‌کردند و اگر به عهده مردم منطقه می‌گذاشتند و آنها دخالت نمی‌کردند، این اتفاقات نمی‌افتاد. اگر به جمهوری اسلامی، این همه فشار نمی‌آوردید و این همه اجازه نمی‌دادید که از اطراف به این مردم مظلوم ظلم شود، با حضور جمهوری کسی جرأت نمی‌کرد در کنار مرز او، این چنین کار گستاخانه‌ای را مرتکب شود. حالا راه حل هم همین است که از هر جا جلوی ضرر را بگیریم، به نفع است. بیایید در شورای امنیت، در سازمان ملل، در منطقه و هر جا که می‌خواهید جمع شوید به خود بیایید. عراق بفهمد که در کویت نمی‌تواند بماند. شما هم بفهمید که آن اهداف استکباری را نمی‌توانید اینجا اجرا کنید. مردم منطقه را اینقدر اذیت نکنید، دست از این مخاصمات بردارید و بگذارید مردم منطقه، مسائل خودشان را حل کنند... **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، حمله نظامی امریکا و انگلیس متحدانشان به عراق است. [۲] منظور جنگ تحمیلی است. [۳] منظور، رژیم بعثی عراق و حامیانشان است. [۴] اشاره به آخرین تجاوز نیروهای عراقی و منافقین به کشور و حضور رزمندگان در عملیات مرصاد است.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران, عموم مسلمانان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)