کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
عملیات والفجر ۸ نقطه عطفی در جنگ است که با موفقیت در فریب سیستمهای جاسوسی جهانی و منطقهای، توانایی ایران را در غافلگیری دشمن نشان داد. این عملیات آبی-خاکی در شرایط جغرافیایی دشوار اروندرود و استحکامات دفاعی عراق، با تکیه بر نیروهای مردمی و ابتکارات داخلی به پیروزی رسید. انتخاب زمان و مکان عملیات، با هدف قطع دسترسی عراق به دریا، پاسخ به شرارتهای نفتی و دریایی عراق و اخطار به کشورهای حامی صدام صورت گرفت. عملیات والفجر ۸ خسارات سنگینی به نیروی هوایی و زرهی عراق وارد کرد و هماهنگی بینظیر نیروهای نظامی و پشتیبانی مردمی و حضور روحانیت در جبههها را به نمایش گذاشت. این پیروزی، دروغگوییهای تبلیغاتی عراق و حامیانش را برملا کرد و بر لزوم آمادگی دائمی نیروها برای ادامه مبارزه تأکید شد.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر میرسد که جنگ به آن مقطعی که حالت داغی خودش را باید بگیرد و سرنوشت مسائل و منطقه را شروع کند رسیده باشد یا در آستانه این مرحله باشیم. «عملیات والفجر ۸» پیشدرآمد خوبی برای این مرحله است؛ گرچه خود این عملیات متکی به یک دوره چند ماهه و مسائل سیاسی، اجتماعی و نظامی بود که در منطقه واقع شد و خود ملت ما از پایههای اصلی پیش آمدن چنین وضعی بودند. در این عملیات از لحاظ زمانی و از لحاظ مکانی و از لحاظ شرایط و مقدمات، چند نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد.
از لحاظ مقدمات، یک نکته بسیار مهم که از دستاوردهای این حمله است، خنثی کردن قدرتهای جاسوسی دنیا و منطقه و داخلی است که این بسیار قابل توجه است و بیشتر از خود موفقیتهای نظامی باید روی آن حساب کنیم. شماها میدانید که الان چندین ماهواره در فضا در حال پرواز است و روزانه چند بار دنیا را دور میزند و دوربینهای این ماهوارهها آنقدر دقیق از زمین عکس میگیرند که تمام شرایط زمین را میتوانند منعکس کنند.
عکسهای ماهوارهای دیدنی است! هرچه ببینند در عکس نشان میدهند؛ حتی یک بوته کوچک روی زمین و سنگهای کوچک را نشان میدهند. گودالهای چند سانتی را مشخص میکند؛ گیاهها، کویرها، درختها، باتلاقها، آدمها، ماشینها - حتی میگویند اگر دقت شود، شماره ماشینها - را هم نشان میدهد. این مقدار عکسهای ماهوارهای دقیق است! آمریکا تعداد زیادی از اینها را در اختیار دارد و دستگاه جاسوسی آمریکا این اطلاعات را مستقیم و یا غیرمستقیم در اختیار حزب بعث قرار میدهد که در جنگ علیه ما استفاده بکند. این یک موضوع.
موضوع دیگر آواکسهای عربستان سعودی است که در نزدیک فضای ما پرواز میکنند. آنها منطقه جنوب را به خوبی میپوشانند، تمام حرکتهای رزمندگان ما را در منطقه جنوب، رادارهای آنها میگیرند و تحقیقاً در اختیار عراق قرار میدهند.
عراق مدعی است که از جاسوسانی در ایران استفاه میکند و کسانی را ما میدانیم مثل سلطنتطلبها، خلق عرب [۱] در خوزستان، منافقین و سایر افرادی که اسم اسلامی هم روی خودشان گذاشتهاند و سایر جریانهای این جوری که الان دربست مزدور استکبار جهانی و حقوقبگیر هستند. همین الان منافقین مأموریتشان این شده است که این قضیه هواپیمای کشوری را که عراق زده [۲]، به یک صورتی لوث کنند که در دنیا ما نتوانیم استفاده تبلیغی از آن بکنیم. اینها اینقدر جنایتکارند! این مجموعه اطلاعاتی دشمن دستاندرکار است که ما هر جا خواستیم عملیات انجام دهیم، کشف کند و به عراق بگوید. شما فکر کنید یک عملیاتی از این نوع عملیاتی که انجام شد که عده زیادی نیروی مسلح را باید ببرد در جبهه و آنها را تدارک کند، مهمات میخواهند، اسلحه، توپخانه، تانک، بولدوزر، لودر، توپهای ضدهوایی و تدارکات غذایی میخواهند (صحبت صد نفر و هزار نفر نیست، صحبت صدها هزار نفر است)، اینها باید در نقطهای متمرکز بشوند تا در لحظه معینی به صف دشمن حمله کنند؛ چگونه میشود اینها تدارک بشوند و با این همه تشکیلات جاسوسی که به نفع عراق کار میکند، عراق نتواند مطلب جدی از آن درک کند؟ موفقیت گمراه کردن چشمهای جاسوسی دنیا که از دستاوردهای این عملیات بود، از افتخارات بسیار بزرگ رزمندگان ماست که حفاظت - اطلاعات جنگ توانست در این مرحله این کار را بکند. امروز تحقیقاً ماهوارهها شکست خوردهاند، جاسوسهای بینالمللی شکست خوردهاند، جاسوسهای داخلی شکست خوردهاند و باید در مسائل خودشان تجدید نظر کنند!
تمامشان آنقدر گمراه بودند که وقتی نیروهای ما به صف دشمن حمله کردند، آن افسرانی که برای بازرسی سنگرها آمده بودند و همان جا اسیر شدند، اعتراف کردند (که اعترافات آنها را در صدا و سیما شنیدید)، اینها گفتند: ما آنقدر غافل بودیم که یک مقدار از توپهای اینجا را فرستادیم برای جاهای دیگر که فکر میکردیم آنجاها جنگ است! به نیروهایشان در همان شب مرخصی داده بودند و افسری که اسیر شده بود، گفته: مرخصی خودم را نوشته بودم که ۲۴ ساعت دیگر از اینجا بروم! این حرکت، خیلی چیزها را فهماند؛ استکبار را مأیوس کرد که خیال میکرد در ارتش ما، در سپاه ما، در بسیج و در مردم پشت جبهه ما نفوذ دارد! تمام عوامل جاسوسی که عمری مزد گرفته بودند و جاسوسی کرده بودند، الان باید به استکبار جهانی جواب بدهند که کجا بودند که این کار انجام شد!! از طرفی ما یک اطمینان نیرومندی به فرماندههانمان، مسئولان جنگمان و بسیاری از کسانی که در جریان این جنگ بودند، پیدا کردهایم. اینها مدتهاست مطلع هستند که چه کار میخواهد بشود و سلامت اینها برای ما، با این عملیات و با این غافلگیری که انجام گرفت، تضمین شد. این یک دستاورد بسیار باارزشی قبل از این حرکت است. یک بخش هم از اهمیت خود عملیات عرض میکنم، بعد دستاوردهای این عملیات را خدمت شما میگویم.
