کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با اشاره به سه فاجعه تخریب مسجد بابری در هند، جنایات صرب‌ها در بوسنی و هرزگوین و ظلم صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی آغاز می‌شود. این حوادث نه رویدادهای مجزا، بلکه حلقه‌هایی از یک توطئه گسترده جهانی علیه مسلمانان معرفی می‌شوند که استکبار جهانی برای تضعیف اسلام و مسلمانان طراحی کرده است. در ادامه، مسئولیت دولت هند در قبال تخریب مسجد بابری و اعتراضات جهانی به این اقدام مورد تأکید قرار می‌گیرد. سپس، به نقش مسلمانان در تضعیف خود به دلیل عدم اتحاد و اختلافات داخلی اشاره شده و با استناد به آیات قرآن، وحدت و هماهنگی به عنوان تنها راه حل مشکلات جهان اسلام مطرح می‌شود. در پایان، با یادآوری تاریخ پرافتخار اسلام و تمدن‌سازی آن در گذشته و مقایسه آن با وضعیت کنونی، به سران کشورهای اسلامی توصیه می‌شود که با تکیه بر قدرت جمعیت مسلمان و منابع استراتژیک، از پراکندگی دست برداشته و به اسلام روی آورند تا عزت و احترام خود را بازیابند.

متن کامل گزارش

فاجعه وحشتناک، غم‌انگیز و تکان‌دهنده تخریب مسجد بابُری [۱]، توهین و تمسخر به یک میلیارد مسلمان جهان، پشت پا زدن به همه موازین انسانی، اخلاقی، و حقوقی و مسخره کردن همه عهدنامه‌های بین‌المللی و منشور حقوق بشر است. یکی دیگر از این رویدادها، مصیبت‌های دلخراشی است که در بوسنی و هرزگوین به دست صرب‌های جنایتکار، آدمکش و خونخوار، صورت گرفته [۲] و تداوم این جنایت‌ها و بی‌تفاوتی مجامع بین‌المللی در برابر این فاجعه بزرگ است. یکی دیگر از این حوادث، ظلم روزافزون صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی و حمایت بی‌دریغ کشورهای به اصطلاح مترقی و در رأس آنها آمریکای جنایتکار از جنایت‌های صهیونیست‌ها است. این سه رویداد، امروز ما را در موقعیتی قرار داده که ناچاریم درباره آنها صحبت کنیم. جریان تخریب مسجد بابُری، با همه زشتی، رسوایی و وحشیگری‌های روشن آن، تنها یک عمل نابخردانه و یک توطئه ظالمانه توسط گروهی هندوی بی‌شعور نیست؛ بلکه گوشه‌ای از یک نقشه گسترده جهانی است که علیه مسلمین تهیه و چیده شده و هر روز در گوشه‌ای از جهان، در فلسطین، بوسنی، سومالی، تاجیکستان، کشور آذربایجان، مصر، الجزایر، لبنان و جاهای دیگر خود را نشان می‌دهد. این حوادث، قضایای از هم بریده و نامربوط با یکدیگر نیستند. انسان با یک توجه و ریشه‌یابی به روشنی می‌فهمد که همه این کارها با یکدیگر ارتباط دارند و تصادفی نیستند. در گوشه‌ای از جهان، مسلمانان را نسل‌کُشی می‌کنند. در گوشه‌ای دیگر آنها را اسیر و آواره می‌کنند. در یک جا، مسجدی را خراب می‌کنند و بحران بین‌المللی ایجاد می‌کنند و در جای دیگری، مسلمانان را «بنیادگرا» می‌نامند و آنها را شکنجه می‌دهند و می‌کُشند. انسان باید خیلی ساده و کوته‌فکر باشد که گمان کند همه این حوادث به طور تصادفی و بدون هیچ ارتباط و علت مشترک، در یک زمان اتفاق می‌افتد. هر کدام از این رویدادها، یک حلقه از حلقاتی است که از طرف دشمنان توطئه‌گر اسلام، علیه مسلمانان طراحی شده و در هر نقطه از دنیا، متناسب با شرایط آن محل، توطئه‌های خود را انجام می‌دهند. دشمنان اسلام با این که