کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با ابراز خرسندی از حضور در کویت و استقبال گرم آغاز می‌شود و هدف اصلی سفر را گفتگو درباره مشکلات منطقه، به ویژه مسئله فلسطین و اسرائیل، معرفی می‌کند. در ادامه، بر بُعد دینی این مشکل تأکید می‌شود و تاریخچه بنی‌اسرائیل از مصر تا فلسطین، سوءاستفاده‌های آنان، شکل‌گیری عقده‌های روانی و نژادپرستی، و تلاش برای برتری‌جویی و غارت ثروت دیگران تشریح می‌گردد. به توطئه‌های یهود علیه پیامبران و تلاش برای تحریف ادیان اشاره شده و با استناد به آیات قرآن، یهودیان ستمگر و نژادپرست معرفی می‌شوند. سپس، خطر اسرائیل فراتر از فلسطین و جهان عرب دانسته شده و طمع‌ورزی‌های اسرائیل به جنوب لبنان به دلیل موقعیت راهبردی، منابع آب و حاصلخیزی آن منطقه تبیین می‌شود. در پایان، با تأکید بر لزوم اقدام جدی‌تر و بسیج همگانی در برابر این خطر، به نقش کویت در حمایت از مقاومت فلسطین اشاره شده و با بیان اینکه امید همزاد ایمان است، بر پیروزی نهایی جبهه حق تأکید می‌شود و سخنرانی با ابراز قدردانی از کویت و آرزوی موفقیت برای همگان به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

آنها \[اعراب\] پیش از هر چیز درباره غم‌ها و شادی‌های خود صحبت می‌کنند و طبیعتاً، هر یک از آنها از مهمترین چیزی که از آن رنج می‌برد، آغاز می‌کند. من نیز در این سفر مبارک که مدت‌هاست در آرزوی آن بودم، چنین احساسی دارم و بلکه می‌توانم بگویم که صحبت درباره اوضاع ما در رأس اهداف این سفر است. من پس از آن که به کویت رسیدم و با استقبال گرم و دوستانه و سراسر تکریم همه برادران و به ویژه امیر کویت و ولیعهد و دیگر مسئولان و همچنین، طبقات گوناگون مردم این کشورِ عزیز و حتی اقلیت‌های موجود روبرو شدم، دریافتم که فضا برای گفتگو درباره دشواری‌ها مناسب‌تر است و در عین حال، امید به آینده نیز بیشتر است. همه ما می‌دانیم که مشکل فلسطین و بطور خاص مشکل اسرائیل، در رأس همه مشکلات و اندوه‌های ما قرار دارد. درباره این مشکل بسیار سخن گفته‌اند و درست نیست که من گفته شده‌ها را تکرار کنم. دوست دارم در ابتدای صحبت‌هایم درباره بُعدی صحبت کنم که از آن کمتر سخن گفته‌اند؛ بُعدی که با من در مقام عالِم دین تناسب دارد، یعنی بُعد دینی مشکل فلسطین و به نظر من این بُعد، پایه و اساس مشکل است که متأسفانه در بسیاری از مباحث آن را نادیده می‌گیرند. همان گونه که از نام اسرائیل و نام شورای کنیست و از انتخاب قدس به پایتختی اسرائیل و نامگذاری آن به اورشلیم و بسیاری دیگر از برخوردهای شخصیت‌های سیاسی و نظامی اسرائیل برمی‌آید، این مشکل بُعد دینی بسیار بزرگی دارد. اصلی‌ترین بُعد مسئله، بُعد دینی بود که بعدها به بُعد نژادی تبدیل شد. در حقیقت، ما باید این بُعد را به طور کوتاه بررسی کنیم؛ بُعدی که اسرائیل عصر ما را به اسرائیل کهن پیش از میلاد مسیح (ع) پیوند می‌دهد. می‌دانیم که فرزندان اسرائیل یا به تعبیر قرآن کریم بنی‌اسرائیل، در مصر زندگی می‌کردند و در دوره کوتاهی عده‌شان فراوان شد. متأسفانه، آنها از پاکی ملت مصر سوءاستفاده کردند و شروع به بازی با بسیاری از مقدرات و امور سرنوشت‌ساز مصر کردند و از جایگاه حضرت یوسف (ع) نیز که ملت مصر را از قحطی نجات داد، سوءاستفاده کردند. این اوضاع و احوال سبب شد که ملت مصر بر ضد آنان قیام کنند و فرعون نیز از آنان انتقام گرفت و آنان را تحقیر کرد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: إِنَّ فِرعَونَ عَلا فِی الأَرض وَ جَعَلَ أهلَهَا شِیعاً یَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم یُذبِّحُ أبناءَهُم وَ یَستَحیی نِسَاءَهُم.