این عملیات واقعاً مشکل بود؛ یعنی، جزو مشکلترین حملههای دنیاست، با کیفیتی که بود. اولاً، حمله آبی- خاکی است و امروز حملههای آبی- خاکی متکی به مدرنترین تسلیحات دنیاست که فقط در اختیار دو سه قدرت دنیایی است (بقیه [کشورها] چیزهایی دارند، دست سوم و چهارم و از رده خارج شده) این عملیات، آن هم از طرف ملتی انجام شد که مورد بایکوت دنیاست و حتی آن اسلحههای ابتدایی آبی-خاکی که در اختیار دارد، به خاطر بایکوتی که هست، نمیتواند آن کارایی لازم را داشته باشد و بیشتر متکی به نیروهای مردمی و ابتکارات مردم و همین نیروهای بسیجی، همین «راهیان کربلا» است که آنها خیال میکنند سربازان تعلیم ندیده هستند.
یک قسمت این عملیات را در نظر بگیرید. این رودخانهای که ما عبور کردیم، شطالعرب و یا اروندرود، معدل عرض در این نقطهای که ما رفتیم، ۱۰۰۰ متر است. بعضی جاها ۱۸۰۰ متر؛ یعنی حدود دو کیلومتر و بعضی جاها کمتر، ۶۰۰-۷۰۰ متر. مثل روخانه کرج، آب به صورت عادی نیست که شما دارید میبینید که مثلاً آب به صورت عادی در حال عبور است، اینجوری نیست. رودخانهای است متصل به دریا و جزر و مد دریا در آن بسیار فعال است. در یک شبانه روز، چهار بار جزر و مد در این رودخانه فعال است (۶ ساعت جزر و ۶ ساعت مد، دوباره ۶ ساعت جزر و بعد ۶ ساعت مد) و در حالت جزر، آب با سرعت خیلی زیادی از بالا به پایین میآید و در حالت مد با سرعت زیادی آب به طرف بالا میرود و فقط در فاصله جزر و مد، سه ربع ساعتی آب ساکن است. در شرایط مد، عرض رودخانه دو برابر شرایط جزر میشود؛ چون آب بالا میآید. وقتی جزر میشود، آب از دو طرف پایین میآید و حدود ۱۰۰-۱۵۰ متر دو طرف رودخانه، باتلاق و لجنزار میشود که هیچ کس نمیتواند از آنجا عبور کند. اطراف این رودخانه (هم طرف ما و هم طرف عراق) نخلستان است و این نخلستانها با همین جزر و مدها آب میخورند. در شرایط عادی عبور کردن از این نخلستانها برای آدمهای معمولی کار بسیار مشکلی است؛ چون قدم به قدم جوی است و جویها پر از لجن است که در آن آب هم در رفت و آمد است. در شرایط عادی روز اگر به شما بگویند بیایید مثلاً دو کیلومتر در این نخلستانها بروید، بسیار کار دشواری است.
در طرف خود ما اینجا که منطقه نظامی نبوده، اصلاً جاده نیست و مخصوصاً مردم آبادان میدانند که پشت نخلستانها کویر است و وقتی که مقدار کمی باران میآید، آدم نمیتواند روی این زمین راه برود، چه برسد به این که با یک «خودرو» بخواهد راه برود. سه کیلومتر، چهار کیلومتر این طرف، نخلستان است و بعد طرف دشمن، آن سد خیالی که صدام این دو سه ماه اخیر روی آن مانور داده بود. ۵۰۰ کیلومتر سد ساختهاند و گفتهاند این سد یأجوج و مأجوج است و هیچ کس نمیتواند از آن عبور کند!
واقعاً خرج کردهاند؛ چیز عجیبی است! اگر انسان بداند چقدر خرج کردهاند. حدود ۵۰۰ کیلومتر تمام منطقه را سنگرسازی کردهاند و اکثرش را با بتن و با کیسههای شن، لب آب را از منطقه فاو تا العماره دیوار کشیدهاند! (خیلی راه طولانی است) پشت این را از دو سه ردیف نخل که عبور میکند، ۳۰۰ کیلومتر نخلها را کندهاند (حدود ۵۰۰ کیلومتر ضربدر ۳۰۰ متر) نخلهای مردم را از ریشه درآورده و زمین را صاف کردهاند به خاطر این که نیروهای زرهیشان بتوانند آمد و رفت کنند. فاصله سنگرها [با هم] ۳۵ تا ۵۰ متر است. حالا ما معدل را ۵۰ متر بگیریم. یک سنگر است که در آن سرباز مستقر است و بالای این سنگر به طرف رودخانه تیربار گذاشتهاند و جلوی سنگر در آب سرتاسر یک ردیف سیم خاردار است، بعد از این سیم خاردار، ابتکار جدیدی به کار بردهاند (که فکر میکنیم یا ابتکار اسرائیلیها است و یا آمریکاییها و نمیدانم اصل ابتکار از کجاست! یک چیزی به نام «خورشیدی»، شاید تا حالا در فیلمها نشان دادهاند، دیده باشید) آمدهاند با میلههای آهن که طولشان ۱/۵ متر است، به اندازه قد انسان متوسط، هشت پر درست کردهاند، وسط اینها را به صورت خورشید به هم جوش دادهاند که شعاعش را پخش میکند. گرد روی زمین و در آب پایههای آن را محکم کردهاند، یعنی دیوار یک متر و نیمی از این هشتپرها. دوم سیمخاردار و سوم آن سنگرهایی که عرض کردم، پشت سنگرها میخورد به آن جاده ۳۰۰ متری که روی آن نیروی مکانیزه باید باشد و بعد یک ردیف خاکریز. وقتی که از ۳ کیلومتری این نخلستانها عبور بکنیم، پشت آن یک خاکریز دیگر است که نیروهای اصلی عراق هم پشت آنها متمرکز هستند که اگر ما خط را شکستیم، آنها از آنجا جلوی ما را بگیرند. بعد که بالاتر میرویم، مراکز ضدهوایی است که قدم به قدم تپههای ۳ متری درست کرده و بالای اینها کار گذاشته بودند. آن چنان آنجا را محکم کرده بودند که بزرگترین ارتش دنیا هم آنجا را نمیتواند بگیرد. آن طرف آب هم که طرف خودشان (یعنی طرف کویت بود) در فیلم اگر دیده باشید، میلههای آهنی کجی را کار گذاشته بودند که ما از پشت با نیروهای دریایی نتوانیم حمله کنیم.
