کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با تبریک پیروزی مقاومت و آزادی بخش وسیعی از جنوب لبنان و اسرا آغاز می‌شود و این پیروزی را نتیجه فداکاری شهدا، رزمندگان، خانواده‌هایشان و حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران و سوریه می‌داند. در ادامه، دو پیروزی مهم را تشریح می‌کند: اول، آزادسازی خاک لبنان و اسرا و شکست دشمن بدون منت از سازمان‌های بین‌المللی؛ و دوم، تحمیل زمان و چگونگی عقب‌نشینی بر دشمن و خنثی کردن توطئه شبه‌نظامیان لحد. سپس، بر لزوم حفظ دستاوردها، ایجاد ثبات و آرامش در منطقه، محاکمه مزدوران، عدم دخالت حزب‌الله در امور امنیتی و مسئولیت دولت در بازسازی و توسعه مناطق آزاد شده و بعلبک هرمل تأکید می‌کند. در پایان، این پیروزی را به مردم فلسطین و امت‌های عربی و اسلامی تقدیم کرده و از آنها می‌خواهد که راه مقاومت را ادامه دهند و از عادی‌سازی روابط با اسرائیل خودداری کنند و بر آمادگی لبنان برای مقابله با هرگونه تجاوز تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم در روز مقاومت و آزادی و در روز پیروزی بزرگ تاریخی در عمق منطقه‌ای با هم دیدار می‌کنیم که وطن ما، استقلال خود را مدیون آن است و خون فرزندان همین وطن، این منطقه را بازپس ستاند. در حال و هوای اربعین اباعبدالله سید الشهدا امام حسین بن علی (ع) با هم دیدار می‌کنیم تا دوباره بر گفتار و خط او تأکید کنیم، تا دوباره ثابت کنیم که اینجا خون بر شمشیر پیروز است و در این خاک، خون، شمشیر را در هم شکست، و بار دیگر ثابت کنیم که خون، در این مرز و بوم هر سدی را درهم کوبید و همه گردنکشان و مستکبران را خوار و ذلیل گرداند. اینجا با هم دیدار می‌کنیم تا پیروزی شهادت و خون را جشن بگیریم. هنگامی که از این پیروزی، از آزادسازی سرزمین‌مان، از آزادی انسان، از کرامت وطن و از عظمت ملت سخن به میان می‌آوریم، باید از تمام کسانی یاد کنیم که در به وجود آوردن این پیروزی سهیم‌اند. پیش از هر چیز ما بندگان خداییم و در برابر همه جهانیان اعلام می‌کنیم که این پیروزی از طرف خدای متعال است. اوست که ما را به راه مقاومت هدایت کرد. اوست که ما را به بهترین راه رهنمون شد، و طی این سال‌ها قلب‌های ما را استوار نمود. اوست که دل‌های ما را لبریز از آرامش و جان‌هایمان را مالامال از عشق به شهادت کرد. اگر گلوله‌ای شلیک شد، از سوی او بود. او بود که تیرهای مقاومت را در قلب دشمن فرود آورد[۱] و پایگاه‌های آنان را در هم کوبید، اوست که قلعه‌هایشان را ویران ساخت. اوست که ستمگران را به خاک افکند و اوست همان کسی که این پیروزی را تحقق بخشید. ما از او سپاسگزاری می‌کنیم و او را می‌ستاییم و تسبیحش می‌گوییم و از او می‌خواهیم که ما را مورد غفران خود قرار دهد و فروتنانه به او روی می‌آوریم و از او می‌خواهیم که پیروزی ما را با آزادسازی همه سرزمین‌ها و همه برادران و همه این ملت رنج کشیده و ستمدیده کامل کند. پس از ذکر خداوند و در مقام بندگان، لازم است پیش از همه از شهیدان یاد کنیم؛ همه شهیدان مقاومت، از حزب‌الله و جنبش امل و نیروهای ملی‌گرای لبنانی تا شهدای ارتش لبنان و ارتش عربی سوریه و شهدای مقاومت فلسطینی. باید اذعان کنیم پس از خداوند متعال، مهم‌ترین و کامل‌ترین نقش در این پیروزی، از آنِ شهداست، از آنِ سید شهیدان مقاومت، سید عباس موسوی، از آنِ شیخ شهدای