[۱] سرانجام خداوند متعال پیامبرش موسی (ع) را برانگیخت. موسی آنان را نجات داد و به سینا برد تا از آنجا به فلسطین بروند. ارتباط آنان با فلسطین بدین سبب بود که حضرت ابراهیم (ع) از فلسطین عبور کرده بود، وگرنه در حقیقت خود ابراهیم (ع) نیز متولد فلسطین نبود و فقط از این منطقه عبور کرده بود. آنان تصمیم گرفتند که به آن سرزمین بروند. وقتی از مصر بیرون آمدند، در اثر عقده‌های پیشین و مشکلات روانی و اوضاع اجتماعی که داشتند، خود را در برابر راهی طولانی و سختی‌های بسیار یافتند. از اینرو، در برابر موسی (ع) شروع به بهانه‌گیری کردند و گفتند: مگر در مصر نانی برای خوردن و قبری برای دفن ما نیافتی که ما را به این منطقه آوردی؟ آنان به موسی گفتند که از خوردن گزانگبین و بلدرچین خسته شده‌اند و علیرغم ستم‌هایی که در مصر از آن رنج می‌بردند، از موسی خواستند همان غذاهای ساده‌ای را که می‌خوردند، برایشان فراهم کند. آنان دوره‌ای را سرگردان در صحرای سینا گذراندند تا این که به سرزمین فلسطین رسیدند. گویا آنان طی این دوره از همه بشریت کینه به دل گرفتند. از اینرو وقتی وارد فلسطین شدند، بسیاری از اهالی فلسطین را کشتند و بخش‌های بسیاری از این سرزمین مقدس را اشغال و ساکنان آن را آواره کردند. ساکنان این منطقه قبایل گوناگونی بودند که بنابر آنچه از برخی منابع تاریخ برمی‌آید، عرب‌هایی بودند که از شبه‌جزیره به آنجا مهاجرت کرده بودند. آنها در این دوره شروع به سوءاستفاده از مردم و سیطره‌جویی بر آنان کردند و در صدد برآمدند که برتری خود بر دیگران را به اثبات برسانند تا از این راه، اشغالگری و سیطره‌جویی خود را توجیه کنند و خلأ روحی ناشی از عقده‌های روانی را پر کنند؛ عقده‌هایی که در دوره گذشته از آن رنج می‌بردند. آنان در این دوره، تاریخ و اعتقادات خود را پایه‌گذاری کردند و طبیعتاً این کاری زیربنایی بود. آنان چطور می‌توانستند خود را برتر از دیگران بدانند؟ شریعت داشتند. همه می‌دانند آنان به خدای یگانه ایمان داشتند و به این ایمان افتخار می‌کردند. ملت‌هایی که در فلسطین و منطقه خاورمیانه و لبنان و سوریه زندگی می‌کردند نیز به خدای یگانه ایمان داشتند. آنان خدای یگانه خود را «ایل» می‌نامیدند. بنابر این، خدای آنان یکی بود و هیچکس بر دیگری برتری نداشت. آنان در ابتدا در آموزه‌های خود کلمه «ایل» را به کار می‌بردند و حتی کلمه اسرائیل و نام بسیاری از فرشتگان همچون اسرافیل نیز برگرفته از همین کلمه ایل است. اما در صدد برآمدند که خود را بطور کامل از دیگر مردم جدا کنند و برای خود امتیاز قایل شدند و خدای یگانه خود را «یهوه» نامیدند. با این روش، آنان خود را بطور کامل از مردم جدا کردند و ملت برگزیده خداوند خواندند و دیگران را انسان‌های درجه دو تلقی کردند. به دیگر سخن، خود را آفریدگان خدای یعقوب، خدای اسرائیل، به شمار آوردند. پس از این مرحله که آنان خود را از جهت آفرینش و نژاد، برتر از دیگر انسان‌ها دانستند، مشکل پا گرفت و سبب شد آنان در کمین فرصت باشند تا ثروت فرزندانِ آدم از هر نوع و هر جنسی را غارت و آنان را تحقیر کنند و به مثابه ابزارهایی برای خوشبخت کردن فرزندان اسرائیل به کارگیرند. در تاریخ صدها مورد از ستمگری آنان در حق افراد بیگناه و اشغال آنان ثبت شده است. در دوره‌ای که منطقه خاورمیانه در اشغال بیگانه بود و قرآن نیز در سوره روم با آیات غُلِبَتِ الرُّومُ فِی أدنَی الأرض وَهُم مِن بَعدِ غَلَبهم سَیغلِبُونَ.