رادارهای «رازیت» که فرانسه در اختیار اینها گذاشته، در این سنگرهاست و این رادارها تا شعاع چند کیلومتری، حرکت انسان را میگیرد و خبر میدهد. حالا این استحکامات چگونه شکست؟ این طور هم نیست که این آب که عرض کردم، در اول و آخر رودخانه یک جور باشد. گاهی هست که اول رودخانه جزر است و آن جا هنوز مدش ادامه دارد (چون وقتی آب فرو میرود، تا وقتی بالا برود، دو سه ساعت طول میکشد). در ۲۵ کیلومتر از این منطقه در مدت مثلاً یک ربع ساعت، نیروهای ما همه این سد را شکستند و یک دفعه این سنگرها را فتح کردند و به صورت هجومی به طرف جنگلها و نخلستانها جلو رفتند.
اولین لحظهای را که آنجا زده شد، در نظر بگیرید، یعنی وقتی در اولین سنگر صدای انفجار بلند شد، همه میفهمند و غافلگیری تمام میشود. به گونهای باید این حمله اتفاق میافتاد که همه سنگرها با هم مورد هجوم قرار میگرفتند؛ چون اگر ۵ تا ۱۰ دقیقه اختلاف بود، بقیه میفهمیدند و آماده میشدند. در تاریکی شب این بچههای شما، همین «راهیان کربلا» که مسئولیت این هجوم را به عهده داشتند، برنامهریزی کردند و در یک لحظه معین با رمز «یا زهرا (س)» که نشان داده شده، همه با هم حرکت کردند و این سد غیرقابل نفوذ را شکستند، موانع را به کنار زدند، سیمهای خاردار را پاره کردند، سنگرها را تصرف کردند و قبل از این که دشمن بخواهد آماده دفاع شود، این نیروهای عظیم در داخل نخلستانها به طرف جلو حرکت کردند و پشت سرشان نیروهای سنگین، بولدوزر، لودر و تانک از آب عبور کرد و اینها را برای زدن خاکریز تحت حمایت گرفت. وقتی چهار ساعت از شب رفت و هوا میخواهد روشن شود، اینها خاکریزهای دشمن را فتح کرده بودند و پشت خاکریزهای دشمن با دشمن میجنگیدند.
حالا دنیای استکباری، آنهایی که مغز نظامی هستند، آنهایی که فکر میکنند دانشکده جنگ و انواع جنگها را دیدهاند، بیایند قضاوت کنند؛ البته بعضیهایشان مجبور شدند اظهار تعجب کنند. آن شقیترینشان هم اعتراف کرد که ایران قدرت عجیبی را از خودش نشان داده است. واقعاً هم نیروهای ایران قدرت عجیبی دارند. با این قدرتی که امروز نیروهای اسلام نشان دادند، این خط را شکستند. این خط مثل خط «بارلو» [۱] و «ماژینو» [۲] نبود، خیلی نیرومندتر بود! و وسیله شکستن هم مساوی نبود. نیروها پیاده و آن هم همین «راهیان کربلا»؛ اینها کسانی هستند که در کارخانهها کارگر هستند و یا در مزرعهها بیل میزنند و یا در مدرسهها درس میخوانند و یا دانشجو هستند و یا طلبهاند و کسانی نیستند که دورههای جنگِ آن جوری [دوره و تعلیم] دیده باشند، یا از نیروهای متخصص کمک گرفته باشند. اما این نیروها، با آموزشی که برای جنگ در نخلستان و عبور از آب دیده بودند و در شرایطی که همیشه در استتار بودند (چون دشمن نمیبایست این مسائل را میفهمید)، از این سد عظیم و آن قدرت جهنمی که اینها ترسیم کرده بودند، عبور کردند. با وجود این سد و قدرت این رادارها و ماهوارهها، پیروزی ما آنقدر برای دشمن غیرقابل تصور بود که بعد از سه چهار روز آمریکاییها چون فکر نمیکردند در محاسبهشان چنین توفیقی برای ما پیش بیاید، حاضر به اعتراف واقعیتها نبودند. فکر میکردند شاید اینها شکست خوردند و برگشتند! اصلاً نپذیریم که ماهوارهمان کور شده است! امیدوار بودند که چنین وضعی پیش بیاید! این اهمیت عملیات بود. حالا قسمت بعدش: وقتی نیروهای زرهی دشمن میآید، ما نیروی زرهیمان آن طرف نبود، نیروی پیادهمان آن طرف بود. تعداد کمی تانک عبور دادیم، تانکهای دشمن را گرفتیم و نیروی پیاده در مقابل قویترین نیروهای زرهی دشمن قرار گرفت. لشکرهایی که اینها را معمولاً پشت خط، همیشه قوی و نیرومند، آماده نگه میدارند برای چنین لحظاتی، همه آمدند و یکی پس از دیگری در مقابل نیروهای پیاده ما شکست خوردند و یا مضمحل شدند.
و اما آثار قضیه و آثار سیاسی و مسائلی که اینجا هست: خود زمان اولا، برای ما انتخابی بود؛ یعنی زمان تحمیلی برای ما نبود. با شرایطی که پیش آورده بودند (مسأله نفت و آن فشاری که قبلاً روی خارک و خطوط نفتی ما وارد آورده بودند و بعد تهاجمی که در اوپک کردند و همکاری مزورانه و خائنانه بعضی از اعضای اوپک با قدرتهای صنعتی تا از طریق پایینآوردن قیمت نفت، کمر کشورهای اسلامی را بشکنند. تهاجم شدیدی که شروع کرده بودند) این زمان برای ما مهم بود. مسأله دیگر، انتخاب زمان این حمله با توجه به مکان حمله بود. این حمله اگر مثلاً در غرب یا مقابل بغداد میشد، این معنا را نداشت. معنای این حمله با توجه به زمان، همین بود که همین جا بشود. اگر ۵ کیلومتر هم بالاتر میشد یا ۱۰۰ کیلومتر آن طرفتر میشد، این معنا را نداشت، معنای حمله همین جا بود.
