کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با ابراز تأسف از وضعیت اسفبار مردم جنوب ایران آغاز میشود که تحت فشار اشغالگران انگلیسی قرار گرفتهاند و قادر به ابراز وجود و فعالیت سیاسی نیستند. در ادامه، با اشاره به تاریخ ملتها، فساد اخلاقی و ضعف سیاسی را عامل اصلی انحطاط و تسلیم در برابر اجانب معرفی میکند و وضعیت ایران را به بدن بیماری تشبیه میکند که میکروبهای خارجی (قشون بیگانه) آن را فرا گرفتهاند. سپس به تفصیل به حضور نظامی گسترده انگلیسیها در جنوب ایران پس از معاهده ۱۹۰۷ و جنگ جهانی اول اشاره میکند و تعداد نیروها و مناطق تحت اشغال را برمیشمارد. در پایان، با انتقاد از بیتفاوتی و عدم اقدام مؤثر دولت و ملت ایران، هشدار میدهد که مذاکرات سیاسی به تنهایی راهگشا نیست و اگر اقدامی صورت نگیرد، جنوب ایران به تصرف کامل انگلیسیها درخواهد آمد.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
ناله جمعی ستمزده اسیر و غمزده دلگیر جنوب که به واسطه فشار تعدیات همسایگان جنوب همه در پردههای خفی و پستوخانههای خود متواری و از شدت غم و اندوه و حزن و سوگواری لیل و نهاری تیرهتر از لیالی مُحاق و تلختر از حنظل میگذرانند و به علت تسلط دشمنان سیاسی این آب و خاک عزیز، قادر بر اظهار نفوس خود یا ابراز مکنونات خود یا جریان احزاب سیاسی و بسط معارف نیستند.
این که به توسط این لایحه، با یک عالَم تأسف، عرض حال خود را به برادران احرار[۲] ایران و خصوص تبریز و طهران و اصفهان مینمایند، بلکه احزاب سیاسی ایران و شرفداران و وطنپرستان و ناموسخواهان ایران که تا یک اندازه قدرت اظهار حسیات و حیات سیاسی دارند، دلسوزی و چارهجویی از برای این یک قسمت بزرگ ایران که لگدکوب اسبان قشون هندی و اروپایی دولت بریتانیا[۳] گردیده و با سرعتی فوقالتصور به طرف زوال سیر مینماید، بنمایند؛ زیرا که به واسطه تسلط فوقالعاده آنها در حدود و جوانب قسمت جنوب ایران، عده حریتطلبان و آزادی و استقلالخواهان تقریباً یا معدوم یا مِثل معدوماند و مطلقاً آزادی معارف و جراید و لوایح و کلوبها و مجامع سیاسی و جریان احزاب، بلکه نطق نطاقین هم در این قسمت از مملکت منسوخ و معدوم شده.
هر کس قدری با تاریخ آشنا باشد به خوبی میداند و تصدیق مینماید آن که ترقی و تعالی غالب ملل و دول عظیمه عالم نه تنها به قوه قشون نظمی برّی و بحری و توپهای قلعهشکن بوده، بلکه به توسط تهذیب اخلاق آن ملل و دول، در عِداد بزرگان عالم آمدند و هکذا، ذلت و نکبت و سیر قهقرایی هر ملت و دولت هم نه تنها به مغلوبیت در حروب و غزوات بوده بلکه بیشتر از ملل راقیه[۱] عالَم که به تقهقر[۲] و انحطاط سیر کردند، همانا به علت فساد اخلاق و شومی عادات آن ملت و دولت بوده که اجانب را مددی شایان بوده در تسلیم استقلال.