[۲] از آن یاد کرده است، آنان با استعمارگران و حاکمان هم‌پیمان شدند و ده‌ها هزار نفر از مسیحیان را به قتل رساندند که اکثریت مردم منطقه را تشکیل می‌دادند. آنان تلاش کردند که از طریق آموزه‌های مقدس، مطالب خرافی و انحرافی بسیاری‌را در آموزه‌های دین مسیحیت وارد کنند. در مورد اسلام نیز همین روش را در پیش گرفتند. در تاریخ صدر اسلام و پس از هجرت پیامبر (ص) شاهد توطئه‌چینی‌ها و خطرآفرینی‌های متعدد آنان هستیم. خطر آنان در ماجرای احزاب به اوج خود رسید. وقتی احزاب و مشرکان شهر مدینه را محاصره کرده بودند، آنان بر ضد مسلمانان توطئه چیدند، ولی خداوند به پیامبر خود لطف کرد و پیامبر نیز با تیزبینی شگفت‌انگیز خود بر این مشکل چیره شد و از این توطئه خطرناک نجات یافت. یهود چندین بار برای کشتن رسول اکرم (ص) نقشه کشیدند و حتی در بسیاری از اخبار آمده است که پیامبر (ص) با غذایی که زنی یهودی برای ایشان آورده بود، مسموم شدند و در اثر آن از دنیا رفتند. پس از زمان پیامبر نیز تلاش کردند که بسیاری از خرافات و عقاید خود را در آموزه‌های اسلامی وارد کنند. ما در علومی همچون فقه و تاریخ و تفسیر و به ویژه در بحث قصص‌الانبیاء با هزاران روایتی روبرو هستیم که فقها یا علمای اسلام آنها را «اسرائیلیات» می‌نامند. این دسته از روایات، مجتهدان و فقیهان و پژوهشگران را با مشکل روبرو کرده است. روشن است که همه این اقدامات و رفتارهای یهود نتیجه تفکری است که در آغازِ خروج آنان از مصر و طی سرگردانی در صحرای سینا و ورود به فلسطین شکل گرفت و از آنان گروهی منحرف پدید آورد. همه رفتارهای یهود ریشه در آن دوره زمانی دارد. بدین‌ترتیب، می‌توان دریافت که چرا موضع پیامبران و صالحان و همه گذشتگان درباره آنان منفی بوده است. حضرت مسیح (ع) بارها بر ناراحتی خود از آنان تأکید کرده و از جمله فرموده است: «ای اورشلیم، ای کشنده پیامبران!» و در جای دیگر فرموده است: «قدس را به دست سگان و خوکان ندهید.» این موضوع حضرت مسیح ناشی از احساس و گرایش این نژادِ منحرف است. به یاد دارم که حضرت مسیح در جایی دیگر وقتی صرافان و تاجران را از هیکل بیرون کرد، فرمود: «اینجا خانه پدر من و محل عبادت است و شما آن را به غاری برای دزدان تبدیل کرده‌اید.» در قرآن کریم نیز تأکیدهای فراوانی درباره آنان وجود دارد. اولا، پیامبر (ص) فرمان داد که یهودیان را از شبه‌جزیره بیرون کنند. ثانیاً، در قرآن کریم در سوره جمعه، سوره‌ای که هر مسلمانی در نمازجمعه آن را می‌خواند، دو عبارت شبیه به یکدیگر آمده و در هر دو، یهود ستمگر شمرده شده است: قَل یا أیهَا الَّذِینَ هادُوا إِن زَعَمتُم انَّکُم أولِیاءُ للهِ مِن دُونِ النّاس فَتَمَنَّوُا المَوتَ إِن کُنتُم صَادِقِینَ. وَ لا یتَمَنَّونَهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَت أیدِیهم وَ اللهُ عَلِیمٌ بالظَالِمِینَ.[۳] مسلمانان باید این سوره را هر جمعه در نمازجمعه بخوانند تا به آنان تأکید شود که «یهودیان ستمگرند». موضع قرآن کریم در برابر ستمگر مشخص است. قرآن تأکید می‌کند: وَ لا تَرکَنُوا إِلَی الّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ.[۴] در آیه‌ای دیگر از سوره جمعه، قرآن دوباره تأکید می‌کند: مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوراةَ ثُمَّ لَم یَحمِلُوهَا کَمَثَل الحِمارِ یَحمِلُ أسفَاراً بِئْسَ مَثَلُ القَومِ الَّذِینَ کَذّبوا بآیاتِ اللهِ وَ اللهُ لا یَهدِی القَومَ الظَالِمِینَ.