مقاومت، شیخ راغب حرب، و از آنِ برادر عزیز و رزمنده مجاهد، شیخ احمد یحیی؛ فردی که بسیار باتقوا و عاشق شهادت و مقاومت و در همین چند روز گذشته به رحمت ایزدی شتافت. او همیشه اصرار داشت اولین روحانی باشد که در تاریخ جنگ با دشمن اسرائیل به عملیات شهادت‌طلبانه دست می‌زند ... باید نامی ببریم از شهادت‌طلبانی که سهم بسزایی در این پیروزی داشته‌اند، از «احمد قصیر» تا «بلال فحص» و «عمار حمود». همین خون‌های پاک بود که پیروزی را خلق کرد. باید رزمندگان نستوه و فداکار را به یاد بیاوریم که خانه، خانواده، دانشگاه و محل کارشان را رها کردند و دوران طلایی جوانی و عمر خود را در جنگ و جهاد سپری نمودند. باید نامی ببریم از خانواده‌های شهیدان، اسیرانی که هنوز دربندند، جانبازان و خانواده همه آنها و هر کس که آنها را تربیت کرد و آماده نمود و این خط جهادی مقاوم و استوار را در لبنان به وجود آورد. باید امام رزمندگان و شهیدان، خمینی کبیر، را یادآور شویم. باید اولین مؤسس خط مقاومت در لبنان، امام موسی صدر، را (که خداوند او را به سلامت بازگرداند) به یادآوریم، نباید علمای فداکار و آنهایی را فراموش کنیم که تلاش کردند تا در لبنان ملتی مؤمن، مجاهد، مقاوم و آماده فداکاری تربیت شود. باید به یاد داشته باشیم ساکنان «نوار مرزی» را، که رنج‌ها و سختی‌ها را به جان خریدند و تحمل کردند، و اهالی روستاهای خط مقدم را، که روزانه شاهد بمباران‌های رژیم صهیونیستی بودند. موضع‌گیری مردمی که کاملاً با مقاومت و نیروهای سیاسی و انجمن‌ها و شخصیت‌ها و احزاب همدل و همراه بودند نباید فراموش شود، باید از موضع‌گیری رسمی کشور، مخصوصاً در دوران ریاست جمهوری جناب آقای امیل لحود و نخست وزیری آقای سلیم الحص، تجلیل نماییم. در کنار لبنان دو مرد هستند که حتماً باید از آنان نام برده شود. دو دولت که حتماً باید عظمت و تأثیر آنها بازگو گردد و پیروزی به آنان نیز نسبت داده شود. منظورم جمهوری اسلامی ایران، و سوریه است و رهبرمان، امام خامنه‌ای، و رهبر بزرگ عربی، آقای حافظ اسد. اگر بخواهیم در تشخیص حقایق، با انصاف و عدالت عمل نماییم، باید به این حقیقت اعتراف کنیم که رهبر عزیزمان، آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، در همه لحظات مؤید، پشتیبان و یار و یاور رزمندگان بود و شب و روز برای پیروزی آنان به درگاه خداوند دعا می‌کرد. جمهوری اسلامی تا آخرین لحظه در کنار لبنان، سوریه و فلسطین باقی ماند و به آنها یاری رساند. از سویی همه گونه ارعاب، تهدید و فشار را تحمل کرد و از سوی دیگر وعده و وعیدها را برای دست برداشتن از حمایت لبنان نپذیرفت؛ چرا، که اینجا بحث کاملاً اعتقادی، اخلاقی و انسانی است. و سوریه که از همان ابتدای حرکت حزب و در تمام اوضاع سخت بعدی «مقاومت» را در آغوش گرفت و از آن حمایت و پاسداری نمود. چه کسی می‌تواند فراموش کند که سوریه بود که در سال ۱۹۸۲ در سرزمین لبنان با دشمن نبرد کرد؟ چه کسی ممکن است آقای حافظ اسد را در جنگ جولای ۱۹۹۳ فراموش کند؟ یا در جنگ آوریل ۱۹۹۶؟ چه کسی می‌تواند فراموش کند که ایشان قاطع، محکم و پایدار در دمشق باقی ماند، در حالی که همه دنیا در شرم الشیخ برای محکوم کردن مقاومت و معرفی آن به عنوان «تروریست» و دفاع از اسرائیل جمع شده بودند؟ من در این مکان و در روز پیروزی، روز مقاومت و آزادی، از طرف همه شما، از هر لبنانی، عرب، مسلمان و انسان آزاده‌ای در جهان تشکر می‌کنم که مقاومت را یاری رساند و از آن طرفداری کرد و با سخن یا موضع‌گیری، قلم، مال، دعا، تأیید یا لبخند از آن پشتیبانی نمود. اولین پیروزی، آزادسازی قسمت زیادی از خاک لبنان و تعداد بسیار زیادی از زندانیان دربند زندان‌های رژیم اشغالگر و شکست دشمن به برکت جهاد، مقاومت، پایداری و فداکاری است. ما امروز آزادی و امنیت داریم و هواپیماهای دشمن جرأت نمی‌کنند بالای سر شما به پرواز درآیند، و من به شما می‌گویم کسانی که از یک مجسمه چوبی، یک اسباب‌بازی، یک مثال سکوی پرتاب کاتیوشا در کفرکلا می‌ترسند و هراس تمام وجودشان را در برمی‌گیرد ترسوتر از آن هستند که در چنین روزی بخواهند به امنیت شما دست‌درازی کنند. ما امروز و در این مکان به برکت خون شهیدانمان، به برکت این ملت، قدم‌هایمان را بر خاک سرزمین خود نهاده‌ایم و هیچ منتی از هیچ‌کس بر ما نیست؛ نه از سازمان ملل متحد که به مدت بیست و دو سال از اجرای قطعنامه ۴۲۵ خود ناتوان ماند و نه از شورای امنیت و نه از داور یک جانبه (ایالات متحده امریکا). نه منتی از مذاکرات برماست و نه از بزرگواری دولت [ایهود] باراک است که سرزمین ما آزاد شده است. رژیم صهیونیستی از این سرزمین بیرون رفت، چون گزینه‌ای به جز خروج از این سرزمین برایش باقی نمانده بود. همین فداکاری‌ها بود که برای اولین بار [در تاریخ جنگ‌های عرب و رژیم اشغالگر قدس] یک سرزمین عربی را به طور کامل و به کمک قدرت مقاومت [به جهان عرب] بازگرداند ... پیروزی دوم چگونگی مجبور ساختن دشمن به عقب‌نشینی است، شما زمان، تاکتیک و چگونگی آن را بر دشمن تحمیل کردید. شما پس از عقب‌نشینی صهیونیست‌ها ثابت کردید که ملتی شایسته پیروزی هستید. نقشه اسرائیل به این ترتیب بود که پس از چند هفته، عقب‌نشینی را آغاز کند و به طور تدریجی پایگاه‌های خود را به شبه‌نظامیان لحد تحویل دهد و بعضی از مواضع حساس، مانند قلعه شقیف، دبشه و بعضی از پایگاه‌های مرزی، را در اختیار خود نگاه دارد تا شورای امنیت آنچه را می‌خواهد انجام دهد، تصویب کند و نیروهای ویژه بیایند و مواضع را در اختیار بگیرند و عقب‌نشینی آرام و آبرومندانه‌ای را برای این دشمن تضمین کنند و پس از آن بر ما منت گذارند و اسیران بازداشتگاه خیام را آزاد کنند. اما شما این را نپذیرفتید. اولین بازپس‌گیری‌ها از روستای قنطره، دیر سریان، قصیر، و طیبه شروع شد و روستاها یکی پس از دیگری آزاد شدند، پایگاه‌ها سقوط کردند و شبه‌نظامیان لحد از هم پاشیدند و در یک شب، نوار مرزی دو نیم شد و فروپاشی همه‌جانبه دشمن آغاز گشت. کابینه جنگ دشمن تشکیل جلسه داد و بیش از دو راه چاره پیش روی خود ندید: یا به اشغالگری خود ادامه دهد که در آن صورت با مقاومت و زیان‌های بیشتری روبرو می‌شد یا این که در عقب‌نشینی عجله کند. دشمن راه حل دوم را انتخاب کرد. و به سرعت [از جنوب] بیرون رفت و این تانک‌ها، نفربرها، پایگاه‌ها و توپ‌ها را برای شما باقی گذارد تا بر این حقیقت مُهر تأیید بزند که: «آنچه در جنوب لبنان گذشت یک شکست همه‌جانبه برای اسرائیل بود.» شما چگونگی و زمان عقب‌نشینی را بر دشمن تحمیل کردید و بمب دشمن در گروه شبه‌نظامی لحد را خنثی نمودید. دشمن این‌گونه برنامه‌ریزی کرده بود که این میلیشیا در پایگاه‌های خود با مقاومت درگیر شود و به روی آنان آتش بگشاید، سپس فرستاده سازمان ملل برای مذاکره