در برابر جنایت‌ها و بحران‌هایی که ایجاد می‌کنند، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند، پس از ایجاد هر بحران و جنایت، پی در پی بحران و جنایت دیگری می‌آفرینند. هنگامی که کارهای وحشیانه صرب‌ها در بوسنی علیه مسلمانان، رسوای عالم شد و گفته شد که کشورهای اسلامی می‌خواهند دور هم جمع شوند و از سازمان ملل و شورای امنیت بخواهند که فکری برای این موضوع بکنند، بلافاصله دشمنان اسلام در گوشه دیگری از دنیا، بحرانی راه می‌اندازند که بحران قبلی تحت‌الشعاع قرار بگیرد یا به فراموشی سپرده شود. استکبار جهانی در این بازی آخر، در همه جای دنیا بحران ایجاد کرد و پای همه را به میان کشید تا هر کدام از جنایت‌هایش، تحت‌الشعاع جنایت‌های دیگر قرار گیرد و او بتواند به راحتی و بدون مزاحمت به اهدافش برسد. در قضیه مسجد بابری، حکومت هند نیز بی‌تقصیر نیست بلکه مقصر اصلی است؛ زیرا با سهل‌انگاری، دست مشتی دیوانه را باز گذاشت و یک میلیارد مسلمان را تمسخر کردند. این همه آدم کشتند و خونریزی نمودند و یک بحران جهانی ایجاد کردند. بعد هم دولت هند یکی دو نفر را دستگیر کرد و گفت: مقصر این جریان، اینها بوده‌اند! آیا یکی دو نفر می‌توانند مسئولیت این هم جرم و جنایت را به عهده بگیرند؟! مسلمانان جهان به برخورد دولت هند با مسئله تخریب مسجد بابری اعتراض کردند و علیه آن خروشیدند. از همه جای دنیا صدای حمایت مردم از مسلمانان هند و بازسازی مسجد بابری بلند شده است. ملت عزیز و انقلابی ایران نیز برحسب وظیفه اسلامی خود، با اعتصاب و راهپیمایی، از دولت هند خواستند که تخریب مسجد بابری جبران شود، و با این کار به وظیفه اسلامی و دینی خود عمل کردند. همه مردم ایران، مقام معظم رهبری، مسئولان دولت، گروه‌های مختلف، بازاریان، کارگران، دانشجویان و حوزه‌های علمیه همگی مصرانه از دولت هند می‌خواهند که این عمل نفرت‌انگیز و وحشیانه را محکوم کند و با اعلان یک برنامه زمان‌بندی شده به ساختن مسجد بابری بپردازد. مسببان و محرکان اصلی جنایات تخریب مسجد بابری، گروهی دیوانه‌اند که باید به جزای اعمال خود برسند؛ هر چند مجازات عاملان این جنایت، نمی‌تواند این جنایت را به طور کامل جبران کند، اما فعلاً دولت هند کاری بیش از این نمی‌تواند انجام دهد. دولت هند اعلام کرده است که مسببان این جنایت را مجازات خواهد کرد و مسجد بابری را بازسازی خواهد نمود اما زمان انجام این وعده‌ها را تعیین نکرده است. مسلمانان دنیا بی‌صبرانه منتظرند تا ببینند که وعده‌های حکومت هند، چه زمانی عملی خواهد شد و از چه زمانی شروع به اقدام می‌نماید. برادران عزیز و خواهران گرامی! درست است که جنایاتی که در دنیا علیه مسلمانان صورت می‌گیرد، به دست دشمنان ما انجام می‌پذیرد و سبب اصلی این جنایت‌ها، آنها هستند، اما شاید وضعیت مسلمانان جهان نیز در این جنایات، بی‌تأثیر نباشد و خود مسلمانان نیز تا حدودی در درگاه خداوند مقصر شمرده شوند. عدم اتحاد، اختلافات، ناهماهنگی و آشفتگی مسلمانان و این که هر کشور، یا قوم یا ملت مسلمان، راهی جدای از دیگران در پیش گرفته و می‌رود، زمینه تضعیف مسلمانان در برابر دشمنان آنها را فراهم کرده است. خداوند سبحان می‌فرماید: **وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلَوا وَ تَذهَبَ رِیحُکُم** [۱]: «و با یکدیگر به نزاع برمخیزید که ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود.» اگر ما مسلمانان جهان از اختلافات خود دست برنداریم و به این اختلافات و ناهماهنگی‌ها ادامه دهیم، روز به روز ضعیف‌تر می‌شویم و دشمنان خدا بر ما مسلط می‌شوند. تنها راه حل و راه چاره مشکلات امروز مسلمانان و جهان اسلام، بازگشت به سوی وحدت، اتحاد و هماهنگی مسلمانان جهان با یکدیگر در برخورد با مشکلات است. اگر پنجاه کشور اسلامی با یکدیگر متحد شوند و برای حل مشکلاتشان دور هم جمع شوند، دشمنان اسلام حساب کار خود را می‌کنند و دست از اجرای بسیاری از توطئه‌هایشان برمی‌دارند. خداوند متعال می‌فرماید: **و اعتَصِمُوا بحَبل اللهِ جَمِیعاَ وَ لا تَفَرّقوا و اذکُرُوا نِعمَتَ اللهِ عَلَیکُم إِذ کُنتُم أعداءً فَأَلَّفَ بَینَ قَلَوبکَم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخواناَ**: «و همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید و از نعمتی که خدا بر شما ارزانی داشته است یاد کنید: آن هنگام که دشمن یکدیگر بودید و او دل‌هایتان را به هم مهربان ساخت و به لطف او برادر شدید.» برادران عزیز! خواهش می‌کنم توجه فرمایید! ما امروز گرفتار مشکلات فراوانی هستیم. اگر مسلمانان جهان دست به دست یکدیگر ندهند و با یکدیگر هماهنگ و متحد نشوند و به اسلام رو نیاورند، روزگار به مراتب بدتر خواهد شد و باید انتظار روزهای بسیار بدی را برای اسلام و مسلمانان بکشیم. برادران و خواهران گرامی! اسلام سال‌ها و قرن‌های افتخارآمیزی را سپری کرده است. در مدت چهار تا پنج قرن، دین اسلام قسمت‌های مهم دنیا را فراگرفت. در آسیا از بحر احمر تا دیوار چین، در آفریقا از رود نیل تا اقیانوس اطلس، و در اروپا از جبل‌الطارق تا دره قارون و جزایر مدیترانه و جنوب ایتالیا پیشروی کرد. باید توجه کنیم که پیشروی اسلام مانند غارتگری اقوام وحشی یا جهان‌گشایی پادشاهان نبود که به هرجا قدم می‌گذاشتند جز قتل، غارت، کشتار و اسارت، اثر و نتیجه‌ای بر جای نمی‌گذاشتند. اسلام به هر جا می‌رفت، با خود تمدن و معارف را به ارمغان می‌برد و با مردم و ساکنان مناطق مختلف، برادرانه برخورد و زندگی می‌کرد. یک نمونه بسیار کوچک، پیشروی اسلام در فلسطین بود، وقتی که ابوعبیده جراح با لشکر اسلام برای فتح فلسطین رفت، مردم فلسطین حاضر شدند بدون جنگ، کلید فلسطین را تقدیم کنند، مشروط بر این که خلیفه مسلمانان خودش امان‌نامه بنویسد و حضوراً آن را امضا کند. لشکریان اسلام، جریان را به خلیفه گزارش دادند. خلیفه پس از شور و مشورت با اصحاب پیامبر (ص) همراه زبیر بن عوام، عمرو بن قیس و عمرو بن مالک قبیسی به سوی فلسطین حرکت کرد. در طول راه، خلیفه سوار بر شتر بود که بار آن شتر، گندم بو داده و خرما بود. هر وقت گرسنه می‌شدند، مقداری از بار شتر را بر می‌داشتند و می‌خوردند. خلیفه خود در این سفر، لباس ژنده‌ای پوشیده بود که چند وصله ناجور داشت. وقتی خلیفه و همراهانش در وسط راه به نزدیکی‌های شام رسیدند، رؤسا و امرای ارتش اسلام در شام به پیشباز خلیفه آمدند. آنها لباس‌های حریر زربافت به سبک رومی پوشیده بودند و نشان‌های تزیینی با