[۵] بر این اساس، می‌توان دریافت که چرا تا این حد بر دوری کردن از یهود و پرهیز از این نژادپرستی طغیانگر و خطرناک برای بشریت تأکید شده است. همچنین، می‌توان دریافت که چرا صالحان و پیشوایان همواره از سیطره آنان جلوگیری می‌کرده و از خطرها و توطئه‌چینی آنان بر حذر بوده‌اند. یهودیان از این نظر نیز در طول تاریخ زیر فشار بوده‌اند، زیرا آنان در هر کشوری که زندگی می‌کردند، حس میهن‌دوستی درباره آن نداشتند. متأسفانه، این برخورد عمیق و دامنه‌دار در طول تاریخ که زاییده این نژاد است، در وضع کنونی شبیه سرطان است، یعنی همچون سلولی است که رشد آن به زیان دیگر سلول‌های بدن است. در تاریخ همواره از آنان دوری می‌شد تا این که متأسفانه ما گرفتار آنان شدیم. اولا، گرفتار نقشه‌های صهیونیستی شدیم که کتاب پروتکل‌های دانشمندان صهیون[۶] از آن پرده برداشته است. از همه شما خواهش می‌کنم این کتاب را بخوانید. این کتاب نشان می‌دهد که یهودیان در \[جریان\] فسادانگیزی در دنیا و دور شدن دنیا از دین و سیطره‌جویی در دنیا و بسیاری دیگر از اقدامات ویرانگر در دنیا هستند. امروزه، درباره این نقشه‌ها چند کتاب نوشته شده است. آمارها نیز نشان می‌دهد که بیشترین سهم در تجارت شراب و بیشترین نقش در فاسد کردن دنیا و بیشترین شرکت‌هایی که فیلم‌های مبتذل و فاسد تولید می‌کنند و دیگر ابزارهایی که برای نابودی بشریت و هرزه کردن جوانان از دختر و پسر به کار گرفته می‌شود، از آنِ یهود است. آنان افکارِ ویرانگر بسیاری دارند که آنها را در قالب اندیشه‌های فلسفی و اجتماعی در دنیا منتشر می‌کنند. من شخصاً اطلاع دارم که در برخی کشورها، برای نمونه در استرالیا، با آموزش دین مسیحیت در مدارس مبارزه می‌کنند، زیرا می‌خواهند مردم را از دین دور کنند. در ایالات متحده نیز به نام «کمیته دفاع از آزادی» اعتراض کردند که چرا یک نظامی وقتی لباس فرم دریافت می‌کند یا یک افسر درجه می‌گیرد، وادار می‌شود که سوگند بخورد و برای او فضایی شبه‌دینی ایجاد می‌شود؟ این گونه اقدامات در گوشه و کنار جهان بیانگر آن است که یهودیان همچنان برای دور کردن مردم از ایمان و اخلاق تلاش می‌کنند و می‌خواهند همه مردم، جز خودشان، از این عرصه دور شوند. آنان با همه توان، دین و شعایر و مسائل نژادپرستانه خود را تقویت می‌کنند. شنیدم که دختر یکی از رؤسای بلندپایه از یک دختر اسرائیلی پرسیده است: در جنگ چه چیزهایی به همراه داشتی؟ گفت: تورات و کیف زنانه و تفنگ. متأسفانه، این رژیمِ خطرناک به این شکل در قلب جهان به وجود آمد و خطرها و طمع‌ورزی‌های آن برای همه روشن است. پس از این مقدم، دوست دارم تأکید کنم که خطر اسرائیل تنها به فلسطین یا بخش‌هایی از جهان عرب که در حال حاضر اشغال شده‌اند، محدود نمی‌شود، بلکه دامنه آن چنان گسترده است که همه مناطق شرق و حتی غرب را نیز تهدید می‌کند؛ ولی متأسفانه حماقتِ جهانی ناشی از غروری که در برخی دولت‌های استعمارگر وجود دارد، عملاً مانع از آن است که ابعاد این حقیت درک شود. شاید گمان می‌برند هر لحظه که بخواهند می‌توانند اسرائیل را سرجای خود بنشانند، ولی همه اینها خیال باطل است. ما نیز در گذشته چنین خیال می‌کردیم و این خطای تاریخ در این منطقه اتفاق افتاد و اکنون خطر به مناطق نزدیک و از جمله جنوب لبنان رسیده است؛ منطقه‌ای که دوست دارم درباره آن برای برادرانم در این کشور صحبت کنم و تلاش می‌کنم که در این سخنان، واقعیت را در برابر چشمان‌شان به تصویر بکشم. اسرائیل به چند علت چشم طمع به جنوب لبنان دارد: ۱. منطقه جنوب لبنان به سبب کوه‌های