کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
سخنرانی با اشاره به تاریخ استعمار و تلاش آن برای بدبین کردن ملتها به گذشته و هویت خود آغاز میشود. سپس به دوران پهلوی و وابستگی حکومت به بیگانگان اشاره شده و این وضعیت را ضد عزت ملی توصیف میکند. در ادامه، انقلاب اسلامی را عامل بازگشت عزت ملی و خودباوری به مردم ایران معرفی میکند و بر اهمیت حفظ این عزت از طریق ایمان، عمل، ابتکار و وحدت تأکید دارد. در بخش پایانی، به خطر تفرقهافکنی مذهبی بین شیعه و سنی پرداخته و عاملان آن را مزدوران دشمن، چه آگاه و چه ناآگاه، معرفی میکند. همچنین، اهانت به مقدسات اهل سنت توسط شیعیان و تکفیر شیعه و سنی محب اهلبیت توسط وهابیت و سلفیها را حرام شرعی و خلاف قانون میداند و بر لزوم حفظ وحدت و همدلی در میان ملت ایران تأکید میکند.
متن کامل گزارش
استعمارگران از قرنهای شانزده و هفده که وارد سرزمینهای شرق - از جمله سرزمینهای اسلامی - شدند، برای اینکه بتوانند کاملاً کمند اسارت را به دست و پای این ملتها ببندند و آنها را اسیر خود بکنند، شروع کردند آنها را نسبت به گذشته خود، نسبت به داشتههای خود، نسبت به مذهب خود، نسبت به آداب خود و نسبت به لباس خود بدبین کردن. اینها عبرتآموز است. کار به جایی رسید که در اوائل مشروطیت در این کشور، یک روشنفکر[۱] گفت: «ایرانی باید از سر تا به پا فرنگی بشود!» یعنی دینش را، اخلاقش را، لباسش را، خطش را، گذشتهاش را و مفاخرش را کنار بگذارد و فراموش بکند؛ اما فرهنگ غربی، آداب غربی، رسوم غربی، تفکر غربی و روش و منش غربی را بپذیرد! اینجور اعلان کردند.
این فریاد مذلتبار را در کشور ما آن کسانی که به دین پشت کرده بودند، سر دادند. معلوم است؛ وقتی یک کشوری همه چیز خود را از دست داد و از درون تهی شد، استعمار انگلیس به راحتی میتواند بر همه چیز او - نفت او، ارتش او، دارایی او، دستگاه سیاسی او - تسلط پیدا کند. کار در دوران پهلوی به جایی رسیده بود که شاه خائن برای اینکه فلان کس را به عنوان نخستوزیر تعیین بکند، مجبور بود با سفیر انگلیس - و بعدها با سفیر آمریکا - در میان بگذارد و در واقع از او اجازه بگیرد. این تاریخ دردبار گذشته ماست. این ضد عزت ملی است. حکومتهای دیکتاتوری وابسته و فاسد، ملت ایران را از اریکه عزت فرود آوردند؛ نه علم او را توسعه دادند، نه دنیای او را درست کردند، بلکه آخرتش را هم از او گرفتند و لباس اسارت بر او پوشاندند. انقلاب اسلامی در مقابل یک چنین وضعیتی قیام کرد. در مقابل یک چنین مصیبت بزرگی انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ایستاد و ملت ایران خون خود را در این راه نثار کرد و به پیروزی رسید.
وقتی یک چنین روحیهای در میان مردمی حاکم شد، دستگاه سیاسی آن کشور و آن ملت هم به طور طبیعی نوکر مآب میشود: در مقابل مردم خود مثل سگ درنده و گرگ خونخوار، اما در مقابل دشمنان مثل برهی رام؛ «اَسشدٌ عَلَیّ وَ فِی الحُرُوب نَعامَةٌ»[۲]. همان رضاخانی که بخصوص در نیمه دوم سلطنتش آنجور با مردم خود با خشونت رفتار کرده بود - که مردم جرئت نفس کشیدن نداشتند؛ توی خانههای خودشان پدر به فرزند و فرزند به پدر اعتماد نمیکرد - در مقابل یک پیغام ساده انگلیسیها که گفتند «باید از سلطنت کناره بگیری»، مثل موش مرده از سلطنت کناره گرفت و از کشور خارج شد! همین طور محمد رضا پهلوی؛ او در سالهای دهه چهل و پنجاه، شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادیخواهان - خشن، بدون اندک ملاحظهای از مردم - وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع میکرد و از آنها حرف میشنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومتِ یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.
