کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با اشاره به تقسیم جهان پس از جنگ جهانی دوم به دو بلوک شرق و غرب آغاز می‌شود و به سیاست‌های ابرقدرت‌ها در جهان سوم، از جمله تشکیل دولت‌های وابسته و دامن زدن به درگیری‌ها می‌پردازد. در ادامه، به مسئله فلسطین و اشغال افغانستان توسط شوروی اشاره شده و ناتوانی سازمان ملل در حل این مسائل مورد نقد قرار می‌گیرد. سخنران با تأکید بر اینکه راه حل این مشکلات، اتکا به قدرت‌های جهانی نیست، جهاد اسلامی با فکر، قلم و شمشیر را تنها راه نجات فلسطین و افغانستان معرفی می‌کند و بر لزوم وحدت مسلمانان و پرهیز از ملی‌گرایی در این مسائل تأکید دارد.

متن کامل گزارش

بعد از جنگ دوم جهانی، دنیا به دو بخش عمده تقسیم شد: بخش و بلوک روسی، و بخش و بلوک آمریکایی. اینها قاعدتاً باید از تلفاتی که جنگ جهانی اول و دوم به دنیا وارد کرد، درس می‌گرفتند؛ لکن به جای عبرت گرفتن، سبقت گرفتن در تهیه و فروش سلاح را شروع کردند؛ به جای صرف مال و افکار در تعمیر [۲] جهان، جهت نابودی انسانیت، سلاح‌های مهلک را تهیه و انبار کردند. این ابرقدرت‌ها بر نکته‌ای متفق شده‌اند و آن این که در جهان سوم دولت‌ها و حکومت‌هایی را تشکیل دهند که هیچ رابطه‌ای با مردمشان نداشته باشند و گاهی بعضی از دولتمردان را برکنار کنند و افراد دیگری را به جای آنان بگمارند تا بدین وسیله آنان را برای حفظ اقتدارشان همیشه محتاج و چشم‌دوخته به خود نگه دارند؛ لذا امروز شاهدید که همه مسلمین جهان بر اخراج اسرائیل از سازمان ملل اتفاق‌نظر دارند و هدف مسلمین، رهایی مردم مظلوم افغانستان از ظلم و استبداد روس‌هاست. اما زمانی که جمهوری اسلامی ایران سعی دارد دولت اسرائیل را از سازمان ملل اخراج کند، این دولت‌های غیرمنتخب مردم که هدفشان حفظ منافع استعمار است، با جمهوری اسلامی ایران مخالفت و یا سکوت اختیار می‌کنند؛ چرا؟ چون هدف این دولت‌ها رضایت ابرقدرت‌ها است. کار دومی که این بلوک‌ها انجام دادند، وسعت جغرافیای کشورهای خودشان بود که با تجاوزی بیرحمانه به کشورهای دیگر همراه بود. کار سوم آنان مسلط کردن جنگ به کشورهای ضعیف و در کنار آن، ایجاد مسائلی برای این کشورهاست؛ مثلاً کشور پاکستان را آزاد کردند، ولی در کنار آن مسئله کشمیر را به وجود آوردند. کشورهای عربی چون لبنان، سوریه و عراق آزاد شدند، ولی در کنار آن، کشور ناجوری چون اسرائیل را تشکیل دادند. این استراتژی ابرقدرت‌هاست. آمدن شوروی به افغانستان با بیش از ۱۰۰ هزار نیرو، ناشی از همین استراتژی است. آنان وقتی مشاهده کردند که در اواخر سال ۱۹۷۷ اسلام‌خواهی در مردم ایران بیشتر شده است و نهضت‌های اسلامی روز به روز قوی‌تر می‌شوند، روسیه دولت ترکیه را به کار گرفت و ترکیه جهت تأمین منویات روسیه تا جایی پیشرفت که با شعائر اسلام نیز مخالفت کرد. اکنون با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که همه جا صحبت از عظمت اسلام است، آنان پی برده‌اند که اسلام قدرت سوم جهان است؛ لذا شوروی با ترس از این که مبادا فردا میلیون‌ها مسلمان آن کشور نیز با بیداری اسلامی، دردسری برای او ایجاد کنند، مستقیماً ارتش خود را وارد افغانستان کرد. شما می‌دانید که بعد از فتح خرمشهر، وزیر خارجه آمریکا گفته بود که هم اکنون اسلام خطری برای ما شده است. امروز می‌بینیم که شوروی با ورودش به افغانستان، با خون، ناموس و اموال ما بازی می‌کند و این به خاطر خوف از اسلام است. اما اکنون وظیفه ما چیست؟ آیا با تقدیم لایحه در سازمان ملل می‌توانیم مسئله افغانستان را حل کنیم؟ هرگز! تاریخ بهترین استاد است. ما باید از تاریخ درس بگیریم. ۳۸ سال از مسئله فلسطین می‌گذرد. اگر سازمان ملل می‌خواست این مسئله را حل کند، تا حالا حل کرده بود. سازمان ملل انبار قراردادها علیه اسرائیل است، اما اسرائیل از ظلم و جنایتش باز نمانده است. شما مشاهده می‌کنید که همه کشورهایی که رکن سازمان ملل‌اند، نقشه‌هایشان وجود دارد و حد و مرزهایشان مشخص است. تنها کشوری که با وجود این نقشه‌ها، مرزهایش معلوم نیست، اسرائیل است. در سال ۱۹۴۸ و هنگام تأسیس، کشور اسرائیل مرز نداشت و در جنگ با کشورهای عربی، مرزهایش توسعه یافت. در سال ۱۹۷۳ مرزهایش توسعه بیشتری یافت و بعدها هم این وضع ادامه پیدا کرد. اسرائیل امروز به این هم اکتفا نمی‌کند، بلکه در مجلس ملی اسرائیل جمله‌ای نوشته شده است که ترجمه عربی‌اش این است که «حدوداً یا اسرائیل من النیل الی الفرات:» ای اسرائیل! مرزهایت محدود به جولان نیست، حدودت محدود به سینا و اردن نیست، بلکه حدودت از نیل تا فرات است. در این مرزها مقامات مقدسه بعضی از کشورهای اسلامی نیز که اسرائیل مدعی مالکیت آن است، وجود دارند. اکنون اگر به امید سازمان ملل بنشینیم و ببینیم که سازمان ملل مسئله افغانستان را حل و فصل نماید، این اشتباه ماست، این خوش‌بینی ماست. استعمار دیده است که در افغانستان مجاهدین مسلمان با سلاح محدود، اما با عشق به اسلام و قرآن در مقابل شوروی چگونه استقامت می‌کنند، لذا با مشاهده این وضع، امروز بلوک‌های استعماری دست به دست هم داده‌اند و سازشی را آماده می‌کنند که طبق آن دولتی را در افغانستان تشکیل دهند که به جای حفظ منافع اسلام و مسلمان‌ها، منافع شرق و غرب را تأمین کند. شوروی، آمریکا یا دولت دیگری نمی‌تواند در ژنو یا جای دیگر بنشینند و چنین لوایحی را تصویب کنند. ما مسئله افغانستان را یک مسئله اسلامی می‌دانیم. افغانستان متعلق به ملت مظلوم افغانستان و همه مسلمین است. عرض می‌کنم که پنج یا شش جنگ بزرگ بین اعراب و اسرائیل رخ داد [۱] و اعراب پیروز نشدند. چرا؟ چون در این جنگ‌ها اعراب با اتکا به استعمار سرخ و یا سیاه به مقابله اسرائیل رفتند، در حالی که همین استعمار سرخ و سیاه، اسرائیل را یک وجود ناجور ساخته‌اند. اگر امریکا اسرائیل را تأسیس نمی‌کرد و روسیه آن را به رسمیت نمی‌شناخت، امروز اسرائیلی وجود نداشت. اگر اینطور به مقابله اسرائیل برویم، نتیجه آن شکست خواهد بود. با فکر اسلامی، سیاست قرآنی، اخوت اسلامی و وحدت و همدلی است که می‌توانیم اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم. مسئله افغانستان را نیز می‌توانیم با عزت حل و فصل کنیم، مثل مسئله فلسطین که متعلق به همه مسلمین است، مسئله افغانستان هم متعلق به همه مسلمین است. غلطی که اعراب انجام دادند و مسئله فلسطین را مسئله‌ای عربی تلقی کردند، نباید تکرار کرد. مسئله افغانستان را افغانی دانستن نیز ما را دچار شکست خواهد کرد، لذا همه مسلمین باید با به کارگیری فکر و شمشیر، مسئله فلسطین و افغانستان را حل نمایند. جهاد با لسان، با قلم، جهاد سیاسی و با شمشیر. امیرالمؤمنین می‌فرماید: «ترک کننده جهاد ذلیل خواهد شد.» اگر می‌خواهیم عزت کسب و فلسطین و افغانستان را آزاد کنیم، باید این کار را با جهاد بکنیم. متأسفانه کشورهایی تا دیروز می‌گفتند ما به جای شمشیر، از طریق جهاد سیاسی اسرائیل را نابود و فلسطین را آزاد خواهیم کرد، اما زمانی که در سازمان ملل، وقت جهاد سیاسی رسید، این کشورها کجا رفتند؟ ما مسئله افغانستان را با جهاد می‌توانیم حل کنیم، اما با لایحه و سازمان ملل به جایی نخواهیم رسید. و السلام علیکم **پاورقی‌ها:** [۱] چهار جنگ رخ داد. [۲] آبادکردن

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان
حاکم زمان: امام خمینی (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)