کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
سخنرانی با اشاره به موقعیت استراتژیک وادیالحجیر در جنوب لبنان و نقش آن در مقاومت آغاز میشود. سپس به نبرد وادیالحجیر در جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ پرداخته و آن را نقطه عطفی در تحقیر اسرائیل و شکست طرحهای نظامی آن معرفی میکند. در ادامه، به تغییر راهبردهای نظامی آمریکا و اسرائیل پس از این جنگ اشاره شده و ناکارآمدی نیروی هوایی و کشتار جمعی در برابر اراده ملتهای مقاوم تبیین میشود. در بخش پایانی، توطئه آمریکا برای تجزیه کشورهای منطقه از طریق ابزارهایی مانند داعش و عدم جدیت در مبارزه با تروریسم مورد نقد قرار گرفته و بر عدم دخالت ایران در امور داخلی لبنان تأکید میشود.
متن کامل گزارش
اینجا وادیالحجیر با موقعیت جغرافیایی بسیار خوب آن در قلب جنوب و راه منتهی به فلسطین است. با ویژگیهای خاصی که دارد و مشاهده میکنید، اینجا را بهعنوان محل برگزاری مراسم امسال انتخاب کردیم تا براساس تاریخ و ارزشهای آن و آنچه در آن تأسیس شده و گذشته نه چندان دور آن در زمینه مقاومت و موقعیت خاص آن در جنگ ژوئیه(تموز) و براساس این ارزشها و این تاریخ اقدام میکنیم تا پروندههای موجود و چالشها و مسئولیتهای بزرگ آن را بررسی کنیم.
مقاومت پیروزیهایی بهدست آورد، دستاوردهایی داشت، معادلات را تغییر داد و طرحهای اشغالگری و سیطرهطلبی اسرائیل را در لبنان و منطقه به شکست کشاند. مقاومت نقش تأثیرگذار خود را در حوادث منطقه تحمیل و تثبیت کرد. پایداری اسطورهای مقاومت، ارتش و ملت ما در لبنان در جنگ ژوئیه، اوج این پایبندی بود.
**وادیالحجیر، جهنم و گورستان صهیونیستها**
از مهمترین مراحل بسیار سرنوشتساز در جنگ ژوئیه [۲۰۰۶] نبرد وادیالحجیر و روستاها و شهرکهای اطراف آن بود. این نبرد در پایان دادن به جنگ و متوقف کردن تجاوز و تحقیر دشمن تعیین کننده بود. چند روز پیش تلویزیون اسرائیل مصاحبههایی را با ایهود اولمرت نخستوزیر وقت اسرائیل، دان حالوتس رئیس ستاد، و عمیر پرتز وزیر دفاع وقت اسرائیل پخش کرد. مقامات اسرائیلی در این مصاحبه تأکید کردند که در دوره جنگ زمانهایی وجود داشت که در آن احساس تحقیر و ذلت میکردند. این واقعیتِ احساسات سران دشمن، در آن جنگ بود.
این جنگ، دشمن را تحقیر و خوار کرد و همه طرحهای نظامی آن را ناکام گذاشت و چارهای جز عقبنشینی سریع به طرف مرزها نداشتند. در آخرین روزهای جنگ در تاریخ یازدهم اوت، قطعنامه ۱۷۰۱ صادر شد. این قطعنامه از نظر سیاسی و معنوی از اسرائیل جانبداری میکرد. در عمل، عدهای تصور میکردند که جنگ پایان یافته است، اما در شب آن روز، دشمن تصمیم گرفت عملیات نظامی زمینی گستردهای را آغاز کند تا مناطق جنوب رود لیطانی را اشغال کند. آنها از چند محور پیشروی کردند و خطرناکترین محور، عبور از وادیالحجیر بود. اسرائیل به این منظور چند تیپ و گردان زرهی و نیروهای ویژه را بسیج کرد.
اسرائیل عملیات هلیبُرن در مناطق حساس و در پشت جبهه مجاهدان انجام داد. بعضی از منابع اسرائیلی اذعان کردند که آن، بزرگترین عملیات هلیبرن هوایی از زمان جنگ اکتبر در سال ۱۹۷۳ بود. اسرائیل این تصمیم احمقانه را اتخاذ کرد، زیرا به پیروزی چشمگیر و معنوی نیاز داشت. اگر جنگ آنطور که تصور میشد در یازدهم اوت پایان مییافت، اسرائیل هیچ موفقیتی نداشت و هیچیک از اهدافش هم محقق نشده بود.