یکی از اساسیترین قلمهایی که انقلاب اسلامی به ما ملت ایران عطا کرد، احساس عزت بود. امام بزرگوار ما مظهر عزت بود. آن روزی که امام علناً فرمود: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، اوج اقتدار سیاسی و نظامی آمریکا در دنیا بود. امام احساس عزت را به این مردم برگرداند و انقلاب، احساس عزت را به ملت ایران برگرداند. امروز ایرانی به ایرانی بودن خود و به مسلمان بودن خود افتخار میکند. امروز قدرتمندان عالَم هم اعتراف میکنند که در مقابل ملت ایران، تهدید آنها، قدرت نظامی آنها و تبلیغات سیاسی آنها هیچ تأثیری ندارد. ملت ایران راهی و هدفی را که انتخاب کرد، با قدرت تمام خواهد رفت و به آن هدف خواهد رسید. آنچه مهم است حفظ این عزت ملی است. برادران و خواهران من! مردم عزیز کردستان و ملت بزرگ ایران! این را همه باید توجه کنیم، این عزت ملی را باید حفظ کنیم. عزت ملی فقط با زبان و با ادعا و با شعار حفظ نمیشود. امروز اگر ملت ایران عزیز است و در سیاستهای بزرگ جهانی دارای نفوذ است، علتش در ایمان او، و در عمل و ابتکار او، و در اقدام شجاعانه او، و در وحدت و یکپارچگی اوست. هر کدام از این عوامل را که از دست بدهیم، عزت ما دچار تهدید میشود. اگر ما وحدت خودمان را از دست بدهیم، اگر ایمان خودمان را از دست بدهیم، اگر روحیه کار و تلاش خودمان را - که بحمد الله امروز در مجموعه عظیم ملت، بخصوص در نسل جوان محسوس است - از دست بدهیم، عزتمان را از دست خواهیم داد. این یک نقطه اساسی برای تحلیل حوادث سیاسی - بخصوص برای جوانها - است.
شما نگاه کنید ببینید آن کسانی که میخواهند وحدت ملت ایران را بهم بزنند، کیا هستند؟ بدانید که اینها عوامل دشمناند؛ یا خودشان از متن دشمن دارند حرف میزنند، یا سرانگشت دشمناند؛ برو برگرد ندارد. آن کسی که ندای تفرقه بین شیعه و سُنی را سر میدهد و به بهانه مذهب، میخواهد وحدت ملی را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سُنی، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهی بعضیها مزدور دشمناند و خودشان نمیدانند. خیلی از این مردم بیچاره بیخبر سلفی و وهابی که به وسیله دلارهای نفتی تغذیه میشوند تا بروند در اینجا و آنجا عملهای تروریستی انجام بدهند - در عراق یکجور، در افغانستان یکجور، در پاکستان یکجور، در نقاط دیگر یکجور - نمیدانند که مزدور دشمناند. آن مرد شیعی هم که میرود به مقدسات اهلسنت اهانت میکند و دشنام میدهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه میکند. من عرض میکنم: عوامل اصلی دشمناناند. بعضی از این سرانگشتان - هم در بین اهلسنت، هم در بین شیعه - غافلند، نمیدانند و نمیفهمند چکار میکنند؛ نمیدانند برای دشمن دارند کار میکنند.
چند سال قبل از این، در منطقه کُردی، یک عالم روشنبین در نماز جمعه سخنرانی کرد. گمانم قسم خورد - اینجور به ذهنم است، چون سالها گذشته است- گفت: والله آن کسانی که میآیند پیش شیعه، بغض و کینه سُنی را در دل او وارد میکنند و میروند پیش سنی، بغض و کینه شیعه را در دل او وارد میکنند، اینها نه شیعه هستند، نه سنی؛ نه شیعه را دوست دارند، نه سنی را؛ با اسلام دشمناند. البته نمیدانند؛ خیلیهاشان نمیفهمند و این مایه تأسف است که چرا نمیفهمند. امروز این جماعت وهابی و سلفی، شیعه را کافر میداند؛ سنی محب اهلبیت را هم کافر میداند؛ سنی پیرو طریقههای عرفانی و قادری را هم کافر میداند! این فکر غلط از کجا سرچشمه میگیرد؟ همه مردم شیعه در سراسر دنیا، مردم سُنی شافعی در شمال آفریقا، یا مالکی در کشورهای آفریقای مرکزی - که اینها محب و دوستدار اهلبیتاند؛ طریقههای عرفانی اینها به اهلبیت منتهی میشود - کافرند؛ چرا؟ چون به مرقد حسین بن علی در قاهره احترام میگذارند و مسجد رأسالحسین را مورد تقدیس قرار میدهند؛ به این جهت اینها کافرند! شیعه که کافر است؛ سنی سقّزی و سنندجی و مریوانی هم اگر با طریقه قادری یا نقشبندی ارتباط داشته باشد، او هم کافر است! این فکر، چه فکری است؟ چرا با این فکر غلط و شوم، بین برادران مسلمان اختلاف ایجاد بشود؟ به آن شیعهای هم که از روی نادانی و غفلت، یا گاهی از روی غرض - این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئلهشان مسئله نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند - به مقدسات اهل سنت اهانت میکند، عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است.
عزیزان من! همه ملت ایران! وحدتتان را قدر بدانید. این اتحاد برای این کشور، اتحاد بسیار پرشکوه و پربرکتی است. اتحاد را قدر بدانید، همدلی را قدر بدانید، همکاری را قدر بدانید، همراهی دولت با ملت را قدر بدانید، مردمدوستی دولت را قدر بدانید. دولت هم ایمان مردم را، حماسه مردم را، شور و شوق جوانان را و روح ابتکار و فعالیت و کارآفرینی را در نسلهای رو به رشد این کشور قدر بداند و از این نیروها استفاده کند که ان شاء الله همین جور هم خواهد شد.
**پاورقیها:**
[۱] سیدحسن تقیزاده
[۲] برای من شیر است و در جنگ، شترمرغ.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مردم کردستان, ملت ایران
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
.png&w=3840&q=75)