با حکومت، به لبنان وارد شود و مزدوران جنایتکار و خیانتکار لحد در برابر تحویل دادن پایگاه‌ها، عفو شوند، اما این دسیسه هم خنثی شد. حتماً تصاویر ذلیلانه این مزدوران را مشاهد کرده‌اید؛ تصاویر به خواری نشستن‌شان را در ورودی‌های مرزی فلسطین اشغال شده. دیدید که چگونه این دشمن از آنان روی برگردانید و رهایشان ساخت و پس از آن، همه جهانیان، حتی خود دشمن صهیونیست، شرط بستند که این منطقه، شادمانی پیروزی را نخواهد دید و جنبش آزادی را برگزار نخواهد کرد و به دوران تاریکی مطلق و فتنه‌های بی‌پایان وارد خواهد شد؛ خانواده‌های یک روستا یا روستاهای مجاور برای انتقامجویی به یکدیگر تعدی خواهند کرد، یا این طایفه به دیگری تجاوز خواهد نمود. دشمن فکر می‌کرد که روستاهای منطقه به کلی نابود خواهد گشت (همانطور که روستای «حانین» ویران شد) و خون‌ها ریخته خواهد شد و کشتارهای فراوان روی خواهد داد، اما شما و مقاومت ثابت کردید که با دولت لبنان هماهنگی کامل دارید؛ مردم، دولت، مقاومت، و همه گروه‌ها در لبنان شایسته پیروزی هستند و جشن پیروزی را برگزار می‌کنند. این منطقه پس از خروج اسرائیل به دوران روشنایی وارد گشته و پس از بیست و دو سال جور و ستم و بازداشت شهروندان توسط «میلیشیای لحد» که هنوز خانواده‌هایشان در اینجا سکونت دارند، از دوران سیاهی و تباهی خارج شده است. با وجود همه این سرکوب‌ها، کشتارها و ویرانی خانه‌ها [از سوی شبه‌نظامیان لحد] آیا یک نفر کشته شد؟ چند روز پیش گفتم که پس از فروپاشی ارتش نازی در فرانسه، مقاومت متمدن فرانسه بدون محاکمه ده هزار مزدور فرانسوی را اعدام کرد! لبنان و مقاومت اسلامی در لبنان از فرانسه و همه جهان متمدن‌ترند. آیا کسی کشته شد؟ این همان پرده آرمانی نمایش است. این همان پیروزی دوم است که تحقق یافت . پس از پی بردن به این دو پیروزی بزرگ، باید چند نکته بسیار مهم را همگان به یاد داشته باشند: ۱. حفظ و نگهداری این دستاورد بزرگ و پیروزی شکوهمند، و تقویت و تثبیت آن، که به تلاش و فداکاری بیشتر، و فروتنی و تواضع از طرف همه جناح‌ها نیاز دارد، بر همگان واجب است. ۲. ما اهالی این منطقه باید ثابت کنیم که شایسته پیروزی هستیم، همان‌گونه که در روزهای گذشته ثابت کردیم، اما در این روزها و هفته‌های آینده نیز نباید اجازه دهیم حتی یک نفر [مشکوک] وارد خط شود. من از نگرانی‌ها و مشکلات صحبت نمی‌کنم، ولی ما در کنار دشمنی هستیم که عادت کرده است چهره‌های شما را دردمند و ناراحت ببیند و نمی‌خواهد سرور و شادی را در چهره‌هایتان تماشا کند، عادت کرده است چشم‌های شما را گریان ببیند و دوست ندارد ببیند شادمانی در چشمانتان موج می‌زند. اینجاست که نباید هیچکس نگرانی داشته باشد؛ نه مسیحیان و نه مسلمانان. روستاها و شهرک‌ها را یکی‌یکی نام نمی‌برم، این مسئولیت همه است؛ همه باید این بار را بر دوش بگیرند. این منطقه پس از این تاریخ تیره و تار، به ثبات و آرامش نیازمند است. وظیفه روحانیان مسلمان و مسیحی، نیروهای سیاسی موجود در منطقه، فعالان، افراد بانفوذ، فرهنگیان و همه اهالی است که برای از بین بردن دلخوری‌ها بین همه خانواده‌ها و در همه روستاها تلاش کنند. ۳. مزدوران و دست‌نشاندگان، عبرت همه لبنانی‌ها هستند، این تجربه‌ای جدیدی است. شما دیدید که چگونه این افراد خوار و ذلیل شده‌اند و چگونه رهبرشان را متهم می‌کنند که به آنها پشت کرده