کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تلاوت آیه‌ای از قرآن کریم در وصف مؤمنان راستگو آغاز می‌شود و به شهادت عماد مغنیه، فرمانده مقاومت، اشاره می‌کند. ضمن تبریک و تسلیت به خانواده شهید، به سابقه جهادی او و خانواده‌اش اشاره می‌شود که سه فرزند خود را در راه خدا تقدیم کرده‌اند. در ادامه، به نقش عماد مغنیه به عنوان یک فرمانده گمنام و فداکار پرداخته و وظیفه امت در شناساندن حقیقت او تأکید می‌شود. سخنران شهادت مغنیه را غیرمنتظره نمی‌داند و آن را در راستای مکتب شهادت‌پرور مقاومت می‌بیند. در بخش اصلی سخنرانی، چهار نکته کلیدی مطرح می‌شود: اول، شهادت مغنیه نه تنها دستاورد صهیونیست‌ها نیست، بلکه سرآغاز فروپاشی رژیم اسرائیل خواهد بود، همانطور که شهادت‌های پیشین به عقب‌نشینی اسرائیل منجر شد. دوم، ترور مغنیه هیچ خللی در ساختار مقاومت ایجاد نکرده و بر قدرت و همبستگی آن می‌افزاید؛ مقاومت برای جنگ‌های آینده آماده است و ده‌ها هزار جوان جایگزین مغنیه شده‌اند. سوم، به صهیونیست‌ها هشدار داده می‌شود که با ترور مغنیه در خارج از مرزهای طبیعی نبرد، جنگی باز و بی‌انتها را آغاز کرده‌اند و مقاومت آماده رویارویی همه‌جانبه است. چهارم، در سالروز شهادت رفیق حریری، از احزاب داخلی خواسته می‌شود که حول محور شهیدان میهن متحد شوند و به کسانی که به دنبال تجزیه لبنان یا وابستگی به بیگانگان هستند، هشدار داده می‌شود که لبنان سرزمین وحدت ملی و مقاومت باقی خواهد ماند. سخنرانی با عهد بستن برای ادامه راه مقاومت و شهادت تا پیروزی نهایی به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم خدای بزرگ فرموده است: «از میان مؤمنان، مردان راستگو به عهد و پیمان خود با خدا وفادار ماندند. برخی از آنان جان باختند و برخی دیگر این مسیر را ادامه می‌دهند، و برخی نیز بر عهد خود پایدارند» [۱]. شهید عماد مغنیه یکی از مؤمنانی بود که صادقانه با خدای خویش عهد بست و با عشق و شوق برای شهادت لحظه‌شماری می‌کرد. سرانجام در ایام شهادت سرور شهیدان حسین بن علی بن ابیطالب (ع) به شهادت رسید. او از دوران جوانی کفن پوشید و جانش را بر کف دست قرار داد و ضمن آرزوی شهادت، همواره پیروزی‌های پی در پی می‌آفرید و سرانجام به آرزوی خود رسید. این نشان افتخار الهی گوارای او باد. حاج عماد پرورش‌یافته خانواده جهاد و شهادت بود، به این مناسبت این شهادت را به دو دوست عزیزم، پدر و مادر نجیب و شریف او تبریک و تسلیت می‌گویم. این حضور شکوهمندِ مردمی و خداپسندانه را که برای گرامیداشت فرزندشان برگزار شده تبریک می‌گویم. مردم جهان بدانند که این خانواده جهادگر سه فرزند خود به نام‌های فؤاد و جهاد و عماد را در راه خدا تقدیم کرده است. همچنین این شهادت و این نشان افتخار را به همسر مجاهد و فداکار و بردبار او [۲]، به دختران و پسران مجاهد و مقاوم او در لبنان و فلسطین و در هر سرزمین که مردان مجاهد در آن حضور دارند و برای خدا جهاد می‌کنند، تبریک می‌گویم، زیرا برادر عزیزم حاج عماد مغنیه مدال افتخار بزرگ الهی دریافت کرده است. همچنین از دست دادن این برادر عزیز و مجاهد و فرمانده را به همه بازماندگان او تسلیت می‌گویم. حاج عماد یکی از فرماندهانی بود که با خداوند متعال عهد و پیمان بستند و جهاد و بیداری و شب زنده‌داری و خستگی و تلاش، و اصولاً همه زندگی‌شان در راه خدا بود ... جان و زندگی‌شان را صادقانه وقف خدای بزرگ کردند ... آنان در زمین، سربازانی گمنام و در آسمان سربازانی شناخته شده هستند. آنان در راه امت و آرمان عدالت‌خواهی و حق دفاع می‌کنند و از کسی انتظار پاداش و ستایش ندارند. این فرماندهان، سربازان گمنامی هستند و نسبت به تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌های ظالمانه واکنش نشان نمی‌دهند، در برابر یاوه‌گویی‌ها و تهمت‌ها از خود دفاع نمی‌کنند، زیرا خود را از چارچوب میدان جهاد و فداکاری فراتر نمی‌بینند. بنابراین، همه افراد امت وظیفه دارند از حقیقت و هویت آنان دفاع نمایند، چهره درخشان، حقیقت پاک و فداکاری بی‌نظیر و بخشندگی آنان را به مردم جهان بشناسانند. این واقعیت انکارناپذیری است که عماد مغنیه به گردن همه افراد این امت حق دارد. امت به خاطر آرمان و اهداف خود و نه فقط به خاطر این شهید بزرگ، وظیفه دارد او را بشناسد و منصفانه درباره‌اش قضاوت کند. شایسته است امت به خاطر آرمان و اهداف خود از روح و مکتب و جهاد او الهام بگیرد. اکنون حاج رضوان در سایه عنایت و رحمت خدا قرار گرفته است؛ هرچند که ستایش و تجلیل و قدردانی از وی بخشی از ارزش‌های دنیای فانی است که در محاسبات رهپویان راه خدا ارزشی ندارد. شهادت حاج عماد مغنیه برای ما غیر منتظره نبوده است؛ چه در طول بیست و پنج سال گذشته منتظر شهادت او بوده‌ایم، زیرا ما به مکتبی وابسته هستیم که پیامبران و امامان و رهبران آن مکتب همگی شهید شده‌اند. با شهادت وی مسیر طبیعی خود را ادامه می‌دهیم، همانگونه که در پی شهادت رهبرمان و سرورمان و دبیرکل‌مان سید عباس موسوی و شیخ راغب حرب، این راه را ادامه دادیم. در این نبرد واقعی و خونین، از آرمان مقدس و عزت و سرافرازی امتمان در برابر همه فزون‌خواهی‌ها و تجاوزگری‌های آمریکا و اسرائیل و هم متحدان آنها دفاع می‌کنیم. در این فضای بارانی و حضور انبوه مردم وقت کافی برای قضاوت منصفانه درباره حاج عماد مغنیه وجود ندارد. در روزهای آینده به بخشی از وظیفه‌ام برای معرفی ویژگی‌های این فرمانده بزرگ عمل خواهم کرد، ولی اکنون در پیشگاه پیکر پاک ایشان و در برابر سمع و نظر مردم جهان که در این لحظه منتظر شنیدن موضع حزب‌الله می‌باشند چند نکته را یادآوری می‌کنم. نکته اول: صهیونیست‌ها شهادت حاج عماد مغنیه را دستاوردی بزرگ تعبیر کرده‌اند، در حالی که آن را به یاری خداوند متعال سرآغاز پیروزی سرنوشت‌ساز می‌بینم. اجازه دهید کمی رویدادهای گذشته را یادآوری کنم. شیخ راغب حرب را کشتند، ولی در پی شهادت او مقاومت گسترش یافت و اشغالگران صهیونیست ناچار شدند از بیروت و مناطق کوهستانی و بیشتر مناطق لبنان به استثنای جنوب عقب‌نشینی کنند. فرار اسرائیلی‌ها به برکت خون شهید راغب حرب بود و نه بر مبنای قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد، و نه بر اثر دخالت محافل بین‌المللی! چون محافل و مجامع بین‌المللی همیشه از جنایتکاران صیهونیست پشتیبانی کرده‌اند. در پی شهادت سید عباس موسوی نیز عملیات مقاومت فزونی یافت و در نتیجه آن اسرائیل در سال ۲۰۰۰ با شکست مفتضحانه از جنوب لبنان فرار کرد. این شکست ذلت‌بار نیز به برکت خون پاک سید عباس موسوی و سایر رزمندگان مقاومت اسلامی بوده و نه بر اثر قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد و مجامع بین‌المللی ... امروز نیز برادرم حاج عماد