انتخاب زمان برای ما به خاطر این بود که در مقابل این تهاجمی که از سوی دشمنان علیه اسلام و مسلمین و کشورهای ضعیف شروع شده، ما یک قدرتی نشان بدهیم تا برای مبارزاتی که از همین حالا باید شروع کنیم و برای شکستن این توطئه عمیق استکبار جهانی که قصدش ضربه زدن اقتصادی به کشورها و ضرب شست نشان دادن به ملتهاست، پشتوانه روحی باشد. ما این حرکت را از لحاظ زمان انجام دادیم. یک قسمتی از آن هم مربوط به [ایام] والفجر بود که همراهی رزمندگانمان با ملتمان بود.
اما از لحاظ مکان، انتخاب این مکان بسیار معنا دارد. اولین معنای آن مسأله شطالعرب است. شما میدانید بهانه شروع جنگ، شطالعرب بود. اختلاف اساسی عراق با ایران مسأله شطالعرب بود.
شطالعرب از سوژههای آغاز جنگ است و معنای این انتخاب این است که همین جا باید توی سر صدام بخورد و آنچه که وسیله شروع جنگ بوده، باید وسیله شکست متجاوز هم باشد. این مکان، سمبلیک انتخاب شد. دلیل دوم این انتخاب، شرارتهای اخیر عراق در خارک بود. مناسبترین نقطه ضربه متقابل برای اینها همین نقطه بود که حالا با تکمیل عملیات، مطلب بهتر روشن میشود. آنجایی که باید به اینها ضربه میزدند که جواب خارک باشد اینجا است و شروع شده است؛ و مسأله سوم، خلیج فارس بود. اینها دو، سه سال است که دارند در خلیج فارس شرارت میکنند و عامل شرارت، همکاری نیروی دریایی و نیروی هوایی عراق است.
نیروی دریایی عراق با تکمیل این عملیات دستش به طور کلی از دریا قطع میشود. عراق دو معبر برای ورود به دریا دارد: یکی شطالعرب است (اروندرود که از طریق بندر بصره به فاو میآمدند که یک طرف آن ما بودیم. این به خاطر جنگ بسته شده است و از آن استفاده نمیشود)، معبر دوم آنها خور عبدالله است (که اخیراً لایروبی کردهاند، قبلاً فعال نبوده است) که به امالقصر منتهی میشود. از امالقصر، از این آبراه بیرون میآیند و وارد دریا میشوند. ما حالا در لبه خور عبدالله رفتیم، یعنی حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلومتر در ساحل خورعبدالله، ما هستیم. طبیعی است وقتی که ما در ساحل خور عبدالله باشیم، کشتی عراق در مقابل گلوله توپ و تانک و موشک ما نمیتواند از آنجا عبور کند. ممکن است الان دزدانه، شبها یک قایقی عبور کند، اما این استفاده از دریا محسوب نمیشود که جلوی این را هم خواهیم گرفت و در آینده به طور کلی دست عراق از دریا قطع خواهد شد و قطع شدن دست یک کشور از دریا خیلی مهم است (الان ملت ما روی این مسأله توجیه نشدهاند که ارزش آن را بدانند). عراق تنها راهی که به دنیای آزاد-به بیرون از خودش-دارد و مستقل است، همین جاست؛ همین تنگه است.
از جنوب باید از کشورهای همجوار یعنی کویت یا عربستان استفاده کند. از غرب باید از اردن، سوریه، اسرائیل، لبنان و غیره بگذرد تا خودش را به جایی برساند. از شمال باید از ترکیه عبور کند. از شرق هم که ما هستیم. عراق در این وسط حبس است و تنها جایی که به محیط آزاد بیرون و آبهای بینالمللی راه دارد، همین جاست و عمده سرمایهگذاری نفتی عراق هم اینجا بوده است. اسکله اصلی او اینجا بوده که روزانه با ظرفیت ۳/۵ میلیون بشکه نفت از اینجا استفاده میکرد. شما مانور نیروهای دریایی خود ما را دیدید. چقدر نیرو هست، چه چیزهایی آنجا وجود دارد. با این همه سرمایهگذاری که عراق در نیروی دریایی کرده (الان گوشه امالقصر در انتهای خورعبدالله اینها محبوس هستند که حالا معلوم نیست چه به سر آنها خواهد آمد!) نیروی دریایی آنها پوسیده است و چیزی نیست، تمام اینها از بین رفته است.