و این معنی نیز بر ارباب بصیرت پوشیده و مخفی نیست آن که ملتی که در فشار قشون و سلطه اجنبی عمری به سر بَرد، البته به تدریج حسّیات و حیات سیاسی آن ملت خواهد مرد و افراد آن ملت متدرجاً تن به ذلت و اسارت داده، حاضر [به] همه گونه ذلت و اسارت و رقیت خواهند شد. و سپس اخلاق آن ملت بدبخت هم فاسد شده و مستحیل به آن قوه قاهره خواهد شد، به طوری که خودشان هم غافل خواهند بود. و چنانچه بر سبیل ندرت بلکه شُذوذ[۳] معدودی از افراد آن ملت فلکزده در طریق حریت و آزادی و استقلالخواهی سیر و سلوک سرّی یا علنی داشته باشند، آنها هم معلوم است به واسطه قلّت عدد و شدت موانع، مغلوب و دستخوش فنا خواهند شد. و هر کس با طب جدید سابقهای داشته باشد میداند آن که غالب امراض بدنیه در انسان، همانا به علت پیدا شدن میکروباتِ مرضی اجنبی است که در مملکت بدن آن انسان بدبخت تولید شده و به واسطه توالد و تناسل زیاد شده و با میکروبهای صحت[۴] آن بدن به زد و خورد و کشمکش آمده و در آن حال، آن انسان بیچاره دچار مرض و ناخوشی میشود. چنان که میکروبات صحت او غالب بر میکروبات مرضی اجنبی آمد، البته آن مرض مرتفع و آن بدن رو به صحت و آسایش مینماید. و چنانچه میکروبات مرضی اجنبی غالب آمد، مسلّم است آن مرض دوام و سپس آن انسان بیچاره مجبور به تسلیم روح عزیز و قدم در دایره فنا و زوال خواهد گذاشت.
بدبختانه بعد از معاهده (هزار و) نهصد و هفت دولتین روس و انگلیس[۵] جسد مملکت فلکزده ایران از شمال و جنوب مملو از میکروب سمّی قشون اجنبی شده و جسد مملکت، دچار امراض حاد و حار گردیده و متدرجاَ اخلاق ساکنین و قاطنین هم به واسطه عدم عِلم به عواقب و ترجیح منافع شخصی به نوعی، فاسد و ضایع شده و میخواهند عادت به اسارت و رقیت کنند. معدود قلیلی از افراد آزادیخواهان و استقلالطلبان هم اگر در این گوشه کنارها پیدا شوند، این ملت جاهل فاسدالاخلاق، آنها را به زبان اجانب، شورشطلب و غوغاجو مینامند و حاضر [به] همه گونه صدمات و توهینات بر آنها به دست خود و به تحریک غیرمستقیم اجانب میگردند.
دولت انگلیس از بعد از معاهده (هزار و) نهصد و هفت، تا قبل از حدوث جنگ عمومی اروپا[۱] سوق اردو در قسمت جنوبی ایران مینمود به بهانه تقابل با اردوی روسی که هر وقت اردوی روس از شمال ایران برود، او هم قشون خود را از جنوب بردارد. و از بعد جنگ اروپا هر روز به نحوی ایران را بازی میدهد. گاهی به اسم تقابل با روس[۲]، گاهی به اسم حفظ منافع سیاسی خود، گاهی به اسم حفظ منافع تجاری خود، هر روز به اسمی دولت و ملت ایران را مشغول کرده و به سرعت برق در الحاق و استملاک جنوب اسبابچینی مینماید.