مغنیه فرمانده مقاومت را ترور کردند و گمان کردند با ترور او جنبش مقاومت فرومی‌پاشد. او را در پرتو جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ که هنوز ادامه دارد، به قتل رساندند. تا این لحظه آتش بس اعلام نشده بود و جنگ در سطوح سیاسی و نظامی همچنان ادامه دارد. دولت‌های غربی که اسرائیل را در جنگ ۳۳ روزه پشتیبانی کردند، همچنان به این پشتیبانی ادامه می‌دهند. این دولت‌ها کاملاً اشتباه می‌کنند، آنگونه که در ترور شیخ راغب حرب و سید عباس موسوی دچار اشتباه شدند. همه نویسندگان و تاریخ‌نگاران جهان بنویسند که از مرحله جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ تا مرحله انتقام خون شهید مغنیه سرآغاز مرحله فروپاشی و سقوط کیان اسرائیل غاصب خواهد بود؛ چنان که خون شهید شیخ راغب حرب و شهید سید عباس موسوی اسرائیلی‌ها را از جنوب لبنان به استثنای منطقه کشتزارهای شبعا اخراج کرد، خون شهید حاج عماد مغنیه به یاری خداوند متعال آنان را از صحنه هستی اخراج و نابود خواهد کرد. این یک سخن انفعالی و عاطفی نیست، بلکه بر مبنای تأمل و دوراندیشی می‌باشد. همه شما می‌دانید که (دیوید) بن گوریون، بنیانگذار کیان غاصب صهیونیستی بوده و از نقاط قوت و ضعف و معادلات نگهدارنده و نابودکننده این کیان آگاهی داشته است. بشنوید بن گوریون چه گفته است (اگر رهبران و سران جهان عرب اهل مطالعه بودند و رویدادهای تاریخ را بررسی می‌کردند و به اظهارات بن گوریون توجه داشتند، کشمکش اعراب و اسرائیل از سال‌ها پیش پایان یافته بود). بن گورویون گفته است: «اسرائیل پس از اولین شکست در جنگ با اعراب فرومی‌پاشد». برخی از اسرائیلی‌ها جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ را ششمین جنگ با اعراب نامیدند. در حالی که بزرگترین رهبران صهیونیسم و پژوهشگران سیاست‌های راهبردی در اسرائیل آن را اولین جنگ نامیدند. همه جناح‌های سیاسی و چپ و راست و افراطی اسرائیل اتفاق نظر دارند که اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ شکست خورده است. «کمیته حقیقت‌یاب وینوگراد» هم در گزارش خود با این شکست به گونه‌ای ملایم و آرام برخورد کرد تا به یکپارچگی جامعه اسرائیل آسیب جدی وارد نکند؛ اما این کمیته هرگز نتوانست ناکامی‌ها، ناتوانی‌ها، سستی‌ها و سهل‌انگاری‌های رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی اسرائیل را پنهان کند، به طوری که صدها بار به این نقاط ضعف اشاره شده است. وینوگراد (رئیس کمیته)، حقوقدانی است که ایهود اولمرت (نخست وزیر پیشین) او را به این سمت منصوب کرده تا بخشی از حقایق را بازگو کند و به اسرائیلی‌ها نسبت به سرنوشت‌شان هشدار دهد. به آنان بگوید با وجودی که از قوی‌ترین ارتش در خاورمیانه برخوردارند، و به پیشرفته‌ترین تکنولوژی مجهز هستند، چرا در جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ ناکام شدند و شکست خوردند؟ پاسخ به این پرسش بسیار ساده است! به این دلیل که در طول ۳۳ روز جنگ، با رزمندگان شجاع و صادق و سلحشور مواجه بودند! در جنگ ژوئیه عماد مغنیه و همرزمان و شاگردان او با اسرائیلی‌ها می‌جنگیدند. بر سر راه متجاوزان کمین کرده و مردانه با آنان جنگیدند. بنابراین اسرائیل برای اولین بار در این جنگ متحمل شکست مفتضحانه شد. با این وصف، اسرائیل برحسب قوانین تاریخی و پیشگویی بنیانگذاران این رژیم به یاری خداوند محکوم به شکست نهایی است. دستاوردهای خون راغب حرب و خون سید عباس موسوی و خون فتحی شقاقی و خون شیخ احمد یاسین و خون همه مجاهدان و فرماندهان، با خون پاک و پر برکت حاج عماد مغنیه تکامل خواهد یافت و سقوط کیان غاصب صیهونیستی را تسریع خواهد بخشید. خون پاک و زلال این مردان بزرگ، این کیان غاصب سرطانی را که در قلب امت عرب و اسلامی کاشته شده، پارو خواهد کرد. نکته دوم: همه دوستان و کسانی که احساس نگرانی می‌کنند، مطمئن باشند، دشمن نیز بداند که با ترور حاج عماد مغنیه مرتکب کار بسیار احمقانه‌ای شده است. در پیشگاه پیکر وی و سایر همرزمان او که همه حقایق را خوب می‌دانند و نیز به دوست و دشمن می‌گویم که با شهادت حاج رضوان هیچ خلل و سستی و آسیبی به ساختار مقاومت وارد نیامده است. برادران حاج عماد راهکارها و اندیشه‌های او را ادامه می‌دهند. خون عماد مغنیه همچون خون سید عباس موسوی اثر خود را بر جای خواهد گذاشت. اسرائیلی‌ها از دستاوردهای روحی و معنوی و عاطفی خون سید عباس موسوی در تحکیم ساختار حزب‌الله و جنبش مقاومت آگاهی ندارند. آنان از این مسائل شناخت ندارند، زیرا به فرهنگ مادی وابسته هستند که با فرهنگ ملتمان متفاوت است. خون شهید حاج رضوان به قدرت و صلابت و همبستگی‌مان می‌افزاید و این راه را با دورنما روشن‌تر و افقی بازتر ادامه خواهیم داد. علاقمندم به دوست قبل از دشمن یادآوری کنم که حاج عماد مغنیه با همکاری برادران همرزم خود، همه وظایف و مأموریت‌ها را به نحو مطلوب تکمیل کرده است. امروز که با شهادت از میان ما خداحافظی می‌کند، کارهای اندکی بر عهده‌مان گذاشته است که وظیفه داریم آنها را تکمیل کنیم. از لحظه‌ای که جنگ ژوئیه پایان یافت، کار آماده‌سازی و بازسازی مجدد نیروهای خود را آغاز کردیم، زیرا اطمینان کامل داریم که اسرائیل بار دیگر به لبنان تجاوز خواهد کرد. از روز ۱۴ اوت سال ۲۰۰۶ که آوارگان و جنگ‌زدگان به شهرها و روستاهای خود در جنوب بازگشتند، بخش اعظم نیروهای سازمان حزب‌الله به جبران خسارت‌های ناشی از جنگ و اسکان جنگزدگان رسیدگی می‌کردند. در همان شرایط سایر جنگجویان و رزمندگان برای جنگ آینده آماده می‌شدند. امروزه حزب‌الله و رزمندگان مقاومت اسلامی برای رویارویی با هرگونه تجاوز احتمالی دشمن به لبنان و یا تحمیل جنگ بر کشورمان در آمادگی کامل بسر می‌برند. در سخنان ماه گذشته درباره قدرت موشکی مقاومت بحث کردم، اما امروز در پیشگاه پیکر بزرگترین فرمانده مقاومت درباره میزان آمادگی رزمندگان سخن بگویم. وینودگراد در گزارش خود به شکست اسرائیل در جنگ ژوئیه اعتراف کرده و گفته است که چند هزار جنگجو به مدت چهار هفته در برابر قوی‌ترین ارتش خاورمیانه مقاومت کردند. به قاتلان حاج عماد مغنیه هشدار می‌دهم که در جنگ آینده تنها یک عماد مغنیه و یا چند هزار جنگجو در انتظارتان نیستند، عماد مغنیه ده‌ها هزار جوان آموزش دیده و آماده شهادت جایگزین کرده است. نکته سوم: به دشمن می‌گویم که ما خیانتکار و پیمان‌شکن نیستیم! از دوستان نیز عذرخواهی می‌کنم و به آنان می‌گویم که صهیونیست‌ها حاج عماد را در شهر دمشق به قتل رساندند. بررسی‌ها و تحقیقات به عمل آمده و همه اسناد نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها در این ترور دست داشته‌اند. اظهار نظرهای تلویحی و برخورد اسرائیلی‌ها با این مسئله نشان می‌دهد که آنان مسئول