عراق در دریا منافع خیلی زیادی دارد. عراق در شمال خلیج فارس شرارت میکرد. کشتیهایش که آنجا حرکت میکردند، کشورهای خلیجی خیلی از نیروی دریایی عراق میترسیدند. البته نیروی هوایی هنوز میتواند پرواز کند و روی آب بیاید که یک فکری هم برای آن خواهیم کرد! از فضای کشورهای مجاور ممکن است استفاده کند و گاهی هم میکند که باید برای آن هم فکری بکنیم! اما از روی زمین، رابطه عراق با دریا به طور کلی قطع شده و هیچ نقطهای از مرز ترکیه تا «فاو» وجود ندارد که این ارزش را برای جنگ داشته باشد. یکی از شرارتهایی که عراقیها میکردند، موشکهایی بود که در همین جا مستقر کرده بودند. موشک ساحل به دریا که برد آن حدود ۹۰ کیلومتر بود، موشکهایی که تا ۹۰ کیلومتر در دریا میتوانستند کشتیها و سکوهای نفتی را بزنند. این موشکها یک قسمتی به دست ما افتاد و یک قسمتی از آن را هم بردند و الان به کلی دیگر اینها از این سرمایهگذاری محروم شدهاند. برای استفاده کردن از این موشکها دیگر راه ندارند، مگر این که بروند از خاک کشورهای دیگر استفاده کنند که آن حساب دیگری پیدا میکند. اگر پیدا کردند، آنها با ما داخل در جنگ تلقی میشوند و آن بحث دیگری میشود. بنابراین، شراراتی که در دریا میکردند (غیر از نیروی هواییشان)، الان به کلی قطع شده است و تصرف پایگاههای موشکی، اسرار اینها را برای ما افشا کرد و دولتهای دیگری هم پیش ما شرمنده شدند! این هم مسأله دیگری بود که در اینجا اتفاق افتاد. آنها خیال میکردند چون اینجا جای امنی است، لذا سرمایهگذاری کرده بودند! مسأله دیگری که در انتخاب مکان برای ما مهم بود، همسایههای جنوب خلیج بودند. خوب! اینها از اول به عراق پول دادند، بندر دادند، اطلاعات دادند، تبلیغات کردند، هنوز هم دارند میکنند و ما همیشه به اینها نصیحت کردهایم که: این کارها را نکنید، شما همسایه ما هم هستید! از این عروبت، این تعصب جاهلی کفرآمیز عروبت و تقدم عروبت بر اسلام دست بردارید! شما مسلمان هستید، «الاعراب اشد کفراَ و نفاقاَ» نباشید! بیایید اسلام را اصل قرار بدهید! گوش نکردند. تا به حال هم شرارت کردند، همین حالا هم خیلیهایشان پررویی کردند و [حمله ما را] محکوم کردند و از این چیزها! حالا مسائل لفظی را ما یک روز ممکن است ببخشیم، اما در مسائل عملی، حرف وجود دارد. اخطارهای ما برای اینها بیمعنا بود. اینها به خیالشان با این سدی که عراق در مقابل ما دارد و نیروی عراق حایل است، یک احساس امنیتی میکردند. لازم بود ما با اینها همسایه بشویم! لازم بود که یک قدری چشمشان در چشم ما بیفتد! سربازهای ما را از آن طرف آب ببینند که آنجا هستند! و لذا این کار را کردیم. حالا باید آنها روی خودشان حساب کنند، این برای ما در این عملیات یک اصل بود. ما روی این محاسبه کردیم و بر روی این نقطه سرمایهگذاری کردیم، به خاطر این که به اینها یک اخطار و یک نصیحت بکنیم که حالا دیگر دست بردارید! الان دیگر جمهوری اسلامی نمیپذیرد که در بندرهای شما دائماَ کشتیهای حامل امکانات جنگی عراق پهلو بگیرند! و نمیپذیرد که جادههای شما بخواهد برای تقویت نیروهای نظامی عراق استفاده بشود! و نمیپذیرد که لولههای نفت عراق بیاید از کشور شما عبور کند و ضربه به اوپک بزند! و نمیپذیرد که لولههای گاز عراق در آنجا بیاید و شما به خاطر گاز عراق ارز به او بدهید! میتوانید از جاهای دیگر هم بگیرید و خودتان هم دارید، و نمیپذیرد که رادیو تلویزیون شما و فضای شما در اختیار دشمن خونریزی مثل صدامیان باشد! اینها را دیگر ما نمیپذیریم!
و هنوز اینها خیلی باورشان نشده است. دروغهایی که صدام گفته، حتی اینها را هم فریب داده است. خیال میکنند عراق راست میگوید که دارد حمله میکند و ما را از آنجا بیرون میکند! هنوز به این امید هستند! بگذار اینها مأیوس بشوند و مطلب روشن بشود که همسایه جدیدی دارند و این همسایه اینجا فعلاً ماندنی است و تا صدام و حزب بعث آنجا هست و تا مردم عراق آنجا مسلط نشدهاند، این همسایه هست! به هر حال ما مایلیم که همسایههای خوب و نجیب و مهربانی برای اینها باشیم، بنا داریم که همسایههای مسلمانی باشیم.
ما با هم دریا و خلیج فارس را باید اداره کنیم و امنیت آن را حفظ کنیم. عراق چند کیلومتر در اینجا ساحل دارد. ما سرتاسر اینجا هستیم و شما منطقه وسیعی از اینجا را دارید، وقتی که مردم عراق بر عراق حاکم باشند، همه با هم هستیم و تا آن مردم نیستند، ما با شما همکاری میکنیم و دریا را امن نگه میداریم، ولی اگر امن نگه داشته نشود، بعداً دیگر گله ندارد، خودتان فکر کنید!
اینجا دیگر نمیشود جنایت نفتی بکنید! یعنی از این به بعد باید مواظب باشید و مصالح مردمتان، اسلام و نسلهای آینده را با هم حفظ کنید! حالا که جمهوری اسلامی با شما همکاری میکند، اگر شما بیایید نفت را از ۳۴ دلار به ۲۸ دلار و بعد هم به ۱۸ دلار و کمتر برسانید، این دیگر نمیشود! باید با هم بنشینیم، همکاری کنیم و با هم منافع مردم خودمان و ملتها را حفظ کنیم و با استکبار مبارزه کنیم که این کار را با هم میکنیم.
مسأله دیگر در انتخاب مکان این بود که اینجا از لحاظ نظامی بهترین جا برای ضربه زدن به نیروهای نظامی عراق است. همان طوری که در فیلمها دیدید، حدود ۵۰-۶۰ کیلومتر در کناره اروندرود منطقه عملیاتی بوده. یک منطقه باریکی است کنار اروندرود که ما این طرف اروندرود هستیم و بیش از پانصد قبضه توپ متمرکز کردهایم که در طول این ۵۰ کیلومتر، در تمام این مسیر، نیروهای ما با توپ میتوانند نیروهای عراقی را بزنند و عبور اینها تا میدان جنگ، تا آن نقطه درگیری بسیار بسیار مشکل است.
یک لشکری که از بصره بخواهد به فاو بیاید، در این مسیر، متکی به راه و جاده هم هستند و فعلاً که فصل باران است، از بیابان نمیتوانند استفاده کنند، چون گِلزار است، توی گل فرو میروند، لذا باید روی جاده باشند و عبور اینها در این جادهها، محلی است که ماشین جنگی عراق را میتوانیم از کار بیندازیم.
آن نقطهای را که میخواستیم، در همان نقطه ایستادهایم و فعلاً همین است تا بعداً تصمیم دیگری خواهیم گرفت و لذا در این مرحله هدف ما تا همین نقاطی بود که رسیدیم و در آن مستقر هستیم و میدانیم چه باید بکنیم. شما یا باید جلو نیایید، یا نه! اگر بخواهید جلو بیایید، در طول ۵۰ کیلومتر باید گلولههای توپ رزمندگان اسلام را تحمل کنید! و وقتی با این شکل به نیروهای ما برسید، دیگر فکر نمیکنم توانایی جنگ داشته باشید! اگر هم چنانچه برسید، آن موقع مثل سایر تانکها در این جا نابود میشوید.