در این اوقات تقریباً ۱۰ هزار نفر قشون هند او در قسمت جنوبی ایران ساخلو کرده، ۴ هزار نفر در حدود محمره[۳] و ناصری[۴] و شوش، و ۲ هزار نفر در بنادر مثل عباسی[۵] و لنگه و جاسک و چابهار و گوادر، و ۲ هزار نفر در بوشهر و جزایر خلیج مثل قشم و هرمز و هنگام و ابوموسی و بحرین و خارک، و ۲ هزار نفر در فارس و توابع، و آن مقداری که در حدود کرمان دارد، عددش درست معلوم نیست. به علاوه از جماعت کثیری از کوتاهنظران ایرانی که به فریب انگلیسپرستان در تحت لباس قشونی آمده و به اسم اس. پ. ار[۶] حاضر به وطنفروشی و استخدام اجانب شدهاند. آیا هیچکس گمان میکند آن که دولت انگلیس اینگونه تصرفات غیرمشروع را در جنوب ایران نه برای استملاک و الحاق جنوب به هند مینماید و یا آن که به مذاکرات رسمی هیئت اعتنا کرده و بدون سرنیزه و نهضت ملی، او قشون خود را از ایران بیرون خواهد برد؟ حاشا و کلا! [بلکه] این اوقات همچه شهرت دارد آن که به علت حرکت قشون روسی از اصفهان، تصمیم گرفته[۱] آن که قشونی را هم با قورخانه[۲] زیاد برای اصفهان اعزام کند. اهالی اصفهان که تا یک اندازه فعلاً آزادی دارند، خوب است از سرایت و تعدی این میکروبات سمّی اجنبی مرض، دفاع کنند و نگذارند حال صحت آنها هم مثل اهل فارس به مرض منعطف شود و چنانچه با گرفتاریهای فوقالتصور برای ما هم تکلیف معین کنند، امتثال کنیم.
به علاوه از منابع وثیقه مسموع میشود آن که انگلیسیها در لار و لارستان هم با کمال عجله و سرعت تشکیل قوا مینمایند. راه عباسی به شیراز را هم تا یک اندازه شسته و اتومبیلهای آنها هم آزادانه آمد و شد از آن طریق به فارس و شیراز مینمایند. قورخانهای[۳] که در حدود بلوچستان و بنادر و جزایر و خلیج و خصوص بوشهر و فارس و نیریز و کرمان آماده کردهاند، فوق تصور است. اجناس مأکولات[۴] سکنه جنوب را و خصوص فارس، هر چه توانستهاند احتکار کردهاند. در مثل این سالِ مِجاعت[۵] که مردم در صحراها و شهرها و معبرها از گرسنگی میمیرند، اهالی جنوب تحت فشارند، نباید با این بیاستعدادی منتظر نهضت آنها شد، مگر آن که دولت و ملت آنها را مدد دهد. مذاکرات رسمی سیاسی هیئت دولت که همه را در تحصیل نزاکت کوشش مینماید، رفع این بلا را نمینماید. البته هیئت وزرا میدانند که با این نزاکتها رفع قشون اجنبی نمیشود، و الا باید از قسمت جنوبی ایران چشمپوشی کنند. والسلام.
احقر: سید عبدالله بلادی بوشهری
**پاورقیها:**
[۱] نظر به این که این مطلب بعد از پایان جنگ جهانی اول (۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ برابر با ۶ صفر ۱۳۳۷ ق) نوشته شده، لذا این تاریخ انتخاب گردیده است.
[۲] جمع حر: آزادیخواه
[۳] منظور، همان نیروهای «پلیس جنوب ایران» است که توسط انگلیسیها برای حفاظت از مراکز نظامی، سیاسی و اقتصادی خود در جنوب ایران و نیز سرکوب قیامهای ضداستعماری تشکیل شده بود.
[۱] پیشرفته
[۲] عقبگرد
[۳] تعداد اندک
[۴] سالم
[۵] معاهدهای که بر اساس آن، ایران به دو منطقه نفوذ میان روسیه و انگلستان تقسیم شد.
[۱] منظور، جنگ جهانی اول است.
[۲] منظور، نیروهای ارتش سرخ دولت بلشویک روسیه است نه دولت تزاری.
[۳] نام پیشین خرمشهر
[۴] نام پیشین اهواز
[۵] بندرعباس
[۶] مخفف انگلیسی «تفنگداران جنوب ایران» که به «پلیس جنوب ایران» شهرت یافتند.
[۱] در اصل: کرده آن که
[۲] اسلحهخانه
[۳] در اصل: قورانه جایی
[۴] خوراکی
[۵] گرسنگی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1337
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: لایحه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: احزاب سیاسی ایران, مردم اصفهان
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)