مستقیم این اقدام تروریستی هستند. به اسرائیلی‌ها می‌گویم که حاج عماد مغنیه را در ماورای مرزهای جغرافیایی و میدان طبیعی نبرد به قتل رساندید. پیش از این اقدام تروریستی، جنگ ما با شما در حوزه مرز جغرافیایی لبنان با فلسطین اشغالی بود. پیش از این، ما را در چارچوب مرزهای جغرافیایی لبنان به قتل می‌رساندید، و ما در رویارویی با سربازانتان می‌جنگیدیم؛ اما این بار مرز را در نوردیدید و حاج عماد را در آن سوی مرز لبنان ترور کردید. در آستانه جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ به شما صهیونیست‌ها هشدار دادم که اگر می‌خواهید جنگ باز و همه جانبه‌ای را بر ما تحمیل کنید ما برای رویارویی با شما آماده‌ایم. آنگاه به مردم مقاوم و با ایمان وعده پیروزی دادم، زیرا من به امدادهای غیبی و کمک الهی و پایداری مؤمنان و به پشتیبانی مردم لبنان اطمینان کامل دارم. امروز نیز به صهیونیست‌ها که با این شیوه تروریستی، جنگ باز و بی‌انتهایی را آغاز کرده‌اند، هشدار می‌دهم که اگر دوباره جنگ باز و همه جانبه می‌خواهید، ما برای رویارویی با شما در چنین جنگی آماده‌ایم. ملت ما همچون سایر ملت‌های جهان برای دفع تجاوز متجاوزان از حق مشروع و مقدس برخوردار است. رزمندگان و فرماندهان مقاومت به یاری خداوند از این حق مقدس به نحو مطلوب استفاده خواهند کرد. نکته چهارم: امروز ۱۴ فوریه و در سالروز یادبود شهید رفیق حریری (نخست وزیر پیشین لبنان) آرزو دارم احزاب و جریانات سیاسی داخلی پیرامون محور شهیدان میهن گردهم آیند، ولی برخی افراد علاقمندند این مناسبت را به محفل فحاشی و ناسزاگویی و اتهامات ناروا و بیهوده تبدیل نمایند. سخنوران این محفل پس از فحاشی و ناسزاگویی، دست دوستی به سوی ما دراز می‌کنند. این چه برخوردی است؟ ما هرگاه احساس کردیم که صادقانه دست دوستی به سوی ما درزا کرده‌اید، آنگاه دست دوستی به سوی شما دراز می‌کنیم. در یادبود شهید رفیق حریری و در مراسم تشییع باشکوه یکی از فرماندهان بزرگ مقاومت از پاسخگویی به این محفل ناسزاگویی خودداری می‌کنم. به طور خلاصه و در یک جمله کوتاه به آنان می‌گویم که گران‌ترین فرماندهان و رهبران و پاک‌ترین علما و برترین برادران و فرزندان و زنان و کودکان لبنان جان خویش را در راه استقلال و عزت و عظمت کشورشان تقدیم کرده‌اند. این سرزمین هرگز و هیچ روزی پایگاه صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها نخواهد بود. این سرزمین نه تجزیه می‌شود و نه به صورت فدرالیته اداره خواهد شد. کسانی که متقاضی طلاق هستند از این خانه بیرون بروند و به اربابان خود در واشنگتن و تلاویو پناه ببرند. لبنان به عنوان سرزمین وحدت ملی و همزیستی مشترک و صلح داخلی ماندگار خواهد بود. لبنان به کوری چشم کوته‌فکران، سرزمین مقاومت و سرزمین پیروزی و غرور ملی ماندگار خواهد بود. در پیشگاه پیکر برادر عزیز و گرانقدر ... در آخرین لحظه خداحافظی... با او عهد می‌بندیم تا راه مقاومت و شهادت را ادامه دهیم. به‌رغم خواست همه قاتلان و تروریست‌ها، مقاومت را تا پیروزی نهایی ادامه خواهیم داد. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره احزاب، آیه ۲۳. [۲] همه جا در اصل سه نقطه.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, رزمندگان مقاومت, صهیونیست‌ ها, احزاب لبنان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)