در این فاصله سه، چهار روز اول عملیات والفجر ۸ که هنوز نیروهای ما مستقر و مستحکم نشده بودند و فقط نیروهای پیشرو ما در خط مقدم میجنگیدند، بهترین لشکرهای عراق آمدند: لشکر گارد ریاست جمهوری که قویترین لشکر عراق بود، لشکر ۱۰ زرهی، لشکر ۶ و خیلی از این لشکرها که همیشه در عملیات میآمدند و سینه سپر میکردند، آمدند و قسمت عمدهشان نابود شدند، یا لطمات زیادی خوردند و فرار کردند.
اینجا از لحاظ مکانی بهترین جایی است که برای یک مدت طولانی میشود اینها را تضعیف کرد. برای نیروی هوایی عراق که نقطه قوت و تکیهگاه عراقیها بود، منطقه عملیات والفجر ۸ یک قتلگاه شد. این رقمی که تا دیشب به شما دادند که ۴۵ فروند هواپیمای عراقی را ساقط کردهایم، قطعی است؛ یعنی این حداقل مطمئن است و احتمال دارد که بیش از اینها بوده باشد؛ چون در این منطقه عملیاتی ما بیش از ۲۰۰ توپ ضدهوایی داریم که وقتی هواپیماهای عراقی میآیند، شروع میکنند به پرتاب گلوله به طرف آنها و این گلولههای توپ اگر به هواپیما بخورند و آن را دچار حادثه و زخمی کنند و در این حال هواپیما برگردد، کسی متوجه نمیشود. فقط این قسمتهایی که متوجه میشویم، آن قسمتی است که از موشک یا سیستم رادار استفاده شود؛ چون در صفحه رادار دیده میشود که هواپیما آتش گرفته، موشک خورده است. از این گذشته، شنود ما حرکت هواپیماها را از پایگاهها میگیرند، خبر میدهد که ۵ تا هواپیما آمد، ولی ۴ تا برگشت؛ یعنی این دو تا قضیه باید با هم تطبیق کند. مکالمه هواپیما هم با برج کنترلِ خود باید تطبیق بکند. وقتی که این سه فاکتور با هم منطبق شدند، آن وقت اعلام میکنیم که ما یک هواپیما را زدیم. بنابراین تحقیقاً سرنگونی این ۴۵ هواپیما قدر مسلم است. البته ۷ فروند هم هلیکوپتر از دشمن ساقط شده و امروز هم تا این ساعت که به من اطلاع دادند، از صبح تا به حال ۵ فروند از هواپیماهای دیگر متجاوزین عراقی را نیروهای اسلام ساقط کردهاند.
بنابراین تا این مرحله از این عملیات که هنوز آغاز آن است، خساراتی به ۵۰ فروند هواپیما و خلباناش وارد شده است. تا دو روز پیش آماری گرفته بودند که در حدود ۷۰۰ دستگاه تانک و نفربر از نیروهای صدامی را قوای اسلام منهدم کرده یا به غنیمت گرفتهاند. ۷۰۰ دستگاه تانک و نفربر؛ یعنی موجودی یک ارتش قوی! حالا عراق الان بیشتر از اینها دارد؛ اما رقم خیلی بزرگ است. توپهای غنیمتی و چیزهای دیگری که در اینجا گرفتیم و مهماتی که در این جا گرفته شده، به اندازه مهمات یک عملیات خیلی بزرگ است که بعداً اگر بخواهیم عملیاتی انجام بدهیم، از آنها استفاده خواهیم کرد. لذا این همه مهمات، رقم قابل توجهی است. آینده عراق در همین جا باید تعیین شود؛ یعنی اگر بنا باشد مسائل عراق حل شود، در همین جا است و دو راه بیشتر نیست: یا باید ارتش عراق مرتب بیاید به طرف نیروی ما و در این جا با ما بجنگند که خوب! سرنوشتشان همین است، یعنی نابود شدن؛ و یا باید اینجا را ول کنند! اگر هم اینجا را ول کنند که خوب! ما هم همین را میخواستیم؛ چون ما میخواهیم اینجا بمانیم و دست عراق را از دریا قطع بکنیم و آن برنامههای دیگری هم که اشاره کردم، اینجا اجرا کنیم. عملیات والفجر ۸ به اهداف خودش که تا این مرحله با دقت ترسیم شده، رسیده است و مراحل بعد، بعداً آغاز میشود و ان شاء الله آثارش را بعداً خواهیم دید. یکی دیگر از ادله انتخاب این نقطه، این بود که در اینجا مردم غیرنظامی نبودند، چون یکی از مشکلات ما در جنگ این است که در آنجایی که میخواهیم وارد بشویم، اگر مردم غیرنظامی باشند، اینها صدمه میبینند. بصره برای ما دورتر از فاو نیست. برای رفتن به بصره هم همین امکانات وجود دارد، اما در بصره بیش از یک میلیون آدم زندگی میکنند و ما ترجیح میدهیم که مردم عراق را حفظ کنیم. ترجیح میدهیم که این مردم بمانند. دلمان میخواهد مثل همین اسرایی که حالا میبینید در اینجا آمدهاند و التماس میکنند که ما را هم بفرستید علیه صدام بجنگیم! مردم عراق را یک روز اینجوری ببینیم. بنابراین برای ما بصره هدف مهم استراتژیکی است؛ اما مردم بصره برای ما فعلاً یک مانعی هستند و حال آن که در فاو آدم غیرنظامی نبود و خونی از دماغ یک غیرنظامی ریخته نشد. چون این منطقه سر تا پا نظامی بود و این مسأله از نظر انتخاب محل برای ما یک دلیل عمده دارد. از دستاوردهای مهم عملیات والفجر ۸، تمرین هماهنگی مجموعه نیروهای وارد در جنگ بود. من به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع شهادت میدهم - که این مسائل را باید بدانید -که نیروی رزمنده شما و نیروهای پشتیبانی کننده شما آنچنان در این عملیات هماهنگ رفتار کردند، مثل یک ساعت که تمام دندهها، عقربهها و وسایل دیگرش هماهنگ با هم کار میکنند، اینجوری در میدان جنگ عمل کردند.