خود داشتند. وقتی جلو خلیفه رسیدند و خلیفه وضع آنها را دید، بسیار ناراحت شد. خلیفه به آنها گفت: هنوز دو سال بیشتر نیست که شما توانسته‌اید یک شکم سیر غذا بخورید، شما گرسنگانی بودید که غذایی گیرتان نمی‌آمد که بخورید. به خدا حتی اگر دویست سال بعد از این هم نزد من می‌آمدید، دوست داشتم افراد دیگری را به جای شما انتخاب کنم و راه خود را گرفت و رفت. در منزل بعدی، جمع دیگری از سران مسلمانان با همان وضع سران شام به استقبال خلیفه و همراهانش آمدند. در اینجا خلیفه ناراحت شد و دستور داد که لباس‌های آنها را بیرون بیاورند و آتش بزنند. در منزل سوم، ابوعبیده جراح با جمعی از سران و ارتش اسلام با لباس ساده از خلیفه استقبال کردند. خلیفه استقبال آنها را پذیرفت و با آنها معانقه نمود. وقتی هم که می‌خواست وارد شهر شود، به ایشان گفتند: مناسب نیست که شما با این شتر و این لباس ژنده وصله‌دار وارد شهر شوید، اجازه دهید تا لباس و مرکب دیگری برای شما بیاوریم. اسب و لباسی از جنس کتان مصری برای خلیفه آوردند. خلیفه لباسش را عوض کرد، سوار اسب شد و به سوی فلسطین حرکت نمود. هنوز چند قدم بیشتر نرفته بود که بازگشت و لباس و مرکب خود را عوض کرد و با همان لباس و شتر اول، به سمت فلسطین حرکت نمود. وقتی که خلیفه وارد فلسطین شد، مردم فلسطین که حاکمان ثروتمند فراوانی را دیده بودند، دیدند خلیفه مسلمانان در حالی که لباس ژنده وصله‌داری پوشیده و بر شتری سوار است، آمده است. مردم فلسطین دور خلیفه حلقه زدند و به ایشان گفتند: به ما امان‌نامه بدهید. خلیفه خودش آن امان‌نامه را امضا کرد و به آنها تحویل داد. آنها هم در عوض، کلید بیت‌المقدس را تحویل دادند. در آن امان‌نامه نوشته شده بود که جان، مال، مذهب و معابد مردم فلسطین در امان است و هیچ کس حق اجحاف به آنها را ندارد و باید با زائرانی که از جاهای دیگر برای زیارت قبر مسیح می‌آیند، با کمال احترام برخورد شود. آن امان‌نامه همچنان محترم بود و تا دوره هارون‌الرشید به آن عمل می‌شد. در دوره هارون‌الرشید، مردم فلسطین، نامه‌ای به وی نوشتند و به او گفتند: دیگر به آن امان‌نامه عمل نمی‌شود و زائران قبر مسیح (ع) را اذیت می‌کنند. هارون دستور داد تا آن امان‌نامه را مجدداً احیا کردند و بر طبق آن عمل نمودند. اسلام این گونه با مردم سایر کشورها و مذاهب دیگر برخورد کرد و خدمات بسیار بزرگی به عالم انسانیت ارائه نمود. دین اسلام در همان چهار تا پنج قرن اول ظهور خود، مفاخر علمی و فرهنگی بسیار بزرگی تربیت نمود. بیشتر مفاخر علمی و فرهنگی ما، مانند فارابی، بوعلی سینا، زکریای رازی، عمر خیام، اخوان‌الصفا، ابن‌جنید، ابن ابی‌عقیل، شیخ مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی همه مربوط به آن دوره هستند. مسلمانان در آن دوره پایه‌گذار علوم مختلف و پیش‌قراول تمدن بودند و به گونه‌ای عمل می‌کردند که نزدیک بود از نظر علمی و فرهنگی و تمدن، اروپا را تسخیر کنند، تا این که مسیحیت به فکر مقابله با اسلام افتاد و در سال ۱۰۹۰ م. لشکرکشی صلیبی‌ها علیه مسلمانان آغاز شد. فرانسه، انگلستان، آلمان، ایتالیا، صربستان، و خلاصه تمام اروپا دست به دست هم دادند و جنگ‌های صلیبی را به راه انداختند. در دوره جنگ‌های