است. آنتوان لحد خائن می‌گوید: «۲۵ سال نوکر بی‌چون و چرای اسرائیل بودیم، ولی او یک‌شبه به ما خیانت کرد و تنهایمان گذاشت». این باید برای همه لبنانی‌ها درس باشد که برای اسرائیل هیچ‌کس در لبنان اهمیتی ندارد. ادعای دلسوزی اسرائیل برای مسیحیان یا برای مسلمانان، دروغی بیش نیست. آنچه برای اسرائیل در لبنان و منطقه اهمیت دارد منافع و مصالح و آرزوهایش است. به نظر این صهیونیست‌ها، ما مسلمانان و مسیحیان فقط خدمتگزار و بنده قوم برگزیده خدا هستیم. مصلحت همه قومیت‌ها در لبنان این است که ملی‌گرایی و گرایش عربی خود را حفظ کنند. برای تقویت امنیت ملی و ثبات و آرامش این منطقه باید مزدوران و دست‌نشاندگان، طبق قانون و در دادگاه محاکمه و بازخواست شوند و سخت‌ترین مجازات برای آنها در نظر گرفته شود تا درس عبرتی برای آیندگان باشند. ۴. در روز پیروزی اعلام می‌کنم حزب‌الله به هیچ عنوان به فکر جانشینی حکومت در این منطقه نیست. ما یک نیروو یا مرکز امنیتی نیستیم و نخواهیم بود. حکومت مسئول برقراری امنیت است. این منطقه دوباره تحت حاکمیت دولت لبنان درآمده و این دولت است که تصمیم می‌گیرد چه کسانی را به این منطقه ارسال کند: نیروهای امنیتی لبنان، نیروهایی برای تقویت پاسگاه‌ها یا هر دستگاه امنیتی دیگری. ما به هیچوجه مسئولیت امنیتی را در این منطقه به عهده نمی‌گیریم. ۵. مسئولیت توسعه و سازندگی: این حجم ویرانی‌ها در این منطقه نیازمند یک دولت است. طبیعتاً حزب‌الله فداکاری‌ها و خون‌های بسیاری تقدیم کرده است و حتی با استفاده از نان شب رزمندگان برای کمک به این مناطق اعلام آمادگی می‌کند، اما اجرای این مسئولیت وظیفه دولت است. دولت باید، در زمینه رشد و توسعه، این منطقه را به صورت فوق‌العاده و ویژه در دستور کار خود قرار دهد و تأکید می‌کنم حجم کار مورد نیاز در زمینه‌های توسعه و سازندگی و خدماتی، از هر مؤسسه و وزارتخانه‌ای بزرگتر است و همه وزارتخانه‌های دولت باید بسیج شوند و در اینجا حضور پیدا کنند و مسئولیت‌شان را به عهده گیرند؛ یعنی در مناطق آزاد شده جنوب و بقاع غربی و روستاهای خط مقدم که به طور پیوسته هدف بمباران و تجاوز و تهاجم دشمن قرار گرفت و بار مقاومت را بیش از دیگران به دوش کشید. اما هنگامی که از رشد و توسعه این مناطق به عنوان قسمتی از کل عملیات سازندگی سخن می‌گوییم، نباید منطقه‌ای را فراموش کنیم که در این مقاومت سهم بسزایی داشته است و آن منطقه «بعلبک هرمل» است که مقاومت اسلامی در آن تأسیس شد و رزمندگان را از جنوب و بیروت در آغوش خود پروراند؛ بعلبکی که پیوسته هدف بمباران هوایی قرار داشت و در زمینه‌های توسعه و اقتصاد، ضررهای فراوان دید و صدها شهید به مقاومت تقدیم کرد و بسیار سخت بتوان در این منطقه روستایی را یافت که به خاطر آزادسازی جنوب و بقاع غربی شهید نداده باشد؛ منطقه‌ای که طی سال‌های متمادی گذشته صبر کرد، زیرا اولویتش آزادسازی بود. با ما هم عقیده بود که اولویت آزادسازی [مناطق اشغال شده] شایسته همه‌گونه صبر و تحمل است. اهالی بعلبک هرمل، که خون فرزندان خود را برای آزادسازی جنوب فدا کرده‌اند، گرسنگی و محرومیت و فقر را نیز به جان خریدند و هم اکنون نیز اگر بخواهیم به مستضعفان و محرومان رنجدیده‌ای وفادار باشیم که جهاد کردند و پیروزی را ساختند، باید رشد و توسعه هر دو منطقه با هم همزمان و همراه باشد و کمیته‌ای فوق‌العاده برای