سپاه پاسداران انقلاب، این نهاد بسیار مقدس و نیروهای مردمی، بسیج مستضعفین راهیان کربلا، نیروی زمینی [ارتش] با همه امکاناتش و نیروی هوایی [ارتش] که نقش بسیار حساسی را ایفا کرد و این روزها نشان دادکه قدرت رزمی نیروی هوایی ما بسیار بیشتر از قدرت نیروی هوایی عراقیها در ضربه زدن واقعی است، چون آنها ممکن است روزی ۳۰۰ تا پرواز هم بکنند، اما میدانیم که از ۳۰۰ پروازی که میکنند، ۲۹۰ تا از اینها بمبهای خودشان را در بیابانها و یا در آب میریزند و برمیگردند و ممکن است ۱۰ تایشان بتوانند کار بکنند! اما اگر ما روزی ۵۰ پرواز داشته باشیم، هر ۵۰ پرواز بمبهایشان را به هدف میزنند و آنها را در آن جاهایی که مأموریت دارند، میریزند. پدافند هوایی ما با ابتکاراتی که کرده، جلو هواپیماهای مجهز به امکانات تشعشعیشان را که فرانسه در اختیارشان گذاشته که بتوانند رادارهای ما را از کار بیندازند، گرفته و با ابتکاراتشان آن وسایل پیشرفته را کور کردهاند.
این صحنههای اسقاط هواپیماها اکثرشان مال اینهاست. نیروی دریایی با همه امکاناتی که در آنجا میشود به کار برد، عملیات را پشتیبانی میکند و هوانیروز و این هلیکوپترهای «کبرا» با موشکهای «تاو» آنچنان در صحنه عمل فعالند که وقتی در صحنه عملیات ظاهر میشوند، دشمن از ترس روی خاک میخوابد. این هلیکوپترها از روی زمین پرواز میکنند و دشمن را درو میکنند! اما در مورد امکانات پشت جبهه که خودتان مردم را میبینید چگونه دارند تدارکات جنگ را اداره میکنند و دستگاه بهداری، پزشکها، پرستارها و امکانات ترابری که مجروحان را به بیمارستانها و آسایشگاهها میرسانند، انصافاً فداکارانه مثل سرباز دارند عمل میکند و آنقدر وظایف همه در محل خودش خوب انجام میگیرد که انسان لذت میبرد.
مهندسی رزمی که قسمت عمدهاش به دوش جهاد سازندگی است، دوش به دوش رزمندههای ما و همراه نیروهای مسلح جلو میرود و خاکریز درست میکند و بچهها را حفظ میکند و سنگر پیشساخته را در آنجا مستقر میکند و نیروها را از آب عبور میدهد و پل میزند و امکانات فنی دیگر را در اختیار رزمندگان قرار میدهد. تمام امکاناتی که برای عبور از آب لازم بود، اینها با نهایت فداکاری فراهم کردند که الان استفاده میشود.
از طرفی، دولت همه امکانات مربوط به جنگ را در اختیار جنگ گذاشته و وزارتخانههای مربوط، هر یک به سهم خودشان در اینجا حاضرند. امروز ممکن است ما به اندازه کافی به تمام پروژههایمان پول نتوانیم بدهیم؛ اما دولت حتی از بانک استقراض میکند و خرج جنگ را به خوبی میپردازد. هر چه که برای عملیات لازم بوده، و هر کس که یک وظیفهای به عهده داشته، به خوبی دارد انجام میدهد.
این هماهنگی که بین ارتش و سپاه و بسیج و نیروهای امدادگر و مردم به وجود آمده است، مجموعه بسیار نیرومندی است که ما این انتظار را از آنها داریم.
دستاورد دیگر و از عوامل مهم پیروزی ما، حضور فعال روحانیت در این جنگ بود. چند روز قبل از عملیات، عده زیادی از طلاب قم و سراسر کشور به عنوان یک گردان رزمنده حرکت کردند و اینها با همان عمامههای سیاه و سفید خودشان و با لباس بسیجی، اسلحه به دوش و آر.پی.جی و تفنگ به دست در خطوط مقدم همراه رزمندهها، حتی با تانکها و بولدوزرها، مثل همه جنگیدند. شهدای ما در میدان جنگ شهادت میدهند که روحانیت به نسبت افرادش و اعضای خودش بیشتر از سایر قشرها در این جنگ شریک بود. البته حقش هم همین بود و باید هم همین طور باشد؛ چون روحانیت همیشه رهبری این مبارزه را بر دوش داشته، در جنگ هم باید مثل دیگران باشد و این حرکت دیروز (زدن هواپیمای مسافربری توسط جنگندههای رژیم صدام جنایتکار) خون شهدای نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شهدای دستگاه قضایی، شهدای روحانیت مبارز و شهدای دیگر را با هم و با شهدای دیگر مخلوط کرد و این از دستاوردهای بسیار خوب این جنگ بود. آرزو داریم که روحانیت همیشه در میدانهای کارزار پیشاپیش مردم حرکت بکند.
از دستاوردهای دیگر این پیروزی، رسوایی عجیب دستگاه تبلیغاتی دنیا و خود صدام بود.
عفلقیها در این عملیات خیلی دروغ گفتند. اینها در عمرشان اینقدر دروغ نگفته بودند! از اولین روز پیروزی تا حالا هرچه اطلاعیه دادهاند، بدون شک ۹۹ درصدش دروغ بوده و حالا عرض میکنم که چطور این دورغها را میگویند: اینها که ۱۰-۱۲ روز از عملیات گذشته و ۸۰۰ کیلومتر [مربع] از خاکشان در اختیار جمهوری اسلامی است، هنوز قبول نکردهاند که ما در این مناطق اعلان شده هستیم. این مسأله را درست قبول نکردهاند و فقط با کنایه اعلان کرده و رد شدهاند. در «امالرصاص» یک کلاهی به سر این «ماهر عبدالرشید» [۱] رفت که از نادانی باید واقعاً اسمش را «جاهل ابول» بگذاریم! خیال کرد که آنجا منطقه اصلی جنگ است و ۴۸ ساعت بلاتکلیف ماندند و نفهمیدند که نیروهایشان را باید به کجا ببرند! وقتی فهمیدند از کجا ضربه خوردهاند، که دیگر دیر شده بود و متوجه شدند که نیروهای ما پشت خاکریزها مستحکم ایستادهاند.