در وادیالحجیر و دراین تپهها و شهرکهای اطراف آن، نبردهای قهرمانانه و تاریخی رخ داد. دهها تانک و زرهپوش ارتش اسرائیل منهدم شد. دهها افسر و سرباز از نیروهای ویژه صهیونیست کشته و زخمی شدند. آنها جهنم را از زیر پا و بالای سر خود احساس کردند. اینجا گورستان تانکها و متجاوزان بود و رؤیاهای آنها برای پیروزی دفن شد. اسطوره مرکاوا و «ارتش شکست ناپذیر» درهم شکسته شد. دشمن در اینجا شکست خورد و تحقیر گردید.
**تغییر راهبردهای آمریکا علیه کشورهای منطقه**
این جنگ، راهبردهای نظامی بزرگ را در دنیا از جمله در آمریکا، ناتو و دشمن اسرائیلی تغییر داد. قبل از جنگ ژوئیه در بسیاری از کشورها میگفتند که نیروی هوایی فصلالخطاب جنگ است، اما این نظریه پایان یافت. رسانههای اسرائیلی مطلبی را به قلم رئیس کنونی ستاد ارتش اسرائیل که در جنگ ژوئیه نقشی اساسی داشت، با نام «راهبرد اسرائیل» منتشر کردهاند. من به کسانیکه مسائل لبنان برایشان اهمیت دارد، توصیه میکنم این مطلب را مطالعه کنند. در آنجا خواهید دید که اسرائیل به این نتیجه رسیده است که نیروی هوایی نقش تعیین کننده نهایی را در جنگ ندارد. مورد دوم که در جنگ ژوئیه و در جنگ غزه مشاهده کردیم و امروز در یمن میبینیم، آن است که آتش سنگین، کشتار، جنایت، کوچاندن و آواره کردن مردم و محروم کردن آنها از آب و غذا آنان را شکست نمیدهد. اگر مردم، ایمان و اراده برای ماندن و پایداری و مقاومت داشته باشند، با این مسائل شکست نمیخوردند. این مسأله هم بخشی از راهبرد نظامی بوده است. میگفتند جنگندهها از آسمان، تانکها از زمین و ناوها از دریا شهرها را بکوبند و تخریب کنند و بکشند و کشتار دستهجمعی به راه بیندازند، همانگونه که در لبنان و غزه انجام دادند و امروز در یمن در حال اجرای آن هستند، تا مردم بخصوص زنان و کودکان بترسند و تسلیم شوند، اراده خود را برای مقاومت از دست بدهند و در برابر متجاوز قاتل، کرنش کنند. دوران این راهبرد هم پایان یافته است. نه نیروی هوایی فصلالخطاب جنگ است و نه کشتار بیرحمانه و وحشتناک در برابر ملتی که ایمان دارد و بر صبر و مقاومت و پایداری اصرار دارد و میخواهد با عزت و کرامت زندگی کند، سودی دارد.
شیمون پرز (رئیس سابق رژیم صهیونیستی) در زمانیکه در کابینه اولمرت وزیر بود، در کمیته «وینوگراد» میگوید: «اسرائیل آنگونه که باید باشد آماده نبود و ابتکار عمل را در دست نداشت و ما ضعفهایی داشتیم و... نمیتوان با جنگندههای اف ۱۶ که قیمت آن یکصد میلیون دلار است به جنگ یک جوان ۱۶ ساله رفت.» این از نتایج جنگ ۳۳ روزه است. حالا شما جنگهای غزه و یمن و دیگر جنگها را به آن اضافه کنید. بنابراین نیروی هوایی فصلالخطاب نیست. شما چند هواپیمای اف ۱۶ در اختیار دارید؟ ما هزاران جوان ۱۶ ساله داریم. چگونه میخواهید با آنها مقابله کنید؟ میگوید آنها سرانجام موشکهای ضدهوایی به دست میآورند و جنگندهها را سرنگون میکنند. همچنین نمیتوان تانک مرکاوا را که قیمت آن ده میلیون دلار است، به تونلی در زیر زمین ارسال کرد. من امروز چهاردهم اوت سال ۲۰۱۵ به شما میگویم که هر وجب از خاک ما تونلی است که زره پوشها و تانکهای شما را منهدم خواهد کرد و سربازان و افسران شما را به کام مرگ خواهد کشاند و ارتش شما را شکست خواهد داد.
قدرت بازدارندگی لبنان تا حدی است که حتی اوباما هم از آن استفاده میکند؛ مثلا زمانیکه با سرکردگان یهودیان آمریکا دیدار داشت، همان زمان که نتانیاهو بالا و پایین میپرید، با چه چیز آنها را تهدید کرد؟ البته این تهدید مستقیم نبود اما با موشکهای مقاومت لبنان آنها را تهدید کرد (اشاره به اظهارات اوباما در دیدار محرمانه با سران یهودی آمریکا درباره توافق هستهای ایران که خطاب به آنها گوشزد کرده بود اگر به ایران حمله کنیم حزبالله اسرائیل را موشکباران میکند، زیرا آمریکا به خوبی از قدرت بازدارندگی مقاومت لبنان اطلاع دارد.)