صلیبی، در مدت دویست و هشتاد سال، اروپاییان هشت بار به مناطق مسلمان‌نشین حمله کردند. آنها در ضمن جنگ‌های صلیبی، جنایات فراوانی مرتکب شدند تا آنجا که به نوشته مورخان خودشان، در یک معبد، ده هزار مسلمان را سربریدند. نامه‌هایی که برخی از امیران لشکر صلیبی‌ها به پاپ نوشته‌اند، در تاریخ ضبط شده و موجود است. در آن نامه‌ها آمده است که: ما همه کودکان شیرخوار را به آتش انداختیم، شکم همه زنان را پاره کردیم، سر همه مردان را هم بریدیم تا جایی که در برخی مناطق، خون مسلمانان تا ساق پای ما بالا آمده است. ما فاتحه اسلام را خواندیم. در این منطقه، از این پس جناب پاپ فکرش از جانب اسلام راحت باشد. البته در جنگ‌های صلیبی، مسیحی‌ها، علاوه بر مسلمانان، یهودیان را هم کشتار و قربانی می‌کردند. جنگ‌های صلیبی حدود هفتصد سال پیش، یعنی تقریباً از سال ۱۲۷۰ م. ظاهرا پایان یافت. مسلمانان به مناسبت پایان جنگ‌های صلیبی شکرگزاری کردند که الحمد لله راحت شده و به زندگی عادی خود مشغول گشته‌اند؛ اما هر پژوهشگر و مورخی دقت کند در می‌یابد که اروپاییان حتی پس از پایان رسمی جنگ‌های صلیبی، به حملات خود ادامه دادند. جنگ‌های صلیبی اروپا علیه اسلام، هنوز ادامه دارد و از آن هنگام تاکنون، هرگز پیش نیامده است که ما مورد تهاجم صلیبیون نباشیم. آنها همواره به صورت‌ها و با تاکتیک‌های مختلف به صورت نظامی یا فرهنگی یا اقتصادی یا غارت اموال، ما را مورد تهاجم قرار می‌داده‌اند. اکنون دشمنان اسلام بار دیگر شرایط را مناسب دیده‌اند و دست به شمشیر برده‌اند. در تاجیکستان، چهل هزار زن و بچه را اسیر و در به در کرده‌اند. در افغانستان، شصت هزار نفر از شدت سختی‌ها و فشارها به طرف مرزها فرار کرده‌اند. در بوسنی و هرزگوین، فرمانده صرب‌ها گفته است ما هفتصد سال است که منتظر چنین فرصتی برای کشتار مسلمان بوده‌ایم. در فلسطین هم که خودتان اطلاع دارید که چه جنایت‌هایی مرتکب می‌شوند. از گرفتاری‌های گذشته و کنونی ما هم که اطلاع دارید. تاریخ نقل می‌کند که در جنگ‌های صلیبی، بعضی از امیران و فرماندهان مسلمان با صلیبی‌ها علیه مسلمانان متحد می‌شدند و به منطقه مسلمان‌نشین یک حاکم مسلمان دیگر حمله می‌کردند. امروز نیز هشت کشور اسلامی، نماینده فرستاده‌اند و جلسه مشورتی گرفته‌اند که چگونه در کشورهایشان خفقان بر پا کنند و اسلام‌گرایان را بکشند. دشمن در هر جا که بتواند، مانند بوسنی و هرزگوین به طور مستقیم به کشتار مسلمانان می‌پردازد و هر جا که نمی‌تواند، با دست خودمان، اسلام و دین و قرآن را می‌کوبد. آنگاه ما خیال می‌کنیم که اگر روی خوش به آنها نشان دهیم و در برابر آنها اظهار اطاعت کنیم، با او خوب می‌شوند! در چند قرن گذشته، ما در برابر غربی‌ها سر تعظیم و بندگی فرود آوردیم و از آنها اطاعت کردیم. دستاورد آن همه اطاعت کردن برای ما که یک چهارم یا یک پنجم جمعیت روی کره زمین هستیم، چیست؟ آیا تاکنون استقلال داریم، علم داریم؟ صنعت داریم؟ هنر داریم؟ چه چیزی برای ما مانده است؟ ما تا کی می‌خواهیم با اسلام دشمنی نماییم و فکر کنیم که اگر به اروپا و آمریکا باج بدهیم، در نزد آنها عزیز و محترم خواهیم شد؟! والله چنین نخواهد شد. سران کشورهای اسلامی باید بدانند که از قدرت فراوانی برخوردار هستند. یک میلیارد جمعیت مسلمان از آنها حمایت می‌کند. حجم بسیار بزرگی از نفت و انرژی دنیا در اختیار آنها است. مناطق استراتژیک دنیا هم در دست آنها است. پس چه کمبود و ضعفی دارند؟ آیا اگر مسلمانان از پراکندگی و دوگانگی و سیاست‌بازی‌های غلط دست بردارند و به اسلام روی آورند، در دنیا عزیز و محترم نمی‌شوند؟ آیا در صورت اتحاد، حداقل مالک سرنوشت و اسلام و قرآن خودشان نمی‌شوند؟ اگر مسلمانان همین حالت تفرقه را ادامه دهند، وضعشان از این هم بدتر خواهد شد. خدایا! تو را به مقربان درگاهت قسم می‌دهیم که به ما مسلمانان دنیا، دلی آگاه و فکری درست، عنایت‌فرما تا اسلام و شرایط بین‌المللی و دشمنان‌مان را بشناسیم و بدانیم راهی که می‌رویم به کجا می‌انجامد... **پاورقی‌ها:** [۱] از مساجد بزرگ و مهم تاریخی هند که در زمان ظهیرالدین محمد بابُر، مؤسس سلسله مسلمان تیموریان یا بابُریان هند در ۹۳۵ ق در نزدیکی فیض‌آباد و در شرق شهر مسلمان‌نشین لکهنو بنا شد. در زمان تسلط انگلیسی‌ها بر هند، کمپانی هند شرقی انگلیس برای جلوگیری از قیام سراسری ضد انگلیسی در آن کشور، درصدد ایجاد اختلاف میان دو جامعه هندو و مسلمان هند برآمد. از اینرو یکی از افسران انگلیسی در سال ۱۸۵۵ م/ ۱۲۷۲ ق بدون ارائه هیچگونه سند و مدرک تاریخی اعلام داشت که بابُر معبدی را که محل تولد «رام چَندَر» (از خدایان مذهب هندو) بود ویران و مسجد را بر روی آن بنا کرده است. از آن پس مناقشات خونینی میان مسلمانان و هندوها بر سر بقا یا تخریب آن صورت گرفت؛ زیرا هر دو گروه آن مکان را مقدس و متعلق به خود می‌دانستند. پس از استقلال هند و پاکستان، این مناقشه رنگ سیاسی نیز به خود گرفت و موجب درگیری‌های شدید و خونینی میان مسلمانان که در حفظ آن می‌کوشیدند و گروه‌های تندرو هندو که درصدد تخریب آن بودند گردید که سرانجام هندوهای افراطی با سوء استفاده از سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی مسئولان محلی، مسجد بابری را در ۱۵ آذر ۱۳۷۱ بطور کامل تخریب کردند. [۲] پس از تجزیه یوگسلاوی به سه کشور صربستان، کرواسی، و بوسنی و هرزگوین، اقلیت صرب بوسنی و هرزگوین به کمک ارتش صربستان و به منظور الحاق بوسنی و هرزگوین-که اکثریت سکنه آن مسلمان بودند-به صربستان، جنگی نابرابر را با کشور تازه استقلال یافته بوسنی و هرزگوین، با هدف نسل‌کشی و پاکسازی قومی از ۵ آوریل ۱۹۹۲م (۱۶ فروردین ۱۳۷۱) آغاز کردند که تا ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ (۲۳ آذر ۱۳۷۴) ادامه داشت. در این جنگ دهها هزار نفر از شهروندان مسلمان بوسنی و هرزگوین، بویژه مردان، به قتل رسیدند و هزاران زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتند و به اسارت درآمدند و هزاران ساختمان ویران گردید و یا در آتش سوخت. این در حالی بود که امریکا و کشورهای اروپایی و مجامع جهانی حقوق بشر جز اظهار تأسف لفظی، هیچ‌گونه اقدامی در جهت خاتمه جنگ و تنبیه متجاوز به عمل نیاوردند. اخبار موثق نیز حکایت از حضور و مشارکت افسران اسرائیلی و همکاری آنان با نظامیان صرب داشت. [۳] سوره انفال، آیه ۴۶. [۴] سوره آل‌عمران، آیه ۱۰۳.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)