چقدر اینها در مورد جزیره مجنون دروغ گفتند! در روزهای گذشته گفتند: ما در جزیره مجنون، ۴-۵ هزار و گاهی گفتند ۲۵ هزار ایرانی را کشتیم و جزیره مجنون را گرفتیم! لذا ما به این خبرنگارهایی که رفته بودند فاو که آن مناطق آزاد شده را ببینند، گفتیم شما بروید جزیره را ببینید! خبرنگارها گفتند: ما میدانیم عراقیها دروغ میگویند، دیگر ما را زحمت ندهید تا به آنجا برویم! یک قدم اینها پیش نیامدند، ولی ادعا کردند جزیره را گرفتیم و چه کار کردیم و چند هزار نفر را کشتیم!
در این عملیات، ما تعدادی شهید داشتیم، ولی من عرض میکنم با مقیاسی که نیرو در این مرحله از جنگ وارد کردیم، در طول جنگ تا امروز هیچ عملیاتی کمتر از این عملیات اخیر تلفات نداشتهایم. تعداد شهدای ما بسیار کماند که شما خودتان میبینید. در استانهایی که چند لشکرش در این عملیات شرکت کردند، میگویند مثلاً ۱۰ تا ۱۵ تا، ۲۰ تا ۴۰ تا شهید را تشییع کردند و این شهدایی که ما داریم، همینهایی هستند که تشییعشان کردند. عراق در این عملیات غیر از یک نقطه که ۱۵ تا اسیر از ما گرفته یا نگرفته که من نمیدانم! چیزی به دست نیاورده است، ولی آنچنان ضربه خوردهاند که حتی جنازههای خودشان را نتوانستند عبور بدهند. اینقدر دروغ گفتند و میگویند، هر روز میگویند: ما ۶۰-۷۰ فروند کشتی از ایران را زدیم! من نمیدانم این کشتیها را جمهوری اسلامی از کجا میآورده است؟! خوب! شما چهار سال است که این کشتیها را با این ارقام که اعلام میکنید، میزنید! این تعداد کشتی برای جمهوری اسلامی از کجا آمده و کجا هستند؟! هر روز میگویند ما رفتیم چندین فروند هواپیما را ساقط کردیم، اینقدر آدم کشتیم، ۷ تا پل ویران کردیم! اینها گزارشهای دروغی است که فرماندهان صدام به او میگویند و صدام هم به ملتش دروغ میگوید و مجموعهشان به حامیانشان دروغ میگویند. عجب این است که این حامیان را هم توانستهاند خام نگهدارند! ماهواره آمریکایی دروغ میگوید، اطلاعات انگلیسی دروغ میگوید، جاسوسهایشان دروغ میگویند، همه دروغ میگویند؛ برای این که این نیمهجان را بتوانند تا دو سه روز دیگر نگهدارند، شاید یک فرجی از این ستون تا آن ستون برایشان پیدا بشود! همه گرفتار این دروغگوییها شدهاند.
ما در ملت خومان این مسأله را داریم میبینیم. امروز دیگر نمیشود یک چیزی را از مردم مخفی نگاه داشت. ما اگر مخفی بکنیم، در رادیوهای بیگانه میگویند، رزمندههایی که خودشان در جبهه هستند، میآیند و حقایق را بیان میکنند. مگر میشود چیزی را مخفی کرد؟ امروز مخفی کنیم، فردا روشن میشود.
عراق هم همین وضع را دارد. بالاخره اینها که در میدان هستند میفهمند، خانوادههای اینها که میفهمند، بیمارستانها که میفهمند، پرستارها میفهمند، دکترها میفهمند، ماهوارهها که میفهمند! چند تا رادیو عربی دارد علیه عراق حرف میزند: لیبی میگوید، سوریه میگوید، رادیو عربی خودمان میگوید، تلویزیون ما فیلمها را نشان میدهد. در خلیج فارس و خیلی از قسمتهای عراق این فیلم را میگیرند و میبینند. اینقدر یک آدم دروغ بگوید!
کسی که فکر میکند میخواهد یک ماه با مردم کار بکند، نباید اینقدر دروغ بگوید. دروغگویی و رسوایی که در این عملیات اخیر اینها پیش آوردند، از دستاوردهای بسیار مهم این جنگ بود. البته این هنوز اول کار است. من به برادران و خواهرانمان و به ملتمان و رزمندگان و به آنهایی که تعلیم دیدهاند، عرض میکنم که ما باید همین گونه که این چند ماه اخیر محیط کشورمان را جنگی کرده بودیم، همین گونه جنگی و آماده نگاه بداریم.
این لشکرهای احتیاط قدس که دارند [به جبهه] میروند، جوانهایی که دوره دیدهاند و میدان دیدهاند و گوششان از صدای گلوله میدان پر است و به میدان رزم عادت کردهاند، در این لشکرها متشکل بشوند و بروند در جبههها حاضر باشند. ما این طوری حمله نمیکنیم که حالا هر چند وقت چند تا از سربازان عراقی را بکشیم؛ این جزو خواستههای ما نیست. شما باید در جبههها حضور داشته باشید. لشکرها مثل قبل از عملیات والفجر ۸ باید آماده باشند. امکانات باید آماده باشد. ما الان از سراسر جبهه از پیرانشهر تا فاو، سراسر این قسمت را شناسایی کردهایم و طرح و برنامه داریم. هر جا که لازم دیدیم و فکر کردیم مفید است که ضربهای بزنیم تا یکی از رگهای حیات اینها را قطع کنیم، باید در آنجا حضور داشته باشیم و عمل کنیم و این بستگی به حضور شما نیروهای مردمی در جبههها دارد که باید حضورتان را حفظ کنید.
به کادرهای سپاه عرض میکنم: برادران سپاهی که در سراسر کشور هستند! آنهایی که قدرت فرماندهی دارند و قدرت مدیریت در واحدهای کوچکتر، دستهها، گروهانها و گردانها دارند، خودشان را به سپاه معرفی کنند که ما آماده باشیم - ان شاء الله - اگر خداوند تقدیر کرده باشد و ما لایق این باشیم که پرچم اسلام را در عراق به اهتزاز دربیاوریم، شما وسیله اهتزاز این پرچم در خاک مقدس عراق و ب
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران, رزمندگان ایران, کشورهای حامی صدام
حاکم زمان: امام خمینی (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