بلند و دشت‌ها و دژهایی که دارد، منطقه‌ای بزرگ و راهبردی از نظر هجومی و دفاعی به شمار می‌آید و در واقع، برای جهان عرب هیچ منطقه راهبردی در این سطح باقی نمانده است. ۲. آب موجود در جنوب لبنان ثروت بزرگی است و اسرائیل به این ثروت چشم طمع دوخته، همان گونه که به همه ثروت‌های جهان چشم طمع دارد. بنا بر برخی آمارها، میانگین سالانه آب در جنوب، در برخی سال‌ها از هشتصد میلیون متر مکعب فراتر می‌رود و به یک میلیارد متر مکعب می‌رسد و میانگین آب سالانه رودخانه لیطانی و شاخه‌های آن بین پانصد تا ششصد میلیون متر مکعب است. طبیعتاً، اسرائیل به این آب‌ها به طور آشکار چشم طمع دارد. ۳. حاصلخیزی این منطقه و برخی ویژگی‌های دیگر نیز سبب فزونی طمع اسرائیل به این منطقه شده است. بدون شک، این طمع‌ورزی‌ها در جنوب متوقف نمی‌شود و گسترش می‌یابد، زیرا هر اندازه قدرت این دشمن افزایش یابد، طمع‌های او نیز بیشتر می‌شود. در برابر این طمع‌ها که برخاسته از نژادپرستی دینی و کینه‌های عمیق و دراز تاریخی است، ما فقط تماشاچی هستیم. درست است که بسیاری از فرزندان عرب و بسیاری از دوستداران آنان در دنیا به این مسئله پرداخته‌اند، ولی من فکر می‌کنم که این کار باید جدی‌تر و دقیق‌تر و پرتحرک‌تر از وضع کنونی دنبال شود. اگر یکی از ما احساس کند که خطر مستقیماً او یا خانه یا فرزندان یا آینده او را تهدید می‌کند، بالطبع، با تمام وجود حرکت می‌کند. اما حرکت ما کمتر از حد توانمندی‌های ماست و حتی به نظر من کمتر از یک چهارم توانمندی‌های ماست. ملت و دولت کویت به طور خاص تلاش می‌کند که خدمات فراوان و بزرگی به میدان نبرد تقدیم کند، خواه از نظر مشارکت سخاوتمندانه در دفاع سازمان‌یافته عربی از راه شرکت در مسلح‌سازی و تأمین سرمایه بسیاری از ارتش‌های عربی، و خواه از راه مشارکت در سازمان‌های مقاومت فلسطینی، که امیدواریم ان شاء الله گسترش یابد و شکوفا شود و سازماندهی گردد و ارتقا یابد. در واقع، تنها راه‌حل مشکل فلسطین همین سازمان‌ها است. ظاهراً مسئله مقاومت فلسطین به حال خود باقی است، زیرا بحث درباره راه حل سیاسی و نظامی مختص به سرزمین‌های عربی غیر از فلسطین است و از نظر دنیا مسئله فلسطین تمام شده است. در هر حال، کویت مشارکت فعالی در این زمینه دارد، ولی ما به کویت و غیرکویت در همه زمینه‌ها بسیار بسیار بیشتر از این امید بسته‌ایم؛ نه تنها در زمینه مشارکت مالی، که در زمینه تبلیغاتی و حتی در زمینه فعالیت‌های فردی نیز باید کمک کنند ما نیز نباید تنها تماشاچی فعالیت دولت‌ها و ارتش باشیم. هر یک از ما، از علمای دین گرفته تا افراد دارای ارتباط و نفوذ بین‌المللی، می‌توانیم فعالیتی گسترده در این خصوص داشته باشیم. در هر حال، در این اوضاع و احوال دشوار باید ابعاد خطر را درک کنیم و حتماً این ابعاد را با عقل و دلمان درک می‌کنیم و برای ادای این امانت از همه ابزارهایی که خداوند سبحان در اختیار ما قرار داده است، بهره خواهیم برد؛ زیرا یهود که در طول تاریخ هیچ کیان و حکومتی نداشتند، توانستند بر بسیاری از مناطق جهان سیطره پیدا کنند. فرانکلین، بنیانگذار ایالات متحده، در ابتدای به دست گرفتن حکومت پس از استقلال آمریکا، در سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا گفت: خدا را شکر کنید که در میان شما یهودی وجود ندارد، و گر نه یا شما یا فرزندانتان مستعمره آنان می‌شدید. یهودیان علیرغم آن که در ایالات متحده نبودند، توانستند با توطئه و نیرنگ بر بخش بزرگی از افکار عمومی و امور حیاتی ایالات متحده تسلط