هر دو منطقه تأسیس شود. ۶. به همه لبنانی‌ها می‌گویم باید بر اساس این قاعده رفتار کنید که: «این پیروزی از آن همه لبنانی‌هاست». پیروزی یک حزب، یک جنبش، و یا یک تشکیلات نیست، پیروزی یک قومیت و شکست دیگری نیست. خطاکار و نادان است کسی که غیر از این فکر کند یا به زبان آورد. این پیروزی، پیروزی لبنان است و این مقاومتِ نیروی وطن بود و خواهد ماند. این مقاومت هنگامی که پیروز می‌شد، فروتنی می‌کرد و هنگامی که با شهادت رزمندگانش سربلند می‌شد، تواضع می‌کرد و من به شما می‌گویم: حزب‌الله و مقاومت اسلامی را از هر زمان دیگری متواضع‌تر خواهید دید، زیرا ما در این پیروزی با تمام وجود، عظمت، قدرت و جبروت پروردگار، و ضعف و کوچکی خود را احساس می‌کنیم. اگر بر خودمان تکیه کنیم، شکست خورده و درمانده باقی خواهیم ماند؛ اما اگر به خداوند متعال توکل کنیم، فَاِنّ اللهَ هُوَ العَزیزُ الجَبَّارُ: فقط خداوند غالب و باجبروت و باعظمت است. من به شما قول می‌دهم که هیچ شخصی، این پیروزری را به زیان این وطن، یا جزئی از مردم این وطن عزیز به کار نخواهد گرفت. ۷. امروز [ایهود] باراک از لبنانی‌ها می‌خواهد عقب‌نشینی را «پیام صلح» بشمارند. این یک نیرنگ است. او بیچاره و درمانده از لبنان خارج شد، حال از ما می‌خواهد پس از کشتن ده‌ها هزار غیرنظامی، پس از شهادت دست کم ۱۲۷۶ نفر از حزب‌الله - که اگر هزاران شهید نیروهای اسلامی و ملی لبنانی دیگر را به آنان اضافه کنیم، تعداد شهدا غیر از این خواهد بود-پس از قتل‌عام ده‌ها هزار غیرنظامی در لبنان و پس از این که کشور و اقتصادمان ویران شده است، این عقب‌نشینی را صلح به حساب آوریم. [ایهود] باراک از کدام صلح سخن می‌گوید، در حالی که هنوز اسیران ما را در زندان‌های خود نگه داشته است و هنوز گوشه‌ای از این خاک عزیز، یعنی «مزارع شبعا»را در اشغال دارد و در حالی که دقیقاً در همان زمانی که از یک میلیون مهاجر یهودی روس استقبال می‌کند، آمادگی خود را برای پذیرفتن یک میلیون مهاجر دیگر در چند سال آینده اعلام می‌نماید و با بازگشت پناهندگان فلسطینی از لبنان و دیگر نقاط جهان به خانه و کاشانه خود مخالفت می‌کند، و سپس شروع به تهدید و ارعاب لبنانی‌ها می‌کند؟ من در برابر تهدیدها و وعده‌های او به شما می‌گویم: شیخ عبدالکریم عُبَید، ابوعلی دیرانی و سمیر قنطار و همه اسیرانی که در زندان‌های اسرائیل هستند در آینده نزدیک به آغوش شما بازخواهند گشت ان شاء الله. هیچ راه چاره‌ای پیش روی [ایهود] باراک و دولتش نیست. من او را نصیحت می‌کنم از مزارع شبعا خارج شود و این مشکل را رفع کند. روزها و ایام ثابت خواهند کرد که او چاره‌ای جز این ندارد. قطعنامه‌های بین‌المللی برای ما اهمیتی ندارد. آنچه ما می‌فهمیم این است که قسمتی از خاک لبنان تحت اشغال است و باید به لبنان بازگردانده شود، اسیران بازخواهند گشت، بقیه خاک آزاد خواهد شد، و دشمن شکست خورده در لبنان راه دیگری نخواهد داشت. امروز ما نیستیم که از تهدیدهای اسرائیل می‌ترسیم، آنها هستند که در گستره این مرزها و این نوار هراسان‌اند؛ از زنان و کودکانی ترسیدند که بر روی موانع آهنی ایستاده بودند. از سنگی ترسیدند که به سوی آنها پرتاب می‌شد. شما هم اکنون در این مکان در «بنت جبیل» شادید و در امنیت به سر می‌برید، در حالی که آنها در شهرک‌های شمال فلسطین اشغال شده از آینده مجهولشان ترسان و هراسان‌اند. آن