**طرح تجزیه و تقسیم کشورهای منطقه**
امروز علمای جهان اسلام، رهبران مسلمان، مسیحیان، اسلامگرایان، ملیگرایان، قومگرایان، سکولارها و همه نیروها و جریانات باید موضعی جدی در برابر این توطئهها اتخاذ کنند. اگر اجازه دهیم و اگر این نسل اجازه دهد که بار دیگر این منطقه تقسیم و تجزیه شود، در برابر آثار و تبعاتی که برای نسلهای آینده نمود پیدا میکند در پیشگاه خداوند، مسئول خواهیم بود. امروز داعش، دانسته یا نادانسته برای تقسیم منطقه تلاش میکند.
اگر به یاد آورید سال گذشته این مسأله را گوشزد کردم و گفتم که آمریکا به هیچوجه در جنگ با تروریسم و داعش جدی نیست، آمریکا میخواهد از داعش برای تغییر بافت منطقه استفاده کند، حکومتها و دولتهای منطقه را ساقط کند و نقشه منطقه را تغییر دهد. چند روز قبل آنکارا اعلام کرد که آمریکا از ما خواسته است تا عملیات ضد داعش را متوقف کنیم، چرا؟ آیا برای احترام به استقلال و عزت سوریه بوده است؟ خیر. ائتلاف بینالمللی احترامی برای عزت سوریه قائل نیست. آنها نمیخواهند داعش اکنون تضعیف شود، میخواهند از داعش در سوریه استفاده کنند همانگونه که آن را در عراق به کار گرفتهاند. این مکر و نیرنگ در چندین کشور صورت گرفته است. صرفنظر از اختلافات و کشمکشهای سیاسی داخل عراق، آنها به عراقیها گفتند دولت خود را تغییر دهید تا به شما کمک کنیم داعش را از بین ببرید، دولت خود را تغییر دهید تا به کمکهای بینالمللی و منطقهای و عربی نامحدود دست یابید. مگر میان آمریکا و عراق قراردادهایی برای ارسال سلاح و مهمات و جنگنده منعقد نبود؟ این قراردادها اجرایی نشد و این در حالی است که ارتش و نیروهای عراقی با مشکلات کمبود سلاح و مهمات روبرو هستند. بدتر از آن، آمریکا و عربستان سعودی در اقدامی هماهنگ، قیمت نفت را کاهش دادند که همین مسأله باعث شد بودجه عراق به نصف و کمتر از نصف کاهش یابد. شما به عراق وعده دادید که اگر دولتش را تغییر دهد آن را کمک خواهید کرد، اما آیا کمکی به عراق ارائه دادید؟ امروز در سوریه نیز همین بازی را تکرار میکنند، همه باید در برابر این نیرنگ و حیله آمریکا هوشیار باشیم.
در یمن میگویند که با تروریسم وارد جنگ شدهاند اما با القاعده و داعش ضد ملت یمن و ضد نیروهای اسلامی و ملی و اصیل یمن ائتلاف کردهاند. آمریکا و متحدان آمریکا در منطقه از تروریسم استفاده میکنند تا خواستهها و نقشههای خود را تحمیل کنند. ما باید در همه مناطق در برابر این توطئهها بایستیم؛ زیرا توطئه واقعی آمریکا، تقسیم و تجزیه است. تقسیم عراق، تقسیم سوریه، تقسیم منطقه و حتی تقسیم عربستان سعودی است، زیرا این به نفع آمریکا و اسرائیل است. این آخرین ابزار آنها در برابر بیداری به وجود آمده در منطقه و در میان امت ماست. عدم دخالت ایران در اوضاع داخلی لبنان
مسأله دیگر، در مورد مذاکرات هستهای ایران است. این مذاکرات فقط در چارچوب مسائل هستهای بود و موضوع دومی نداشت. برخی بعد از مذاکرات هم میگویند ما منتظریم. منتظر چه چیز هستید؟ چند روز قبل، دکتر ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به لبنان آمد و با برخی از مقامات و مسئولان لبنانی دیدار کرد. این واضح است که ایران در امور داخلی لبنان دخالتی نمیکند ولی اگر کمک بخواهیم کمک میکند. اگر کسی گمان میکند که ایران بر متحدانش در لبنان فشار میآورد که تصمیمی اتخاذ کنند، بداند که کاملاً در توهم به سر میبرد. جمهوری اسلامی با دوستانش گفتگو میکند و این اشکالی ندارد و بارها و هر روز اعلام کرده است که مسائل لبنان، داخلی و مربوط به لبنانیها است.
**پاورقیها:**
* این گزیده سخنرانی به مناسبت نهمین سالگرد پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه است.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان, مردم لبنان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