پیدا کنند و بنابر این، اکنون که حکومت تشکیل داده‌اند، خطرشان بزرگتر و حساس‌تر و فراگیرتر است و ما نیز باید آماده باشیم. ولی، در عین حال، ما در برابر این خطر بزرگ تردیدی نداریم که امید نیز بزرگ است، زیرا ممکن نیست انسان مؤمن احساس ناامیدی کند. امید همزاد ایمان به خداوند است و این حقیقت روشنی است، به ویژه آن که قرآن کریم تأکید می‌کند که خداوند متعال حق است و همو آسمان‌ها و زمین و هرآنچه میان آن دو است را آفریده و همو به حق و به عدالت بر هستی حکم می‌راند و زمین را برای بندگان شایسته‌اش به ارث می‌گذارد و آینده از آن نیکوکاران است: وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُم وَ عَمِلَوا الصّالِحاتِ لَیستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرض کَما استَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهم.[۷] بر این اساس، امید همزاد ایمان است و ما تردید نداریم که پیروزی نهایی از آنِ جبهه حق است، ولی ما باید در مسیر حق باشیم و حرکت خود را در مسیر حق تقویت و همه توان خود را در این راه بسیج کنیم. من هر اندازه درباره این واقعیت دردناک و امیدهایی که داریم سخن بگویم، باز نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم. خدا را سپاسگزارم که تا حدی موفق شدم با برادران عزیزم صحبت کنم. از خداوند متعال می‌خواهم که همه آنان را موفق گرداند و از همه دستگیری کند، زیرا ما در لبنان احساس می‌کنیم که کویت خواهری غمخوار و همیار برای لبنان است و آبادانی و شکوفایی کویت، عمران و شکوفایی ماست؛ قدرت کویت قدرت ماست. من فکر می‌کنم که این احساس دوسویه است و تلاش خواهم کرد که عواطف و احساساتی را که در اینجا مشاهده کردم، برای مردم لبنان بازگو کنم و در آینده با امید و اطمینانی بیشتر بازگردم. خداوند متعال بهترین سرپرست و بهترین یاری‌رسان است. **پاورقی‌ها:** [۱] سوره قصص، آیه ۴: فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت. فرقه‌ای را زبون می‌داشت و پسرانش را می‌کشت و زنانشان را زنده می‌گذاشت. [۲] سوره روم، آیات ۲، ۳: رومیان مغلوب شدند، در نزدیک این سرزمین. و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد. [۳] سوره جمعه، آیات ۶، ۷: بگو: ای قوم یهود، هرگاه می‌پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست می‌گویید و آنان به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شده‌اند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد و خدا به ستمکاران داناست. [۴] سوره هود، آیه ۱۱۳: به ستمکاران میل نکنید، که آتش بسوزاندتان. [۵] سوره جمعه، آیه ۵: مَثل کسانی که تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمی‌کنند، مَثل آن خر است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند. بد مَثلی است مَثل مردمی که آیات خدا را دروغ می‌شمرده‌اند و خدا ستمکاران را هدایت نمی‌کند. [۶] این کتاب با این مشخصات به زبان فارسی ترجمه شده است: عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشمندان صهیون، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۳. [۷] سوره نور، آیه ۵۵: خدا به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند، وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند، همچنان که مردمی را که پیش از آن بوده‌اند، جانشین دیگران کرد.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مردم کویت, عموم مسلمانان
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)