دوران به سر آمد که ما از تهدید اسرائیلی‌ها می‌ترسیدیم. او می‌داند آن زمان پشت سر گذاشته شد که آسمان ما تحت تصرف هواپیماهایش بود. و زمانی که تانک‌هایشان مالک خاک و قایق‌هایش مالک آب‌های منطقه‌ای ما بودند سپری شد. او به خوبی می‌داند که جواب هرگونه دست‌درازی به لبنان نه با شکایت به شورای امنیت خواهد بود و نه با اشک، بلکه با مقاومت رو به راه خواهد شد. اسرائیل، اگر به لبنان تجاوز کند، بهای سنگینی خواهد پرداخت. ۸. ای لبنانی‌ها! شما صلاحیت و استحقاق‌تان بسیار زیاد است. شما حق دارید آزادسازی جنوب را کامل کنید، همه اسیران را بازگردانید، شما توانایی آن را دارید که تمام مؤسسات دولتی را دوباره بسازید. با این هماهنگی که بین «مقاومت» و حکومت وجود دارد و با این احساس مسئولیت ملی و وحدتی که با محوریت وطن به وجود آمده است می‌توانیم از همه صلاحیت‌ها و توانایی‌هایمان استفاده کنیم و برای خود و نسل‌های آینده‌مان وطنی بسازیم به نام «لبنان». اقتدار لبنان جدید در صلابت اوست در خون و پایداری و استقامت اوست. قدرت لبنان جدید در جبروت، سربلندی و قیام او در برابر همه گردبادها و تندبادها است. لبنان جدید وطنی است برای زندگی مشترک و حقیقی. بنابراین از امروز به بعد، هیچ مسیحی و مسلمانی به صهیونیست‌ها اجازه نخواهد داد که ملت‌ها، نسل‌های آینده و جوانان ما را بازیچه قرار دهند. لبنان جدید وطنی است که در برابر تجاوزگران، خشمگین و در رفتار با اهل خود، گروه‌ها و قومیت‌هایش، مهربان و دلسوز است. ۹. این پیروزی را به مردم مظلوم فلسطین و امت‌های عربی و اسلامی‌مان تقدیم می‌کنیم و از «بنت جبیل» آزاد شده، مردم مظلوم و رنجدیده و ستم‌کشیده فلسطین را مورد خطاب قرار می‌دهیم: ای فلسطینی! سرنوشت تو به دست خود توست، سرزمینت را با اراده می‌توانی بازپس بگیری، با ادامه دادن راه عزالدین قسام، با خون فتحی شقاقی و یحیی عیاش می‌توانی بدون این که این صهیونیست‌ها درکوچه‌ای اینجا یا دهکده‌ای آنجا بر تو منت نهند، سرزمین خود را بازپس ستانی. می‌توانید بدون التماس به کسی و با عزت و افتخار، خانواده‌هایتان را به سرزمین‌شان بازگردانید. شما می‌توانید سرزمین و حقوق قانونی خود را بازپس گیرید، حتی اگر تمام دنیا پشت شما را خالی کند. این بهانه‌ها و استدلالات را کنار بگذارید. ای مردم فلسطین! راه فلسطین، راه آزادی شما، راه مقاومت و انتفاضه است؛ مقاومتی پیگیر و انتفاضه‌ای حقیقی، نه انتفاضه‌ای در چارچوب اُسلو، و نه انتفاضه‌ای که در خدمت مذاکره کننده باج دهنده در استکهلم است؛ انتفاضه و مقاومتی که جز به حق کامل خود رضایت ندهد، همان‌گونه که در لبنان مشاهده کردید. در لبنان، همه لبنانی‌ها مخالف آن هستند که قسمت ناچیزی از سرزمین‌شان در اشغال باقی بماند. این الگوی بی‌نظیر و مترقی لبنان را به ملتمان در فلسطین تقدیم می‌کنیم. شما برای آزادسازی سرزمین‌تان نیازمند تانک و موازنه راهبردی و موشک و خمپاره‌انداز نیستید، بلکه به همان روش شهادت‌طلبان گذشته، رژیم اشغالگر صهیونیستی را مجبور کنید از همان راهی که آمدند بازگردند تا «فالاشا»[۱] به اتیوپی بازگردد و یهودی روس به روسیه. انتخاب با شماست و نمونه تحقق یافته در برابر چشمانتان. مقاومت راستین و خستگی‌ناپذیر می‌تواند صبح آزادی را برای شما به ارمغان آورد. ای برادران و عزیزان ما در فلسطین! به شما می‌گویم: این اسرائیلی که سلاح هسته‌ای و قویترین نیروی هوایی در منطقه را در اختیار دارد، به خدا سوگند از خانه عنکبوت سست‌تر است. ای مردم فلسطین! إِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت أقدامَکُم:[۲] اگر خداوند را یاری کنید، شما را یاری و قدم‌هایتان را استوار می‌کند. ای مردم فلسطین! إِن یَنصُرکُمُ اللهُ فَلا غَالِبَ لَکُم.[۳] اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ‌کس بر شما پیروز نخواهد شد. و به امت‌های عرب و اسلامی می‌گویم: ای ملت‌های عرب، دنیای عرب و ای جهان اسلام! دوران شکست، عار و ننگ و ذلت گذشت. این پیروزی، برهه تاریخی جدیدی را پایه‌ریزی می‌کند و در را بر آن دوره گذشته می‌بندد. ناامیدی را به کناری بگذارید و به سلاح امید مسلح شوید، ذلت و خواری و سستی را به گوشه‌ای بیندازید و کمر همت ببندید و عزم‌ها را جزم کنید. من امروز از طرف همه شهدا و ستمدیدگان لبنان، از همه حکومت‌های عرب می‌خواهم که دست‌کم، سیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را متوقف نمایند، روابط خود را با اسرائیل قطع، و موضع‌گیری و تصمیمات خود را بر آن تحمیل کنند و از ملت‌های عرب می‌خواهم که از فلسطین و مردم فلسطین حمایت کنند و هرگونه عادی‌سازی روابط با دشمن را نپذیرند. «اسرائیل کبری» را مقاومت نابود کرد، «اسرائیل عظمی» را هم از بین خواهد برد و یکی از راه‌های مهم آن، مبارزه با سیر عادی‌سازی روابط است. اما در لبنان، لبنان پیروزی، لبنان عزت قومی وعربی و اسلامی، لبنان شرف، فداکاری، مقاومت، و شهادت. به همه رزمندگان و پاسداران این سرزمین درود می‌فرستم و به آنها می‌گویم، به «مقاومت اسلامی، به «گروه‌های لبنانی برای مبارزه با اشغالگری» به مقاومت «امل» (افواج المقاومه البنانیه)، و به «جبهه ملی مقاومت» و به این ملت می‌گویم: ای لبنانی‌ها! ما در مجاروت دشمنی توطئه‌گر هستیم که طبیعتش ستیزه‌جویی و ترور است، طبیعت نژادپرستانه‌اش آنان را وادار می‌کند پیوسته در حال دسیسه‌چینی باشند و به همین دلیل باید همه ما در حالت آماده‌باش همیشگی و کامل باشیم تا از مقاومت، ارتش، دولت و وحدت ملی و داخلی خود پاسداری و این پیروزی را پایدار کنیم، برای آن که ثابت کنیم لبنان قلعه‌ای است که طوفان‌ها و تندبادها آن را به زانو در نمی‌آورد و ویرانگرترین زلزله‌ها آن را از پای نمی‌اندازد. مبارک باد بر همه لبنانی‌ها، اعراب، مسلمانان، مسیحیان و همه ستمدیدگان جهان. مبارک باد بر روح امام خمینی و موسی صدر. مبارک باد بر رهبرمان آیت‌الله خامنه‌ای، و بر جناب آقای حافظ اسد، و مبارک باد بر تک‌تک لبنانی‌ها، و شهیدان و بر هر عرب شرافتمندی. مبارک باد این پیروزی که همه امت اسلام را بر دروازه مرحله پیروزی‌های آینده، و اسرائیل را بر دروازه شکست‌های پی در پی قرار داد. و السلام علکیم و رحمة الله و برکاته **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به بخشی از آیه شریفه ۱۷ سوره مبارکه انفال است که می‌فرماید: وَ مَا رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَلَکِنَّ اللهَ رَمَی. [۲] سوره محمد، آیه ۷. [۳] سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۰.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مردم لبنان, مردم فلسطین, دولت های عربی و اسلامی, رزمندگان مقاومت
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)